شیخ بدرالدین محمود بن اسرائیل بن عبدالعزیز یک صوفی، عارف، دانشمند و انقلابی اهل عثمانی بود. او به واسطهٔ نقش پررنگاش در شورش سال ۱۴۱۶ (زمان سلطان محمد یکم) علیه دولت عثمانی شهرت دارد. از مقدمه کتاب: بدرالدین مبلغ اشتراکی کردن اموال و املاک بوده و مزدک زر و مال و به عبارت دیگر مالکیت خصوصی را مایه نابسامانی جامعه میدانسته است. هم مزدک و هم بدرالدین و هم غالب آنهایی که مرزهای مالکیت خصوصی را در سراسر تاریخ آماج حملات خود قرار دادهاند، متهم به اشتراکی پنداشتن زنان شدهاند و دشمنانشان داستانهایی برای محکوم نمودن آنها به هم بافته و انتشار دادهاند. مزدک و بدرالدین به جوامع متفاوتی تعلق داشتند ولی بین جامعه ایران ساسانی و جامعه عثمانی از بعضی جهات شباهتهایی نیز وجود داشته است. جالب توجه است که خاستگاه هر دو، به مانند اکثر رهبران جنبشهای رهاییطلبانه قرون وسطی، بستر دین بوده است: مزدک بنا به تصدیق خواجه نظامالملک و دیگران مقام موبد موبدان زردشتی را داشته و بدرالدین از سرآمدان فقها و قاضیان زمان خود بوده است. سلطان محمد چلبی شیخ بدرالدین را در یک دادگاه فرمایشی به محاکمه میکشد که بنا به اقوالی یک روحانی عالی مقام ایرانی بنام مولانا فخرالدین عجمی قرار داشت. محاکمهکننده مزدک نیز یک موبد پارسی بوده که حکم خود را در حضور پادشاه و ولیعهد و موبدان موبد و اسقف مسیحی صادر کرده است.
کتاب جمع و جور و مفیدی بود. شرم بر من بادا که ۴۰ سال در کتابخانه داشتمش و نخواندمش! از قیام بدرالدین اسناد کمی باقی مانده است به همین دلیل کتاب کمتر توانسته به جزئیات خود قیام بپردازد و بیشتر بر زمینههای آن و شخصیت بدرالدین تمرکز دارد و نکات جانبی جالبی هم دارد که خواندن مطلب را جذابتر میکند.