What do you think?


نمایش در ایران
ITALIANO Una storia completa del teatro iraniano dalle origini ai nostri giorni, inizialmente pubblicata a Tehran nel 1965 e tuttora strumento insuperato di conoscenza dell'argomento per specialisti e per persone colteENGLISH A complete history of Iranian theatre from its origins to the present day, initially published in Tehran in 1965 and still an unsurpassed instrument of knowledge of the subject for specialists and educated and curious people.
224 pages, Paperback
First published April 1, 2000
About the author
بهرام بیضائی
70 books84 followersبهرام بیضایی: مروری بر زندگی و آثار یک اسطوره زنده
آغاز راه و شکلگیری اندیشه
کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما
سبک و مضامین کلیدی
مهاجرت و تداوم فعالیت
بهرام بیضایی، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر و اسطورهشناس برجسته ایرانی، در ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود ور در روز ۵ دی ۱۴۰۴ در سن ۸۷ سالگی، دور از وطن، چشم از جهان فروبست. او به عنوان یکی از پیشگامان موج نوی سینما و تئاتر ایران و از تأثیرگذارترین چهرههای فرهنگی معاصر شناخته میشود که با خلق آثاری عمیق و چندلایه، نقشی بیبدیل در غنای هنر و اندیشه ایرانی ایفا کرده است.
آغاز راه و شکلگیری اندیشه
بیضایی در خانوادهای اهل فرهنگ و ادب در تهران زاده شد. پدرش، ذکایی بیضایی، شاعر بود و این پیشینه، او را از همان ابتدا با ادبیات و هنر مأنوس کرد. علاقهی وافر او به سینما و نمایش از دوران نوجوانی آغاز شد و همین علاقه او را به سمت پژوهشهای گسترده در تاریخ نمایش ایران و جهان سوق داد. بیضایی تحصیلات خود را در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران آغاز کرد، اما آن را ناتمام گذاشت تا به صورت مستقل به تحقیق و آفرینش هنری بپردازد.
حاصل پژوهشهای ژرف او در همان دوران جوانی، کتاب مرجع و ماندگار "نمایش در ایران" بود که به عنوان یکی از مهمترین منابع در زمینه تاریخ نمایش ایرانی شناخته میشود و تسلط عمیق او بر ریشههای فرهنگی و نمایشی ایران را به نمایش میگذارد.
کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما
فعالیتهای هنری بیضایی در دو حوزه اصلی تئاتر و سینما متمرکز است، هرچند قلم او در قالب فیلمنامه، نمایشنامه، پژوهش و داستاننویسی نیز آثاری درخشان خلق کرده است.
در عرصه تئاتر، بیضایی با نگارش نمایشنامههایی چون "پهلوان اکبر میمیرد"، "مرگ یزدگرد"، "چهار صندوق" و "افرا، یا روز میگذرد"، جانی تازه به تئاتر ایران بخشید. آثار نمایشی او با بهرهگیری هوشمندانه از اساطیر، تاریخ و فرمهای نمایش ایرانی (همچون تعزیه و نقالی) و ترکیب آن با تکنیکهای مدرن تئاتری، به کاوش در مفاهیمی چون هویت، تاریخ، زن، مرگ و حقیقت میپردازند. زبان فاخر، ساختار پیچیده و شخصیتپردازی عمیق از ویژگیهای بارز نمایشنامههای اوست.
در حوزه سینما، بیضایی کار خود را با ساخت فیلم کوتاه "عمو سیبیلو" در سال ۱۳۴۹ آغاز کرد و با اولین فیلم بلندش، "رگبار" (۱۳۵۱)، نام خود را به عنوان یک فیلمساز صاحبسبک و اندیشمند مطرح کرد. "رگبار" با نگاهی دقیق و شاعرانه به تحولات اجتماعی و تقابل سنت و مدرنیته، آغازگر مسیری بود که با شاهکارهایی چون "باشو، غریبه کوچک" (۱۳۶۴)، "شاید وقتی دیگر" (۱۳۶۶) و "مساف" (۱۳۷۰) ادامه یافت.
فیلم "مرگ یزدگرد" (۱۳۶۰)، که اقتباسی از نمایشنامه خود او بود، نقطه عطفی در کارنامه سینمایی او و سینمای ایران به شمار میرود. این فیلم با ساختاری مبتنی بر روایتهای متناقض و تمرکز بر مفهوم نسبیت حقیقت، نمونهای درخشان از سینمای فلسفی و تاریخنگر است. "سگکشی (۱۳۷۹) نیز پس از سالها دوری از فیلمسازی، بازگشتی قدرتمندانه برای او بود که با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو شد.
سبک و مضامین کلیدی
آثار بیضایی، چه در سینما و چه در تئاتر، از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردارند:
زبان و دیالوگ: استفاده از زبانی فاخر، ادیبانه و در عین حال دقیق و حسابشده که به آثار او عمقی چندبعدی میبخشد.
