این کتاب فیلمنامهی فیلمی درخشان به کارگردانی اینگمار برگمان است که با همین نام در سپتامبر ۱۹۶۳ برای اولین بار به روی پرده رفت. این فیلم از سیاهترین و خفقانآورترین فیلمهای برگمان است که در محیطی تقریباً انتزاعی میگذرد. در آن تمام تمرکز بر رابطه "آنا" و "استر" گذاشته شده و مملو از جلوههای دیگر آزاری و خود ویرانگری است. دو خواهر، زنانی در دو قطب حسی متضاد هستند، یکی متمایل به نوعی سلطهجوئی مردوار و دیگر عاجز از مهار نفسانیت خویش. بیپردگی فیلم در زمان نمایش آن جنجال بسیاری برپا کرد. با این حال هدف برگمان آشکارا نه بهرهبرداری تماشاگرپسند از این ویژگیها بلکه تقویت انزجار نسبت به بیپردگی عاری از احساس واقعی است. سکوت در کنار همچون در یک آینه (۱۹۶۱) و نور زمستانی (۱۹۶۳) بخشی از یک سهگانه به شمار میآید که قرار است بیانگر رنج و عذاب معنوی بشر باشد.
Ernst Ingmar Bergman was a nine-time Academy Award-nominated Swedish film, stage, and opera director. He depicted bleakness and despair as well as comedy and hope in his explorations of the human condition. He is recognized as one of the greatest and most influential filmmakers in cinematic history.
He directed 62 films, most of which he wrote, and directed over 170 plays. Some of his internationally known favorite actors were Liv Ullmann, Bibi Andersson, and Max von Sydow. Most of his films were set in the stark landscape of his native Sweden, and major themes were often bleak, dealing with death, illness, betrayal, and insanity.
Bergman was active for more than 60 years, but his career was seriously threatened in 1976 when he suspended a number of pending productions, closed his studios, and went into self-imposed exile in Germany for eight years following a botched criminal investigation for alleged income tax evasion.
مرثیهای برای تنهایی آدمها. استر٬ آنا و فرزند او یوهان هر سه با هماند و هر سه تنهایند و هرکدام با این تنهایی به طریقی کنار میآیند٬ یکی با خودارضایی٬ دیگری با هرزهگی و یوهان کوچک با سرگردانی با توجه به اینکه دیالوگهایش بسیار کم هستند٬ فکر میکنم تماشای فیلمش لذت بخشتر باشد.
سکوت ساخته اینگمار برگمان، یک شاهکار در عرصه سینمای فلسفی و روانشناسانه است که با دقتی بینظیر به بررسی عمیقترین لایههای تنهایی، ارتباط و بیگانگی انسانی میپردازد. داستان حول دو خواهر، استر و آنا، و فرزند کوچک آنا، یوهان، در یک کشور بیگانه و ناآشنا جریان دارد؛ فضایی سرد و بیروح که نمادی از فاصلههای عمیق میان انسانها و ناتوانی در برقراری ارتباط است.
برگمان در این فیلم از حداقل دیالوگ بهره میبرد و هر سکوت را با بار روانشناختی سنگینی پر میکند، به گونهای که سکوت به خودی خود تبدیل به یک شخصیت میشود؛ نمادی از خلأ معنایی، بیکلامی و انزوای عمیق در روابط انسانی. این سکوتها، پر از ناگفتهها و دردهای سرکوبشدهاند که شخصیتها را در محاصره قرار دادهاند.
فیلم با قابهای بسته، رنگهای سرد و فضای بسته، حس خفقان و فشار روانی را به مخاطب منتقل میکند و نشان میدهد چگونه انسانها حتی در نزدیکی فیزیکی هم ممکن است در بزرگترین تنهاییها گرفتار باشند. استر، که نماد افسردگی و درونگرایی است، در تقابل با آنا قرار میگیرد که تلاش میکند بار سنگین تنهایی و مشکلات خود را پنهان کند.
مواجههی این سه شخصیت با سکوت پیرامونشان، باعث میشود تا فیلم به یک سفر درونی تبدیل شود؛ سفری به اعماق روان انسان، جایی که زبان و کلمات ناکافیاند و احساسات در سایه سکوت فرو میروند. برگمان، با این رویکرد، مرزهای سینما را گسترش میدهد و اثری خلق میکند که بیشتر یک تجربهی احساسی و فلسفی است تا صرفاً روایت داستانی.
سکوت نه فقط فیلمی دربارهی روابط خانوادگی، بلکه تفسیر ظریفیست از تنهایی وجودی انسان در جهانی که به نظر میرسد هر روز از او دورتر میشود؛ جهانی که سکوت در آن فریاد واقعی است. فیلم پرسشهای عمیقی دربارهی معنا، ایمان، ارتباط و خلأ در زندگی مدرن مطرح میکند و مخاطب را وادار میکند تا در مواجهه با این پرسشها، خودش را نیز به چالش بکشد.
این اثر برگمان، با بازیهای بینظیر گونیله تالیندر در نقش استر، اینگرید تولین در نقش آنا و یوا کالم در نقش یوهان، یک تراژدی روانشناسانهی ناب و ماندگار است که همچنان پس از دههها، یکی از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین فیلمهای تاریخ سینما به شمار میآید.
A story of Silence between two sisters , together for a reason that is not known ,,, Strangers in a city where they are as If a lone ,,, their own language , their own world of life crossing through others
I don't Know How to draw the experience of this Silence - as all Bergman art works- in words !!