Jump to ratings and reviews
Rate this book

دون ژوان

Rate this book
سه داستان از عشقهای خنده دار

141 pages, Paperback

Published January 1, 2004

7 people are currently reading
136 people want to read

About the author

Milan Kundera

148 books19.1k followers
Milan Kundera (1 April 1929 – 11 July 2023) was a Czech and French novelist. He went into exile in France in 1975, acquiring citizenship in 1981. His Czechoslovak citizenship was revoked in 1979, but he was granted Czech citizenship in 2019.

Kundera wrote in Czech and French. He revises the French translations of all his books; people therefore consider these original works as not translations. He is best known for his novels, including The Joke (1967), The Book of Laughter and Forgetting (1979), and The Unbearable Lightness of Being (1984), all of which exhibit his extreme though often comical skepticism.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
10 (6%)
4 stars
35 (23%)
3 stars
59 (39%)
2 stars
35 (23%)
1 star
12 (7%)
Displaying 1 - 18 of 18 reviews
Profile Image for sAmAnE.
1,369 reviews154 followers
July 4, 2023
در مقدمه‌ی کتاب آمده:
سیر تحول و شناخت شخصیت‌های داستان‌های کوندرا از میان دیدارها، صحبت‌های پراکنده و روابط عاشقانه شکل گرفته و نمایان می‌شود.

به نظرم همون جمله‌ی بالا شمایی کلی از آثار این نویسنده به خواننده ارائه می‌دهد که ناچار درگیر سانسورهای زیادی هم می‌شود. ناممکن بودن عشق، دور بودنش از ذهن و تصور و گرایش نویسنده به پوچی، ترس از پیری و ازدست دادن جوانی و نشاطش و اصراری که به ساختار روایتی طنزآلود دارد، مشخصه‌ی ویژه‌ی آثارش است.

کتاب عشق‌های خنده‌دار کوندرا در حقیقت شامل هفت داستان است که در ایران ۴ داستان آن تحت عنوان عشق‌های خنده دار و ۳ داستان آن تحت عنوان دون ژوان ترجمه شده است.
Profile Image for ناصر سليم.
549 reviews27 followers
May 21, 2018
از صفحه 54 کتاب و رها کردم
هر چی سعی کردم خودم و متقاعد کنم که بالاخره این داستان جذبم می کنه هیچ فایده ایی نداشت
Profile Image for Sara.
12 reviews6 followers
June 23, 2017
صداقت بیش از اندازه هرگز سر انجام خوبی ندارد!
1 review
April 10, 2012
از دون ژوان

قصد این مقاله نه دفاع از دون ژوان بودن است و نه محکوم کردن آن. اصلاً قصد ندارم که در این مقاله قضاوتی بکنم، یا دیگران را به قضاوت وادار کنم. تنها عاملی که باعث شده دست به نوشتن چنین مقاله عجیبی بزنم، درک وحشیانه من از دون ژوان بودن است. با این که دون ژوان ها موجودات غیرقابل احترامی به نظر می رسند، اما هنوز هم وجود دارند و با وضعی که برای اقتصاد کشور به وجود آمده، تعداد این گونه آدمها خیلی بیشتر هم شده است. شاید اگر وضع اقتصاد کشور قوی هم بود، باز هم با چنین معضلی روبرو بودیم.



تعریف و چرایی دون ژوان

وقتی از کلمه دون ژوان حرف می زنیم، انگار کثافت انسانی را بررسی می کنیم. در حقیقت ما به کسانی می گوییم دون ژوان که در هر برهه از زندگی شان با چند جنس مخالف رابطه جنسی یا احساسی عمیق دارند و کیفیت و کمیت این جنس مخالف ها هیچ وقت ثابت نیست؛ یعنی هیچ جنس مخالفی در زندگی شان نیست که بتواند حضور دائمی داشته باشد؛ حتی مادر و پدر. با این حال آنها در یک روند شجاعانه از کسی می گذرند و به کسی دیگر می پیوندند؛ بدون آن که بدانند چرا! این شجاعت و شهامت با سرعت سرسام آوری به سمت تنهایی در حرکت است و آنها در هر لحظه ممکن است ترک شوند و تنها بمانند. وحشتی که هرگز دوست ندارند تجربه اش کنند. در حقیقت دون ژوان تحمل زندگی را ندارد و برای پر کردن این خلأ وحشی، به محض احساس تنهایی دست روی کس دیگری می گذارد. این چرایی دون ژوانی است.



