Jump to ratings and reviews
Rate this book

حرف و سکوت

Rate this book
محمود کیانوش، شاعر، داستان نویس، و منتقد ادبی، در معرّفی داستان بلند «حرف و سکوت» که عنوان فرعی آن «دراز گویی یک دیوانه در یک داستان کوتاه» است، می گوید: «این داستان را در سوّمین سال اقامتم در انگلستان، در فاصلۀ 5 فروردین تا 30 تیر ماه 1357 نوشتم و در سفری کوتاه به وطن در مهر ماه 1358 آن را در تهران چاپ و منتشر کردم. «در ظاهر» محیط داستان ایران است و آدمهای داستان ایرانی و زمان آن عهدِ سلطۀ قدرت است با استفاده از جهل اکثریتِ مطیع و سرکوب اقلیتِ آگاهِ معترض، و «در باطن» روایت حال انسانِ پرسندۀ جویندۀ ناخرسند از کجرویهای آدمیزاد در جامعۀ محکوم به اطاعت از جهل در خطّ ناروایی در هر زمانی در هر جای زمین است. و روایتِ حال این طور شروع می شود: «خیلی از شما معذرت می خواهم که حرف می زنم. می دانم که انتظارش را نداشتید. ولی باور بفرمایید که ابداً قصد بی حرمتی یا مزاحمت ندارم. آنها در مورد شما اشتباه کرده اند. اگر یک جو شعور داشتند و از نوک دماغشان آن طرف ترها را دیده بودند، می فهمیدند که هر کس خلق و خویی دارد. مثلاً شما دلتان نمی خواهد حرف بزنید. خوب، به کسی چه مربوط است...» و از اینجا روایت «حرف» و «سکوت» آغاز می شود.

