What do you think?


از دیار حبیب
از دیار حبیب، رمانی است کوتاه که گوشههایی از زندگی حبیب بن مظاهر یار سالخوردهٔ حضرت سیدالشهدا (ع) را به تصویر میکشد؛ البته قسمت اعظم آن، به شهادت حبیب در کربلا اختصاص دارد و وصف عشق و شیدایی او به امام زمانش. داستان از زاویه دید دانای کل روایت میشود و به ده بخش تقسیم شده است. داستان از جایی آغاز میشود که حبیب بن مظاهر و میثم تمّار در ملاقاتی، مقابل چشم عدهای از مردم، هر یک از عاقبت کار آن دیگری و چگونگی شهادتش خبر میدهند و از هم جدا میشوند و … در این کتاب میخوانیم: جان در قفس تن حبیب، بیتابی میکند. حبیب، به حال خود نیست. انگار رخت پیری را کنده است، در چشمهٔ عشق، وضوی ارادت گرفته است و یکباره جوان شده است. جوانی که خویش را به تمامی از یاد برده است و لجام دل به دست عشق سپرده است. هیچ کس حبیب را تا کنون به این حال ندیده است، گاهی آن میکشد، گاهی نگاهی به خیام حرم میاندازد، گاهی به افق چشم میدوزد، گاهی خود را در نگاه معشوق گم میکند، گاهی میگرید و گاهی میخندد.
- GenresReligion
70 pages
First published January 1, 2007
About the author
سیدمهدی شجاعی
109 books334 followersسیدمهدی شجاعی در شهریور ماه سال ۱۳۳۹ در تهران به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۶ پس از اخذ دیپلم ریاضی، به دانشکده هنرهای دراماتیک وارد شد و در رشته ادبیات دراماتیک به ادامه تحصیل پرداخت. همزمان، به دانشکده حقوق دانشگاه تهران رفت و پس از چند سال تحصیل در رشته علوم سیاسی، پیش از اخذ مدرک کارشناسی، آنرا رها کرد و بهطور جدی کار نوشتن را در قالبهای مختلف ادبی ادامه داد.
حوالی سالهای ۵۸ و ۵۹ یعنی حدود ۲۰ سالگی، اولین آثار او چه در مطبوعات و چه در قالب کتاب منتشر شدند.
حدود هشت سال مسؤولیت صفحههای فرهنگی و هنری روزنامه جمهوری اسلامی و سردبیری ماهنامه صحیفه را به عهده داشت. سالهای متمادی مسؤولیت سردبیری مجله رشد جوان را برعهده داشت و همزمان در سمت مدیر انتشارات برگ به انتشار حدود ۳۰۰ کتاب از نویسندگان و هنرمندان و محققان کشور همت
گماشت.
شجاعی سردبیر و مدیر مسوول ماهنامهٔ نیستان بود. که از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۷ منتشر شد. داستان کوتاهی که با عنوان «پارک دانشجو» در شمارهٔ ۱۲ مجلهٔ نیستان به چاپ رساند، مشکلات قانونیای از سوی دانشگاه آزاد اسلامی برای وی و مجلهاش بوجود آورد. همچنین پس از چاپ سلسله مطالبی طنز در نقد مکاتب فمنیستی، علی رغم شکایت دادستان وقت (اقای رازینی) و تبرئه ایشان، در اعتراض به شرایط موجود، خود از انتشار نیستان خودداری کرد.
مسؤولیت داوری چند دوره از جشنواره فیلم فجر، جشنواره تئاتر فجر، جشنواره بینالمللی فیلم کودک و نوجوان و جشنواره مطبوعات از فعالیتهای هنری و فرهنگی او طی سالهای ۶۵ تا ۷۵ بهشمار میروند.
اگرچه رشته تحصیلیاش ادبیات نمایشی بوده و چند نمایشنامه هم به دست چاپ سپرده، اما بیشتر بر روی داستاننویسی متمرکز شده و مجموعههایی از داستانهای کوتاه و بلند مانند «سانتاماریا» و «غیر قابل چاپ» را منتشر کرده است.
از دیگر آثار هنری سید مهدی شجاعی، قطعههای ادبی اوست که در قالب چند کتاب به بازار نشر روانه شدهاند.
فیلمنامههای «بدوک»، «دیروز بارانی» و «پدر» کارهای سینمایی مشترک او با مجید مجیدی هستند و فیلمنامه «چشم خفاش» و «قلعه دبا» کارهای سینمایی مشترک او با بهزاد بهزادپور. از دیگر فیلمنامههای سیدمهدی شجاعی، میتوان به «کمین» و «آخرین آبادی» اشاره کرد که توسط کانون پرورش فکری کودکان ساخته شدهاند.
