قانون فاسد شده و متعاقب آن نیروی پلیس کشور نیز فاسد شده است! به نظر من، قانون نه تنها از هدف اصلی اش دور شده، بلکه از هدفی کاملاً مغایر پیروی می کند! قانون به سلاحی برای هر نوع حرص و آز تبدیل شده است و به جای رسیدگی به جرایم، خود مرتکب اعمال زیانباری می شود که انتظار می رفت آنها را مجازات کند! اگر این واقعیت داشته باشد، واقعیتی خطیر است و من وظیفه ای اخلاقی بر دوش خود حس می کنم تا توجه هموطنانم را به آن جلب کنم. (رسالۀ قانون)
در اقتصاد یک عمل، عادت، نهاد و قانون، نه یک تأثیر، بلکه مجموعه ای از تأثیرات را در پی دارد. از بین این آثار، اولین تأثیر آنی و مشهود است و خود را همزمان با علتش نشان می دهد که دیده می شود، اما تأثیرات دیگر یکی پس از دیگری آشکار می شوند. آنها مشهود نیستند و اگر بتوانیم آنها را پیش بینی کنیم به نفعمان خواهد بود.
Claude Frédéric Bastiat (29 June 1801 – 24 December 1850) was a French classical liberal theorist, political economist, and member of the French assembly.
اگر هدف مطالعاتی تحت عنوان « لیبرالیسم کلاسیک چیست؟» داشته باشیم، این کتاب کم حجم خواندنی پاسخی درخور به این پرسش میده. آقای فردریک باستیا اقتصاددان و روزنامه نگار قرن نوزدهم فرانسوی در این کتاب که متشکل از سه جستار تحت عناوین «حکومت»، «قانون» و « آنچه دیده میشود و آنچه دیده نمیشود» میباشد شرحی موجز از آنچه لیبرالیسم چیست به مخاطب ارائه میده. روزنامه نگار بودن آقای باستیا به کمکش اومده و به این طریق تونسته با یک زبان تند و تیز و بسیار صریح، هم تعریف و تشریح خودش رو از لیبرالیسم بگه و هم تیغ تند نقد خودش رو روانه سوسیالیسم بکنه.طبق آنچه در مقدمه مترجم آمده نوشتن این مطالب در اون دوره فرانسه کاری خلاف جریان آب بوده و باتسیا با شجاعت تمام به هر آنچه که فکر میکرده حمله کرده. در جستار دوم یعنی قانون، پس از نقد به این مساله که قانون از کارکرد خودش خارج شده و به وسیله ای برای «چپاولگری» تبدیل شده، بحث رو به سمت سوسیالیسم میبره و سعی میکنه به بسیاری از مغالطات به زعم او این جریان پاسخی واضح و روشن بده. این وضعیت به شکل و بیان دیگری در جستار سوم هم ابراز میشه. در مورد اقتصاد لیبرالیسم، جستار سوم آقای باستیا حقیقتا خواندنی است. عنوان هوشمندانه آنچه دیده میشود و آنچه دیده نمیشود حکایت از پاسخهای باستیا به مغالطات رایج اون زمان در باب مسائل اقتصادی داره که در سرفصلهای گوناگون در موردشون حرف زده میشه. آنچه دیده میشود به باور رایج غیر لیبرالها میپردازه و سپس در قسمت آنچه دیده نمیشود، نقد خودش رو مطرح میکنه و باگ باورهای راج پرتکرار اون زمان رو به مخاطب خودش نشون میده. این جستار به خوبی دخالت حداقلی دولت و بازار آزاد رو در خلال توضیحاتش برای مخاطب روشن میکنه.در آیندهای بسیار نزدیک، جستار سوم رو مجددا میخونم.بعد از اون ادیتی به این ریویو خواهم زد.
چیزی از لیبرالیسم نمیدونم، آیا این کتاب با توجه به کلاسیک بودنش مناسبه؟ بله. به دلایلی چون نثر غیرمتکلف و روان باستیا، ترجمه روان و توضیح ساده و همه کس فهم نویسنده برای شروع به نظر من گزینه مناسبی است. نثر او پس زننده نیست.