اسطوره و تاریخ: بهرهگیری از اساطیر ایرانی و بازخوانی رویدادهای تاریخی برای طرح مسائل جهان معاصر.
هویت زنانه: توجه ویژه به شخصیت زن و جایگاه او در تاریخ و اجتماع. زنان در آثار بیضایی اغلب شخصیتهایی قدرتمند، کنشگر و پیچیده هستند.
ساختار روایی: استفاده از ساختارهای روایی غیرخطی، روایتهای تودرتو و شکستن مرز میان واقعیت و خیال.
پژوهش و دقت: تمامی آثار او بر پایه تحقیقات گسترده و دقیق در زمینههای تاریخی، اسطورهشناسی و فرهنگی بنا شدهاند.
مهاجرت و تداوم فعالیت
بهرام بیضایی در سال ۱۳۸۹ به دعوت دانشگاه استنفورد به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به عنوان استاد مدعو در این دانشگاه به تدریس و پژوهش در زمینه ادبیات و هنرهای نمایشی ایران پرداخت. او در طول اقامت خود در آمریکا نیز از فعالیت هنری باز نایستاد و چندین نمایشنامه از جمله "طربنامه" و "چهارراه" را با حضور بازیگران ایرانی در کالیفرنیا به روی صحنه برد و کارگاههای آموزشی متعددی برگزار کرد.
بهرام بیضایی، با بیش از نیم قرن فعالیت هنری و پژوهشی، نه تنها به عنوان یک هنرمند بزرگ، بلکه به مثابه یک اندیشمند و روشنفکر تأثیرگذار، جایگاهی رفیع در تاریخ فرهنگ
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 32 reviews
August 28, 2023
سر کلاس با بهرام بیضایی
July 1, 2025
در کل کتاب جالبی بود و اطلاعات خیلی خوبی در رابطه با نمایش در ایران می داد ولی بعضی قسمت های کتاب کاملا زمینه تحقیقاتی پیدا میکرد و برای خواننده غیر متخصص مثل من ، اون بخش ها یکم خسته کننده بود.
August 10, 2022
۱۹/۵/۱۴۰۱
۱۷:۴۵
کتاب به بررسی کلی تاریخ نمایش ایران میپردازد. این موضوع به دو بخش پیش از اسلام و پس از اسلام و تقسیم بندی شده.
تقسیم بندی جزئی تر بخش پس از اسلام به بخش های:نقالی،تغزیه ،نمایش های عروسکی،نمایش های شادی آور،درک سیر موضوعی کتاب را آسان تر میکند..
بخش هایی از کتاب(مخصوصا در بخش پیش از اسلام) توضیحات کاملی ندارد که ضعف نویسنده نیست و کمبود منابع مسبب آن است.
۱۷:۴۵
کتاب به بررسی کلی تاریخ نمایش ایران میپردازد. این موضوع به دو بخش پیش از اسلام و پس از اسلام و تقسیم بندی شده.
تقسیم بندی جزئی تر بخش پس از اسلام به بخش های:نقالی،تغزیه ،نمایش های عروسکی،نمایش های شادی آور،درک سیر موضوعی کتاب را آسان تر میکند..
بخش هایی از کتاب(مخصوصا در بخش پیش از اسلام) توضیحات کاملی ندارد که ضعف نویسنده نیست و کمبود منابع مسبب آن است.
December 7, 2021
یکی از بهترین کتاب هایی بود که خوندم و از همون اول قلم نویسنده منو جذب کرد . بعضی از کتاب ها فقط اطلاعات چیده شده ی تاریخی رو میزارن کنار هم و ارائه میدن و به نظرم این خیلی اشتباهه چون نویسنده از منابع مختلفی استفاده میکنه و در نهایت به یک نتیجه گیری ذهنی میرسه ولی مخاطب به همه ی اون منابع دسترسی نداره و لزوما با اطلاعات پراکنده برخورد میکنه اما بیضایی به خوبی روابط بین رویداد هارو پیدا میکنه و با استفاده از منابع مختلف اونارو تحلیل میکنه .
February 13, 2026
خود بیضایی در پیشگفتار کتاب میگوید که کتاب را در دههی چهل نوشته و نیاز به بازنویسی براساس مدارک تازه دارد ولی کسی دست به این پژوهش تازه نزده است و همین کتاب کوچک برایمان غنیمت است. شیوهی کار بیضایی دقیق است و با ارجاع پیش میرود، تاریخ دلی و شفاهی نیست.
February 17, 2019
حرفی برای گفتن ندارم جز اینکه هر کس که کوچکترین ارتباط یا علاقه ای به تئاتر داره باید این رو بخونه به نظرم.خلاص.
June 10, 2026
یادت گرامی استاد
برای کنکور خوندم این کتاب ولی خیلی کیف کردم .
