دو کتاب اول حاصل ویرایشهای بنیادین و باریکبینانه و نسخهپردازیِ مرحوم احمد سمیعی در فرانکلین است. نمیدانم حد و حدود حقوقیِ این کار چیست ولی اختلاف جلد سوم با این دو جلد آنقدر هست که بر سر دو جلد اول به نظرم باید نام سمیعی بیاید. حدس میزنم یا شاید کسی چیزی تعریف کرده که اصل کار مقدار زیادی فیشبرداری از منابع بوده با حد کمی تحلیل تاریخی و نکتهیابی در احوالات شاعرانی مثل یغما و وصال و نشاط و غیره. در فرانکلین سمیعی ساختار کتاب را ترتیب میدهد که اول یک چشمانداز کلی بیاید در ابتدای هر کتاب، در آخر هم یک سالشمار. بعد هر کتاب تقسیم شود به چه چیزهایی و الی آخر.
از کتابهای مهمیست که نقش زیادی در علاقه به مشروطه و نثر فارسی و تجدد شعر داشت. مدیون این کتابم و مدیون مرحوم آرینپور و مرحوم سمیعی. اگر این کتاب نبود برای من نشاط و وصال و غیره اسم خیابان بودند نهایتش. هرچه بعد دیده و خواندهام همه در پرتو تصویری بوده که از این کتاب برای من ساخته شده و مهمترینشان تصویر یغما و نشاط. سالشمار وقایع هم. بعضی مواضع کتاب حالا نیاز به ویرایش دارد (مثلاً در تاریخ چاپ در ایران، یا بعضی نکات در زندگی ملکم و طالبوف، بخصوص که مجلات و روزنامهها دستیاب شده). گاهی فکر میکنم نیاز داریم کسی اینها را روزآمد کند یا جمعی بنشینند و این دوره را و تجدد شعر و نثر را تحلیل تاریخیِ جدیدی بنویسند؟
من باب جدل هم عرض کنم نقش ویراستار و مؤسسهی انتشاراتی را اگر خواستید ملتفت شوید این کتاب را مقایسه کنید با «زبان زنده» منوچهر انور که نیم قرن بعد تنظیم و نشر شده است، مؤلف تحصیلکردهی فرنگ است، ناشر ـــبهحقــــ مدعیست و موضوع هم برمیگردد ـــبهگفتهی مولفــــ به اقلکم سی سال پیشتر اگر نه پیشترها. دورهی مورد بحث هم بیشترش (سه چهارم بیشتر) همزمان با کتاب از صبا تا نیماست، نوع برشی که آقای انور ــــعمرش درازـــ خواسته زیر ذرهبین نشانمان دهد فرق دارد ولی ببینید حاصل چیست. یک مقدار سرکوفت به ادیب سلطانی و آخوندزاده، یک مقدار تعریف متورم از دریابندری (و نه مثلاً قاضی)، نهایت زور «توصیف عناصر متن» و مهمترین نقصان «آوردن هزاران شاهد مثال و نهایتش دو سه خط تحلیل» آن هم تحلیلی که پیشترها خواندهایم و تازه نیست. حتی اینقدر ویراستار و مولف دقیق نشدهاند که سرنوشت لغاتی مانند «دمکراسی» و «مردمسالاری» و امثالهم که بحثهایی هستند در اندیشه سیاسی و شبیه به مثال مشهور «جامعه مدنی»، فرق دارند با مفردات دیگر معمولی زبان، و همه اینها فرق دارند با نحو و موسیقی و دستورزبان گفتار که اصل است و لغات فرع. و تمام این حرفها مال بنده نیست. مرحوم باطنی، آقای کامشاد، و غیره نوشتهاند. زیاد هم نوشتهاند. ویراستار قوی اگر داشت این کتاب وضعش اینجور نبود که آیتیست در آشفتگی. از این بههم ریختهتر کتاب در این سالها سراغ ندارم. (جدل با «زبان زنده» مفصلتر از کتاب اصلی شد:)