شروع دون ژوان

یک دون ژوان هیچ وقت با یک دون ژوان دوست نمی شود. هیچ وقت یک دون ژوان را برای رابطه احساسی عمیق در نظر نمی گیرد. برای او یکی مثل خودش هیچ جذابیتی ندارد. و همین طور برای طرف مقابل! کلک های آنها برای هم رو شده است و نمی توانند در طرفه العینی قاپ رفیق را بدزدند. آنها نیاز دارند پرستیده بشوند. و در مقابل بلدند که چه طور طرف مقابل را دچار حس پرستیده شدن بکنند؛ در حالی که اصلاً نمی پرستند. شاید هم بپرستند. اما برای مدتی کوتاه. آنها زیبایی را دوست دارند و برای هر زیبای دیگری که از کنارشان رد شود احترام قائلند. پس دوست دارند هر موجود زیبایی که وجود دارد را مال خود کنند؛ برای مدتی فتح کنند؛ و از این که روزی چنین موجود زیبایی را داشته اند، لذت ببرند. آنها قوانین زندگی را می دانند. تنها نکته اساسی زندگی آنها این است که تنها هستند و این تنهایی را هم قانون تلقی می کنند.



چگونگی دون ژوان

دون ژوان با دست کشیدن روی نقاط حساس طرف مقابل، حس جنسی اش را تحریک می کند و لذتی به او می دهد که تاکنون هیچ کس نداده است. او می داند چه طور دست بکشد، چه طور دل ببرد و چه طور خودش را در دل جنس مخالف جا کند. او می داند که هر لحظه ممکن است تنها بماند، پس سعی می کند که طرف مقابلش را اسیر خود کند و با داد و فریاد در مردها، توهین و قهر کردن و غر زدن در زن ها و تحقیر کردن در هر دو جنس، طرف مقابل را برای خود نگه دارند. او سعی می کند دنیای کوچکش را این گونه کنترل کند!

بحث به همین جا ختم نمی شود. او باز هم ارضا نمی شود. روندی که او رفته باز هم تکراری است. او در حقیقت نمی داند تا کجا پیش خواهد رفت! او فقط به دست می آورد، فتح می کند، پیروز می شود و لذت می برد! اما بعد از این که فتح کرد، دیگر هیچ حس جذابی در طرف مقابل نمی بیند که بخواهد با او بماند. پس به سراغ کس دیگری می رود. در این حین ممکن است رابطه را به هم نزند، اما بنا به اصل «زیبایی دوستی دون ژوان ها» به سراغ کس دیگری می رود و باز هم قانونش را تکرار می کند. شاید کسی به او بگوید: «چرا به دست می آوری که ترک کنی؟» و او هم جواب بدهد: «جنس مخالف از این که به دست آورده شود لذت می برد و من هم این لذت را به او می دهم. او از این که کسی را داشته باشد که این گونه لذتش بدهد مست می شود. من در قبال مقداری عشق و علاقه و کمی وقت، این لذت و مستی را به او می دهم. و بعد که مساوی شدیم، دیگر نیازی نیست با هم باشیم! این قانون است!» قانون دون ژوانی.

دون ژوان می داند چه کار کند که وقتی با او هستی از زندگی لذت ببری. اما هیچ وقت این ترس را به ما نمی دهد که دائمی نیست!

شاید در مردها دون ژوان از گذشته خود برای جنس مخالف هم صحبت کند. شاید هم مثل زن ها هیچ وقت از گذشته خودشان حرفی نزنند تا تازه به نظر برسند.



