Jump to ratings and reviews
Rate this book

داستان من و شعر

Rate this book
ترجمه دکتر غلامحسین یوسفی و دکتر یوسف حسین بکار

248 pages, Paperback

First published January 1, 1983

Loading...
Loading...

About the author

Nizar Qabbani

238 books56 followers
Nizar Tawfiq Qabbani was a Syrian diplomat, poet and publisher. His poetic style combines simplicity and elegance in exploring themes of love, eroticism, feminism, religion, and Arab nationalism. Qabbani is one of the most revered contemporary poets in the Arab world, and is considered to be Syria's National Poet.

When Qabbani was 15, his sister, who was 25 at the time, committed suicide because she refused to marry a man she did not love. During her funeral he decided to fight the social conditions he saw as causing her death. When asked whether he was a revolutionary, the poet answered: “Love in the Arab world is like a prisoner, and I want to set (it) free. I want to free the Arab soul, sense and body with my poetry. The relationships between men and women in our society are not healthy.” He is known as one of the most feminist and progressive intellectuals of his time.

While a student in college he wrote his first collection of poems entitled The Brunette Told Me. It was a collection of romantic verses that made several startling references to a woman's body, sending shock waves throughout the conservative society in Damascus. To make it more acceptable, Qabbani showed it to Munir al-Ajlani, the minister of education who was also a friend of his father and a leading nationalist leader in Syria. Ajlani liked the poems and endorsed them by writing the preface for Nizar's first book.

The city of Damascus remained a powerful muse in his poetry, most notably in the Jasmine Scent of Damascus. The 1967 Six-Day War also influenced his poetry and his lament for the Arab cause. The defeat marked a qualitative shift in Qabbani's work – from erotic love poems to poems with overt political themes of rejectionism and resistance. For instance, his poem Marginal Notes on the Book of Defeat, a stinging self-criticism of Arab inferiority, drew anger from both the right and left sides of the Arab political dialogue.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
11 (28%)
4 stars
18 (46%)
3 stars
8 (20%)
2 stars
2 (5%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
Profile Image for Mohammad Hrabal.
486 reviews322 followers
September 14, 2022
از خونی که بر چهره و جامه‌ام جاری است، دریافتم که ادبیات بالش پر قو و گردشی در مهتاب نیست؛ دانستم ادبیات گلی نیست که بر سینه جامه‌مان بزنیم بلکه صلیبی از دشواری‌هاست که آن را بر دوش می‌کشیم.… شعبده‌باز می‌تواند از جعبه خود ده‌ها جوجه و دستمال‌های رنگین بیرون آورد اما از بیرون آوردن حتی یک دانته، یک لورکا و یک مایاکوفسکی عاجزست. ادبیات از رحم شکیبایی و زحمت و رنج و غم زاده می‌شود. صفحه ۲۶ کتاب
من به تاریخ، وقتی جرقه‌ای باشد که آینده را روشن کند، احترام می‌گذارم ولی هنگامی ‌که فقط به‌صورت بنای یادبود یا به شکل قرصی درآید که بر پوشش خارجی آن نوشته باشند: «لیس فی الامکان ابداع مما کان»-در عالم امکان چیزی بهتر از آنچه بود وجود ندارد-آن را به‌ سختی رد می‌کنم. صفحه ۸۰ کتاب
بدین ‌ترتیب ما با ترس عاشق می‌شدیم، با ترس به وعده‌گاه های خود می‌رفتیم، با ترس عشق می‌ورزیدیم و با ترس می‌نوشتیم. وقتی انسان دزدکی عاشق شود و زن به یک پاره گوشت بدل گردد که با ناخن تناول اش کنیم، جنبه معنوی عشق و نیز صورت انسانی راز و نیاز عاشقانه از میان می‌رود و غزل به‌ صورت رقصی وحشیانه به ‌دور کشته‌ای بی‌جان در می‌آید. صفحه ۸۲ کتاب
شعر در نظر من انتظار چیزی است که انتظار نمی‌رود… صفحه‌ی ۱۰۱ کتاب
زمین می‌تواند دو درخت زیتون شبیه به یکدیگر و دو سنبله‌ی گندم همانند را نیز قبول کند ولی نسبت‌به دو شاعر که یک‌ سخن را بگویند گذشت به خرج نمی‌دهد… من بر خویشتن مراقبتی داشتم که به‌حد دردناکی می‌رسید و از خود می‌پرسیدم: آیا این کلماتی که بر کاغذ می‌آورم بر اهرامی از کلماتی که بشریت از قدیم‌ترین اعصار گفته ‌است، چیزی می‌افزاید؟ اگر چیزی نمی‌افزاید، سود آن‌ها و فایده من چیست؟ صفحه‌ی ۱۰۲ کتاب
تنها در جوامع عقب‌مانده و معتقد به سحر و طالع‌بینی، موضوعات جنسی آماس می‌کند تا جایی‌که به‌صورت روده کوری ملتهب درمی‌آید. اما در جوامعی که به‌طور طبیعی تنفس می‌کنند و سالم زندگی می‌کنند، مسائل جنسی نظیر نوشیدن فنجان قهوه‌ی صبحگاهی کاری عادی می‌شود. صفحه ۱۰۸ کتاب
Profile Image for amin akbari.
314 reviews174 followers
March 24, 2019
به نام او