166 pages, Unknown Binding

Published January 1, 2020

5 people are currently reading
52 people want to read

About the author

محمود کیانوش

65 books13 followers
Iranian poet, novelist and literary critic, Mahmud Kianush, was born in 1934 in Mashad, north-east of Iran. His family moved to Tehran when he was about 12. He began writing poems when he was about 16, then he was encouraged to write short stories. While he was still in high school, his short stories were published under different pen names.
After studying for two years in the teachers training school in Tehran, Kianush began teaching in elementary schools, then attended Tehran University and received a Bachelor of Arts degree in English language and literature, very soon he published his Persian translation of John Steinbeck’s novel, “To a God unknown”
His contributions of poems, short stories, essays and translations to the leading literary magazines soon made him famous enough to be invited to undertake the editorship of ht most prestigious literary monthly, Sokhan (words). However he was working at the department of Educational publications in the Ministry of Education, where Kianush collected and published his poems for children and young adults in eight books.
“In Iran, a country where the people, especially the intelligentsia, have since the late nineteenth century been possessed be the politics of freedom and social change, the popularity of a poet depends on his being the artistic mouthpiece and interpreter of the political aspirations of the populace! A poet like Kianush one of the few poets who have not sacrificed the universal principles of the art of poetry for the pleasure of temporal popularity, is considered difficult, obscure, elitist, philosophical, idealist, and so forth.”
In 1974 Kianush asked for early retirement and in 1976 with his family moved to London. For the last 29 years he has worked for the Persian Section of the BBC, as a freelance producer of literary, cultural, and sociological, as well as bilingual English teaching programes.
Mahmud Kianush has published c. 14 books of poems, five collections of short stories , seven novels and books of literary criticism, also books for children and young adults both of poems and short stories. He has also translated and published works by John Steinbeck, D.H. Lawrence, Eugene O’Neil, Aime Cesaire, Samuel Becket, Athol Fugard, Federico Garcia Lorca, Konstantin cavafy, and others.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
15 (21%)
4 stars
26 (37%)
3 stars
18 (26%)
2 stars
7 (10%)
1 star
3 (4%)
Displaying 1 - 19 of 19 reviews
Profile Image for Parastoo Khalili.
204 reviews457 followers
September 13, 2021
از متن کتاب:
«وقتی ابله‌ها دیوانه بشوند
آن‌وقت همه چیز آغاز می‌شود.
و سکوت...
و سکوت و حرف یگانه خواهد شد.
در سکوت و حرف یگانه خواهیم شد.»
--------------------------------
داستان از زبان فردی بیان میشه که به گویی دیوانه‌است و در یک تیمارستان بستری‌ست.
این فرد که حتی اسمش هم ماجرای جالبی داره شروع میکنه و برامون از دوران کودکیش صحبت می‌کنه تا دورانی که به تیمارستان منتقل میشه.
نکته ی جالب برای من این بود که ذهنم به شدت درگیر رفتار این شخص شده بود، و هر جمله‌ای که شامل توضیحات خودش از رفتارش میشد و دیدگاه دیگران از رفتارش باعث تعجبم میشد! که چرا؟ به چه علت رفتار این شخص رو مبنای دیوانگی گذاشتند؟
و در انتها پاسخ سوال‌م رو گرفتم.
چون ملت خوششون نمیاد تو متفاوت عمل کنی، افراد متفاوت خود به خود یا به دست ملت حذف میشن چون قابل قبول نیستند و چون رفتارشون، اخلاقشون، طرز فکرشون قابل قبول نیست ملت ازشون میرسند و بهشون برچسب «دیوانگی» زده میشه.
و این افراد مشخصا سکوت رو ترجیه میدن.