یه تاریخ نسبتا بی سانسور از تاریخ نمایش ایران
برای کنکور خوندم این کتاب ولی خیلی کیف کردم .
یه تاریخ نسبتا بی سانسور از تاریخ نمایش ایران
August 26, 2019
قلم خوب، اطلاعات وسیع و به خوبی طبقه بندی شده به علاوه چینش و تقدم و تاخر خوب در ارائه مطلب به مخاطب!
Read
October 27, 2022بوس بهت بهرام جون و مچکر
May 24, 2017
کتاب بر اساس پژوهش بیضایی پیرامون زمینه های شکل گیری هنر نمایش در ایران نوشته شده و به دو بخش اصلی قبل و بعد از اسلام تقسیم میشه.
کتاب خوب و موثریه. بخش های اصلی کتاب رو نقالی، نمایش های عروسکی و تعزیه تشکیل میدن و بیضایی به ریشه های هر کدوم، تاثیر پذیرفتن و تاثیرگذاریشون بر همدیگه مفصلا می پردازه.
به شخصه فکر نمی کردم روزی برسه که به تعزیه علاقه مند بشم، ولی روند تکاملی ای که این کتاب فارغ از نقش مذهب، از تعزیه نشون میده؛ به نظرم هر کسی رو میتونه به این هنر علاقه مند کنه.
کتاب خوب و موثریه. بخش های اصلی کتاب رو نقالی، نمایش های عروسکی و تعزیه تشکیل میدن و بیضایی به ریشه های هر کدوم، تاثیر پذیرفتن و تاثیرگذاریشون بر همدیگه مفصلا می پردازه.
به شخصه فکر نمی کردم روزی برسه که به تعزیه علاقه مند بشم، ولی روند تکاملی ای که این کتاب فارغ از نقش مذهب، از تعزیه نشون میده؛ به نظرم هر کسی رو میتونه به این هنر علاقه مند کنه.
March 14, 2007
بیضایی در زمینه ی ادبیات نمایشی ما اثر گذارترین قلم در پنج دهه ی اخیر بوده است. بیضایی سنت نمایشی ما را هم خوب می شناسد. خواندن بیضایی را، بهررو توصیه می کنم.
https://www.goodreads.com/author_blog...
https://www.goodreads.com/author_blog...
March 31, 2015
خيلى كتاب خوبى بود براى دانستن حداقل هاى نمايش ايران
كاش همونطور كه ناشر از قول استاد بيضايى نوشته اين كتاب تكميل بشه
كاش همونطور كه ناشر از قول استاد بيضايى نوشته اين كتاب تكميل بشه
Read
November 24, 2025اصلی ترین مشکل این کتاب، نداشتن منابع و مراجع اطلاعات هستش
August 27, 2015
از اقوام وحشی شمالی تا به یونان و حتی مصر مرزهارا توصعه داد ....آن مقدونی رقت ولی چند مرده خور از حواشی او بر سر این سرزمین ماندند و خرده میراث یونانی ایشان در سلسله بعدی که ....ترکها آمدند که بیابانگرد بودند هریک از هر جا. عصر تسلط اینها بود.
صفحه 15-17
چرا لحن کتاب اینطوریه؟ اگر تو اینترنت بود به خاطر به خاطر نفرت پراکنی و نژادپرستی آشکار بن می شد! شما به بخشی از درفشانی های بیضایی نگاه کنید؟
July 14, 2007
ketabe jameye va dar vaghe tanha ketabe marja baraye tarikh namayesh dar iran!!!
Read
October 31, 2020اگر کتابهای قطور و مرجع تاریخ تئاتر را از نظر بگذرانیم؛ میبینیم که یا هیچ اشارهای به نمایش و تئاتر ایران نشده یا اگر هم شده باشد، اشارهای مختصر و گذراست. یکی از بزرگترین دلایل آن، نبود منابع و مستنداتی است که لازمهی کار یک تاریخنگار است؛ اما نمایش در ایران توانسته بر این محدودیت فائق آید. این کتاب جامعترین کتابی است که در این حوزه نوشته شده است. بهرام بیضایی با اینکه هدفش از این مطالعات کاملاً شخصی بوده و این پروژه را بهقصد کتاب نوشتن شروع نکرده، به نتیجهی ارزشمندی دست یافته است.
بخش اول، «مقدمات» است؛ جایی که ابتدا ریشههای نمایش را بهطورکلی بررسی میکند. چه در ایران و چه در یونان و چه در هند باستان، نمایش در آغاز از دین سرچشمه گرفته است. پسازآن به علل عدم توفیق نمایش در ایران میپردازد. علتهایی چون حکومتهای استبدادی پیدرپی و جنگهای بیامان و مهمتر از همه اینکه عمدهی نمایشها در دست مردم و عوام بودهاند.
پس از بخش کوتاه «مقدمات»، کتاب به دو بخش کلی تقسیم میشود؛ ۱. نمایشهای پیش از اسلام و ۲. نمایشهای پس از اسلام.