داستان من و شعر مجموعه جُستارهای نزار قباتی شاعر شهیر عرب پیرامونِ شعر و زندگی است
کتابی که از جهتی بسیار مهم است چرا که نوشته شاعری‌ست که شعرش را مخاطبان زیادی خوانده و با آن انس گرفته‌اند و همواره در پی این نکته بوده‌اند که در پس سطور شعر تصویر واقعی شاعر چگونه است. یا زندگی شاعر نیز به دلفریبی اشعارش است؟ یا شاعر چه روشهایی را به کار برده است که چنین جایگاهی رسیده است؟
در کل گویا برای مخاطبان شعر و رمان خیلی جالب است که شخصیت مولف را حدس بزنند و آن را با اثر ادبیش مطابقت دهند، و حال جه بهتر که خود مولف با گشاده‌دستی و شوق فراوان در پای میز محاکمه بنشیند و لب به اعتراف پیرامون خود و زندگیش بگشاید.
نزار قبانی در داستان من و شعر با ظرافت هرچه تمام‌تر دنیایی که در پس شعرهایش جریان داشته است را به ما نشان میدهد و نثری زیبا و شاعرانه لحظاتی خوش را به مخاطب ارزانی می‌دارد در واقع لذتی که مخاطب از خواندن این کتاب می‌برد دست کمی از لذتی که از شعرهای او می‌برد ندارد
ضمن این که کتاب برای کسانی که طبع شعری دارند و شعر می‌سرایند در عین آنکه تداعی‌گر مسائل و مصائبی است که شاعر در حین سرودن و پس از سرودن با آن درگیر است، بسیار آموزنده و مفید نیز است و به نکات مهم و دقیقی اشاره می‌کند که تنها این قشر از مخاطبان کتاب متوجه آن می‌شوند. نزار به نوعی در این کتاب جلوه‌هایی از سلوک شاعر را به شاعران آموزش می‌دهد.