و به نظرم نویسنده با انتخاب این عنوان خواست ما از حرف‌هایی که شخصیت اول داستان در ذهنش داشته و هیچوقت در بیرون رو بهشون نشون نداده سردربیاریم. شاید بشه گفت شخصیت اول داستان مارو محرم اسرارش قرار داد، چون ازبقیه خسته بود.
از شنیدن‌ها و متوجه نشدن‌ها.
Profile Image for Behzad.
653 reviews121 followers
October 29, 2024
1. مثل کل کارهای دیگۀ محمود کیانوش متفاوت بود. این متفاوت بودن رو به معنای خوب یا بد نمیگم البته. بلکه صرفاً این کیفیت رو داشت که از جریان های رایج زمانه به دور بود و حرف و مسیر خودش رو میرفت. و خب این متفاوت بودن و ساز مخالف زدن رو فکر میکنم بیشتر از هرکسی و هرچیزی، خود محمود کیانوش توی زندگیش نشون داد و زندگی کرد، به گواه کتاب «بردار اینها را بنویس آقا».
2. عنوان کتاب تکلیف ما رو با خودش روشن میکنه. داریم صحبت های یه دیوانه رو میشنویم که احتمالاً برای یه دیوانۀ دیگه حرفهایی رو میزنه که معلوم نیست صحت داره یا نداره و اتفاق افتاده یا نه؛ چون به هر حال با یه دیوانه و راوی غیر قابل اعتماد طرف هستیم. منتها این درازگویی اصلاً آزارنده و زیادی نمیشه و اتفاقاً آدم دوست داره بیشتر و بیشتر به چرندیات راوی گوش بده.
3. تازگی ها درخت ها برام خیلی مهم شده ن. واقعاً اگه آدم به هر درخت دقیق بشه، میبینه که معجزه ای عجیب تر و شگفت انگیزتر از درخت در این جهان وجود نداره. و اشتباه نیست اگه بگیم کل هستی هست شده که درخت ها باشن. نقش درخت ها در این رمان هم برام جالب بود.
4. چقدر مرور نوشته شده برای این رمانی که فکر میکردم کم و بیش ناشناخته باشه.
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,178 followers
March 7, 2025
اگر از آن آدم‌هایی باشی که همیشه در حال مونولوگ‌گویی درونی و نشخوارهای ذهنی هستی، احتمالاً از این کتاب خوشت می‌آید. نسخه‌ای است دیوانه‌تر از خودت.
Profile Image for Mohanna.
116 reviews12 followers
May 29, 2024
ماجرای خوندن کتاب حرف و سکوت خودش برای من یک داستان جالبه. من چندین سال پیش با خوندن پی‌دی‌افی در گوشیم این کتاب رو شروع کرده بودم و خیلی مجذوبش شده بودم. ولی اون موقع هنوز عادت به کتاب خوندن توی گوشی نداشتم. به همین خاطر خوندنش متوقف و فراموش شد. طی چند مدت اخیر، بارها به خاطرم اومدو برام سوال شد که نام اون کتابی که مجذوبش شده بودم چی بود و هیچ نشونه‌ای ازش به یادم نمی‌اومد. تا اینکه چند مدت پیش کلی گشتم و بالاخره عنوانش رو پیدا کردم و بعد هم خریدمش. مواجهه پیشین من با این کتاب خیلی جالب بود. به یاد ندارم که در اون برهه چقدر ادبیات مونولوگ گونه رو تجربه کرده بودم. احتمالاً یادداشت‌های زیرزمینی یا سقوط رو خونده بودم اما هیچ رمان فارسی که به این گونه باشه ندیده بودم و همین برای من بسیار جالب توجه بود؛ چیزی که این کتاب رو برای من خاص می‌کرد. ولی تو این چند سال کتاب‌های این مدلی زیاد خوندم مثلاً حتی یک کتاب ایرانی که از نظر درون مایه خیلی به این کتاب هم شباهت داره. کتاب گمنامی به نام "لاقل برای هیچ" اثر جمشید فروزش که توی گودریدز هم نیست. این کتاب را هم میشه روایت یک دیوانه گفت. ما صحبت‌هاش رو که با یکی از هم اتاقی‌هاش گفتگو می‌کنه می‌شنویم. یک روایت یک‌جانبه بدون هیچ پاسخی از مخاطب. البته شاید نمی‌شه به شکل قطعی راوی رو دیوونه دونست. روایت یک مرد شریف که زن و بچه داره و طی یک اتفاق ناگهانی (به استناد حرف‌های خودش) دیوانه نامیده میشه. کتاب رفته رفته برای من از جهت ارتباط گرفتن بهتر شد و باهاش همراه شدم. وقتی راوی خاطرات گذشتش رو به یاد میاره و تعریف می‌کنه کشش بیشتری داره و احساسات من رو در مورد اون درخت لااقل برانگیخت و از بعد قصه‌گویی هم جذاب‌تر می‌شه.
محمود کیانوش به عنوان اولین اثری که ازش خوندم نویسنده قابلی به نظر می‌رسه و احتمالاً باز هم سراغش برم
Profile Image for Marzia Nouri.
17 reviews
April 11, 2025
عنوان فرعی، کار را برای خلاصه کردن داستان راحت کرده. البته با اینکه «درازگویی یک دیوانه در یک داستان کوتاه» به خوبی کتاب را وصف می‌کند، جزئیاتش به قطعه‌ای خلاصه‌نشدنی از موسیقی می‌ماند که باید نشست و گوشش داد. در نگاه اول،‌ و حتی شاید در نگاه‌های بعدی،‌ داستان آشفته به نظر می‌آید اما انگار آقای قاشق چم‌وخم این آشفتگی را خوب بلد است و در این مونولوگ گم نمی‌شود. گذشته از این موضوع، نوعی کشش داستانی هم باعث می‌شود که کتاب یک‌سره واگویه به نظر نیاید و انگیز‌ه‌ی دیگری هم از ادامه دادن به مخاطب هدیه دهد.