بخش اول، یعنی نمایشهای پیش از اسلام، با نمایشهایی آغاز میشود که از غریزهی ناآگاه نمایشگری بشر سرچشمه گرفتهاند؛ آن دسته از نمایشهایی که عمدتاً در غروب و به هنگام بازگشت از شکار اجرا میشدند؛ همان هنگامیکه آدمها دور آتش جمع میشدند و داستانهای مربوط به شکارشان را برای یکدیگر تعریف میکردند. مستندات و مدارک محدودی مربوط به این بخش جامانده است؛ نقشهای بهجامانده روی گلدانهای سفالی یا دیوارنگارههای غارهای کهن از معدود مدارک موجود هستند. جز این مدارک محدود، هیچچیز حتی دستنوشتهای هم موجود نیست؛ البته که «این انتظار با دانستن اینکه پایهی نمایش ایران همواره عوام بودهاند نابجاست؛ زیرا اساس نمایشگران عامی، بداههگویی و آفرینش حضوری بوده است. [...] وقتیکه ما امروزه از نمایشهای تخت حوضی قرن حاضرمان نمایشنامهای در دست نداریم، خودبهخود نباید متوقع باشیم که از ایران پیش از اسلام نمایشنامهای داشته باشیم.» (بیضایی 1383:47)
بخش دوم، یعنی نمایشهای پس از اسلام، بخش پربارتری است؛ چراکه مدارک و مستندات بیشتری در دست داریم. شعر بزرگانی مثل سعدی و خیام و فردوسی و همچنین ترجمهی فن شعر ارسطو توسط کسانی مثل ابنسینا و فارابی، نمونههایی از این مدارک هستند. واژههایی مثل «تماشا» و «بازیگری» بارها در شعرها به کار رفته و در ترجمهی فن شعر، اصطلاحات تخصصی تئاتری ابداعشدهاند.
***
بخشی از مرور کتاب «نمایش در ایران» که در وبسایت آوانگارد به قلم «حجت سلیمی» منتشر شده است.
برای خواندن کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://www.avangard.ir/article/545
بخش اول، «مقدمات» است؛ جایی که ابتدا ریشههای نمایش را بهطورکلی بررسی میکند. چه در ایران و چه در یونان و چه در هند باستان، نمایش در آغاز از دین سرچشمه گرفته است. پسازآن به علل عدم توفیق نمایش در ایران میپردازد. علتهایی چون حکومتهای استبدادی پیدرپی و جنگهای بیامان و مهمتر از همه اینکه عمدهی نمایشها در دست مردم و عوام بودهاند.
پس از بخش کوتاه «مقدمات»، کتاب به دو بخش کلی تقسیم میشود؛ ۱. نمایشهای پیش از اسلام و ۲. نمایشهای پس از اسلام.
بخش اول، یعنی نمایشهای پیش از اسلام، با نمایشهایی آغاز میشود که از غریزهی ناآگاه نمایشگری بشر سرچشمه گرفتهاند؛ آن دسته از نمایشهایی که عمدتاً در غروب و به هنگام بازگشت از شکار اجرا میشدند؛ همان هنگامیکه آدمها دور آتش جمع میشدند و داستانهای مربوط به شکارشان را برای یکدیگر تعریف میکردند. مستندات و مدارک محدودی مربوط به این بخش جامانده است؛ نقشهای بهجامانده روی گلدانهای سفالی یا دیوارنگارههای غارهای کهن از معدود مدارک موجود هستند. جز این مدارک محدود، هیچچیز حتی دستنوشتهای هم موجود نیست؛ البته که «این انتظار با دانستن اینکه پایهی نمایش ایران همواره عوام بودهاند نابجاست؛ زیرا اساس نمایشگران عامی، بداههگویی و آفرینش حضوری بوده است. [...] وقتیکه ما امروزه از نمایشهای تخت حوضی قرن حاضرمان نمایشنامهای در دست نداریم، خودبهخود نباید متوقع باشیم که از ایران پیش از اسلام نمایشنامهای داشته باشیم.» (بیضایی 1383:47)
بخش دوم، یعنی نمایشهای پس از اسلام، بخش پربارتری است؛ چراکه مدارک و مستندات بیشتری در دست داریم. شعر بزرگانی مثل سعدی و خیام و فردوسی و همچنین ترجمهی فن شعر ارسطو توسط کسانی مثل ابنسینا و فارابی، نمونههایی از این مدارک هستند. واژههایی مثل «تماشا» و «بازیگری» بارها در شعرها به کار رفته و در ترجمهی فن شعر، اصطلاحات تخصصی تئاتری ابداعشدهاند.
***
بخشی از مرور کتاب «نمایش در ایران» که در وبسایت آوانگارد به قلم «حجت سلیمی» منتشر شده است.