همچنین کتابهای «کشتی پهلو گرفته»، «پدر، عشق و پسر»، «آفتاب در حجاب»، «از دیار حبیب»، «شکوای سبز»، «خدا کند تو بیایی» و «دست دعا، چشم امید» حاصل تجربههای او در زمینه ادبیات مذهبی هستند.
به صورت جدی و مستمر نیز به ادبیات کودک و نوجوان اشتغل دارد.
حوالی سالهای ۵۸ و ۵۹ یعنی حدود ۲۰ سالگی، اولین آثار او چه در مطبوعات و چه در قالب کتاب منتشر شدند.
حدود هشت سال مسؤولیت صفحههای فرهنگی و هنری روزنامه جمهوری اسلامی و سردبیری ماهنامه صحیفه را به عهده داشت. سالهای متمادی مسؤولیت سردبیری مجله رشد جوان را برعهده داشت و همزمان در سمت مدیر انتشارات برگ به انتشار حدود ۳۰۰ کتاب از نویسندگان و هنرمندان و محققان کشور همت
گماشت.
شجاعی سردبیر و مدیر مسوول ماهنامهٔ نیستان بود. که از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۷ منتشر شد. داستان کوتاهی که با عنوان «پارک دانشجو» در شمارهٔ ۱۲ مجلهٔ نیستان به چاپ رساند، مشکلات قانونیای از سوی دانشگاه آزاد اسلامی برای وی و مجلهاش بوجود آورد. همچنین پس از چاپ سلسله مطالبی طنز در نقد مکاتب فمنیستی، علی رغم شکایت دادستان وقت (اقای رازینی) و تبرئه ایشان، در اعتراض به شرایط موجود، خود از انتشار نیستان خودداری کرد.
مسؤولیت داوری چند دوره از جشنواره فیلم فجر، جشنواره تئاتر فجر، جشنواره بینالمللی فیلم کودک و نوجوان و جشنواره مطبوعات از فعالیتهای هنری و فرهنگی او طی سالهای ۶۵ تا ۷۵ بهشمار میروند.
اگرچه رشته تحصیلیاش ادبیات نمایشی بوده و چند نمایشنامه هم به دست چاپ سپرده، اما بیشتر بر روی داستاننویسی متمرکز شده و مجموعههایی از داستانهای کوتاه و بلند مانند «سانتاماریا» و «غیر قابل چاپ» را منتشر کرده است.
از دیگر آثار هنری سید مهدی شجاعی، قطعههای ادبی اوست که در قالب چند کتاب به بازار نشر روانه شدهاند.
فیلمنامههای «بدوک»، «دیروز بارانی» و «پدر» کارهای سینمایی مشترک او با مجید مجیدی هستند و فیلمنامه «چشم خفاش» و «قلعه دبا» کارهای سینمایی مشترک او با بهزاد بهزادپور. از دیگر فیلمنامههای سیدمهدی شجاعی، میتوان به «کمین» و «آخرین آبادی» اشاره کرد که توسط کانون پرورش فکری کودکان ساخته شدهاند.
همچنین کتابهای «کشتی پهلو گرفته»، «پدر، عشق و پسر»، «آفتاب در حجاب»، «از دیار حبیب»، «شکوای سبز»، «خدا کند تو بیایی» و «دست دعا، چشم امید» حاصل تجربههای او در زمینه ادبیات مذهبی هستند.
به صورت جدی و مستمر نیز به ادبیات کودک و نوجوان اشتغل دارد.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 43 reviews
February 12, 2024
حبیب ابن مظاهر از شهدای کربلا و از یاران بلندمرتبهی حضرت علیست. در کتاب از دیار حبیب از کمی قبل از واقعهی کربلا در کوفه با حبیب همراه میشویم که در گفتگویی با میثم تمار خبر از عاقبت هم میدهند که در گذشته از امام علی شنیدهاند و توسط کسانی که آنجا هستند به کذب گویی متهم میشوند. در ادامه با دعوت حبیب از امام حسین و فضای کوفه و فرار حبیب از کوفه و در نهایت ماجرای کربلا همراه میشیم. با متن روان و استعارههای جالب این کتاب کوتاه خواندنیست.ه
October 12, 2016
حبیب اشک از چهره خویش و خون مسلم را از چهر می سترد و می گوید
اگر من تا لحظاتی دیگر آمدنی نبودم و به شما ملحق شدنی، دوست داشتم که وصایای تو را بشنوم و برایت به انجام رسانم اما..
