مرکز در حال کوچک شدن است اینطوری نان را باید جیرهبندی کرد و جیب مخفی دوخت برای حقوق شهروندی چشم باید دوخت به پارگی پیراهنی که درد میکشد به فکر بیهودهای در جمجمهی مجسمهها ایستادهایم و کوچکتر میشویم تنها چالهها بزرگتر شدهاند چالهها که مرکز را بلعیدهاند دنیا آنقدر شلوغ شده که پشت هر چیزی روبهروی چیز دیگریست