رفتن دون ژوان

مسئله از جایی شروع می شود که دون ژوان می خواهد ترک کند! دون ژوان بی خبر ترک می کند. اصلاً نمی فهمی چه وقتی رفته که بخواهی جلویش را بگیری. التماس ها شروع می شود. دون ژوان دوست دارد التماس بشنود. چون می فهمد که تنها نیست و این التماس ها همیشه هست! پس لذت می برد. جنس مخالف نمی داند که تنها چیزی که دون ژوان را می ترساند تنهایی است! اگر جنس مخالف زرنگ باشد می تواند با تنها گذاشتن، دون ژوان را برای مدت بیشتری داشته باشد! یعنی از خودش قدرت نشان دهد و دون ژوان را دوباره به مبارزه بطلبد. او از مبارزه لذت می برد و تا وقتی مبارزه نباشد دون ژوان اهمیت وجودی ندارد. نکته تأسف برانگیز این جاست که جنس مخالف فقط زمانی می تواند بفهمد که تنها ترس دون ژوان تنهایی است که دیگر هیچ حسی به او ندارد. و حالا التماس های دون ژوان تأثیری ندارد؛ اگر التماسی بکند!



به دون ژوان

شاید شنیدن این جمله از زبان زن ها برایتان آشنا باشد: «عاشق مردهایی ام که یه گوشه تنها توی کافه واسه خودشون می شینند و به هیچ کس کاری ندارند.» و این جمله برای مردها: «کاش فقط یه لحظه نگام کنه. لامصب دلش از سنگه. حاضرم همه دنیام رو به پاش بریزم اما یه لحظه نگام کنه.»

دون ژوان دنبال چنین افرادی می گردد. افرادی که به دست آوردنشان سخت باشد. خسته کننده باشد. یا مبارز خوبی باشند. نکته جالب اینجاست که دون ژوان همیشه پیروز است. و شاید بشود گفت تنها نکته غم انگیز اینجاست که دون ژوان همیشه پیروز است. او فقط می خواهد قدرت خودش را محک بزند. هیچ وقت شکستش را قبول نمی کند و همیشه تا مرز پیروزی می رود. دون ژوان یک مبارز قدرتمند است و برای آدم های ضعیف حتی وقت ندارد. جمله ای که شاید از زبان بعضی شان شنیده باشید: «برو با همقد خودت بازی کن!»



روش زندگی دون ژوان

دون ژوان زندگی روتینی ندارد. و این زندگی برای هیچ کسی دوست داشتنی نیست. شاید یکی از دلایلی که هر دون ژوانی قصد ترک کردن می گیرد این است که روش زندگی اش زیر سؤال می رود. او همیشه می گردد تا یک موافق پیدا کند، اما نکته غم انگیز این جاست که این موافق هم پیدا نمی شود. شاید برای کسی که می خواهد با یک دون ژوان زندگی کند، تنها نکته ترسناک، عدم امنیت از فردای دون ژوان است. آنها روش زندگی شان بر پایه ریسک و خطر بنا شده. آرزوهای عجیب و دور از دسترس دارند. که خیلی از آنها حتی مادی هم نیست. مثل خاک شدن در پرلاشز، کنار هدایت (داستانی از زویا پیرزاد)، زندگی در یک جزیره (رابینسون کروزوئه)، دیدن والت دیزنی، بیل گیتز یا یک مرد یا زن بزرگ، مسافرت به دور دنیا در 79 روز! چاپ کردن یک کتاب در هر سال حتی با هزینه شخصی، یا پیدا کردن گنجی در اعماق آب (جک گنجشکه در دزدان دریایی کاراییب)، و... این آرزوها برای کسی که زندگی روتین و امنی دارد، آرزوهای احمقانه، بچگانه و سخیفی به شمار می آیند. اما برای دون ژوان فلسفه زندگی است.

دون ژوان نمی تواند باور کند که روش زندگی اش درست نیست. و شاید مجبور می شود که بین آرزو و جنس مخالف یکی را انتخاب کند. او آن قدر پافشاری می کند تا بالاخره روش زندگی اش را ثابت می کند. ولی آن وقت نه کسی از مخالف ها هست که این پیروزی عظیم را ببیند، و نه خودش می تواند درد بزرگ تنهایی را در درون خودش کتمان کند. این غم انگیزترین نکته ای است که دون ژوان همیشه سعی دارد از آن فرار کند. اما کهولت سن و کم شدن جذابیت، او را به همین سمت پرتاب می کند. با این حال، کمتر پیدا شده مرد یا زنی که وجود چنین کسانی را تحمل کند. حتی برای یک سال! و گاهی هم مثل ابن سینا و سعدی خودشان طالب نیستند که کسی را در کنار خودشان برای همیشه داشته باشند تا زجر سفر، همراهشان را نابود کند.