مسلم آخرین رمق هایش را در کلام می ریزد و می گوید: می دانم. خدا خیرت دهد. اما یک وصیت دارم
ــ بگو برادر
ـ+ـ حسین. از حسین دست برمدارید. پیش از او و پیش پای او کشته شوید
...
ــ به خدای کعبه که چنین می کنم
اگر من تا لحظاتی دیگر آمدنی نبودم و به شما ملحق شدنی، دوست داشتم که وصایای تو را بشنوم و برایت به انجام رسانم اما..
مسلم آخرین رمق هایش را در کلام می ریزد و می گوید: می دانم. خدا خیرت دهد. اما یک وصیت دارم
ــ بگو برادر
ـ+ـ حسین. از حسین دست برمدارید. پیش از او و پیش پای او کشته شوید
...
ــ به خدای کعبه که چنین می کنم
August 2, 2022
نویسنده به صورت مختصر و با تقسیمبندی فصل به فصل، به حوادث نزدیک به واقعه عاشورا پرداخته
از دعوت کوفیان گرفته تا پیوستن حبیب بن مظاهر به امام حسین(ع)، شهادت حبیب و...
ادیبانه، غمانگیز و خواندنی
البته که میشد مفصلتر باشه و کاملتر
از دعوت کوفیان گرفته تا پیوستن حبیب بن مظاهر به امام حسین(ع)، شهادت حبیب و...
ادیبانه، غمانگیز و خواندنی
البته که میشد مفصلتر باشه و کاملتر
December 3, 2018
کسی نمیتونه دلبری حبیب رو برای امام انکار کنه. توی این کتاب، بیشتر از دلبری های حبیب ابن مظاهر میخونید...
September 2, 2019
"جان در قفس تن حبیب، بی تابی می کند. حبیب، به حال خود نیست. انگار رخت پیری را کنده است، در چشمه ی عشق، وضوی ارادت گرفته است و یکباره جوان شده است. جوانی که خویش را به تمامی از یاد برده است و لجام دل به دست عشق سپرده است.
هیچ کس حبیب را تا کنون به این حال ندیده است، گاهی آن می کشد، گاهی نگاهی به خیام حرم می اندازد، گاهی به افق چشم می دوزد، گاهی خود را در نگاه معشوق گم می کند، گاهی می گرید و گاهی می خندد."
.
از دیار حبیب رمان کوتاهیست پر احساس از روزهای آخر زندگی حبیببن مظاهر اسدی که سیدمهدی شجاعی آن را روایت میکند. این کتاب میتواند همراه کوتاه و مناسبی برای روزهای محرم یا در سفر کربلا برایمان باشد.
هیچ کس حبیب را تا کنون به این حال ندیده است، گاهی آن می کشد، گاهی نگاهی به خیام حرم می اندازد، گاهی به افق چشم می دوزد، گاهی خود را در نگاه معشوق گم می کند، گاهی می گرید و گاهی می خندد."
.
از دیار حبیب رمان کوتاهیست پر احساس از روزهای آخر زندگی حبیببن مظاهر اسدی که سیدمهدی شجاعی آن را روایت میکند. این کتاب میتواند همراه کوتاه و مناسبی برای روزهای محرم یا در سفر کربلا برایمان باشد.
September 15, 2018
از شجاعت ها و رشادت های حبیب بن مظاهر هر چه در تاریخ بگوییم کم است.
October 1, 2017
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه های غریبانه قصّه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازَم...
به مویه های غریبانه قصّه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازَم...
November 26, 2018
امام در کربلا یکبار شهید نمی شود، او در تک تک یاران خویش به شهادت می نشیند. هر رخصتی و هر اذن جهادی انگار تکه ای است از جگر امام که کنده می شود و بر خاک تفتیده نینوا می افتد.
October 8, 2018
من الحبیب الی الغریب...
یادم میاد که یهنفس سر کشیدمش!
یادم میاد که یهنفس سر کشیدمش!
November 30, 2015
فقط :ما خفته ایم و زینب پریشان است ،ما در آرامشیم و عرش نا آرام است،ملک بیقراراست،ما مرده ایم مگر،که روح مضطر است،حیات مضطرب است....بیقراری زینب(س) یقینا شرم اصحاب را به عرش رساند.اصحاب میروند سر به خاک آستانه ی حرم می سایند....
