Jump to ratings and reviews
Rate this book

رولان بارت، دلالت و تاریخ

Rate this book

283 pages, Paperback

Published December 1, 2023

Loading...
Loading...

About the author

حسام نقره‌چی

4 books2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
4 (80%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
1 (20%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for لیلی.
121 reviews36 followers
Read
May 28, 2026
شاید بتونم بگم کمترین چیزی که ازش یاد گرفتم بارت بود. و این رو دارم به عنوان نقطه‌ی قوت کار می‌گم و نه نقطه‌ضعفش. نوشتار نقره‌چی احتمالا بیشترین چیزیه که من دیده‌م نقد بشه در کارهای تالیفی‌ش، و از نظر من برعکس برجسته‌ترین بخش کارشه. یعنی می‌تونم بفهمم چه چیز درش می‌تونه باعث انتقاد بشه، و همون دقیقا از نظر من تبدیل می‌شه به بزرگترین حسن کار. اون هم توی همچین مبحثی، که سبک نوشتار اینطور به‌خوبی درهم‌تنیده میشه با محتوای اثر. متن درظاهر بی‌نظمه. یعنی یک نقطه‌ی شروع و پایان مشخص نداره، نتیجه‌گیری در معنای کلاسیکش توش اصلا وجود نداره، داده‌ها پراکنده ارائه می‌شن، در خیلی بخش‌ها حتی بارت محور اصلی بحث هم نیست و یک‌دفعه پیش میاد که ۱۵-۱۲۰ صفحه درباره‌ی تاریخ از منظر فوکو یا ایده‌های ویکو یا نیچه در دهه‌ی ۶۰ و نسبتش با تئوری فرانسوی بخونیم. این می‌تونه خسته‌کننده باشه (یکی دو جا حتی برای من هم بود، اعتراف می‌کنم) و مهمتر از اون می‌تونه سردرگم‌کننده باشه، چون علیرغم نظم تاریخی انگار متن یک خط سیر مشخص رو جلو نمی‌بره. علاوه بر اینها، متن به قرار گرفتن در یک دسته‌بندی مشخص هم تن نمی‌ده. نه نوشتار دانشگاهیه، نه تماما جستاره، نه در همه‌ بخش‌ها چیزی شبیه‌به درس‌گفتاره (درس‌نوشتار؟)، نه متن تاریخی به حساب میاد، نه تماما زندگی‌نامه ست. ترکیبی از همه‌ی اینها هست و نیست. بعضا به خودت میای و می‌بینی داری جزییات روابط آدم‌ها در کلژ دوفرانس رو می‌خونی و نامه‌نگاری‌های پنهانی‌شون برای عزل و نصب فلان استاد رو، بعضا هم یکی دو فصل درباره‌ی رب‌گریه و تفاوت نگاهش به نقش مخاطب با نگاه برشت و نسبتی که اینها با ایده‌های ارسطو برقرار می‌کنن می‌خونی و بحث اونقدر پیچیده می‌شه که باید هر پاراگراف رو دو بار بخونی. ولی من فکر می‌کنم متنی با این محتوا و این هدف دقیقا همینطور باید نوشته بشه، قضیه اینه. کنار هم گذاشتن همه‌ی این تکه‌تکه‌های باربط و بی‌ربطه که آدمی به اسم بارت رو می‌سازه، با همه‌ی درگیری‌ها و تناقض‌ها و تغییراتش در طول دوران زندگی‌ حرفه‌ایش. به‌نظرم می‌رسه شاید حتی متن دقیقا همون کاری رو داره می‌کنه و راه به عمون چیزی میده که خود بارت متاخر توی سمینار بالزاک توضیحش میده، «متن را چون نقطه‌ی آغاز می‌داند و به سوی جای دیگری می‌رود که همیشه به امر قابل درک دوران ما مربوط است. مسئله کشف کردن متن نیست، بلکه پوشاندن آن با توری شطرنجی است؛ مسئله این است که در بافته‌ی متن تکه‌تکه‌های مجاور را از یکدیگر جدا کنیم و نشان دهیم که هر کدام از آنها متضمن چشم‌انداز چه رمزگان‌هایی است». و از این منظره که بنظر من می‌رسه متن با همه‌ی پراکندگی‌هاش متن بسیار درستیه. همون‌طور که در دسته‌بندی گونه‌ای مشخصی نگنجیدنش هم به‌نظرم در تطابق کامل با محتواست؛ متنی که بخش اعظمش درباره‌ی شیوه‌ی کار آنال‌هاست و تلاش‌هاشون برای بیرون زدن از حوزه‌ها و رشته‌های مشخص و برداشتن مرز بین این حوزه‌های علوم‌انسانی و بازتعریف علم تاریخ در معنای غیروقایع‌نگارانه‌ش، و بعدتر حرف اصلی درباره‌ی تلاشهای مشابهیه که بارت هم توی ادبیات به سمتش می‌ره، نباید هم بگنجه در هیچ دسته‌بندی مشخص سبکی و حوزه‌ای. و اینطور می‌شه که نهایتا در انتهای آشفتگی‌ها و پراکنده‌خونی‌ها و پیچیدگی‌های متن متوجه می‌شی با یک دوره‌ی خاص از نظریه‌ی فرانسوی و بزرگترین اندیشمندانش آشنا شده‌ای، نه فقط با بارت. با کل بزرگتری که جزء کوچکی به اسم رولان بارت داره وسطش شکل می‌گیره و جلو می‌ره. +ته ته متن یه چیزی درباره‌ی بارت می‌گه، با این مضمون که بارت آموزش رو (فکر کنم، کتاب پیشم نیست که نقل دقیق کنم) در حالت ایدئال مشابه آموزش مادر به فرزند می‌دونه، که راه رفتن رو نه بهش یاد می‌ده و نه براش اجرا می‌کنه، بلکه می‌ره چند قدم جلوتر می‌ایسته تا بچه بره و بهش برسه. و می‌گه بارت با ایده‌هاش برای ما همین کار رو می‌کنه، انگار همیشه چند قدم جلوتر ایستاده تا ما بهش برسیم. اغراق نیست اگر بگم این متن هم برای من همچین کارکردی داشت. چندین قدم جلوتر، و من در تلاش رسیدن بهش. و در این مسیر یک‌عالمه ایده و مسیر و راه فرعی هم جلوم باز شد، هم از جهت سبک نوشتار یه ایده‌ی معرکه درباره‌ی کار خودم بهم داد و هم یه بخش کوچک نظریه‌ی یه آدم نه چندان مهم که بارت یه نسبت‌هایی باهاش برقرار می‌کرد یه ایده بهم داد که اینقدر بزرگه که می‌تونه پایان‌نامه‌ی بعدی باشه. و بنظرم این همه‌ی چیزیه که آدم از یه متن می‌خواد، باز کردن راه‌ها حتی بعد از تموم شدن خودش.
Displaying 1 of 1 review