Jump to ratings and reviews
Rate this book

گزیده ی جوامع الحکایات و لوامع الروایات

Rate this book
جوامع الحكايات و لوامع الروايات بزرگترين اثر داستاني قرن هفتم هجري، از جمله كتابهايي است كه مرجعي مهم و سودمند براي دانشمندان و نويسندگان متأخر بوده است. در گنجينه داستاني همچون جوامع الحكايات بي ترديد ، نكات اخلاقي ، جتماعي ، ديني و تاريخي فراوان است.

496 pages, Unknown Binding

First published January 1, 2007

6 people are currently reading
105 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
18 (36%)
4 stars
15 (30%)
3 stars
11 (22%)
2 stars
3 (6%)
1 star
3 (6%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Saied Davoodi.
83 reviews35 followers
December 7, 2017
دو حکایت نمونه از متن کتاب:

آورده‌اند که نوشروان وقتی مر بزرگمهر را محبوس کرده بود، و مدت حبس او مُتَطاول(طولانی) شده، و به سبب طولِ مکث چشم‌های او ضعیف گشته و در نور باصرهٔ او خللی عظیم پیدا آمد.(چشمش به سبب زیاد ماندن در زندان نابینا شده بود.)
و از اتفاقات عجب نامه‌ای رسید از مَلِک روم به نزدیک نوشروان، معمّا نبشته و جملگی علما و فضلا که در خدمت او بودند از خواندن آن نامه عاجر شدند، و نوشروان دانست که هیچکس آن نامه نتواند خواند جز بزرگمهر. او را از حبس برون آوردند، و عذرها خواست و تربیت بسیار کرد. آنگاه حال این نامه با وی باز گفتند. او گفت: "نور چشم من در مشکات(منفذ) حدقه انطفاء(خاموش شدن) پذیرفته است، ولیکن حیلتی هست که غرض پادشاه به حصول انجامد." پس در گرمابه رفت و بفرمود تا طشتی پر یخ بیاورند و شکل آن نامه را به یخ بر پشت او می‌نبشتند(بر پشت یخ اشکال نامه را حک می‌کردند) و او حروف آن را ضبط می‌کرد. چون تمام نبشتند، جمله را ترجمه کرد و برون آورد. (معمای نامه را به کل ترجمه کرد و گفت) و جملگی حاضران و نوشروان را از آن حالت او عجب آمد. و دانستند که از نوادر ایّام است و بار دگر او را تربیت فرمود و وزارت به وی سپرد
#گزیده_جوامع_الحکایات
بزرگمهر و نامهٔ پادشاه روم
#سدید_الدین_محمد_عوفی


آورده‌اند که در روزگار نوشروان دو مرد بیامدند و بر درگاه او بایستادند. یکی به آواز بلند گفت: "بد مکن و بد میندیش." و یکی گفت: "نیکی کن و نیکی اندیش، تا تو را نیکی آید پیش." نوشروان فرمود که " واعظ اول را هزار دینار بدهید و دوم را دو هزار." خواص و ندیمان از حضرت ملک سؤال کردند که "هر دو کلمه را یک معنی بود، در صلت و انعام ایشان تفاوت به چه سبب بود؟" گفت: "این یکی همه نیکی گفت و آن دیگر بدی یاد کرد، و هیج نیکی بهتر از دوستی نیکان نیست، و هیچ بدی بهتر از دوستی بدان نیست"
#گزیده_جوامع_الحکایات
در ستایش نیک اندیشی
#سدید_الدین_محمد_عوفی
Profile Image for ye.qaribeh.
15 reviews7 followers
April 13, 2009
اگرچه در آن حکایات و روایات پُرحرف و حدیث هم به چشم می خورد، امّا در مجموع کتابی سرشار از پندهای جالب و آموزنده است
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.