برای خواندن کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://www.avangard.ir/article/545
October 8, 2018
هر دیدگاهی به جز دیدگاه #تاریخی در تفسیر روابط اجتماعی، سیاسی و مذهبی محتوم به شکست است. اگر مای قرن بیست یکمی برخی رفتارها، #آداب و #سنت های دوران گذشته را به دیده تمسخر و بی فرهنگی می نگریم، این ناشی از غیر عقلانی بودن اوبژه نیست، بلکه ناشی از کم سوادی و جهل سوژه ناظر به آن است. برخورد مای #شرقی با غرب چنان پرشتاب صورت گرفت که به یکباره هر آنچه داشتیم از کف دادیم و هر چه باد غربی برایمان آورد را باارزش خواندیم و تقدس بخشیدیم. بسیاری از آداب و سنن ما برای همیشه به صندوقچه فراموشی ها سپرده شد و برخی دیگر با تقلید از و ترکیب با فرهنگ غرب به شتر گاو پلنگی درآمد بی هویت و گنگ. بیضایی در این کتاب به سراغ همین #فرهنگ در حال احتضار ایران می رود و سعی می کند ریشه ها و #خاستگاه های فرهنگ نمایشی ایرانی را به مای فراموشکار تاریخ گریز غرب زده دوباره یادآوری کند. اندک مدارکی از #جشن های پیش از اسلام به دست ما رسیده چرا پس از ورود اسلام دست نوشته ها و کتب سوزانده شد و قدرت حاکم نیز هر گونه مناسک قبلی را بر نمی تابید و صورت و شبیه سازی لغو و نهی شد و حافظه تاریخی ایرانیان کم رنگ و کم رنگ تر شد تا اینکه #فردوسی با #شاهنامه خود تلنگری به آن زد. در اعصار بعدی نمایش رنگ #مذهبی به خود گرفت، مغ کشی تبدیل به عمر کشی شد و #سیاوش رنگ و بوی کربلایی گرفت. البته در دربار شاه، آن طور که در #نقاشی ها و #اشعار آمده، مجلس بزم و رقص و آواز کم کم هویدا شد. حمله خوانی، روضه خوانی، پرده خوانی و صورت خوانی و سپس خیمه شب بازی و #تقلید و #تعزیه و #روحوضی شکل گرفت و سخن کوتاه، با ظهور مدرنیته غربی در اواخر #قاجار و #پهلوی اول همه غریبانه به تاریک خانه تاریخ ایران پیوست و جای آن را تیارت گرفت. از تاریخ گریزی نیست، اما سوال بزرگ این است که ما با این پشتوانه اجرایی، چه ضعیف چه قوی، نمی توانستیم آن را ادامه دهیم و آن را، همانند پدران خود، در جامه ای نو باز آفرینی کنیم؟؟؟ آری می توانستیم و می توانیم، با آگاهی از تاریخ ایران این کهن #حافظه غنی را باز ستانیم. نگوییم نمی شود که به کلام #نیما " هر آنچه در من مردگی آموز ویران باد".
November 19, 2025
کتاب «نمایش در ایران»، یکی از مهمترین آثار نگاشته شده در حوزۀ نمایشهای ایرانی است که نخستینبار در سال ۱۳۴۴ توسط بهرام بیضایی انتشار یافت. بهرام بیضایی از نمایشهایی که پیش از اسلام در ایران رواج داشت، تنها از نمایش «برنشستن کوسه» که پس از اسلام «میر نوروزی» یا «شاه نوروزی» خوانده شد (بیضایی، ۱۳۴۴: ۳۲-۴۶) و نمایش «شاهسوزی» یا «دیبمهر» که پس از اسلام ممنوع شد و به قیافۀ جشن «عُمَرکُشان» درآمد نام میبرد (همان: ۳۴-۴۸). چنانکه از نمایشهای پس از اسلام نیز به کچلکبازی، بقالبازی، دلقکبازی، لالبازی، تخت حوضی یا روحوضی، نقالی، سایهبازی، خیمهشببازی و تعزیه یا شبیهخوانی اشاره میکند (همان: ۵۱-۵۹-۸۲-۱۱۶).
بهرام بیضایی در قسمتی دیگر از این کتاب، اکثر مردم ایران را افرادی بیدانش و بیفرهنگ میخواند (همان: ۷) که ساکن سرزمینی هستند که لحظههای شاد زندگیشان انگشتشمار است (همان: ۱۶۶). او مردم ایران در نخستین قرنهای پیش از اسلام را نیز مردم مفلوکی میخواند که در اسارت حاکمانی مستبد گرفتار بودند. حکومتهایی با شکنجههای باورنکردنی، با استثمار کارگران، با انحصار دانش به موبدان، با فرصت تعالی و ترقی ندادن به مردم، با انتسابی کردن همهچیز و البته ممنوع نمودن بسیاری از کارها ازجمله منع پرداختن به موسیقی (همان: ۸-۹).