تفاوت های دون ژوان با عاشق

با این که به نکته های ریزی اشاره کردم که تفاوت یک عاشق و یک دون ژوان را نشان می داد، اما لازم می دانم که به نکته های ریزتری هم اشاره کنم.

دون ژوان قصد کنترل دارد. او به دست آورده که رها کند. او می داند که هر لحظه ممکن است تنها بماند، و نمی خواهد زودتر ترک شود. پس سعی می کند که طرف مقابلش را اسیر خود کند و با داد و فریاد در مردها، توهین و قهر کردن و غر زدن در زن ها و تحقیر کردن در هر دو جنس، طرف مقابل را برای خود نگه دارد. او سعی می کند دنیای کوچکش را این گونه کنترل کند!

«من شبیه یه آدم با یه نقشه ام؟! پلیس ها نقشه دارند. دزدها نقشه دارند. اونها سعی می کنند دنیای کوچیکشون رو این طوری کنترل کنند.»

جوکر، فیلم شوالیه تاریکی.
نگاه حریص دون ژوان بعد از پیروزی فرق می کند. وقتی به دست می آورد دیگر پیروز شده و حالا می خواهد که پیروزی اش را با کس دیگری جشن بگیرد. پس در طرفه العینی ترک می کند و برای پیدا کردن نفر بعدی لحظه شماری می کند. کسی که شاید با او در همه زمینه ها موافق باشد. کسی که به هستی دون ژوان احترام بگذارد. کسی که...



دختران روستا

به شهر می کنند و

دختران شهر در آرزوی روستا می میرند

مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند و

مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند.

پروردگارا،

کدامین پل

در کجای جهان شکسته است که

هیچ کس به خانه اش نمی رسد!

37 reviews
April 10, 2012
دون ژوان سوگنامه پایان فتح عاشقانه و کندی ورخوت و پیری عروسک های خیمه شب بازی امروزیست که در لباس دون ژوان کلسیونر زنان دست چندم میشوند...دون ژوان مرثیه عشق است در مانداب زندگی امروز که کوندرا با اعجاز خلاصه گویی و حس قوی آنرا میسراید.
به حافظ پناه میبرم:
غبار غم برود حال خوش شود حافظ
تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار
Profile Image for امیر.
203 reviews30 followers
July 31, 2017
نصفه رها شد صفحه 70
نمیدونم چرا جذابیت نداشت با وجود مقدمه ای که نوید یه کتاب عالی میداد ولی نتونست جذبم کنه
Profile Image for Maryam gh.
24 reviews20 followers
January 30, 2015
کتاب عشق های خنده دار کوندرا ...
یکی از بهترین هاست
Profile Image for Amir ali.
330 reviews1 follower
September 17, 2013
کتاب عشق های خنده دار کوندرا در حقیقت شامل هفت داستان است که در ایران 4 داستان ان با عنوان عشقهای خنده دار و 3 داستان آن با عنوان دون ژوان ترجمه شده است . خود کوندرا گفته که این کتابش را بیشتر از سایر کتابهایش دوست دارد . جالبست که بسیاری از رمانهای کوندرا از جمله عشق های خنده دار ، شوخی ، زندگی در جای دیگر و خنده و فراموشی 7 بخشی هستند که البته خود کوندرا میگوید خرافاتی و یا معتقد به جادوی اعداد نیست .

این جا هم با داستان های عشقی با پس زمینه طنز و در حقیقت اتفاق افتادن حوادث در پی شوخی های ساده مواجه هستیم . به نظر من ترجمه این 3 داستان خیلی بهتر از عشقهای خنده دار بود .

