کتاب با گفتن از سرگذشت اخوان و ایجاد زمینهای برای دریافت موقعیت روحی شاعر در زمان سرایش اشعار خود، بنای مناسبی را پایه میگذارد. اشارات به اشعار و شرح و بسط آنها بسیار مختصر است، طوری که در ذوق علاقهمندان اخوان میخورد که به هوای درک بیشتر از شعر او کتاب را خوانده و هر چه کمتر از مفاهیم و اشارات اخوان را دریافتهاند. در ابتدای فصل سوم کتاب (رهیافت معنایی)، نویسنده رو به اضافهگویی میآورد و میخواهد بگوید که یکسری لاطائلات بیاهمیت در رشتهی ادبیات را از بر است. کوچکترین جذابیت و حتّا اهمیتی ندارد. میخواهد معنا و مفهوم در اشعار را (آن هم در مقیاس بسیار کوچک) بیان کند، اما حتماً مایل است که گزافهگویی در باب مفهوم و چگونگی رسیدن به معنا و چه و چه را هم حتماً در رسالهاش داشته باشد. اینجاست که کاملاً عیان میشود که آنچه میخوانید کتابی از «سرگذشت و شعر اخوان» نیست، بلکه یک رسالهی دکتراست که شعر اخوان بهانهی نوشتنش شده. اما در فصل پایانی به بررسی انواع قافیهها در شعر اخوان میپردازد که -هر چند اندک- اما خواندنیست و صد البته که جای مقایسهی با اشعار دیگران در این مبحث بسیار خالی ست. در کل بنظرم حتا برای یک رسالهی دکترا هم مورد چندان شاخصی نبوده که حالا کتاب هم شده است!!
بدترین کتاب نقدی که خوندم نویسنده تماما سعی در تخریب اشعار شاعر داره و تمام کارهای ادبی اخوان رو فاقد ارزش ادبی معرفی کرده اگر اشعار اخوان درانتهای کتاب بود کتاب رو دور می انداختم