بیضایی معتقد است که دینهای یکخدایی مانند دین زرتشتی و اسلام کمتر از دینهای چندخداییِ هندیان و یونانیان روحیۀ نمایشپذیری داشتهاند. خدای هندی به دست خود سنگ بنای تماشاخانه را میگذارد و از اندیشههای خود رقص و موسیقی را انشاء میکند ولی خدای ایرانی، که خدای سرزمینی خشک است، حتی به هنگام موبدان موسیقی و رقص را کار پیروان دیوان و جادوگران میداند و سختگیرانه نهی میکند (همان: ۲-۳).
منبع:
_ بیضائی، بهرام، ۱۳۴۴، نمایش در ایران، تهران، کاویان.
March 18, 2020
لازم نیست که من بگویم بیضایی انسان حیرت انگیزیست، که هست. این کتاب شگفت و دقیق و علمی یکی دیگر از دلایل اثبات این موضوع است. اما با آن که این کتاب کاملاً علمیست، میشود رد پای لحن همیشه عصبانی و گاه گلدرشت بیضایی را در آن دید؛ مثل همهی آثارش.
میگوید: «نقالان کم کم میروند خانههایشان و میمیرند» (ص ۸۱) کاملاً معلوم است که دارد نه به عنوان یک تاریخ نمایشنویس که به عنوان یک فرد نظرش را میگوید. یا در زیرنویس یک عکس که یک سیاه پشت میکرفون ایستاده و زنی آن طرف است نوشته: «کلاه حصیری بر سر سیاه (سید حسن یوسفی)، بلندگو و زن که به جای زن بازی میکند (ملک آذری) (ص۲۱۱) تا با این زیرنویس طعنه و تمسخرش را به دستگاه نوظهوری که صدا را به گوش تماشاگران میرساند، نشان داده باشد. این جملات آدم را یاد جملهی آخر نمایش «چهار صندوق» میاندازد که نوشته است: «اجرای چهار صندوق هر بار از صحنه پایین کشیده شده است» یا اول «حقایق دربارهی لیلا...» که میگوید هر کس در هر مقامی نگذاشت این نمایشنامه اجرا شود.
آیا مگر اینها دروغ است؟ به هیچ عنوان. اما طرحشان به این شکل از سوی بیضایی که بزرگیاش نیازی به این لحن عصبانی ندارد، چندان به دل (حداقل من) نمینشیند. آیا بیضایی تنها کسیست که آثارش قلع و قمع میشوند؟ و یادم است وقتی که فضا بازتر شده بود و او بعد از ده سال اجازهی کار یافت گفت (نقل به مضمون) این جبران ده سال بیکاری من را نمیکند. این لحن عصبانی به نظرم بزرگترین خدشه به آثار بیضاییاند از جمله این کتاب.
میگوید: «نقالان کم کم میروند خانههایشان و میمیرند» (ص ۸۱) کاملاً معلوم است که دارد نه به عنوان یک تاریخ نمایشنویس که به عنوان یک فرد نظرش را میگوید. یا در زیرنویس یک عکس که یک سیاه پشت میکرفون ایستاده و زنی آن طرف است نوشته: «کلاه حصیری بر سر سیاه (سید حسن یوسفی)، بلندگو و زن که به جای زن بازی میکند (ملک آذری) (ص۲۱۱) تا با این زیرنویس طعنه و تمسخرش را به دستگاه نوظهوری که صدا را به گوش تماشاگران میرساند، نشان داده باشد. این جملات آدم را یاد جملهی آخر نمایش «چهار صندوق» میاندازد که نوشته است: «اجرای چهار صندوق هر بار از صحنه پایین کشیده شده است» یا اول «حقایق دربارهی لیلا...» که میگوید هر کس در هر مقامی نگذاشت این نمایشنامه اجرا شود.
آیا مگر اینها دروغ است؟ به هیچ عنوان. اما طرحشان به این شکل از سوی بیضایی که بزرگیاش نیازی به این لحن عصبانی ندارد، چندان به دل (حداقل من) نمینشیند. آیا بیضایی تنها کسیست که آثارش قلع و قمع میشوند؟ و یادم است وقتی که فضا بازتر شده بود و او بعد از ده سال اجازهی کار یافت گفت (نقل به مضمون) این جبران ده سال بیکاری من را نمیکند. این لحن عصبانی به نظرم بزرگترین خدشه به آثار بیضاییاند از جمله این کتاب.
May 21, 2021
اندوهی است بسیار خفته به میان برگ برگ این کتاب
از زبان آن که نوشت و منی که خواندمش
آن سرانجام تلخی که برای شاید یکی از فخرهای ملیامان رخ داد هرگز فراموش نخواهد شد
آن که سه دولت قاجار و پهلوی(زمان تالیف کتاب) و جمهوریاسلامی برای تعزیه، تخت حوضی، تقلید، سایه بازی و خیمه شب بازی هیچ کار پرشوری نکردند(باز دم شاه شهید گرم تکیه دولت زد...) جای دلشوریدگی است در دل ما و حتم دارم استاد بیضایی.
