سیدموسی صدر (زادهٔ ۱۴ خرداد ۱۳۰۷ در قم)، مرجع دینی و سیاسی شیعیان بود که پس از هجرت از ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعیان لبنان را تأسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعیان این کشور را عهدهدار شد. او در میان شیعیان به «امام موسی صدر» مشهور است. او در ۹ شهریور ۱۳۵۷، طی سفری رسمی به لیبی به دعوت معمر قذافی، ناپدید شد. موسی صدر در کنار تحصیلات حوزوی، دروس دبیرستان خود را به اتمام رساند، و در سال ۱۳۲۹ به عنوان اولین دانشجوی روحانی در رشتهٔ «حقوق در اقتصاد» (معادل رشتهٔ اقتصاد کنونی) به دانشگاه تهران وارد و در سال ۱۳۳۲ فارغالتحصیل شد.
شاید بشه عصارهی سخنرانیهای موجود در کتاب رو در دو موضوع گردآوری کرد. 1. اینکه هدف و آرمان امام حسین حتی از خود امام حسین والاتره و ما با عمل به این آرمانها میتونیم همین حالا هم حسینی باشیم و در کربلا. 2. زنان در جامعه و در خانه نقش اساسی و کلیدی دارن. و با وجود زنهایی که اعتماد به نفس ندارن و بعضی فرهنگهای اشتباه اونها رو ضعیف بار آورده، نمیشه به آیندهی امت امیدوار بود. آینده ی روشن در گرو زنان قدرتمنده که اسوهی این زنها هم حضرت زینت(س) هستن.
اما خب سخنرانی هستن و گاهی ایرادهایی توشون هست. و شخصا با بخش هایی از صحبتهاش مخالفم با این حال کتاب مفیدیه. و حالا اگه دسترسی ندارید یا وقت خوندنش رو ندارید توصیه میکنم حتما خطبهی حضرت زینب در کاخ یزید رو بخونید. بسیار کوتاهه اما در اوج بلاغت و شیوایی قرار داره. در اوج معانی و عزت.
یکی از این ستارهها هم واسه همین سخنرانیه و الا 3 بود دی:
این کتاب شامل هفده متن سخنرانی و گفتارهای امام موسی صدر در مورد حرکت امام حسین و واقعه عاشورا می باشد. بیان ایشان محکم، شیوا و صریح همراه با عبرت گیری های ارزنده از حرکت و رفتار و گفتار امام است. درس ها و نکات تحلیلی ایشان بسیار بسیار ارزنده و آموزنده می باشند. چکه هایی از کتاب: ● اگر در میدان جنگ تنها ابن زیاد و یزید و عمرسعد بودند، آیا امام حسین به آن شکل دردناک به شهادت میرسید؟ قطعا نه! میتوانیم بگوییم آن امت همگی با قول و فعل و سکوت و خشنودی و فرمانبری خود، بر کشتن امام اجماع کردند. ● کسیکه (برای امام) گریه میکند اما در عین حال برای پایمال کردن اهداف امام حسین تلاش میکند، همانند عمر بن سعد است که گریه میکرد ولی دستور کشتن امام حسین را هم داد!
مسئولیتپذیری، درد، شفافیت، شجاعت، ارزشمحوری، تربیت و انس با مرگ کلیدواژههایی است که این کتاب با خود به ذهن متبادر میکند. تمرکز کتاب بر امتدادبخشیدن عاشورا تا زندگی امروز ما و بیان جانمایههای سعادتبخش و کاربردی این حادثه برای زندگی روزمرهی ماست؛ عبرتها و درسهایی که بیشک همگانیترین، شفافترین و نزدیکترین راهها به رستگاری هستند.
أوصيتُ أمي وهي في مشهد لزيارة الإمام الرضا سلام الله عليه أن تشتري ما تجده من كتب السيد موسى الصدر، وعلى رزقي كان هذا الكتاب الوحيد والنسخة الوحيدة الموجودة له في المكتبة، ولمّا صورته لي لتسألني أتأخذه أم لا كنتُ بين وبين لأنني لا أعرفه، لكنني قلتُ إليها في النهاية أن خذيه.
كنتُ أخطط لإكمال الكتاب في أول يومين من شهر محرّم، لكن تأخر القراءة التي تسبقه وحلاوته أطالا مدة قراءته وأخّرا إكماله، وحتى هذه الإطالة وهذا التأخير كانا رزقًا وتوفيقًا عظيمًا، لأنني لما قرأتُ بعض الفصول أحسستُ أن وقتها كان وقت قراءتي لها، ولو تأخرتُ أو تقدّمتُ يومًا أو بعض يومٍ لما أثرت فيَّ كما فعلت.