ضمنا خوشم نمی‌آید به هر کس که اسمش را نمی‌دانی، یک صفت رکیک بچسبانی. جوانک قرتی! پیردختر آبله‌رو! یکی از بهترین وظیفه‌های اسم این است که آدم‌ها را از خطای صفت‌چسبانی به دیگران دور نگه می‌دارد.


آقا حقیقت حیات در برهنگی است. برهنگی، انیفورم یا هم‌جامگی همه‌ی فرزندان طبیعت است. اما من و تو که انسانیم،‌ به جامه‌هایی که می‌پوشیم یا به ما می‌پوشانند،‌ برهنگی خودمان را فراموش می‌کنیم. با لباس‌هامان از همدیگر جدا می‌شویم، در برابر همدیگر می‌ایستیم، همدیگر را فریب می‌دهیم،‌ همدیگر را به وهم و هراس می‌اندازیم، همدیگر را اسیر می‌کنیم، همدیگر را می‌کشیم.


بیچاره، در جایی که تو زندگی می‌کنی یا باید قانون‌گذار باشی، یا مامور اجرای قانون. وقتی یکی از این دو نیستی، سرت را بینداز پایین!
Profile Image for Shokofeh.
37 reviews2 followers
April 21, 2022
حرف و سکوت یا درازگویی یک دیوانه در یک داستان کوتاه۱۶۵ صفحه ای
کتابی که دلم نمیخواست تموم شه
میخواستم همینجوری حرف بزنه و‌ حرف🙁
حقایق رو بگه و چیزایی که بارها با چشم میبینیم در اطرافمون…
داستان درباره مردیست که در محله ای که محله نبوده خونه میسازه و اون منطقه رشد میکنه و خودش و زندگیش نه
به قول خودش میشه «یه کثیفی روی صورت زیبای یک دختر»!!
ما عادت کردیم به استفاده و تقلید از دستور عمل ها و اگر کسی خلاف اونا عمل میکنه بیگانه و دیوانه خطاب میشه و بهش میخندن و اذیتش میکنن
ولی اگر ما در اشتباه باشیم و اون فرد به اصطلاح دیوانه از نظر ما،درست بگه چی؟
در جامعه ما هرکسی رنگ ما نباشه و سخنانش برای ما قابل درک نباشه بهش میگیم یاوه میگه و دیوانه است چرا که درک نکردیم و نمیدونیم چی میگه
جالب اینجاس برخی از رفتارای ما در جای دیگه شاید قابل قبول باشه ☹️
درست مانند دانشمندی که حرفایش برای چندین سال بعده و برای مردم معمولی زمان خودش غیرقابل درک و فهم و برای ما قابل تعامل و مشاهدس:)
خوب صرفا اگر کسی بیشتر میدونه و بیانش میکنه دیوانه نیست
این کتاب میگه کسی که بیشتر میدونه باید سکوت کنه و حرف نزنه تا به دردسر نیوفته🙃
دکترایی رو زیر سوال میبره که میگه به هرچیزی علمی نگاه میکنن و از روی کتاب و چهار خط نوشته!!!دریغ از یکم فکر از خودشون و درک کردن🤦‍♀️
اینکه برخی از رفتارای عادی ما برای عده ای اختلال روانی محسوب میشه که این درست و منطقی نیست
دلم میخواد تا جان در تن دارم برای این کتاب بنویسم 🥺
و در اخر با جمله پایانی کتاب منم پایان میدم به معرفی :
«وقتی ابله‌ها دیوانه بشوند…»
«آنوقت همه چیز آغاز میشود.»
«و سکوت…»
«و سکوت و حرف یگانه خواهند شد.»
«در حرف و سکوت یگانه خواهیم شد»
Profile Image for Payam Nazari.
173 reviews8 followers
January 2, 2023
آقای قاشق خوب همه چیز را می‌داند. او فهمیده است که در ممالک محروسه یا باید قانونگذار باشد یا مجری قانون وگرنه کلاهش پس معرکه است  و زیر مشت و لگد مملی همساده خورد و داغون می‌شود اما او باید کمر خم کند و دست به سینه بگذارد و معذرت خواهی کند تا آژان‌هایی که کچل تپل، نعمتی صدایشان کرده است دست از سر او بردارند. قاشق یک کارمند ساده اجاره نشین است که بالاخره بعد از سال‌ها اجاره نشینی به صرافت می‌افتد تا خانه‌ای هم برای کتاب‌هایش و هم خانواده‌اش داشته باشد. یکی از قطعات کوچک قناس باغ اناری در اطراف تهران را که جامانده از قطعات مساوی تقسیم شده است می‌خرد و به آن نقل مکان می‌کند. ده سال نمی شود که از اوضاع خوب اقتصادی مملکت همسایه‌هایش همه فرنگی‌مآب و معاون وزیر می‌شوند و او و همسایه‌ی روبه‌رویی وصله ناجور محله! حت�� توی اداره نمی‌تواند بگوید کجا می‌نشیند چرا که باز اداره‌چی ها او را وصله ناجور می‌دانند. روزی از روزها وقتی قاشق با آسمان آبی چشم در چشم می‌شود تصمیم می‌گیرد قدمی بزند اما دم در چمن‌های چون مخملش ر�� می‌بیند که توسط پسر مملی به خاک و خون کشیده شده است و می‌رود در خانه همسایه، اما زبانش از حرکت باز نمی‌ایستد و با ممل نعمتی دعوایش می‌شود . او را به اتهام اختلال روانی در تیمارستان بستری می‌کنند.

