What do you think?


سوت زدن در تاریکی
سوت زدن در تاریکی مجموعهٔ اشعار عاشقانه از شهاب مقربین، شاعر توانای معاصر است.
موضوع بیشتر شعرهای مقربین در این مجموعه، تنهایی انسان معاصر، کشش و گریز او به عشق و از عشق است. انسان معاصر هم از عشق میهراسد و هم به سمت آن کشش دارد. به گفته خود مقربین شعرهای «سوت زدن در تاریکی» با رفتن، رسیدن و دوباره دور شدن و به نوعی با جذب و دفع همراهاند:
تو برگ گلی
نسیمی آرام آرامشت را بههم میریزد
آمدهای در قلبم
چه کنم
اینجا طوفانها برپاست
موضوع بیشتر شعرهای مقربین در این مجموعه، تنهایی انسان معاصر، کشش و گریز او به عشق و از عشق است. انسان معاصر هم از عشق میهراسد و هم به سمت آن کشش دارد. به گفته خود مقربین شعرهای «سوت زدن در تاریکی» با رفتن، رسیدن و دوباره دور شدن و به نوعی با جذب و دفع همراهاند:
تو برگ گلی
نسیمی آرام آرامشت را بههم میریزد
آمدهای در قلبم
چه کنم
اینجا طوفانها برپاست
- GenresPoetry
175 pages, Paperback
First published May 3, 2012
About the author
شهاب مقربین
11 books11 followersشهاب مقربین، شانزدهم خرداد ۱۳۳۳ خورشیدی در اصفهان زاده شد.
وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه در اصفهان، به تهران رفت و در دانشگاه صنعتی شریف در رشتهٔ مهندسی شیمی به تحصیل پرداخت، اما پس از چندی آن را نیمهتمام رها کرد.
او یکی از مؤسسان و گردانندگان «مؤسسهٔ انتشاراتی آهنگ دیگر» است که از سال ۱۳۸۱ خورشیدی آغاز به کار کرد و در مدت فعالیت خود به انتشار کتابهای متعددی در زمینهٔ ادبیات، بهویژه شعر، اهتمام ورزید.
شهاب مقربین فعالیت حرفهای ادبی خود را از ابتدای دههٔ پنجاه خورشیدی آغاز کرد و از آن هنگام، علاوه بر چاپ اشعارش در مطبوعات گوناگون در دورههای مختلف، مجموعه شعرهای زیر را منتشر کرده است:
- اندوهِ پروازها: ۱۳۵۸
- گامهای تاریک و روشن: ۱۳۶۵
- کلمات چون دقیقهها: ۱۳۷۱
- کنار جادهٔ بنفش، کودکیام را دیدم*: ۱۳۸۲
- رویاهای کاغذیام (گزیدهٔ شعرها): ۱۳۸۵
- این دفتر را باد ورق خواهد زد: ۱۳۸۷
- سوت زدن در تاریکی: ۱۳۸۹
- کسی به در کوبید: ۱۳۹۲
- گزینهٔ اشعار: ۱۳۹۳
- تیکتاکِ قدمهات: ۱۳۹۴
* کتابِ «کنار جادهٔ بنفش، کودکیام را دیدم» در سال ۱۳۸۳ برندهٔ جایزهٔ شعر امروز ایران (کارنامه) شد.
وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه در اصفهان، به تهران رفت و در دانشگاه صنعتی شریف در رشتهٔ مهندسی شیمی به تحصیل پرداخت، اما پس از چندی آن را نیمهتمام رها کرد.
او یکی از مؤسسان و گردانندگان «مؤسسهٔ انتشاراتی آهنگ دیگر» است که از سال ۱۳۸۱ خورشیدی آغاز به کار کرد و در مدت فعالیت خود به انتشار کتابهای متعددی در زمینهٔ ادبیات، بهویژه شعر، اهتمام ورزید.