السيد الإمام موسى الصدر مجددًا، للسنة الثانية على التوالي يرافقني في ذهابي وإيابي وجلوسي في المأتم في أول أيام شهر الحسين عليه السلام، وكم كان مؤنسًا وكم كان مضيئًا ومُشرقًا! وهذه من المرات التي أشعرُ أنَّ اللغة فيها لا تسعني! وأعلم كم سأطيل في هذه المراجعة ولن أستطيع قول شيءٍ مما يمكن قوله.
قرأتُ ذيل الكتاب أولًا حيث فيه المحطات التاريخية لسيرة السيد موسى الصدر، وذلك بناءً على مراجعة إحدى الصديقات التي نوّهت بذلك في هذه المؤلفات، وبعدها بدأت قراءة فصول الكتاب التي تسبقها مقدمة الناشر الموجزة والمقدمة التي كانت بذاتها كلمة للسيد الصدر.
انقسم الكتاب لثلاثة فصول، يحتوي كل منها على عدة محاضرات ألقاها السيد الصدر عن الإمام الحسين (ع)، وغالبها كان في شهر محرّم، وقد شعرتُ أن الفصلين الأول والثالث متشابهان في الحديث عن عموم حركة الإمام الحسين (ع)، وتفرّد الفصل الثاني في التركيز على دور المرأة في كربلاء.
كيف لصوتٍ تردد قبل خمسين عامًا أن يحمل صداه هذه القوة الهائلة في أذني والتأثير في قلبي؟ لا عجب وهو صوت السيد موسى الصدر، صوتٌ قرأتُ كلماته بلهجته اللبنانية الفارسية، هذا السيد الذي يُشرِقُ أين ما حل، الذي يحمل همَّ المعذبين والمستضعفين، الذي لم تخلُ كلمةٌ واحدة من كلماته من ذكر فلسطين! هذا الذي يحمل همَّ الأمة والوطن، ويدعو إلى الوحدة، ويؤسس فكر المقاومة، هذا السيد الحسيني بحق قد أخذ قلبي ووضعه في جيبه، روحي لعمامته الفداء.
ليتني أشتري ألف نسخة من هذا الكتاب وأوزعه على الأصدقاء وأصدقاء الأصدقاء والأهل والأقرباء وكل من يستحق، لا أعلم إن كنتُ أبالغ ولكنني أشعر كم هو كنزٌ ثمين، وهو كتاب يحوي كلماتٍ حيّة، يشعرُ القارئ بتوهجها في عينه كأنها جواهر ثمينة، وكم يؤثر في القلب ويغيّر في النفس! وهو يقرأ الحسين عمليًا وفكريًا، ويترجمهُ لنا كما نفهم، ويصوّر الوقائع والمقولات ويضعها في إطار الحاضر، لا تسألوني كيف الحاضر وقد مضى خمسون عامًا، لكن صدقوني إنه الحاضر والمستقبلُ أيضًا.
في كلماته شممتُ رائحة خطابات السيد الشهيد فاغرورقت عيناي، لاسيما والثغرة التي خلّفها السيد هذا العام عصيّةٌ على أن تُسَد -وحفظ الله لنا الشيخ نعيم-، رأيتُه في عبارة "مدرسة كربلاء"، وفي ذكر فلسطين، وفي التعديد بواو العطف مرارًا وفي فكر المقاومة، لطالما ذكر السيدُ السيدَ في كلماته ولم أكن أعي أيَّ تأثيرٍ يملكُ الصدرُ ليؤثر في نصرِ الله، لأعرف أنهُ يدٌ من الأيادي التي صنعت نصرَ الله، بل صنعت كلَّ انتصاراتِ لبنان، كلَّ عزته وقوته وإبائه بإذنٍ وتأييدٍ من الله عز وجل.
الخطابات كُتبت من تسجيلاتٍ صوتية للسيد الصدر، وكانت بعض الجمل غير مرتبة وتائهة لا تعرف عمَّ تتحدث، وكانت بعض الكلمات مقتطعة فكان أولها كلمة وحيدة لا تعرف ما قبلها، أو كان آخرها نصف جملة لا تعرف ما بعدها، وعلامات الترقيم بعضها مبعثر وبعضها مفقود مما يزيد من تيه العبارات، ولوهلة شعرتُ أن التسجيلات وُضعَت في برنامج للذكاء الاصطناعي ليحوله إلى نَص بلا تدقيق ولا تعديل، وكل ذلك كان في بداية الكتاب أكثر من غيره وتلاشى شيئًا فشيئًا، لكن عمومًا لم يؤثر فيَّ شيءٌ من هذا كله، ولا أراهُ شيئًا يمنع قراءة الكتاب أبدًا، وإنما ذكرته للأمانة.