در آخر اینکه تازه‌ترین چاپ این کتاب خواندنی با ترجمه بسیار خوب دکتر غلامحسین یوسفی و یوسف حسین بکار با حروف‌چینی جدید و ظاهری زیبا و بسیار منقح توسط انتشارات توس منتشر شده است.
.
بخشهایی از کتاب:
.
من از خانواده‌ای هستم که عشق پیشه آنهاست. همچنان که شیرینی با سیب زاده می‌شود، عشق نیز با اطفال خانواده ما تولد می‌یابد. در یازده سالگی ما عاشق می‌شویم و در دوازده سالگی از عشق ملول می‌گردیم. در سیزده سالگی بار دیگر عشق می‌ورزیم و در چهارده سالگی از نو احساس ملال می‌کنیم. طفل در خانواده ما در پانزده سالگی از عمر خویش پیر می‌شود و طریقتی در عشق پیدا می‌کند.
.
کلیدهای شعرم، خودِ شعرم است و شعرم تنها عکسی است که به من شباهت دارد و دفترهای شعری که منتشر کرده‌ام، گذرنامه حقیقی من است.
.
شعر در نظر من انتظار چیزی است که انتظار نمی‌رود... این دستورِ عملی است که از نخستین مراحل شاعری‌ام جلو خود نهادم و به دقت تمام اجرا کردم.
.
زمین می‌تواند دو درخت زیتون شبیه به یکدیگر و دو سنبله گندم همانند را نیز قبول کند ولی نسبت به دو شاعر که یک سخن را بگویند گذشت به خرج نمی‌دهد
‌.
نظریه مشهور دکارت: "من می‌اندیشم پس هستم" در مورد من صورتی دیگر به خود می‌گیرد، و آن این است: من شعر می‌سرایم پس رسوایم
.
شعر نامه‌ای است که به دیگران می‌نویسیم، نامه‌ای که به جایی نامعین می‌نویسیم. در نوشتن هر نامه‌ای گیرنده آن موضوع اساسی است. نوشتنی نیست که مخاطبی نداشته باشد و گرنه به زنگی بَدَل می‌شود می‌شود که در عدم به صدا در می‌آید
.
شعری که نمی‌تواند روزگار خویش را مخاطب قرار دهد قادر نیست روزگاری دیگر را مخاطب داشته باشد
.
هنر شعر مانند علامت دادن با نور چراغ است. هنرمند بزرگ کسی است که قدرت سکوت دارد و می‌داند چه وقت برگ برنده را عرضه کند
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for نیلوفر بختیاری.
30 reviews5 followers
February 2, 2018
این کتاب به نوعی زندگینامه خودنوشت نزار قبانیست. چون به گفته خودش آنقدر رند است که نمیخواهد صبر کند تا پس از مرگش هرکس هرطور که میخواهد از زندگی اش بنویسد و داد سخن دهد.

بخشهایی از آن به دوران کودکی و جوانی شاعر و محیط زندگی‌اش اختصاص دارد و بخشهایی هم به فوت و فن شاعری او.