قاشق حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. حرف‌های زیادی که انگار سال‌هاست راه گلویش را گرفته است و حالا وقتی روی تخت تیمارستان دراز کشیده است همه را بازگو می‌کند و چقدر حرف‌هایش عاقلانه و سنجیده است. فقر در آن محله اعیان‌نشین او را تافته جدابافته کرده است. حتی اسمش سال‌های سال است که زمینه تحقیر را برایش فراهم کرده است. آدمی که زیاد می فهمد و یک به یک خصایص زندگی در این جبر جغرافیایی را در ذهن خواننده زنده می‌کند. از اوضاع اقتصادی و تورم روز به روزش بگیر که انگار حکایت همیشه این سرزمین است، از رشوه‌ای که به مامور شهرداری می‌دهد تا درخت چنار دم در خانه‌اش قطع نشود. از دخالت کردن دیگران که هر لحظه او و زندگیش را می‌پایند و همچون لشگر چنگیز وارد روحش می‌شوند و غارتش می‌کنند. او خسته است! خسته از قضاوت و انگ‌هایی که آدم‌ها هر روز به هم می‌چسبانند. از اینکه رفتگر را آشغالی صدایش می‌کنند. او می‌داند در این سرزمین هیچ محبتی از روی نوع دوستی نیست. همه محبت‌ها حلقه‌ای می‌شود در گوش‌ات تا روزی آن‌که محبت کرده حلقه را بکشد. او خوب فهمیده است که در این خاک آدم‌ها زود و تند به هر موقعیتی سازگار می‌شوند و عادت می‌کنند. آن‌چنان عادتی که دیگر توان تغییری حتی کوچک را ندارند. چنان به موقعیت می‌چسبند گویی به تخته‌پاره‌ای در وسط امواج دریا چسبیده‌اند. چلوکبابی که می‌خواهد زمین کناری را در محله قاشق بخرد اسمش «عمر خیام» است و همین برای دانستن همه چیز کافی است. اوضاع بیش از آنچه شما فکر کنید جنون آمیز است.
محمود کیانوش در حرف و سکوت در جایگاه یک جامعه شناس نشسته است و اوضاع زندگی در ایران را از زبان شخصیتی خاص بازگو می‌کند. شخصیتی که او را مجنون می‌خوانند. او تضاد طبقاتی و نوکیسگی را نشان می‌دهد. از فقر و تحقیر می‌گوید. از اوضاع اسفبار مالی و اقتصادی مردم حرف می‌زند. از برچسب‌هایی که آدم‌ها روی هم می‌زنند. از پاییدن‌ها و سرکشیدن‌ آدم‌های تو زندگی هم می‌گوید. انگار بعد سال ها ظاهرا قرار نبوده و نیست اوضاع در این خاک بسامان شود. از اول هم همین بوده است. موقع خواندن کتاب فکر کردم چقدر با الان ما یکی بوده است شرایط! بیخود نیست که همه داستا‌ن‌های امروزی نویسندگان ایرانی در ناکجاآبادی می‌گذرد که خودشان هم نمی دانند کجاست! هزاربار قبل از آنها عده‌ای آمدند و گفته‌اند و نوشته‌اند و رفته‌اند اما سودی کو؟ همان بهتر که در دنیای خودشان غرق بشوند درست مثل قاشق که ترجیح داد در دنیای خودش زندگی کند تا در دنیای آدم‌هایی که تحمل‌شان خارج از انسان است.
107 reviews1 follower
May 15, 2020