August 26, 2020
عمرسعد در میان سران لشکرش چشم می گرداند و نگاهش روی عروه بن قیس متوقف می شود:
عروه! بیا اینجا! می روی پیش حسین بن علی و از او میپرسی که اینجا به چه کار آمده و هدفش چیست؟
عروه این پا و آن پا می کند؛ نه می تواند به فرماندهش عمربن سعد، نه بگوید و نه می تواند فرمانش را بپذیرد. نگاهش را به زیر می اندازد و ذهنش را به دنبال یافتن پاسخی مناسب کنکاش می کند.
شنیدی چه گفتم؟
شنیده است ولی چه بگوید؟ او خوب تر از هر کس می داند که حسین به چه کار آمده است. او خود از اولین کسانی بوده است که به حسین نامه نوشته و او را به کوفه دعوت کرده است. اکنون با چه رویی در مقابل حسین بایستد و چه به بپرسد؟
بپرسد: ما نامه نوشتیم، تو چرا آمدی؟
ما بیعت کردیم، تو چرا اعتماد کردی؟
ما قسم خوردیم، تو چرا باور کردی؟
عاقبت دل را یکدله می کند و پاسخ می دهد: مرا معذور بدار ای عمرسعد! من از جمله کسانی ام که با او بیعت کردم و پیمان شکستم. روی دیدار او را ندارم.
عمر سعد از او میگذرد و رو می کند به سرداری دیگر:
تو برو!
من نیز.
تو برو!
من هم.
تو چی؟
همه.
همه سران لشکر دشمن. از مواجهه با امام شرم می کنند که خود دعوت کننده او و بیعت کننده با او بوده اند. نام ها و نامه ها و امضا هایشان هنوز در خورجین امام است؛ چه می توانند بگویند؟
پی نوشت: فکر کنم همین بخش از کتاب کافی است برای خواندنش. حرفی نمیماند...😢
عروه! بیا اینجا! می روی پیش حسین بن علی و از او میپرسی که اینجا به چه کار آمده و هدفش چیست؟
عروه این پا و آن پا می کند؛ نه می تواند به فرماندهش عمربن سعد، نه بگوید و نه می تواند فرمانش را بپذیرد. نگاهش را به زیر می اندازد و ذهنش را به دنبال یافتن پاسخی مناسب کنکاش می کند.
شنیدی چه گفتم؟
شنیده است ولی چه بگوید؟ او خوب تر از هر کس می داند که حسین به چه کار آمده است. او خود از اولین کسانی بوده است که به حسین نامه نوشته و او را به کوفه دعوت کرده است. اکنون با چه رویی در مقابل حسین بایستد و چه به بپرسد؟
بپرسد: ما نامه نوشتیم، تو چرا آمدی؟
ما بیعت کردیم، تو چرا اعتماد کردی؟
ما قسم خوردیم، تو چرا باور کردی؟
عاقبت دل را یکدله می کند و پاسخ می دهد: مرا معذور بدار ای عمرسعد! من از جمله کسانی ام که با او بیعت کردم و پیمان شکستم. روی دیدار او را ندارم.
عمر سعد از او میگذرد و رو می کند به سرداری دیگر:
تو برو!
من نیز.
تو برو!
من هم.
تو چی؟
همه.
همه سران لشکر دشمن. از مواجهه با امام شرم می کنند که خود دعوت کننده او و بیعت کننده با او بوده اند. نام ها و نامه ها و امضا هایشان هنوز در خورجین امام است؛ چه می توانند بگویند؟
پی نوشت: فکر کنم همین بخش از کتاب کافی است برای خواندنش. حرفی نمیماند...😢
March 19, 2009
نثر کتاب فوقالعاده است . پیشنهاد می کنم بخوانید .
July 1, 2014
غبطه می خورم به حال یاران امام در آن روز...
خصوصا حبیب بن مظاهر...
به راستی که بهشت گوارایشان باد...
نثر کتاب بسیار عالی و جذاب است،پیشنهاد می کنم حتما آن را بخوانید.
خصوصا حبیب بن مظاهر...
به راستی که بهشت گوارایشان باد...
نثر کتاب بسیار عالی و جذاب است،پیشنهاد می کنم حتما آن را بخوانید.