شهاب مقربین فعالیت حرفهای ادبی خود را از ابتدای دههٔ پنجاه خورشیدی آغاز کرد و از آن هنگام، علاوه بر چاپ اشعارش در مطبوعات گوناگون در دورههای مختلف، مجموعه شعرهای زیر را منتشر کرده است:
- اندوهِ پروازها: ۱۳۵۸
- گامهای تاریک و روشن: ۱۳۶۵
- کلمات چون دقیقهها: ۱۳۷۱
- کنار جادهٔ بنفش، کودکیام را دیدم*: ۱۳۸۲
- رویاهای کاغذیام (گزیدهٔ شعرها): ۱۳۸۵
- این دفتر را باد ورق خواهد زد: ۱۳۸۷
- سوت زدن در تاریکی: ۱۳۸۹
- کسی به در کوبید: ۱۳۹۲
- گزینهٔ اشعار: ۱۳۹۳
- تیکتاکِ قدمهات: ۱۳۹۴
* کتابِ «کنار جادهٔ بنفش، کودکیام را دیدم» در سال ۱۳۸۳ برندهٔ جایزهٔ شعر امروز ایران (کارنامه) شد.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 11 of 11 reviews
Read
September 17, 2015وقتی به مرگ فکر میکنم
میدانم
باید به زندگی فکر کرد
وقتی به زندگی فکر میکنم
میدانم
باید به تو فکر کنم
وقتی به تو فکر میکنم
نمیدان
چه کنم.
***
دور بودیم
دور
صدای هم را نمیشنیدیم
نزدیک شدیم
تکان خوردنِ لبها را میدیدیم
صدای هم را نمیشنیدیم
نزدیکتر شدیم
صدای هم را میشنیدیم
کلماتِ هم را نمیفهمیدیم
نزدیکتر شدیم
کلماتِ هم را میفهمیدیم
طعمِ کلماتِ هم را نمیدانستیم
نزدیک تر شدیم
آنقدر که لبها را به هم دوختیم
و کلمات به هم پیچیدند
کلماتِ پیچیده دورمان کردند
میدانم
باید به زندگی فکر کرد
وقتی به زندگی فکر میکنم
میدانم
باید به تو فکر کنم
وقتی به تو فکر میکنم
نمیدان
چه کنم.
***
دور بودیم
دور
صدای هم را نمیشنیدیم
نزدیک شدیم
تکان خوردنِ لبها را میدیدیم
صدای هم را نمیشنیدیم
نزدیکتر شدیم
صدای هم را میشنیدیم
کلماتِ هم را نمیفهمیدیم
نزدیکتر شدیم
کلماتِ هم را میفهمیدیم
طعمِ کلماتِ هم را نمیدانستیم
نزدیک تر شدیم
آنقدر که لبها را به هم دوختیم
و کلمات به هم پیچیدند
کلماتِ پیچیده دورمان کردند
Read
July 14, 2016گفتم که می روم
می روم
دور شدنم را می بینی
می بینی
از انتهای افق خواهم گذشت
خواهم گذشت
از سرزمین های غریب
که نشانی از ردپای تو ندارند
از اقیانوس ها
که بوی تنت را نشنیده اند
از جنگل
که نمی توانند مثل تو
مرا در خود گم کنند
خواهم رفت
آنقدر دور خواهم رفت
که دور ِ زمین از زیر پایم بگذرد
تا ببینی باز
روبهروی تو ایستادهام!
***
درخت پشت پنجره دوستت دارد
دارد دستهایش را تکان می دهد
دارد می رقصد
تو نیز برخیز
برگهای سبزت را تکان بده
میوه های شیرینت را فرو بریز
برقص... برقص
تا دنیا از تو یاد بگیرد
زیبا باشد.
می روم
دور شدنم را می بینی
می بینی
از انتهای افق خواهم گذشت
خواهم گذشت
از سرزمین های غریب
که نشانی از ردپای تو ندارند
از اقیانوس ها
که بوی تنت را نشنیده اند
از جنگل
که نمی توانند مثل تو
مرا در خود گم کنند
خواهم رفت
آنقدر دور خواهم رفت
که دور ِ زمین از زیر پایم بگذرد
تا ببینی باز
روبهروی تو ایستادهام!
***
درخت پشت پنجره دوستت دارد
دارد دستهایش را تکان می دهد
دارد می رقصد
تو نیز برخیز
برگهای سبزت را تکان بده
میوه های شیرینت را فرو بریز
برقص... برقص
تا دنیا از تو یاد بگیرد
زیبا باشد.