همانطور که در نام داستان خلاصه شده ما با درازگویی فردی دیوانه مواجه هستیم که در آسایشگاه بستری است و لا به لای فرصت هایی که درمانگران به سراغش می روند قصد دارد داستان روزی را که باعث آمدنش به آسایشگاه شد را تعریف کند. منتها روده درازی بیش از حد دیوانه باعث می شود که مدام حرف توی حرف بیاید و تعریف ماجرا دست آخر به بخش پایانی داستان موکول شود و لا به لایش ما جزئیاتی به ظاهر بی اهمیت (از دید خود دیوانه) اما در بطن مهمی را نظاره می کنیم که کار دیوانه را به اینجا رسانده است. در این درازگویی نویسنده دست خواننده را می گیرد و در زمانه اثر، لابه لای جامعه وقت و ارزشهایش می گرداند و او را مجاب می کند که چرا آن روز بخصوص پیش آمد و چرا کار به اینجا رسید.
Profile Image for sakine76.
93 reviews8 followers
June 25, 2021
یک کناب بسیار جالب و متفاوت، دلم از این می‌سوزه که کتاب اولین چاپش سال ۵۸ بوده وهنوز هم خیلی شناخته شده نیست ولی کتابهایی مثل خودت باش دختر ، من پیش از تو ،و امثالهم به چاپ چند دهم میرسن.
Profile Image for Maedeh Shayan.
57 reviews7 followers
April 5, 2024
کتاب گیرایی ست. آقای کیانوش به کمک مکالمه جالب و طنز تلخ هوشمندانه و البته زیرکانه از عیوب و تنزل اجتماعی جامعه پرده برداری می کند. اولین کتابی بود که از ایشون مطالعه کردم و قطعا دوستم دارم با آثار دیگر این بزرگوار آشنا بشم.
Profile Image for Homayoun.
14 reviews
September 28, 2025
یک نوولای تحسین برانگیز از محمود کیانوش، واگویه‌های روشنفکری که در بستر جامعه‌ای سطحی و مبتذل با روانی از هم گسیخته در منجلاب اتهام دیوانگی گرفتار آمده و در تیمارستانی بستری شده است. واگویه‌هایی مملو از فرازهای فلسفی در باب زیست خردمندانه‌ی انسان از زبان فردی مطرود و فراموش شده توسط جامعه‌ای واپس‌گرا و سطحی‌نگر که چارچوب زندگی حقارت بارشان بر پایه‌ی نادانی و بی خردی‌ست به خوبی وضعیت جامعه‌ی ایرانی را بیان می‌کند. مردی که از سر جبر انزوای تحمیل شده بر خود، در گوشه‌ای از سر ناچاری تفکراتش را گویی در آینه برای خود بازگو می کند و حتی امیدی به داشتن یک شنونده‌ی عاقل ندارد.
Profile Image for Saharrahmaniii.
14 reviews1 follower
August 21, 2022
واقعا کتاب خوبی بود بسیار پخته و عمیق
خیلی دوست داشتم
Profile Image for Saracovolatte.
51 reviews15 followers
October 3, 2022
کلافه شدم و فکر کنم هدف نویسنده هم همین بود.
Profile Image for Daniel R.
19 reviews
July 7, 2025
روایت آدمی است که سرنا را از سر باریکش می‌گیرد و فوت می‌کند، تا از صدای گوز آدم اسهالی/بواسیری راحت شود. فاتحه‌اش خوانده است.
Profile Image for Nazanin.
283 reviews23 followers
October 1, 2021
راوی داستان، آقای قاشق، دوازده روزه که با یه شخص دیگه‌ای هم اتاقه و داره با اون حرف می‌زنه؛ اون شخص در سکوت کامله و فقط آقای قاشق متکلم وحده‌ست📖