November 27, 2021
باز هم سید مهدی شجاعی ناامیدم کرد:)
July 6, 2025
به اندازه «پدر، عشق و پسر» عالی و خفن نبود، اما در حد خودش خوب بود👌
June 26, 2010
همه کتاب تاثیر گذار و جالب است و مخصوصا قسمتی که مربوط به الحاق حبیب به کاروان امام حسین(ع) داره، وقتی که حضرت زینب درباره حبیب می پرسه واقعا عالی به نثر درآوردند و تاثیر گذاره
اقعا نثر جالب و خوش پرداخت داره
اقعا نثر جالب و خوش پرداخت داره
March 29, 2018
بخونید و بفهمید که چرا کربلا، کربلا شد!
بخونیدش که بفهمید حسینی شدن به قیمه و نذری نیست. بخونیدش که قبل از اینکه بخواین دعا برای تعجیل در ظهور بکنین، یه نیگا به خودتون بکنید ببینید حضرت چند تا حبیب داره! فکر کنم عمل ما ها تاثیر بیشتری از دعا برای ظهور داره! ***خدا نکنه کسی مانع ظهور باشه!***
بخونیدش که بفهمید حسینی شدن به قیمه و نذری نیست. بخونیدش که قبل از اینکه بخواین دعا برای تعجیل در ظهور بکنین، یه نیگا به خودتون بکنید ببینید حضرت چند تا حبیب داره! فکر کنم عمل ما ها تاثیر بیشتری از دعا برای ظهور داره! ***خدا نکنه کسی مانع ظهور باشه!***
September 10, 2018
((آي دشمن! من حبيب ام و پدرم مظهر است؛ يل بي نظير نبردم و يكه تاز ميدان جنگم؛ شما اگرچه زياد و مجهزيد، اما همه تان سياهي لشكريد؛ و ما اگرچه كميم، ما مرديم؛ با وفا و صفاييم؛ استوار و شكيباييم؛ ما حقانيت آشكاريم و تقواي روشنيم و شما باطل محضيد.))
September 29, 2016
عالی بود. احساسات و واگویه های یاران امام حسین(ع) رو نسبت به اون حضرت به نحو احسن تونسته بود توصیف کنه.
September 30, 2017
سراسر کتاب غبطه خوردم. و جای حبیب تک تک اون لحظه های محبت امام حسین، نگاهش حرفاش رو تصور میکردم. مگه میشه غبطه نخورد؟
January 2, 2018
این کتاب با اطلاعات کمی ک در اختیار انسان میگذاشت بازهم ارزش نوشتن داشت، تا انسان کمی از رنج های یاران امامحسین علیه السلام رو درک کنه.
February 9, 2018
خواندنش شايد ٤٥ دقيقه طول بكشد.
اما با خواندنش ٤٥ دقيقه مهمان حبيب مي شويد
به صرفِ شيرينيِ معرفتِ در ركاب حسين بودن.
اما با خواندنش ٤٥ دقيقه مهمان حبيب مي شويد
به صرفِ شيرينيِ معرفتِ در ركاب حسين بودن.
October 24, 2019
در این کتاب خیلی زیبا صحنه هایی از کوفه و صحرای کربلا رو توصیف میکنه که با کمی پیشینه مذهبی میتونه ازش لذت ببری و اون غم رو درک کنی.
Read
April 2, 2023روایت عاشورا از زاویه حبیب.
اینکه نویسنده سرشناسی باشی توقع را بالا می برد و شاید بخاطر همین ابتدای کتاب احساس کردم انتظاراتم برآورده نمی شود. با این حال توصیفات نویسنده کلام را به بند کشیده بود و انسان احساس می کند اگر این حرف زدن است ما یکسره سکوت هستیم.
بخشی از روایت ها برایم جدید بود مثل آن ۹۰ نفری که حبیب از قبیله آورد و در راه با لشکر عمر جنگیدیدند و به حسین بن علی ع نرسیدند. اگر بعد جنک، باقیماندگان با حبیب می رفتند آنها نیز در تاریخ کنار ۷۲ نفر ماندگار می شدند نه آنقدر گمنام که گه گاه در لابلای کتب پیدا شوند. این درس استقامت تا پای جان در هرشرایطی را می دهد. اگرچه در حرف راحت است اما عمل آدم بزرگ دل می خواهد.
«از دیار حبیب» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/104093
اینکه نویسنده سرشناسی باشی توقع را بالا می برد و شاید بخاطر همین ابتدای کتاب احساس کردم انتظاراتم برآورده نمی شود. با این حال توصیفات نویسنده کلام را به بند کشیده بود و انسان احساس می کند اگر این حرف زدن است ما یکسره سکوت هستیم.
