در این کتاب خاطرات سیاسی و تاریخی از جانب کسانی گفته شده است،که خود در متن حوادث بوده اند.تعدادی از این خاطرات عبارتنداز: 1.محمدعلی شاه قاجار وسیدجمال الدین واعظ اصفهانی. 2.سیدجمال الدین واعظ اصفهانی وبعضی مبارزات او. 3.خاطراتی ازفهیم الدوله. 4.دو سند تاریخی از دولت انگلستان وشرکت سابق نفت،زمان خلع ید ازشرکت مزبور. 5.چه انگیزه ای باعث روزنامه نگاری من گردید(امیرقلی امینی) 6.دعوای"مدرس"و"تدین"درمجلس پنجم. 7.محاکمه من در نورنبرگ(خاطرات دریاسالار دونیتز) 8.داستان پرماجرای زندگی عبدالکریم ریفی. 9.صورتی از ملاکین بزرگ صدرمشروطیت. 10.اسامی واعظین وذاکرین ایام عاشورا 11.اولین وآخرین دیدار با ژنرال دوگل. 12.ماجرای گنجینه عظیم تزارهای روسیه. 13.قرارداد وثوق الدوله و حوادث مربوط به آن. 14.میرزامحمد مهمان کش. 15.راسپوتین که بود؟ 16.انتخابات زرتشتیان. 17ناامنی وبی نظمی درقدیم. 18.یک واقعه ناگوار ویک قتل عام. 19.اجرای حکم اعدام درعهدقاجار. 20.گزارش هیجان انگیز"ساخاروف"دانشمندبزرگ شوروی. 21.تبریزقحطی زده-مرگ مادر-ناله ی ارواح-چغاله شاعر(غلامعلی آذرخشی) 22.داستان کشته شدن ابوطالب یزدی در مکه وبقیه ی وقایع. 23 .پنجاه وسه نفر(53 نفر)به روایت علی اصغرحکمت. 24.یادداشتی پیرامون مجلس چهارم ملی از سیف الله وحیدنیا. 25.سیاحت در ایران وخاطراتی از آن در سالهای 1909 و 1910 نوشته ی :کلود-آنت. و...
مطلب جالبی که دیشب تو کتاب خاطرات سیاسی و تاریخی آقای وحیدنیا خوندم این بود که در زمان ناصرالدین شاه که هم خودش عکاس حرفه ای بود هم علاقه عجیبی به بعضی مظاهر دنیای مدرن داشت ، محکومین به اعدام را به عکاسخانه می بردند و بعد عکسشون را می انداختند و لابد همراه با خلاصه پرونده به شاه نشون می دادند و بعد شاه در مورد اجرای حکم یا عفو اون ها تصمیم می گرفت.نکته مضحک و در عین حال تاثرآور این بود که محکومین به اعدام که می دونستند برای چی عکسشون رو می اندازند سعی می کردند تا جایی که ممکن هست قیافه هاشون رو کج و کوله کنند تا بیشتر قابل ترحم به نظر بیاند بلکه شاه دلش بسوزه و عفوشون کنه.فکر می کنم اگه روزی این عکس ها جایی پیدا می شد یکی از اسناد جالب تاریخ عهد ناصری می شد.