شرلوک هولمز دور میدان فردوسی در آبان ماه سال هزار و سیصد و پنجاه به همراه آقا صفا و هاشم شمشیری و سیمین خانم و دکتر واتسون و ناتالی جادوگر! اینکه چرا کارآگاهِ نابغه کارش به جایی رسیده که مراجعانش باید امثال زری خانم باشند که آمده اند بفهمند شوهرشان سرشان هوو آورده یا نه و اینکه چرا دکتر واتسون آخر شب آمنه آمنه می خواند را در این کتاب می شود یافت.
کتاب ایده جذابی دارد. یک تم ایرانی روی یک داستان خارجی سوار شده است. خیلی سریع و راحت پیش می رود. شوخی ها به جا و به اندازه است. البته که عادت استفاده از اسم های مشابه برای شخصیت ها در این کار رها نیز دیده می شود کتاب در قطع جیبی و کمی بیش از 100 صفحه است و میشود آن را در یک جلسه نسبتا کوتاه خواند. جلد کتاب با تصویر گودریدز متفاوت است
با عرض احترام واقعا دوستش نداشتم و اکثرا به زور میخوندم که فقط تموم شه. نمیدونم طنز های سطح پایینش جذبم نکرد یا فانتزی خیلی عجیبش یا داستان دو دوستی که کلا رها شد. به هرحال مجموعه اش رو نخواهم خوند.
اولین بار که با این مجموعه آشنا شدم اصلا حس خوبی بهش نداشتم. منی که عاشق شخصیت هولمز هستم خیلی نمیتونستم با دیده ی طنز به هولمز نگاه کنم. با این وجود بر حسم غلبه کردم و با خودم گفتم اینم میتونه دید جدیدی باشه : هولمز و طنز.
روایت داستان روون بود و شوخی ها هم قشنگ بود اما سناریو ی داستانی قوی ای نداشت و اثری ازشخصیت پردازی قوی هم توی داستان نبود با این که جناب کانن دویل حسابی شخصیت هولمز رو پرداخته اما در این کتاب خبری از شخصیت های پرداخت شده نیست و بیشتر به جنبه ی ایرانیزه کردن شخصیت ها پرداختن که من زیاد خوشم نیومد.
به شرایط اجتماعی و فرهنگ مردم ایران اشاره های جالبی شده ولی واقعا نبود داستان منسجم توی کتاب حس میشه. امیدوارم تو جلد های بعدی داستان منسجم تری شاهد باشم.
دو ستاره میدم. بابت شوخی های جالب و این که نویسنده شخصیت و کاراکتر جالبی رو برای داستان پردازی انتخاب کرده اما ...به نظرم ناکام مونده.
در کل برای تفریحی خوندن بد نیست ولی اصلا انتظار شرلوک هولمزی که میشناسید رو از این داستان نداشته باشید. اگر اسم شرلوک هلمز و واتسون از کتاب خط میخورد و دو کاراکتر دیگه به داستان اضافه میشد واقعا داستان چیزی رو از دست نمیداد...چون واقعا چیزی نداره
یه جورایی منو یاد مکالمههای نصفه شبیم با دوستم میندازه که شروع میکنیم مسلمون کردن شخصیتای بسد و مدرنیزه کردن شخصیتای شاهنامه و… هیچوقت فکر نمیکردم لفظ شرتوکخان انقدر به شرلوک هولمز بیاد یا یه روز واتسون لوطی تهران بشه ولی شد کتابش نظم روایی کافی رو نداشت به نظرم ;-; و با این که بعضی اوقات جدی به خنده میفتادی، ولی طنزش اکثرا کصنمکی بود. ولی جلدای بعدی رو هم میخونم که ببینم چطورین (به نظرتون نویسنده از ماشاءالله خان در بارگاه هارون الرشید الهام گرفته⁉️) پینوشت: شرلوک و واتسون در روز تولد من به دهه پنجاه ایران تلپورت شدن😭 در واقع روز تولد نویسنده ولی خب
نمیتونم بگم خیلی خوب بود ولی خیلی هم بد نبود. قبل از اینکه لندن رو ترک کنن داستان بامزهتر بود، بعدش یهکم لوس شد و واقعا نمیفهمم چرا شرلوک با واتسون اینطوری صحبت میکرد. البته این رو هم نمیفهمم که واتسون چرا اینقدر رفتارش "ناواتسونوارانه" بود!
بعد هم یهجوری روی جلد نوشته کتابهای مجموعه مستقل و مشترکالمنافعن که من دنبال پایان بودم همینجا. یعنی باید تمام جلدها رو بخونم که ببینم ماجرای ناتالی خانم و تیم و تام به کجا میرسه؟
This entire review has been hidden because of spoilers.
بد نبود و خب خوبم نبود در کل معمولی بود و جالب اگه یکم طولانی تر بود بهتر میشد خیلی علاقه مند نشدم که باقی کتابای مجموعه رو بخونم ولی دوست دارم بدونم چجوری برمیگردن به زمان خودشون و ماجرای اصلی یعنی تام و تیم چی میشه