بخشی از روایت ها برایم جدید بود مثل آن ۹۰ نفری که حبیب از قبیله آورد و در راه با لشکر عمر جنگیدیدند و به حسین بن علی ع نرسیدند. اگر بعد جنک، باقیماندگان با حبیب می رفتند آنها نیز در تاریخ کنار ۷۲ نفر ماندگار می شدند نه آنقدر گمنام که گه گاه در لابلای کتب پیدا شوند. این درس استقامت تا پای جان در هرشرایطی را می دهد. اگرچه در حرف راحت است اما عمل آدم بزرگ دل می خواهد.
«از دیار حبیب» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/104093
February 24, 2018
حبیب که کاروان را مغلوب و افرادش را منهزم و گریخته میبیند، غمگین و افسرده به سمت خیام امام میتازد. وقتی به خیام نزدیک میشود عطر تلاوت قرآن امام که در فضا پیچیده است، به او جانی دوباره میبخشد. اما همچنان احساس شرم میکند از اینکه تنها و تهی بازگشته است. پروا را کنار میزند و چشمه اشک را در زیر پای امام میگشاید و هقهق گریهاش فضای خیمه را برمیدارد. اما یک کلام امام و فقط یک کلام امام، انگار آرامش دنیا را در قلب او میریزد و تسکینش میبخشد: «لا حول و لا قوة الا بالله.»
December 22, 2016
چه باك اگر این همه غم، پیش چشم تو ظهور می کند...
کتاب مختصر کوتاه اما ارزش داره خیلی
بار دومه از نویسنده اقای شجاعی استفاده میکنم چ لطافت خوبی داره!
میتونین از این سایت خوب دانلود و مطالعه کنین
http://ghbook.ir/index.php?option=com...#
از دوست مهربونم بابت پیشنهادای همیشه عالی ش
ممنون
کتاب مختصر کوتاه اما ارزش داره خیلی
بار دومه از نویسنده اقای شجاعی استفاده میکنم چ لطافت خوبی داره!
میتونین از این سایت خوب دانلود و مطالعه کنین
http://ghbook.ir/index.php?option=com...#
از دوست مهربونم بابت پیشنهادای همیشه عالی ش
ممنون
December 31, 2019
کتاب از دیار حبیب به قلم توانای سید مهدی شجاعی به بخشی از زندگی حبیب بن مظاهر پرداخته است که حبیب با دوران امامت امام حسین علیه السلام در زمان حکومت یزید معاصر است و این روایت تا شهادت حبیب در کربلا ادامه دارد
واقعا دیگه قلم آقای شجاعی جای تعریف نداره فکر کنم همه طعم خوندن کتاب های خواندنیِ ایشون رو چشیدند
واقعا دیگه قلم آقای شجاعی جای تعریف نداره فکر کنم همه طعم خوندن کتاب های خواندنیِ ایشون رو چشیدند
August 20, 2021
از دیار حبیب اولین کتاب عاشورایی سیدمهدی شجاعی بود که خواندم
کتابی که تقریبا با هر بخشش اشک ریختم
شجاعی با هنرمندی از دل ارتباط حبیب و امام زمانش حضرت حسین(ع)،به مخاطب درس رابطه با امام زمان(عج) میدهد.
از دیار حبیب بیشتر از اینکه کتابی عاشورایی باشد کتابی مهدویست.
کتابی که تقریبا با هر بخشش اشک ریختم
شجاعی با هنرمندی از دل ارتباط حبیب و امام زمانش حضرت حسین(ع)،به مخاطب درس رابطه با امام زمان(عج) میدهد.
از دیار حبیب بیشتر از اینکه کتابی عاشورایی باشد کتابی مهدویست.
April 2, 2023
اتفاقی در کتابخانه ام چشمم به کتاب از دیار حبیب افتاد. یه کتاب خیلی مناسب با حال و احوال این روزها…
خیلی سریع خوانده شد…
زیبا و لطیف
متن ادبی
هرچند دلم میخواست طولانی تر بود.و پردازش بیشتر داشت. انگار تشنه تر شدم به جای سیراب
«از دیار حبیب» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/104093
خیلی سریع خوانده شد…
زیبا و لطیف
متن ادبی
هرچند دلم میخواست طولانی تر بود.و پردازش بیشتر داشت. انگار تشنه تر شدم به جای سیراب
«از دیار حبیب» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/104093
September 21, 2019
اکنون به دیدار این یوسف وصال، چگونه دست از ترنج بشناسم؟!
Displaying 1 - 30 of 43 reviews




