در مورد افسانه دون ژوان هم تا جایی که من می دانم ، دون ژوان در حقیقت مرد بسیار جذابی بوده که زنهای طبقه اشراف را اغوا می کرد ، زندگی انها را به نابودی می کشاند و در نهایت نیز پدر انها را می کشت . زنان قدرت مقاومت در برابر جذابیت مردانه او را نداشتند . تا اینکه یک شب دون ژوان روح یکی از این پدرها را در گورستان می بینه و ون را برای شام به خانه دعوت می کند اما هنگام خداحافظی روح پدر دست او را می گیرد و با خود به جهنم می برد .در جهنم به او می گویند باید لباس دلقک ها را بپوشد . دون ژوان اعتراض می کند که من در زندگی زنان زیبای زیادی را از ان خود کرده ام . چطور چنین چیزی از من می خواهی و شیطان به او می گوید اگر نام یکی از این زنان را بگویی حرفت را قبول می کنم . زنان از جلوی چشم دون زوان رد می شوند اما او هیچ کدام را به خاطر ندارد...
Profile Image for Ava.
168 reviews223 followers
January 28, 2015
انگار ترجمه ی بهتری داشتن این سه تا داستان



پ.ن: کاش هزار تا زبان بلد بودم.
Profile Image for Azar.
168 reviews50 followers
October 5, 2013
مارتین گفت:
ـ نگران نباش. در دنیای ما، زشتی هم جنبه های مثبتی دارد. هرکسی نمی تواند از اقامت در هر جایی لذت ببرد؛ بنابراین، برای رفتن، عجله می کند و همین امر، بر شتاب زندگی می افزاید. ولی نباید اجازه بدهیم این شرایط، خشمگینمان کند. حالا می توانیم در این محیط زشت، در مورد هر چیزی که دوست داریم، حرف بزنیم.
Profile Image for احسان کیانی‌خواه.
Author 12 books74 followers
December 4, 2015
اصل داستان ها همانطور که از ادبیات کوندرا انتظار می رود باید بی نظیر باشد. خیلی چیزها را باید حدس زد. سانسوری که متن دچارش شده و در مقدمه فارسی هم آشکارا به آن اشاره کرده اند آدم را به صرافت می اندازد برود متن غیرفارسی را بخواند. اثر تکه پاره شده زیر تیغ بیمار سانسور به چه کاری می آید؟
Profile Image for Sanaz.
126 reviews3 followers
June 12, 2019
کتاب شامل سه داستان کوتاه بود:
۱. سیب زرین، خواسته ابدی
۲. سمپوزیوم
۳. دکتر هاول؛ بیست سال بعد

"هرگاه به فرهنگ باستان می اندیشم، غم غربت و حسرت گذشته، مرا در بر می گیرد. شاید این امر چیزی جز غبطه خوردن به کندی شیرین سیر تاریخ در آن زمان نباشد." صفحه ۲۲

"در این مورد قانون ویژه ای وجود دارد. یک زن زشت همواره امیدوار است از طریق دوست و همراه زیبایش، صاحب فرصتی شود؛ و یک زن زیبا نیز به نوبه خود، همواره امیدوار است، از طریق دوست و همراه زشتش، زیبایی خود را صد چندان جلوه دهد." صفحه ۳۷
Profile Image for Parisafouji.
18 reviews3 followers
March 15, 2020
با وجود سانسور فراوان کتاب جالبی بود.
سه تا داستان کوتاه که در مورد دون ژوان‌ها ست
و بیشتر ازهمه ازین جمله خوشم اومد که دوران دون ژوان ها به پایان رسیده کلکسیونرها فقط دخترها رو جمع‌آوری می‌کنن و هیچ‌وقت فاتح نیستند.
Profile Image for Sahar Ar.
14 reviews2 followers
November 20, 2017
did not like the stories and did not connect with stories...
Profile Image for HamidReza MirzaHossein.
21 reviews
January 19, 2024
این کتاب در واقع سه تا داستان کوتاه از نویسنده هست که روون ترجمه شده بود و گیرا هم بود و موضوعش هم جالب بود، با محوریت اغواگری.
اولین کاری که کوندرا خوندم، بنظرم خیلی معمولی.
Profile Image for Hosna.
485 reviews18 followers
February 22, 2025
میلان کوندرا جاودانی نیست و تاریخ مصرف دارد.
Displaying 1 - 18 of 18 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.