« نه خاندایی، اگه قراره آدم وقتی پیر میشه دلش هم کوچیک بشه، خدایا هیچوقت من رو پیر نکن؛ چون اصلاحوصلهش رو ندارم.» این جملات شده ورد زبان دکتر واتسون! از سرگردانی کارآگاه معروف در راهروهای شهرداری و گم شدن یک عروس در شب عروسی تا دکتر واتسونی که معتقد است: « سه دفعه که آفتاب بیفته لب اون دیوار و سه دفعه که اذون مغرب رو بگن، همه یادشون میره که ما کی بودیم و واسه چی مردیم!»
دومین بخش از مجموعه کتاب های شرلوک هولمز ابراهیم رها است، البته ظاهرا این ارتباط بین کتاب های این مجموعه هم هست و هم نیست، یعنی بصورت منفک از هم، هم قابل خواندن هستند. کتاب در قطع جیبی و بصروت طنز نوشته شده است