این کتابو فارغ از همه چی به خاطر اون صفحه ی اول که تقدیمش کرده به "سید محمد خاتمی، مردی که روحش را به قدرت نفروخت" دوست دارم. ولی باید همون سال 85 که خریدم میخوندم تمومش میکردم میذاشتم کنار نه الان که بعد این همه وقت اتفاق های اون دوره رو خوندم و یادم اومد و قلبم فشرده شد. وقتی قسمت اول کتاب تموم میشه ابراهیم رها میگه: این آخرین خط های این کتاب طنز را درحالی مینویسم که بغض در یک قدمی ام خانه کرده. خواستم بگویم ما حتما خستگی همدیگر را میفهمیم. ادامه بینوایان از شهر قصه خیلی بهتر بود. شهر قصه چیزی نیست که آدم بگیره بخونه باید ببینه. یه جایی شم هست که زمان بگیر و ببند های الکیه یه پیرمرد هفتاد و پنج ساله رو میگیرن به اتهام بمب گذاری تو برج ایفل. بهش میگن: - همین که من میگم، اعتراف کن بنویس درباره ی اینکه تو مرتیکه ی نره خر جزو زنان خیابانی هستی و در جوانی هم یک دختر فراری بوده ای. اعتراف کن در خانه شبکه ش ضیا را تماشا میکنی. بی خود مقاومت نکن سه سال باید توی انفرادی باشی، همه چیز هم لو رفته. ما خودمان در خانه تو یک جعبه ی مدادرنگی پیدا کرده ایم. + خب این چه ربطی داره؟ [صدای شتلق میآید] - ربطش اینه که تو با اونها میخاستی عکس های بی تربیتی بکشی، تکثیر کنی بدهی دست نسل سومی ها. ای مرتیکه ی منحرف!
این کتاب ادامه ی کتاب بی نوایان به زبان طنزه! و به شرح اتفاقاتی که در دولت اصلاحات رخ داده به زبان طنز می پردازه. در صفحه ی اول کتاب نوشته شده: «به سید محمد خاتمی، مردی که روحش را به قدرت نفروخت» ولی کتاب اصلا در مدح و ستایش خاتمی نیست. بلکه خاتمی و دولت اصلاحات رو نقد میکنه، از کاستی ها میگه، از کارشکنی های دیگران میگه و ... کتاب چاپ سال 83 هستش و طی این سال ها اتفاقات متفاوتی در سیاست افتاده ولی خوندن این کتاب هنوز هم خالی از لطف نیست. ضمن اینکه کتاب خیلی بامزه و جالبی هم هست.
پشت جلد: !این کتاب راجع به هنر عکاسی نیست دو قطعه عکس 6× 4در واقع دو کتاب در یک کتاب است یعنی شما پول دو تا کتاب می دهید یک کتاب می خرید! جلد دوم بینوایان مرحوم ویکتور هوگو و بخش دوم شهر قصه مرحوم بیژن مفید یک ضرب وارد دوره ی هشت ساله اصلاحات شده و شده دو قطعه عکس 6× 4! این برای اولین بار نیست که دو کتاب، در یک کتاب چاپ می شود اما برای اولین بار است که ژان والژان درباره ی سعید امامی صحبت می کند، باور کنید!
كتابيست در توصيف دوران رياست جمهوري سيد محمد خاتمي به زبان طنز! طنز ابراهيم رها محشر است ، مخصوصا در اين كتاب كه در فضاي باز فرهنگي و سياسي خاتمي نوشته شده! در آغاز كتاب آمده است : "تقديم به مردي كه روحش را به قدرت نفروخت"ت
کتاب از دو بخش تشکیل شده. بخش اول که نویسنده اسمشو بینوایان۲ گذاشته، خلاصه ای از اتفاقات ۸ سال دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی با زبان استعاره هس و بخش دوم به اسم شهر بی قصه، ادای دینی هس به دانشجوهای بازداشتی اون دوران. یه قسمت از کتاب رو که دوست داشتم ربط دادن شخصیتای مهم اون دوران که اسمشون SAEED بود به همدیگه بود.(حجاریان، امامی و عسگر) اون ستاره ای که کم کردم بخاطر بخش دوم بود که زیاد طنزشو دوست نداشتم. شاید اگر آقای رها همونطور که خودشون تو مقدمه این بخش گفتن، این قسمتو صبط کرده بودن بیشتر به دل می نشست. در کل این کتاب بخاطر کم حجم بودن، زیاد وقتتونو نمیگیره. پیشنهادم این هست که مطالعه کنین. یادگاری از بینوایان۲: "میخواستم در فصل ۲۰ وقتی کوزت در خیابان قدم زد بنویسم باز هم در خیابان های سرد شب جز خداحافظ خداحافظ صدایی نبود.اما راستش دلم نیامد.هم بخاطر کوزت، هم بخاطر ژان والژان که هنوز صداقتش را باور دارم.خواستم بگم ما حتما خستگی همدیگر را میفهمیم. صحبت از جانشینی ژان والژان است. بعضیها میگویند ژان حسین والژان دیگری شاید بیاید. یکی میگوید ژان والژان هم ژان والژان قدیم. یکی میگوید بابا کوزت مرد. نمیدانم تو چه میگویی فقط هر چه میگویی دم از بی وفایی نزن." روزگارتون پر امید :)
دو ستاره. يكى ش براى جلد خوبش كه الكى ترغيب م كرد بخرمش و بخونمش. و اينكه كلا از ابراهيم رها خوشم مياد و مقدمه نويسنده رو كه خوندم فكر ميكردم با يه كتاب توپ طرف م. اون يكى ستاره هم واسه شهر بى قصه چون دوسش داشتم خيلى. ادامه بينوايان، چرت و پرتِ محض بود. :| حتى كاريكاتوراى بينوايان هم خوب نبود. :|