یادداشتهای روزانه، حاصل نشستهای «مهدی مظفری ساوجی» با «نجف دریابندری»، مترجم و نویسندهی نامدار معاصر است. دریابندری، در این اثر کمحجم، از دیدگاههای خود راجع به زندگیش، افراد و فراز و فرودهای سیاست و نقش آن در کارهایش سخن گفته و دریچهای به برخی از مسائل فرهنگی نیمقرن اخیر ایران گشوده است.
کتاب خوشخوانی است که دریابندری در آن از همه چیز - سیاست، تاریخ، سینما، تئاتر، ترجمه، و ... - و همه کس - از مصدق تا علامه محمد تقی جعفری - سخن گفته
اما این جذابیت برای من چندان پایدار نماند چون می دیدم با کسی طرفم که همه جا نظر دارد و معلوم نیست خودش دقیقا چه کاره است و چه می داند - بدتر اینکه حرف هایی می زند بعد می گوید البته من نخوانده ام یا ندیده ام. سوای نامشخص بودن جایگاه دریابندری خیلی حرف ها هم در سطح مانده بود و مصاحبه گر به دانستن همان کلی گویی ها راضی شده
علی ای حال به یک بار خواندنش می ارزد. سوای برخی اطلاعات تاریخی جالب، همین که خواننده را به جنگ اسطوره ها و بزرگان ببرد خود یک مزیت است
حاشیه: من مصاحبه ی اصلی را که قبل تر نشر مروارید چاپ کرده بوده نخوانده ام. آن را هم گیر بیارم می خوانم
حرفها و گفته های دریابندری ست که به قصد انتشار گفته نشده و سرشار از نشانه های کاستی حافظه و دوران بیماری دریابندری ست گفتگو کننده هم به بسیاری از مباحث تسلط ندارد و فقط می پرسد و می گذرد و نمی تواند موضوعها را دنبال و فراموشیهای فراوان مترجم نامدار را یادآوری کند . در این کتاب از دقت ،شناخت ، تیزهوشی و احاطه بر موضوع که از ویژگیهای رشک برانگیز همیشگی گفته های دریابندری ست چندان خبری نیست و بسیاری از مطالب دور از شناخت قبلی مخاطبان از دریابندری ست . ولی با این حال، توضیحات ایشان درباره ی همینگوی/ تاریخ و .به خصوص علت درگیریهایش با گلستان ، جالب ست
نجف دریابندری فرزند ناخدا خلف دریابندری متولد چاهکوتاه و مادرش مریم متولد بوشهر، در سال ۱۳۰۸ و در شهر آبادان متولد شده است. هرجند در شناسنامه او تاریخ اول شهریور ۱۳۰۸ ذکر شده اما تاریخ دقیق تولد وی مشخص نیست. علت این موضوع این است که گویا ناخدا خلف میخواست فرزندش را زودتر به مدرسه بفرستد. او دورهٔ ابتدایی را در مدرسه ۱۷ دی گذرانده و وارد دبیرستان رازی آبادان شد. او در سال سوم دبیرستان تحصیل را رها کرده و به دنبال کار رفته است.حضور انگلیسیها در تأسیسات نفتی شهر آبادان و تردد آنان در سطح شهر و کاربرد آن زبان وی را به یادگیری زبان انگلیسی علاقه مند ساخت و به طور خودآموز به فراگیری این زبان پرداخت. در سال ۱۳۳۲ اولین اثر خود را که ترجمهٔ کتاب معروف وداع با اسلحه، نوشتهٔ ارنست همینگوی بود، برای چاپ به تهران فرستاد. همزمان با چاپ این کتاب در سال ۱۳۳۳، به دلیل فعالیتهای سیاسی در آبادان به زندان افتاد و بعد از یک سال به زندان تهران منتقل شد.در زندان به مسائل فلسفی علاقهمند شد و در مدت حبس، کتاب تاریخ فلسفه غرب اثر برتراند راسل را ترجمه کرد که بعدها توسط انتشارات سخن به چاپ رسید. وی پس از تحمل چهار سال حبس، در سال ۱۳۳۷ از زندان آزاد شد و به کارهای مختلفی روی آورد. در نهایت به عنوان سردبیر در انتشارات فرانکلین مشغول به کار شد. در آنجا به ترجمه آثار ادبی رماننویسان و نمایشنامهنویسان معروف آمریکایی پرداخت و کتابهایی همچون پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی و هاکلبری فین اثر مارک توین را ترجمه کرد.دریابندری مدت ۱۷ سال با مؤسسهٔ فرانکلین همکاری کرد و در حدود سال ۱۳۵۴ همکاری خود را با این مؤسسه قطع کرد. پس از آن برای ترجمه متون فیلمهای خارجی با سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران قرارداد بست. پس از انقلاب ۱۳۵۷ از این کار نیز کناره گرفت و به طور جدی به ترجمه و تألیف پرداخت. از جمله آثار وی میتوان به ترجمه کتابهای یک گل سرخ برای امیلی و گور به گور نوشته ویلیام فاکنر، رگتایم و بیلی باتگیت اثر دکتروف، معنی هنر از هربرت رید و پیامبر و دیوانه نوشته جبران خلیل جبران اشاره کرد. وی همچنین کتاب مستطاب آشپزی را به رشته تحریر درآورد که کتابی درمورد آشپزی توسط فردی که مترجم سرشناس آثار کلاسیک و فلسفه غرب شناخته میشد برای طرفداران وی بسیار عجیب مینمود. از وی همچنین نقدهای مختلفی در مجلات و نشریات به چاپ رسیدهاست.آقای دریابندری به مناسبت ترجمه آثار ادبی آمریکایی موفق به دریافت جایزه تورنتون وایلدر از دانشگاه کلمبیا گردیدهاست.
