پنجمین سفرنامهای که از منصور خان ضابطیان خوندم!
اول اینکه برای منی که با فرهنگ ژاپن آشنایی بسیار محدودی داشتم (سورپرایز! اوتاکو نیستم!) خوندن این سفرنامه کلی چیزهای جدید داشت. اینکه آدم میفهمه چی شد که ژاپن، ژاپن شد؛ و چقدر همه مردمش تو این رعایت قوانین و فرهنگشون کمر همت بستن؛ باعث شد یه جاهایی واقعا بهشون غبطه بخورم.
ایرادی که بهش وارد بود این بود که برخلاف سفرنامه های قبلی خیلی سیر زمانی مشخصی نداشت ( یا لااقل من متوجهش نشدم) و اینکه دقیقا بین ورود به ژاپن و خروج ازش، وقایع به چه ترتیبی اتفاق افتادن کمی مبهم بود.
و مورد بعدی که البته نمیشه بهش گفت ایراد، این بود که این کتاب پر از اطلاعات عمومی بود و کمتر جنبه خاطره نویسی داشت؛ و خب من ترجیح میدادم کما فی السابق برعکس این قضیه باشه.