الكتاب يفصلُ في أهداف الحسين (ع) ودوره ويُسقطهُ على الواقع، وهو يخاطبك للتغيّر والتغيير، يحثّك على الحركة نحو الركب واللحاق به، وهو خطابٌ فيه من العزة ما ليس في غيره، خصوصًا في الحديث عن المرأة المتمثلة في السيدة زينب (ع)، لم يكن يرضى أن تُقرنَ أيُّ صفةِ ضعفٍ بها على الإطلاق!
يقول السيد موسى الصدر: "أنا لا أعرف (حُسينًا) لا يهتم بأمور المعذبين!"، ويوجّه أصابع الاتهام التي ستشعر أنها موجهةٌ نحوك في كثيرٍ من المواضع، وستخجل من نفسك كثيرًا، وستسألها لم أنت هكذا أكثر، فإذا قرأت الكتاب ولم تراجع نفسك ولا لمرة واحدة بسببه فراجع نفسك لأنك لم تراجعها!
شعرتُ وأنا أقرأ كلمات السيد الصدر حول كلمات الإمام الحسين التي نسمعها كل عام أنها تمرُّ عليَّ للمرة الأولى، نعم لهذه الدرجة، وهو يمكن أن يكون لقلة قراءاتي وتقصيري وقصوري، لكن السيد الصدر لم يتناول كلمات الإمام الحسين فقط، بل تطرّق لبعض الآيات التي أشعرني عندها بنفس شعور المرة الأولى، هو يحمل فكرًا عظيمًا، وهو قائدٌ بمعنى الكلمة، يقودك تمامًا حيث السائرين في موكب الحسين.
يا مولاي يا عليَّ بن موسى الرضا، هذه هديتك قرأتُها، ولطالما كنتَ تعرف كيف ومتى وأين وماذا تُهدي، أشكرك وأشكر الله عليك، وأدعوه أن أكون أهلًا للعمل بهكذا فكر، وأدعوه أن أكون حقًا من السائرين في موكب الحسين (ع)، وإن شاء الله لا تكون هذه آخر هداياك من هذا النوع وغيره.
مجموعهیِ سخنرانیها و گفتارهایِ امام موسی صدر دربارهیِ واقعهیِ کربلا؛ همانگونه که دربارهیِ کتابِ «انسانِ آسمان» نوشتم امام صدر از صحبت کردن دربارهیِ امام علی (ع) و امام حسین (ع) [ائمه (ع)] جنبهیِ تربیتی مدِّ نظر دارد. از این وقایع استفاده میکند تا انسان را به خودباوری و تبعیّت از حق و ایستادن جلویِ باطل برساند. شاید بیشترِ کتاب به «امر به معروف و نهی از منکر» بپردازد.
نکتهای که بسیار به چشم میخورد تاکیدِ امام صدر بر نقشِ زن در چنین جریاناتی است. تاکید بر نقشِ حضرتِ زینب (س) گواهِ این امر است. از همین رهگذر دیدِ امام صدر نسبت به «زن» را میتوان تا حدودی فهمید. [البتّه دیدِ نهاییِ امام صدر را باید در کتابِ «ادیان در خدمتِ انسان» جُست؛ زیرا دربارهیِ حضرتِ فاطمه (س) (و به تبع زن) سخنانِ قابلِ توجّهی دارد] امام صدر میگوید «در اسلام زن تکمیلکنندهیِ حرکت و رسالتِ مرد است.»
اما، امام صدر عبارتِ جالبی دارد که شاید متناسب با حال و هوایِ این روزها هم باشد: «آنان که این حادثه را بزرگ میدارند، باید همچون حسین (ع) همواره برای گفتوگو، آتشبس، تلاشِ جدّی در راهِ ساختِ میهن و کوشش مشترک در راهِ نجات وطن و هموطنان آماده باشند.» واقعاً جا دارد بحثِ «گفتوگو در واقعه¬یِ کربلا» را مطرح کرد. چرا که با مطرح کردنِ این سوال نگرشهایِ مختلف به صحنه میآیند و اینجا جالب میشود. ویدیویی از مرحوم احمد قابل دربارهیِ «حرکتِ امام حسین» هست. شاید برایِ دوستان جالب باشد.