یادداشتهای روزانه کتاب حاضر شرح گفتگوهای پراکنده نویسنده با مترجم معاصر نجف دریابندری است آنچه در صفحه چهل و چهار کتاب از قول دریابندری در مورد به آذین نقل شده، منصفانه نیست. شیوایی قلم شادروان به آذین یک سر و گردن بالاتر از سایر مترجمان ایرانی و از جمله خود دریابندری است. ترجمههای او گاه به شعر پهلو میزند صحبتهای آقای دریابندری درباره ابراهیم گلستان در صفحه ۸۷ کتاب در نهایت به اینجا ختم می شود که میگوید: «داستان گلستان، یعنی شخص گلستان یک مقدار اشکال دارد» !! در کل کتاب هم وقتی نویسندهی آن آقای مهدی مظفری در مورد اشخاص، کتابها، ترجمهها و ... نظر دریابندری را جویا میشود، او در پاسخ خود معمولاً جملهی ثابتی دارد و آن این است که آن اشخاص، کتابها، ترجمهها و ... یک اشکال دارند ص ۹۷ - از نظر دریابندری، گلشیری دو سه داستان کوتاه شایان توجه دارد. بقیهی کارهایش مزخرف است!! در همین صفحه دریابندری میگوید: حقیقت این است که من به سیمین دانشور چندان اعتقادی ندارم... اینها قصههای معمولی است --------------------- از متن کتاب ص۷ - محمدعلی موحد در سال ۱۳۳۲ سردبیری روزنامهی شرکت نفت را بر عهده گرفت ص۲۵ - ساده نوشتن خیلی سختتر از پیچیده نوشتن است. پیچیده نوشتن خواه ناخواه مقداری تصنع و تکلف را با خود به همراه میآورد ولی ساده نوشتن چنین گرفتاریهایی را ندارد ص۳۷ - کتاب «ماتریالیزم دیالکتیک» استالین توسط ابراهیم گلستان ترجمه و در سال ۱۳۲۳ یا ۲۴ چاپ شده است ص۴۸ - آقای دریابندری در سال ۸۱ دچار سکته مغزی شد. قبل از آن روزی شش هفت صفحه ترجمه میکرد ص۵۱ - صحبت از آثار شاعران و نویسندگان امروز ایران به میان آمد. دریابندری گفت: هر وقت آثاری به وجود آمد که برای مردم دنیا جالب بود، خواه ناخواه ترجمه میشود. ما هنوز این آثار را به وجود نیآوردهایم. در واقع نوع خوب و به اصطلاح درجه اول آثار ما، در آنجا وجود دارد ص۵۵ - اصولاً هنر نوعی بازی است که آدمیزاد در میآورد ص۵۸ - رمان نویسی یک چیز خاصی است و به سادگی نمیتوان این عنوان را بر روی هر اثری گذاشت ص۱۰۸ - نظر دریابندری در مورد امیر نادری، کارگردان فیلمهای تنگسیر، دونده و ساز دهنی: «اشتباه اول او این بود که از ایران رفت و اشتباه دومش هم این بود که دیگر بر نگشت
در دنیای بزرگان چه می گذرد، رفع کنجکاوی به شیوه مودبانه. با خواندن زندگی نامه ها علامت سوالهایی در مورد خود آن فرد و فاراد مرتبط با آنها پاسخ داده میشود. اما چه حیف که بسیاری از آنها پس از خداحافظی ابدی آنها از زندگی اتفاق می افتند.
یادداشتهای روزانه حاصل نشست های مهدی مظفری ساوجی با نجف دریابندری مترجم و نویسنده نامدار معاصر است. فراز و فرودهای زندگی نجف، دیدگاه های او راجع به افراد، وقایع و اشارات لطیف و طنزآمیزش در باب کتاب ها، ویرایش و ترجمه ها خواندنی است. او از زندگی خود،فراز و فرودهای سیاست و نقش آن در زندگی و کارهایش در این اثر کوتاه سخن گفته و دریچه ای گشوده به بسیاری از مسائل فرهنگی نیم قرن اخیر ایران و بدین ترتیب اثری خواندنی و ماندگار پدید آمده است.