اما با خواندن این کتاب تصویری که از شعرهای عاشقانه او داشتم دگرگون شد. و در عین ناباوری فهمیدم او و شعرهایش برخلاف تصور من٬ عشق را در یک معشوق واحد جستجو نمیکنند و هضم این اندیشه کثرت گرای او درباره مفهوم عشق ابتدا کمی برایم دشوار بود..‌ شاعر رک و بی پرده درباره عشقهای متعدد خود سخن میراند. و حتی در سطری از این کتاب میگوید از میان آنهمه معشوق مثلا پنج تای آنها جایگاه خاصی در قلبش داشته اند.‌.. یعنی در ازای فرجام یک عشق بدون تامل عشق دیگری را آغاز میکند. چه میشود کرد این هم یک روی دیگر سکه عاشقانه‌سراهاست. و البته اصلا شاید تازگی شعرهای او در گروی همین عشقهای دم به دم و گاه به گاهش باشد! اما به نظر من بهتر است خواننده این راز را نداند تا شاید بتواند با فکر آسوده تری شعرهای او را بخواند!
Profile Image for Ahmad.
107 reviews30 followers
August 26, 2016
خوب بود. هم چیزهای زیادی از تاریخ معاصر عرب و شعر معاصر عرب فهمیدم و هم این‌که روان و شاعرانه بود.
Profile Image for Bahar.
105 reviews62 followers
December 5, 2020
در کل کتاب خوبی بود شاید فقط بعضی موضوعات را خیلی تکرار کرده بود ولی اطلاعات جالبی در مورد شعر و زندگی وی به مخاطب منتقل میشود.
Profile Image for Mahsa Pourahmad.
9 reviews5 followers
September 28, 2019
این کتاب یکی از محبوب‌ترین کتاب‌هاییست که خوانده‌ام. پیش از آنکه مطالعه‌اش را شروع کنم برایم جالب بود که بدانم یک شاعر چگونه از زندگی‌اش می‌نویسد؛ آن هم نه هر شاعری! نزار قبانی. شاعری که در نخستین صفحات کتابش اعتراف می‌کند از ملتی است که با شعر زاده می‌شود، با شعر تنفس می‌کند، با شعر موی سرش را شانه می‌زند و عاشقانه‌هایش را به شعر می‌نویسد. اعتراف می‌کنم علاقه‌ام به شاعر در امتیازی که به کتابش دادم مؤثر بود اما حتی اگر شاعری چون او را نمی‌شناختم، باز هم از چنین قلمی و صدالبته از چنین ترجمه‌ای حظ می‌بردم. آهنگ کلامِ نزار از همان نخستین سطور نخستین صفحات خودنمایی می‌کند. قلم‌زنی او در این کتاب تفاوت چندانی با شعرسرایی‌اش ندارد. او با قلمی که اشعارش را با آن می‌سراید، زندگی‌اش را می‌سراید؛ دوران کودکی‌اش را می‌سراید؛ خانۀ کودکی را؛ پیوندش را با خانه و خانواده؛ و شهرهایی را که در آن غرق شده. در این میان از آنچه بر سیاست و ادبیات عرب رفته نیز سخن می‌کند. او این همه را می‌سراید تا بتواند چگونگی تولد اشعارش را شرح دهد و البته چگونگی تولد یک شاعر را.
چه عواملی باید دست به دست بدهند تا شاعری جسور متولد شود؟ از نظر نزار حتی فصل تولد هم در این موضوع دخیل است. اویی که تولد برهه‌ای جدید از شعر عرب را سبب شد، در فصلی به دنیا آمد که زمین هم در حال ولادتی تازه بود؛ بهار. در شهری که بوستان‌هایش هم‌ارزند با مناره‌ها و گنبدهای مساجدش و حیاط خانه‌هایش معطرند به یاسمین و نارنج و ریحان و نیلوفر؛ دمشق. او به حدی که از کوچ پرستوها به حیاط خانه می‌گوید، از کوچه‌های پرپیچ و خم دمشق و بازارهای متعدد سرپوشیدۀ نزدیک خانه نمی‌گوید؛ واضح است! کسی را که مواجهه با زیبایی را فقط در خانه می‌یابد، گشت و گذار شهری به چه درد می‌خورد! کسی اگر به او شاعری آموخته باشد، همین خانه است. همین خانه و البته مدرسه‌ای که نگرش قبانی را به جهان و ادبیات شکل داد؛ نگرشش به جهان را با آموزش اصول تربیتی ترکیبی اروپا و جهان عرب و آشنایی‌اش با ادبیات را با معلم ادبیاتی که خود شاعر بود. همین مسیر خانه تا مدرسه بود که نیمۀ شرقی و عربی نزار را تربیت کرد؛ مسیری که چشمان او را به دیدن گنبدها و مناره‌های مسجد جامع عادت می‌داد و گوش‌هایش را با نوای پرستوها و اذان و شامئه‌اش را با بوییدن ادویه‌جات و عطر گرم شیرینی‌های قنادی پدرش.
اما عناصر عربی در نیمۀ دیگر وجود او چندان پررنگ نبود. زمانی که خانوادۀ او را می‌کاوی، اثری از تعصبات گذشته‌پرستانۀ عربی در نگاهشان پیدا نمی‌کنی. پدرش کیست؟ شیرینی‌فروشی که خانه‌اش را در محلۀ مئذنة‌الشحم، وقف سخنرانی‌های اعتراض‌جویانه نسبت به اشغال فرانسویان کرده بود؛ مردی که نسبت به ظواهر دین بی‌اعتنا بود و به کنه آن اما نه. پدرش هم شاید خصوصیاتش را از عمویش ابوخلیل قبانی به ارث برده؛ کسی که یک‌تنه در روزگار تعصب‌پرستی عربی، اصطبل‌های دمشق را مکانی کرد برای روی صحنه بردن نمایش‌نامه‌های نویسندگان اروپایی؛ امری که در نظر دمشق‌نشینان مسلمان امری ضددین بود و برای براندازی‌اش، تا پایتخت عثمانیان هم رفتند. نهایتاً دمشق ابوخلیل را از خود راند؛ همان‌گونه که نواده‌اش نزار را هم در چندین سال بعد از خود راند. چرا؟ به علت به زبان آوردن کلامی جدید.