کتاب خیلی مفیدی هست و برای آشنایی با اندیشه ی امام موسی بسیار راهگشاست. اگر قبل از خواندن کتاب اطلاعات لازم را در باره ی لبنان آن زمان و شخصیت امام موسی به دست بیاورید می توانید به نتیجه های شیرینی دست پیدا کنید. کتاب جای دقت بسیاری دارد و می توان کلید های جالبی از آن پیدا کرد. یکی از چیز هایی که امام در یکی از سخنرانی هایش روی آن تأکید دارد این است: حسین از حقیقت پرده برداشت، یعنی به مردم گفت ای کسی که به اندازه ی سر سوزن به مردم ستم می کنی. تو در مسیری حرکت می کنی که پیامد آن ستم کردن به زندگی و آبرو و دین همه ی مردم است. ای کسی که یک قدم از کسیر حق منحرف شده ای، به جایی خواهی رسید که به کشتن پسر دختر پیامبر راضی خواهی شد. و یا در آن شرکت خواهی کرد...ای کسی که به آنچه در برابر تو رخ می دهد بی اعتنایی و نسبت به حقی که در برابر تو پایمال می شود ساکت می مانی، در آینده به آبرو و جان مردم تعرض می شود و ریختن خون دیگران جایز شمرده می شود و تو یا به آن خشنودی یا در آن نقشی داری یا در برابر آن ساکت می مانی. هیچ تفاوتی میان آنها وجود ندارد و هیچ راه میانه ای در کار نیست. یا باید در راه هدایت حرکت کنی و یا باید در راه های گمراهی، و چه بسیارند گمراهان...
دوست داشتم خیلی زیاد امام موسی را در این کتاب. و این دوست داشتن زیاد تر و زیاد تر می شود...
The ideas are great and very advanced in the context of the sixties and seventies era. However, as it is not a book written by Imam Moussa Sadr himself but rather a collection of the speeches related to Imam Hussein's revolution, this made the book full of repeated ideas mentioned over and over again.
((انواع سه گانه ستم سردمدارانی دارد، اینان قبلا بودهاند و اکنون نیز هستند. اما سرانجام ستم در برابر اکثریت شکست میخورد و ستمکار نیز در هم میشکند. سپس جامه نو بر تن میکند، جامه انبیا و لباس دین. به دعوت جدیدی فرا میخواند و شعار دفاع از مصلحت مظلوم را سر میدهد، اعلام میکند که در کنار مستضعفان است، مستضعفان میبینند که ستم از درون خودشان است. در این هنگام نبردی دیگر آغاز میشود، بدین گونه این نبرد از ازل تا ابد پاینده است.)) .
مجموعه سخنرانیای شهید صدر هستش... نگاه نسبتا جدیدی به ماجرا عاشورا داره حرف آوینی که میگه هرزمان عاشورا و هرجا کربلا رو توی متنش کاملا حس میکنیم... کوتاه و خواندنیه... دهه اول محرم ۱۴۴۲ همراه ما بود:)
واقعهی کربلا همیشه زنده است، اما از نظر من بعضی آثاری که در این رابطه نوشته شده است هم زنده هستند و با یکبار خواندن، تکراری که هیچ حقشان هم ادا نمیشود. #سفر_شهادت هم همینطور است. این کتاب را اولینبار در محرم۹۵ خواندم و امسال هم مجدد به سراغش رفتم، باز هم برایم تازه و پر نکته و مصداق بود! این کتاب دربردارندهی سخنان #امام_موسی_صدر دربارهی واقعهی عاشوراست از چگونگی شکلگیری قیام تا نقش #حضرت_زینب (س). در این کتاب سعی شده با بهرهگیری از واقعهکربلا شیعیان را نسبت به حل مشکلات خود آگاه کند * از متن کتاب: امامحسین(ع) خود را دربرابر امتی دید که وجدانش به خواب رفته: امتی سلطهپذیر و بزدل که نمیتواند حقوق خود را بدست آورد و حاکمان هرگونه که بخواهند با آنان برخورد میکنند. امام حسین راهی برای بیدارکردن وجدانها نیافت جزاینکه بزرگترین جانفشانی را کند. اگر در میدان جنگ تنها ابنزیاد و یزید و عمربنسعد بودند، آیا امامحسین(ع) به آن شکل دردناک به شهادت میرسید؟یقیناً نه. پس چگونه توانستند چنین جنایتی کنند؟ به فرمانِ فرمانده و اجرای مجریان و تأییدِ تأییدکنندگان و سکوتِ خاموشان. یعنی میتوانیم بگوییم آن امت، همگی، با قول و فعل و سکوت و خشنودی و فرمانبری خود، بر کشتن امامحسین(ع) اجماع کردند. همگی در رقم زدن واقعهی کربلا توافق داشتند، جز اندکی از آنان.