از قلم اشک میچکید، من میدیدم، میان کلمات یه سنگینی بود میتوانستیم حس کنیم.
کتاب بخش به بخش ابتدا نمایش پیش از اسلام
و سپس پس از ورود عرب به ایران را مورد بررسی قرار میدهد.
سیر تحولات سلانه سلانه نمایش را به ما نشان میدهد، از منابعی گاه به گاهی بیربط! اما انسجام همچنان باقی است میان تار و پود کتابی که بیضایی بخاطرش دانشگاه را ترک نمود...
بررسی نکردن تئاتر غربی هجوم آورده به کشور شاید بهترین کاری بود که مولف میتوانست انجام دهد
تا کتاب در خلوص نیت خود بماند.
بعنوان طرفدار تشنه لب بهرام بیضایی
و نمایشنامه نویسی آماتور که به تازگی اغاز به کار نموده و تشنه اطلاعات است
و کسی که تاریخ خود میخواهد بداند آن هم از منظر هنریاش فارغ از جنگها و هجومها که بر ما وارد شد
بس این کتاب ما را شادمان و دلم را به تپش انداخت.
نمایش ایران و ایرانی
، سخت است گفتناش، نمایشی است، مرده...
نقالی دیگر نیست، عروسکها کجایند و آنکه بندشان بدست دارد؟
سیاه کجاست تا حاجی را مسخره کند؟ پهلوان کچل، تعزیه و شور آن محرم ایرانیمان کجاست؟ چقدر برای چیزی که ندیدم دلتنگم...و چه سخن عجیبی است، میدانم.
در زندگیام سه بار تعزیه دیدم،
در کودکی و خردسالی بنظرم بسیار عجیب میمانست اما کششی داشت که هر نمایشی باید داشته باشد.
کاش همهمان میتوانستیم در میان سایهبازیها در چادر خیال گم شویم...
ایرادی به کتاب نمیگیرم،
در آن فشارها، محدودیت و تنگ دستی در پیدا کردن منابع، کاری است بسیار شگرف، نوشتن این کتاب، که سالهای سال نمایش غربزده ایران را مدیون استاد مینماید.
گودریدز کاش مقالات هم قرار بده
نمایش در ژاپن به قلم ایشان نیز خواندهام و جوشش قلم، بسیار شما را، در هر دو کار، به نمایش علاقمند میکند.
از زبان آن که نوشت و منی که خواندمش
آن سرانجام تلخی که برای شاید یکی از فخرهای ملیامان رخ داد هرگز فراموش نخواهد شد
آن که سه دولت قاجار و پهلوی(زمان تالیف کتاب) و جمهوریاسلامی برای تعزیه، تخت حوضی، تقلید، سایه بازی و خیمه شب بازی هیچ کار پرشوری نکردند(باز دم شاه شهید گرم تکیه دولت زد...) جای دلشوریدگی است در دل ما و حتم دارم استاد بیضایی.
از قلم اشک میچکید، من میدیدم، میان کلمات یه سنگینی بود میتوانستیم حس کنیم.
کتاب بخش به بخش ابتدا نمایش پیش از اسلام
و سپس پس از ورود عرب به ایران را مورد بررسی قرار میدهد.
سیر تحولات سلانه سلانه نمایش را به ما نشان میدهد، از منابعی گاه به گاهی بیربط! اما انسجام همچنان باقی است میان تار و پود کتابی که بیضایی بخاطرش دانشگاه را ترک نمود...
بررسی نکردن تئاتر غربی هجوم آورده به کشور شاید بهترین کاری بود که مولف میتوانست انجام دهد
تا کتاب در خلوص نیت خود بماند.
بعنوان طرفدار تشنه لب بهرام بیضایی
و نمایشنامه نویسی آماتور که به تازگی اغاز به کار نموده و تشنه اطلاعات است
و کسی که تاریخ خود میخواهد بداند آن هم از منظر هنریاش فارغ از جنگها و هجومها که بر ما وارد شد
بس این کتاب ما را شادمان و دلم را به تپش انداخت.
نمایش ایران و ایرانی
، سخت است گفتناش، نمایشی است، مرده...
نقالی دیگر نیست، عروسکها کجایند و آنکه بندشان بدست دارد؟
سیاه کجاست تا حاجی را مسخره کند؟ پهلوان کچل، تعزیه و شور آن محرم ایرانیمان کجاست؟ چقدر برای چیزی که ندیدم دلتنگم...و چه سخن عجیبی است، میدانم.
در زندگیام سه بار تعزیه دیدم،
در کودکی و خردسالی بنظرم بسیار عجیب میمانست اما کششی داشت که هر نمایشی باید داشته باشد.
کاش همهمان میتوانستیم در میان سایهبازیها در چادر خیال گم شویم...
