وارث خاموشی یک رمان پلیسی-جنایی روانشناسانه است. سرگرد یونس بازرگان، مرد تنهایی که هیچ چیز از گذشته خانوادهاش نمیداند و با خوابهایی مشوش و پروندههایی سخت روزگارش را میگذراند. همراه با یک زن که کارآگاه دلباخته اوست، لیلی که در یک کتابفروشی کار میکند و مرد نه جرأت دارد از علاقهاش به او بگوید و نه اینکه شغل اصلیاش چیست. و البته در کنار اینها یک دستیار کارآگاه، دو جنایت مرموز، شخصیتهایی پیوسته به داستان اصلی و پیچیدگی کافی. داستان وارث خاموشی بخش به بخش براساس یک شخصیت پیش میرود. گرچه راوی داستان دانای کل است اما هربار سراغ یکی از شخصیتها رفته و با مشخص کردن اسم او همراه با تاریخ و ساعت مورد نظر بخشی از وجوه داستان را باز میکند و به پیش میبرد. حتی بخشهایی به شرح حال قاتل میپردازد.
علاوه بر ژانر کتاب که برای علاقمندان به داستانهای پلیسی میتواند جذاب باشد، دو ویژگی دیگر هم کتاب را خواندنی میکند. اولی انتخاب شهری به غیر از تهران است. سمنان به عنوان شهر وقوع ماجراها با هویت مشخص و ویژگیهای آن منطقه در داستان حضور جدی دارد. علاوه بر اینکه حتما اسامی خیابانها و مناطق ذکر شده برای اهالی همان منطقه جذابیتهای خاص خودش را دارد، برای خوانندگان پایتختنشین هم ویژگیها و تفاوتهای جالبی را از نقاط دیگر ایران آشکار میکند. خصوصیاتی که کمتر در داستانهای ایرانی نمود دارد و نشانگر گوناگونی تجربههای اقلیمی-زیستی در جای جای ایران است. دومین ویژگی موضوع اصلی داستان است که جنایتها حول محور آن انجام میشود. گرچه آشکار کردن این موضوع ممکن است کمی از بار معمایی داستان بکاهد اما وقتی پای قتل یک دکتر زنان و زایمان درمیان باشد به احتمال زیاد پای سقط جنین درمیان است و موضوع سقط جنین و عدم وجود راههای قانونی، موضوع اجتماعی خوبی برای بیان است. وارث خاموشی یک داستان جنایی است که به طور ملموسی فضای این دوران و مشکلات اجتماعی روزگار ما را بیان میکند، هرچند نویسنده -شاید به طنز- در ابتدای کتاب نوشته است: هرگونه تشابه اسمی با واقعیت به کلی تصادفی است.
کارگاه یونس بازرگان که به تازگی پرونده سرقت طلافروشی رو به پایان رسونده ترجیح میده باز هم در مرخصی بمونه اما سلاخی پزشکی خوشنام و معروف باعث میشه شهر در ترس و همهمه فرو بره. جدا از بریدن سر دکتر ، دستها هم ناپدید شدن. چرا باید دست های یک پزشک زن بریده بشه ؟ بازرگان به همراه تیماش به دنبال ردی از قاتل هستند اما قاتل درگیر سلاخی قربانی دومشه و قصد داره این بار از ساطور برای قطع کردن انگشتان یک مرد جوان استفاده کنه. در حالی که بازرگان و تیمش کلافه از قتل ها هستن و هیچ ردی از قاتل پیدا نمیکنن، متوجه میشن که دو نفر دیگه یک پرستار و یک استاد جامعه شناسی ناپدید شدن ... حالا شهر با چهار جنازه رو بهروست ...
مهدیه زرگر، داستاننویس. روزنامهنگار زاده آبان ۶۴ در منوچهری سمنان. دانش آموخته ادبیات فارسی. دانشگاه سمنان. از سال ۹۱ در حوزه ادبیات فعالیت داشته. در سال ۹۵ اولین مجموعه داستان کوتاهش چاپ شدبا نام دروازه غازهای وحشی که رویکردی اجتماعی به جامعه داشت. سال ۹۷ رمان ساکنان برزخ در ژانر جنایی ، گوتیک از نشر کتابسرای تندیس چاپ شد و روایت دختری بود که در ۱۳ سالگی اعلامیه ترحیمش را در کارتن کتابهای مادرش پیدا میکند. در سال های ۹۸ و ۹۹ تمرکز اصلیاش بر داستانهای کوتاهی بود که در مجلات ادبی به چاپ رسید. سومین اثرش رمان وارث خاموشیست. رمانی در ژانر جنایی که در تابستان ۱۴۰۱ توسط نشر کتابسرای تندیس چاپ و روانه بازار شد. رمان وارث خاموشی روایت سرگشتگی انسانی است که میان وظیفه، قانون، عرف، شرع و نهایتا انسانیت گیر افتاده است. و آخرین اثر با نام خوابزدهها در ژانر علمی_تخیلی در نشر باژ در دست چاپ است. در حال حاضر در روزنامه هفت صبح و رادیو بندر تهران فعالیت دارد.