شخصاً از بخش هایی که مربوط به رسوایی روحانیون در دوران مشروطه و اتفاقات آن بود لذت بردم… وگرنه با افکار دولت آبادی کاملاً مخالفم، چون انسانی که اهلِ خرد و دانش باشه از چاله به درونِ چاه نمیره... دولت آبادی با صراحت خود رو از پیروانِ «بابِ» نادان اعلام میکنه و حتی بعد از هلاکتِ «صبح ازل»، بعد از او جانشینش شد و رهبریِ «ازلیان» رو برعهده گرفت که این نشان از بیفکری اون داره.. البته نمیتوان آخوند زاده ها رو شناخت.. یحیی دولت آبادی شیخ بود و فرزندِ میرزا هادی از مجتهدین بود... پس بی شک باید به نادانی و بیخرد بودن وی باور داشت.. نه تنها خود رو از اسلام و مذهب نجات نداد، بلکه به درون منجلابِ کثیفِ بابیت و ازلیت و بهاییت وارد شد که همگی سر و ته از کرباس ناچیزتر هستن دولت آبادی همچون کسرویِ بزرگوار،( بلا نسبتِ کسروی).. مطالبی رو بیان نموده که خواسته یا ناخواسته، کوس رسواییِ این عرب پرستان و اجنبی پرستان رو به صدا درآورد دولت آبادی در این کتاب، بیان میکنه که: «شیخ فضل الله نوری» رابطه نزدیک با شاه قاجار و دولت طرفدارِ قاجار، یعنی روسیۀ تزاری دارد...شاه و حتی سفارت روسیه در تهران او را تأمین داده بودند...انگلیس ها هم در جریان کار بودند و از رابطۀ شیخ فضل الله با سفارت روس اطلاع داشتند... دولت آبادی با اسناد معتبر خیانتِ «میرفتاح» مجتهدِ نجسِ تبریزی رو نیز ثابت کرده بود با خواندنِ این مطالب تنها میشه افسوس خورد که اگر جوانانِ ما نسبت به سرگذشت و تاریخ این سرزمین اطلاعات داشتن، در حال حاظر نامِ یکسری تازی و عربِ بی همه چیز و خائن، مثلِ شیخ فضل الله و آیت الله کاشانی، بر رویِ بزرگراه ها و میادینِ اصلیِ پایتخت و شهرهایِ دیگر سرزمینمون ایران، نبود افسوس از ناآگاهیِ جوانانِ این سرزمین
این کتاب هم مثل سه جلد قبلی منبع بی نظیریه برای فهمیدن و دانستن انتهای قاجار و اوایل پهلوی. کتاب از سفر یحیی دولت آبادی به اروپای جنگ زده شروع می شه و توضیحات نویسنده یا به قول خودش نگارنده، درباره کشورهای مختلف اروپا و برخورد مردمش دربرابر شرایط جنگی بسیار جالبه. بعد از سفر طولانیش به اروپا و ملاقات افراد معروف و ایران شناس در سوئد ، آلمان و دیگر کشورها ، او به ایران بر می گرده تا شاهد برافتادن سلسله قاجار و براومدن پهلوی بشه. چیزی که کتاب رو بیشتر برای من جذاب می کنه اینه که این مجموعه یه تاریخ تحلیلی نیست هرچند شامل تحلیل های نویسنده از جامعه می شه. این یک کتاب خاطرات هست که به دلیل همین خاطره ها بسیار جالب خواننده رو با شرایط گذار قاجار به پهلوی و دوران پر تنش اون موقع آشنا می کنه. چیزی که شاید کمتر در دیگر کتابها بهش توجه شده باشه. دولت آبادی در اون دوران نماینده مجلسه و از خاطراتی می گه که ممکنه ذهنیت ما رو از چیزهایی که به خورد ما داده شده تغییر بده. در قسمت پایانی کتاب هم، نگارنده بعد از به قدرت رسیدن رضا شاه و شرایط خفقان و دیکتاتوری، ایران رو به مقصد اتریش ترک می کنه. در کتاب حیات یحیی که توسط دخترش برای بار اول و بعد از مرگ نویسنده چاپ شد، به صورت خیلی ظریفی تغییر تاریخ ، تغییر نام ها و القاب و بسیاری از دیگر تغییرات ایران اون روز رو می بینیم. یحیی دولت آبادی فردی بود که اعتقاد داشت جامعه با درست شدن مدرسه ها وهمه گیر شدن آموزش بهبود پیدا می کنه و برای این هدف سالیان سال تلاش کرد. به نظر او تحصیل برای همه واجب بود و مرد و زن نداشت به طوری که دختر بزرگش که گرداورنده آثارش هم بود در علوم انسانی مدرک گرفت و دختر کوچکش هم موسیقی دان شد.
تمام کتبی که درباره ی مشروطه نوشته شده اند بر مبنای برخی پیش داوریها نوشته شده اند. این امر اجتناب ناپذیر است. فکر میکنم برای نگارش یک تاریخ باید حداقل 30 تا 50 سال از آن فاصله بگیری تا بنوانی آن را از بیرون و کمی بدون تعصب بنویسی و درباره ی آن قضاوت کنی. هیچ وقت تا در دل بحرانی داری به سر میبری قضاوت کار درستی نمیتواند باشد چون به همه چیز احاطه نداری مدارک مستدل در دست نداری و خیلی نکات باریک تر از مو. شاید عیب بزرگ تواریخ مشروطه هم همین باشد. ولی به هر حال هر چه هستند کسی که در دل بحران مطلبی را مینویسد میتواند مستدلاتی را برای آیندگان برجا گذارد که بهتر از خیلی از مدارک دیگر باشد نامهایی که در دل تاریخ گم میشوند، وقایعی که در دل حوادث فراموش میشوند و....
یحیی دولت آبادی از معممین مبارز اصفهان، در قریه ی دولت آباد در دو فرسنگی اصفهان به دنیا آمد، در دوران مشروطیت جزو آزادی خواهان بود و در ابتدای مجلس شورای ملی چند دوره به نمایندگی مجلس برگزیده شد. روزنامه ی خاطرات یحیی دولت آبادی که در اواخر دهه ی بیست و اوایل دهه ی سی شمسی، پس از مرگ آقامیرزا یحیی، توسط دخترش فروغ دولت آبادی منتشر شده، یکی از اسناد معتبر وقایع اجتماعی و سیاسی اواخر دوران قاجار است. خانم صدیقه ی دولت آبادی که در دانشگاه پاریس امور تربیتی خوانده و اولین مدرسه ی دخترانه ی اصفهان و اولین روزنامه ی زنان را در ایران بنیاد نهاد نیز، دختر دیگر یحیی دولت آبادی ست. جلد چهارم خاطرات یحیی دولت آبادی، بیشتر به خاطرات سفرهای خارج از ایران در دوره ی مهاجرتش مربوط است. یحیی دولت آبادی از مبارزین معمم در دوران مشروطه، در قریه ی دولت آباد اصفهان به دنیا آمده و در اوایل مشروطیت، چند دوره به نمایندگی مجلس شورای ملی برگزیده شد. خاطرات یحیی دولت آبادی که در اواخر دهه ی بیست و اوایل دهه ی سی شمسی، پس از مرگ نویسنده و توسط دخترش فروغ دولت آبادی منتشر شده، یکی از اسناد معتبر وقایع اجتماعی و سیاسی اواخر دوران قاجار است.