مجوعهی حاضر، مشتمل بر چند مقاله از گایاتری چاکراورتی اسپیواک، چاندرا تالپاده موهانتی، لیلا ابولُغُد، نادیه صادق العلی، اِتِل کرولی و اَمَل لوروناد، که همگی از پژوهشگران نامور در حوزهی مطالعات زنان هستند، به بازنماییها و مفهومپردازیهای پژوهشگران «غربی» از انسان «غیرغربی» میپردازد و میکوشد چالشهای مهم روششناختی و هستیشناختی موجود در این زمینه را بر اساس دیدگاه شش پژوهشگر زن شناسایی کند. این پژوهشگران، پس از سالها فعالیت در آکادمی غرب، از برخوردهای خود با پیشفرضهای عمدتاً غلطی که جریان اصلی آکادمی غرب پیرامون مفاهیمی چون زنانگی، جنسیت، سنت و جهان سوم دارد نوشتند و به این جریان اعتراض کردند. آنها از منطق سلطهگر و فرودستساز این گرایش از علم پرده برداشتند و آن را در معرض دید همگان قرار دادند. این کتاب، در حقیقت، در پی طرح پرسش از نسبت دانش و قدرت است، آنطور که میشل فوکو در افشاسازیِ «رژیمهای حقیقت» بدان پرداخته بود. اینکه چگونه قدرت دانش را به استخدام خود در میآورد و حقیقت را آنطور که برایش مطلوب است برمیسازد. پیوستار مقالات این کتاب در کنار یکدیگر نشان میدهد که چرا نظامهای معرفتی و اقتصادی به ارائه ی تصویری رمانتیک از زن جهان سوم تمایل دارند: منفعل، تحت ستم، و نیازمند ترحم؛ یک شرقیِ غمگین...
خوندنش در شرایطی که آدمها فکر میکنن جنگ و استعمار نیروی خارجی قراره نجاتدهنده و آزادیبخش زنان باشه، ضروریه. «این اشتباه بزرگی است که فکر کنیم مدلی ثابت و مشخص از سلطهی مردانه در جهان وجود دارد و آزادی نیز الزاماً برای همهی زنان دنیا یک معنا و مفهوم واحد را خواهد داشت.»
اهمیت کتاب در اینه که دربارهی «کلیشه شرقی غمگین» حرف میزنه، به چالشش میکشه و دعوت میکنه دوباره فکر کنیم. نه به عنوان چیزی از بالا تحمیل شده، بلکه چیزی که ما زنان در زیست اجتماعی خود آن را تجربه کردیم. مقالهی اول از اسپیواک واقعاً تاثیرگذار بود؛ متنی دقیق و پر از نکته که مفهوم زن شرقی را بهمثابهی یک سازهی تاریخی و گفتمانی بررسی میکند.