پر واضح است که نزاری که در چنین محیطی رشد کرده، تبعیت از قوانین معهود و قدیمی را غیر منطقی می‌داند و به دنبال حرفی است که از درون خودش بیرون بیاید، نه از درون تاریخی تاریک که در طی چندین سده هیچ تغییری را نپذیرفته. او در کتاب از مواجهه‌اش با متعصبان ادبی می‌گوید و میدان جنگی که یک‌تنه ناچار به دفاع از خود بود؛ بله شعرسرایی او نوید جنگ را می‌داد؛ مصداقش هم سرایش اولین بیتش، درست دو هفته پیش از شروع جنگ جهانی دوم بود. او جنگید اما نه برای حظ بردن از مزۀ جنگ؛ که برای شکستن قالبی کهنه که ادبیات را از مردم معمولی دور کرده؛ او به دنبال زبانی می‌گشت که هم از اصول ادبیات عرب پیروی کند و هم دری باشد برای آشتی با مردم. او در این کتاب از چگونگی رسیدنش به چنین زبانی می‌گوید که پایۀ ثابت اشعارش شده.
برای شکل‌گیری چنین زبانی پیش از همه انگیزه‌ای لازم است که خواهان تغییر باشد و قریحه‌ای لازم است که آن را تراوش کند. نزار این قریحه را از خانۀ دمشقی پدری‌اش به ارث برد و از خانوادۀ همیشه عاشقش. این انگیزه را نیز از خونی گرفت که از اقوامش به او رسیده بود. اما این زبان نوپا را سفرها می‌بایست تا پخته شود. قاهره، لندن، مادرید و بیروت چهار شهری بودند که بیش از هرچیزی در پرورش این کودک نوپا کوشیدند؛ قاهره با محافل آزاد ادبی‌اش، لندن با آرامشِ باران‌هایش، مادرید با تندیِ سوزاننده‌اش و بیروت با بام‌های سرخش، همگی در شکل‌گیری شاعرالمراة نه؛ که در شکل‌گیری شاعر عشق، شاعر وطن مؤثر بودند. شاعری که تلاش می‌کرد وطنِ در جدال با آشوب‌های سیاسی‌اش را با هویت یک زن، با نامه‌‌های عاشقانه، با شانۀ لغزنده بر زلف معشوق، با قطرۀ باران بر برگ درخت و با هواپیماهای کاغذی کودکان، به جهان بشناساند. این کتاب منبع خوبیست برای فهم هرکدام از این عناصر در اشعار قبانی.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books246 followers
April 13, 2018
اغضب كما تشاءُ.. واجرحْ أحاسيسي كما تشاءُ حطّم أواني الزّهرِ والمرايا هدّدْ بحبِّ امرأةٍ سوايا.. فكلُّ ما تفعلهُ سواءُ.. كلُّ ما تقولهُ سواءُ.. فأنتَ كالأطفالِ يا حبيبي نحبّهمْ.. مهما لنا أساؤوا.. اغضب! فأنتَ رائعٌ حقاً متى تثورُ اغضب! فلولا الموجُ ما تكوَّنت بحورُ.. كنْ عاصفاً.. كُنْ ممطراً.. فإنَّ قلبي دائماً غفورُ اغضب! فلنْ أجيبَ بالتحدّي فأنتَ طفلٌ عابثٌ.. يملؤهُ الغرورُ.. وكيفَ من صغارها.. تنتقمُ الطيورُ؟ اذهبْ.. إذا يوماً مللتَ منّي.. واتهمِ الأقدارَ واتّهمني.. أما أنا فإني.. سأكتفي بدمعي وحزني.. فالصمتُ كبرياءُ والحزنُ كبرياءُ اذهبْ.. إذا أتعبكَ البقاءُ.. فالأرضُ فيها العطرُ والنساءُ.. والأعين الخضراء والسوداء وعندما تريد أن تراني وعندما تحتاجُ كالطفلِ إلى حناني.. فعُدْ إلى قلبي متى تشاءُ.. فأنتَ في حياتيَ الهواءُ.. وأنتَ.. عندي الأرضُ والسماءُ.. اغضب كما تشاءُ واذهبْ كما تشاءُ واذهبْ.. متى تشاءُ لا بدَّ أن تعودَ ذاتَ يومٍ وقد عرفتَ ما هوَ الوفاءُ.
Profile Image for محمد یوسفی‌شیرازی.
Author 5 books209 followers
July 12, 2014
درکل، خواندن زندگی‌نامه و سرگذشت شاعران را دوست ندارم. آن بخش از این کتاب را نیز که به زندگی شخصی نزار قبانی پرداخته شده بود، چندان دوست نداشتم و برایم جالب نبود. قسمت درخشان کتاب، همان بود که با عنوان کتاب هم‌خوانی داشت. سرگذشت شعرسرودن و جنونی که به شاعر دست‌ می‌دهد، با لحنی شاعرانه و فوق‌العاده خواندنی وصف می‌شود. ترجمه‌ی مرحوم یوسفی و هم‌کارش هم انصافاً زیبا ازآب درآمده است. از متن کتاب:
- توجه ما به آن‌چه انجام می‌دهیم، انجام‌شدن فعل را به‌تأخیر می‌اندازد؛ درست مثل آن‌که چون رقاصی به حرکت گام‌های خود بنگرد، از رقص بازمی‌ماند. شعر، رقص است و سخن‌گفتن درباره‌ی آن، یعنی چگونگی توجه به گام‌ها. شعر، رقص با کلمات است؛ رقصی با همه‌ی اعضای بدن و با همه‌ی خلجان‌های درونی. من شعر می‌گویم؛ اما نمی‌دانم چگونه؛ هم‌چنان‌که ماهی نمی‌داند چه‌طور شنا می‌کند و گنجشک آگاه نیست چگونه می‌پرد.