این کتاب را با دید بسیار مثبتی که نسبت به موسی صدر داشتم آغاز کردم. موسی صدری که گفتهام متخصص پر کردن خلاءهای افکارم هست. بهحق که نسبت به علمای زمانهی خودش و حتی علمای حاضر بسیار به روز بوده (و هست!) طوری که وقتی دقت کردم و دیدم متن سخنرانی حاضر در کتاب برای سال ۱۹۷۴ هست شوکه شدم و تازه یادم آمد در حال مطالعهی کلام چه زمانی هستم... در رد خرافات، پرداختن به نقش زنان، استفاده از منابع معتبر و... اما متاسفانه موسی صدر هم مثل باقی افرادی که به تحلیل واقعه عاشورا در موازات با وقایع زمان خود پرداختند، قشر مخالف خود را مطلقا یزید توصیف کرده. و سکوت مردم در برابرشان را یزیدی... در حالی که به گفته ی خود کتاب نیز "حلقه ی امام حسین متفاوت و ویژه است" امام حسین(ع) حق مطلق بودند و در حقهای کنونی، از جهت اینکه قطعا منافعی برای افرادِ حقطلب ایجاد میکنند، ناخالصی هایی وجود دارد. یا به گفته ی خود کتاب:"فداکاری امام حسین فداکاری بزرگی بود زیرا او همه چیز را برای خدا تقدیم کرد." از یک جای کتاب به بعد، هر توصیفی که صدر در ابتدای سخنرانیاش با آن شروع میکرد ناخودآگاه حدس میزدم که بله از این جهت این مورد را بیان کرده که اینگونه به مسئله فلسطین ربطش دهد و در آخر همینطور هم میشد. نه اینکه مخالف حق بودن فلسطین در مقابل اسرائیل باشم، اما انگار دیگر نمیتوانستم باور کنم که این مسئله صرفا برای حق بودنش گفته شده... و در آخر؛ پاراگراف مورد علاقهام: "انواع سهگانهی ستم سردمدارانی دارد. اینان قبلا بودهاند و اکنون نیز هستند. انا سرانجام ستم در برابر اکثریت شکست میخورد و ستمکار نیز درهم میشکند. سپس جامهی نو بر تن میکند؛ جامهی انبیا و لباسِ دین. به دعوت جدیدی فرامیخواند و شعار دفاع از مصلحت مردم را سر میدهد. اعلام میکند که در کنار مستضعفان است. مستضعفان میبینند ستم از درون خودشان است. در این هنگام نبردی دیگر آغاز میشود. بدین گونه این نبرد از ازل تا ابد پاینده است."
کتب اندیشه امام موسی صدر به دلیل اینکه سخنرانی های ایشان هستند که به نثر تبدیل شدهاند، در خیلی از مواقع پر از تکرار بعضی روایات هستند. اما نمیتوان از بعضی نتایج و دیدگاه های خاص و شگفت انگیز امام موسی صدر چشم پوشید که هر بار با تکرار یک روایت مفهومی جدید را به وسیله آن خاطرنشان میشود. اما توقع من از این کتاب که بیشتر از چیزی بود که از آن دریافت کردم. چرا ؟! شاید به خاطر چند تعریف بی جا که حس می کنم از روی ذوق و احساسات بوده است. ترجمه کتاب هم واقعاً روان و عالیست. در بعضی از موارد هم کسانی که تاریخ خوان خوبی باشند و از مسائل لبنان و فلسطین آگاهی کامل داشته باشند بیشتر می توانند بهره ببرند تا یک من نوعی بدون اطلاعات وسیع در این زمینه.
یکی از زیباترین کتابهایی که در مورد کربلا و عاشورا خواندم. در کنار روایت عاشورا نکات جالبی از تحولات لبنان در دورهی امام موسی صدر هم میتوان از کتاب کسب کرد.
ارائه تصویری واقعی و متفاوت از واقعه کربلا و ناگفته هایش اهداف قیام و وقایع پس از آن نقش حضرت زینب در تکمیل حرکت امام وظیفه دینی و انسانی ما در قبال این واقعه ی شکوهمند