ادامه‌ی اسم کتاب «درازگویی یک دیوانه» است که کاملاً متناسب فضای داستانه؛ طی تمام داستان، آقای قاشق مشغول حرف زدنه و از همه‌چی حرف می‌زنه؛ از مشکلات شخصی‌ش از زمان بچگی تا الان و از مشکلاتی که توی جامعه وجود داره📖

سوژه‌ی کتاب برای من خیلی جذاب بود، باید از بین حرف‌های آقای قاشق، داستان اصلی کتاب رو کشف می‌کردم📖

نویسنده به‌صورت طنز انتقادی راجع به رفتار‌ها و نافرهیختگی مردم نوشته و با اینکه این کتاب سال ۱۳۵۷ نوشته شده، متاسفانه جامعه‌ی ما هنوز هم درگیر این مشکلات هست و به‌نظر من اگر مخاطب جدی ادبیات هستین می‌تونین از خوندن این کتاب لذت ببرین📖
Profile Image for Negar Khalili.
215 reviews78 followers
November 10, 2024
راستش من انتظار نداشتم از این کتاب خوشم بیاد. اسمش یه تداعی زردی برام داشت. ولی خوشم اومد.
آقای قاشق در عین اینکه گیج و کلافه‌م می‌کرد برام قابل درک بود.
اون آستانه رو می‌فهمیدم که می‌ره می‌شینه روی یه عمر گذشته‌ی آدم و درنهایت ممکنه آدمو از وضعیت عادی خارج کنه.
از زبان طنزآلودش هم خوشم اومد.
درمجموع قهرمان داستان برام جالب بود. از اون جنسی جالب بود که مثلا قهرمان داستان گاوخونی جالبه. دقیقا نمی‌دونی چی داره می‌گه.، نمی‌دونی چرا داره می‌گه، معلوم نیست چی رو داره راست می‌گه، چی توهمشه، چی دروغه، ولی در عین حال می‌شناسیش. درکش می‌کنی. باش همدردی می کنی. حتی بهش حق می‌دی.
شخصا اون قسمت مربوط به «آشغالی» رو خیلی دوست داشتم واون قسمت اوج ماجرا که از خونه میاد بیرون و می‌بینه چمن‌ها خراب شدن.
در کل ارزش خوندن داشت.
Profile Image for Alirezam.
44 reviews4 followers
April 26, 2022
واقعا درازه گویی های یک دیوانه را که در آستانه دیوانگی کامل است روایت کرده . هر چقدر طولانی تر مطالعه کنید ادامه دادنش راحت تر است و گاهی از درازه گویی ها کلافه میشوید . مطالعه این کتاب ممکن است در ابتدا توی ذوقتان بزند و در ادامه کلافه تان کنند و از طرفی ممکن است با سماجت صفحات کتاب را دنبال کنید تا ببینید چه میشود که در این صورت تا به خودتان می آیید متوجه میشوید کتاب تمام شده
3 reviews1 follower
August 4, 2021
الحق که درازه گویی های یک انسان بود اما دیوانه؟!!! شک دارم که طرف دیوونه بوده باشه
Profile Image for Hamed Manoochehri.
329 reviews41 followers
October 29, 2024
"دود نیست، غبار نیست، سوء تفاهم نیست"

محمود کیانوش بنا به اینکه با هیچ حزب و فرقه ای بیعت نکرده بود تا روز آخر عمر پر ثمرش در بین دوستداران ادبیان مدرن ایران ناشناخته مونده . این داستان قرابت معنایی زیادی با این بخش از تاریخچه آقای کیانوش داره.
داستان مردی که برای حفظ نگاه معصومش به زندگی دیوانگی رُ انتخاب می کنه.
متن داستان برخلاف سایر "داستان نویسان" مدرن وطنی که متاسفانه فقط به واسطه تسلط بر زبان های خارجی تصور نویسنده بودن رُ داشتن و موجب عقب موندن این هنر در ایران امروز -به نسبت استعدادی که داریم و جایگاهی که باید میداشتیم- شدن، بسیار حرفه ای، هنرمندانه و تاثیرگذاره.
خلق طنز تلخ یا دارک کمدی، از سخت ترین ابزارهای ادبیه. اینکه هم موجب خنده باشه، هم تفکر انتقادی و هم دارک به سیاه نمایی تبدیل نشه، کار هر کسی نیست. کیانوش به بهترین شکلی که من تجربه کردم، در حد داستان هایی مثل کَچ22 تونسته طنز و آیرونی رُ به کمک داستانش بیاره. همین خودش بدعتی هست در ادبیات ما که کمتر نویسنده‌ای بهش توجه میکنه.
تجربه این داستان رُ از دست ندید.

"باید مثل پدر و مادرم قدکوتاه می ماندم، یک دفعه قدم دراز شد، اما قلبم کوچک ماند"
" زنم بود. تا اندازه ای می شناختمش. من و او با هم بیش از من و او با هر کس دیگر سوءتفاهم را تجربه کرده بودیم"
Displaying 1 - 19 of 19 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.