January 8, 2013
.بیا باز فریب بخوریم
تو فریب حرفهای مرا و
من فریب نگاه تو را...
مگر زندگی چه میخواهد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری و
...من نگویم
... که دوستت دارم
تو فریب حرفهای مرا و
من فریب نگاه تو را...
مگر زندگی چه میخواهد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری و
...من نگویم
... که دوستت دارم
June 11, 2021
آغاز دفتر بسی ناامیدکننده بود، اما رفتهرفته کیفیت اشعار بهتر شد. آشناییزدایی و عنصر خیالانگیز در اشعار این مجموعه کمتر یافت میشود. در انتخاب واژگان هم خلاقیت و بداعت خاصی ندیدم که مرا شگفتزده کند.
September 10, 2024
چندان ارتباط برقرار نکردم.
--------------------------
یادگاری از کتاب:
نیمهات را گم کردهای
ماه تنگدل؟
صبور باش
نیمهٔ ماه به سراغت میآید
تو را کامل خواهد کرد
نیمهٔ من
برنخواهد گشت.
...
دو خط موازی
در بینهایت بههم خواهند رسید
تا بینهایت
با تو خواهم آمد.
...
نور بودی
آمدی به اتاقم
پرده را کشیدم که ترکم نکنی
تاریکم کردی.
--------------------------
یادگاری از کتاب:
نیمهات را گم کردهای
ماه تنگدل؟
صبور باش
نیمهٔ ماه به سراغت میآید
تو را کامل خواهد کرد
نیمهٔ من
برنخواهد گشت.
...
دو خط موازی
در بینهایت بههم خواهند رسید
تا بینهایت
با تو خواهم آمد.
...
نور بودی
آمدی به اتاقم
پرده را کشیدم که ترکم نکنی
تاریکم کردی.
June 1, 2025
یازدهمِ خرداد ۱۴۰۴ | ظهر
حدود صدتا شعر از مقربین که نودونهدرصدش عاشقانهاند و حقیقتا انتظارم را برآورده نکردند و بهجز حدود بیستتایی شعرِ قابل قبول بقیهشان حرفی نداشتند برای گفتن که مثل مجموعهی قبلیش که خواندم سرِ شوقم بیاورند. اما باز هم یکی دوتا شعرِ درخشان داشت که خواندنیست. اما در مجموع پیشنهادش نمیکنم. شاید سلیقه هم دخیل باشد البته.
حدود صدتا شعر از مقربین که نودونهدرصدش عاشقانهاند و حقیقتا انتظارم را برآورده نکردند و بهجز حدود بیستتایی شعرِ قابل قبول بقیهشان حرفی نداشتند برای گفتن که مثل مجموعهی قبلیش که خواندم سرِ شوقم بیاورند. اما باز هم یکی دوتا شعرِ درخشان داشت که خواندنیست. اما در مجموع پیشنهادش نمیکنم. شاید سلیقه هم دخیل باشد البته.
Read
April 3, 2020بیا باز فریب بخوریم
تو فریبِ حرفهای مرا و
من فریبِ نگاهِ تو را
مگر زندگی چه میخواهد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری و
من نگویم
که دوستت دارم
تو فریبِ حرفهای مرا و
من فریبِ نگاهِ تو را
مگر زندگی چه میخواهد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری و
من نگویم
که دوستت دارم
Read
March 14, 2014بی سبب نیست که هر چه بیش قدم پیش
می گذارم
از من دورتر می شوی
تو لحظه ی تولد منی
می گذارم
از من دورتر می شوی
تو لحظه ی تولد منی
September 25, 2013
اسم این کتاب خودش به تنهایی اندازه ی یک شعر ناب تصویر میسازه...سوت زدن در تاریکی.
January 3, 2014
کاراش شهاب مقربین و همیشه دوست داشتم...
و اولین جمله ای که مینویسه:
شاعر این شعر ها من نیستم.
--
به بن بست رسیدم
به آغوش تو باز
و اولین جمله ای که مینویسه:
شاعر این شعر ها من نیستم.
--
به بن بست رسیدم
به آغوش تو باز
February 21, 2014
راضی نبودم. چند تا شعر کتابو نجات دادن
Displaying 1 - 11 of 11 reviews