ایرادی به کتاب نمیگیرم،
در آن فشارها، محدودیت و تنگ دستی در پیدا کردن منابع، کاری است بسیار شگرف، نوشتن این کتاب، که سالهای سال نمایش غربزده ایران را مدیون استاد مینماید.
گودریدز کاش مقالات هم قرار بده
نمایش در ژاپن به قلم ایشان نیز خواندهام و جوشش قلم، بسیار شما را، در هر دو کار، به نمایش علاقمند میکند.
February 20, 2026
کتاب تاریخچه و سیر تکامل هنر نمایش در ایران رو از آغاز تا مواجه با تمدن غرب بیان میکنه که این مواجه باعث تغییر شکل به آنچه امروزه هست میشه.
اگر به هنر نمایش و تئاتر علاقه مندید و اهل مقاله خواندن ، کتاب مناسب شماست.
برای من از یه جایی به بعد خسته کننده شد واقعا. مخصوصا بخش نمایش های تعزیه.
اما کتاب ارزشمند و مفیدی است در این زمینه.
اگر به هنر نمایش و تئاتر علاقه مندید و اهل مقاله خواندن ، کتاب مناسب شماست.
برای من از یه جایی به بعد خسته کننده شد واقعا. مخصوصا بخش نمایش های تعزیه.
اما کتاب ارزشمند و مفیدی است در این زمینه.
December 26, 2017
نمایش در ایران
کتابی به قلم استاد بهرام بیضایی ست
هرچند ایراداتی دارد و گاهاً بیضایی سلیقه خودشو دخالت داده در موضوعات و بعضاً اشتباهات تاریخی هم دیده میشود اما برای اینکه سیر تکاملی نمایش در ایران را بدانید باید ابتدا نمایش در ایران بهرام بیضایی رو بخونید
کتابی به قلم استاد بهرام بیضایی ست
هرچند ایراداتی دارد و گاهاً بیضایی سلیقه خودشو دخالت داده در موضوعات و بعضاً اشتباهات تاریخی هم دیده میشود اما برای اینکه سیر تکاملی نمایش در ایران را بدانید باید ابتدا نمایش در ایران بهرام بیضایی رو بخونید
December 27, 2019
هیچی از نثر و وپژوهش بیضایی دلنشین تر نیست ، هست؟ حتا اگه حرفاش سندیت تاریخی قرص و محکمی نداشته باشه
April 1, 2020
جامع ترین کتاب درباره نمایش ایران 👌🏻
March 20, 2024
عالیییی
October 13, 2024
کتاب برای شروع تحقیقات در این زمینه خیلی خوب بوده.
July 30, 2016
کتاب بسیار ارزش مندی است درباره ی نمایش در ایران. نویسنده، پژوهش اصیلی روی فرم های نمایشی زاده شده و یا بسط داده شده در ایران انجام داده است. البته نسخه ی تجدید چاپ شده ی امسال هنوز همان نسخه ی اولیه ای ست که حدود پنجاه سال پیش (سال 1344) منتشر شده و خیلی هم معلوم نیست که آیا نویسنده حرف های جدیدتر و متفاوت تری برای گفتن دارد یا نه! در هر صورت خواندنش را برای آنان که به نمایش ایرانی به صورت خاص، و فرهنگ ایرانی به صورت عام علاقه دارند، توصیه می کنم.
February 15, 2013
It was one of the best scientific books, I`ve ever read! Beyzaee`s research is very detailed. He describes theater from its beginning till the middle of the 20th century refering to a large number of books. I was fascinated by the number of books in foreign languages Beyzaee used (most of them were in French). Just now I understand how more developed the science was in the Shah`s time...
June 18, 2024
ریویوم رو آپدیت میکنم. چند وقتیه که بهاندازهی سابق روی این کتاب منفی نیستم. کلید در این هست که شما این رو صرفاً یک کتاب «تاریخ نمایش» نبینید؛ بیشتر یک تلاش برای «آرشیو» کردن فنون و بوطیقاها هست (منظور از آرشیو هم، ترمینولوژیای که هست دایانا تیلور در "Archive and Repertoire" بهکار میبره.)
هرچند که باید شدیداً با انواع کتب مربوطه دائماً cross-reference بشه.
هرچند که باید شدیداً با انواع کتب مربوطه دائماً cross-reference بشه.
September 12, 2012
قسمت تعزیه رو بیشتر از قسمت های دیگه دوست داشتم آقای بیضایی خیلی خوب و موشکافانه مراحل شکل گیری تعزیه و دلیل به وجود اومدنش و بعدها زوالش رو شرح میده و چون این نوع نمایش هنوزکمابیش اجرا میشه این قسمت کتاب نسبت به انواع دیگه ی نمایش که ذکر شده ملموس تر و عینی تر هست
Displaying 1 - 30 of 32 reviews