-کشش جنسی، علی‌رغم آن‌چه درباره‌ی آن گفته شده، رازونیازی هوش‌مندانه میان دو تن است. فرورفتن در بیشه‌های شادمانی است و نظیر بازی کودکان است بر تختی از شنِ نرم که در آن، برنده و بازنده‌ای نیست.
Profile Image for امین میردامادیان.
8 reviews2 followers
October 25, 2018
از متن:
«در نخستین مراحل شعر گفتن بودم که احساس کردم به‌جای نوشتن، روی دفترها می‌رقصم. در سرودن "طفولة نهد" و "انت لی" و " سامبا " حالتی بر من مستولی بود که وادارم می‌کرد شعرم را – مانند لورکا شاعر اسپانیایی – با صوت بلند بخوانم. حروف الفبا، در جلو چشمم، مانند تارهای ساز کشیده می‌شد و کلمات چون باغ‌های آهنگین موج می‌زد. در برابر اوراق کاغذ، نظیر نوازنده‌ای در مقابل پیانو، می‌نشستم و پیش از آن که به معنای شعر بیاندیشم به نغمات آن می‌اندیشیدم و قبل از آن که به کلمات توجه کنم در ورای طنین واژه‌ها می‌دویدم.
وقتی شعری می‌سرودم، گفته‌ی والری – که موسیقی است و جز آن، چیزی نیست – همواره به یادم می‌آمد و شعر را نوعی ترکیب موسیقی می‌شمردم. به عنوان مثال، قطعه شعر " سامبا " صرفاً اثری از نوع موسیقی است و اگر آن را از جامه‌ی آهنگینش جدا سازیم چیزی از آن باقی نمی‌ماند.
*
بعد از این مرحله، شوق به خطوط و اشکال بر من چیرگی یافت و حرف‌ها در نظرم صورت‌های گوناگون به خود می‌گرفت: گاه به شکل خطوط مستقیم، گاه خطوط شکسته و یا منحنی بود.
نخستین بار بود که هندسی فکر می‌کردم و شعر در نظرم مانند ساختمانی می‌نمود که چون مهندسی از برای آن نقشه می‌کشیدم. به عبارت دیگر شروع کردم به " نقاشی با کلمات ".»
Profile Image for Mrm. Gh.
126 reviews24 followers
September 26, 2020
همیشه از اندیشه‌ها و تجربیات دیگران خواندن لذت‌بخش است مخصوصاً اگر آن تجربیات، تجربیات شعری باشد و تو را با جهان‌بینی شاعرانه‌ی یک شاعر ساختارشکن همراه کند.
من نسخه‌ای از این کتاب را که رضا عامری گردآوری و ترجمه کرده و انتشارات سرزمین اهورایی منتشر کرده است خواندم.
Displaying 1 - 10 of 10 reviews