به طور کلی و به نظر من کتاب برای « شناخت» لیبرالیسم کلاسیک گزینه مناسبی است. قطعا کسانی که در این حوزه مطالعات زیاد و مستمری داشتند، میتونند به منابع دیگه رجوع کنند. اما اگر مثل من، هم در این موضوعات کنجکاوید وهم مطالعه داشتید ولی نامنظم یا اینکه قصد استارت مطالعه تو این حوزه دارید، میتونه گزینه مناسبی برای خوندن باشه...طبیعتا کسی که گرایشات سوسیالیسمی داره ، خوندن نقدهای باستیا میتونه براش آزاردهنده باشه ولی این نظریات سیاسی اقتصادی که وحی منزل نیست باید در بوته نقد قرار بگیره و از نقد نهراسید.
تو این کتاب خوندم که کتاب «اقتصاد در یک درس» از هنری هازلیت که دنیای اقتصاد هم چاپش کرده، تحت تاثیر اندیشه های باستیا نوشته شده.این کتاب رو مدتهاست میخوام بخونم و این قضیه محرک بیشتری بود. یک کتاب دیگه هم چند دهه پس از کتاب هازلیت منتشر شد تحت عنوان «اقتصاد در دو درس» که به نحوی پاسخی است به کتاب فوق الذکر . این کتاب رو هم اگر عمر کوتاه کفاف بده،خواهم خواند. در این موضوعات از خوندن مطالب هر دو طرف یک طیف و کاملا متضاد و مخالف هم ،کاملا استقبال میکنم..
بسیاری از چپگرایان، مفاهیم لیبرالیسم کلاسیک را تحت عنوان "نئولیبرالیسم" دستهبندی میکنند، که میتواند باعث انحراف در فهم اصول این فلسفه شود. لیبرالیسم کلاسیک بر آزادی فردی، حداقل دخالت دولت و بازار آزاد تأکید داشت؛ اینها اصولی هستند که از دوران روشنفکری با فیلسوفانی مثل اسمیت و باستیا آغاز شدهاند. در مقابل، "نئولیبرالیسم" در بسیاری از موارد به عنوان یک برچسب منفی استفاده میشود، تا مفاهیم اقتصادی لیبرالیسم کلاسیک را به نوعی محصول منافع شرکتهای بزرگ و سرمایهداری بیرحم جلوه دهد. این برچسبگذاری تا حدی نتیجه رقابت ایدئولوژیک میان لیبرالیسم و مارکسیسم در قرن بیستم است. در آن زمان، مارکسیسم به سختی میتوانست با ارزشهای لیبرالیسم رقابت کند، و به این ترتیب بسیاری از چپگرایان از برچسب "نئولیبرالیسم" برای مقابله با ارزشهای لیبرال استفاده کردند. بنابراین، این انتقادها بیشتر از آنکه واقعیت تاریخی لیبرالیسم کلاسیک را نشان دهند، تلاشی است برای به حاشیه راندن این ارزشها و معرفی آنها به عنوان مفاهیم جدید و بیتوجه به مسائل اجتماعی. با این حال، لیبرالیسم کلاسیک همچنان به عنوان یک فلسفه قوی با ریشههای عمیق در آزادی فردی و حداقل دخالت دولت باقی مانده است.
A bit difficult to get into, sure. Repetitive in the extreme, but understandably so: these damn economic sophisms just keep cropping up again and again. Obviously written with 19th-century French politics in mind, but nevertheless a pertinent, intelligent, and accessible treatise on economics, and a delightful roasting of socialism. Everyone in the world who thinks protectionism is a good idea, or thinks labor is wealth, or hasn't yet heard or understood the broken window fallacy needs to read this, pronto.
A master on "opportunity cost" in economics. An advocate of free society, the French Bastiat hates statism and thus government should be restricted its behavior and intervention to the minimum. Of particular disgust, Bastiat pointed out that the legislators are acting on their own selfish interests to enact laws, in the name of "fairness", "jobs", "welfare to the general", etc. These laws are mere reallocation of resources from one sector to another. What is seen is a sector thrives in a shadowy manner where it is regulated or artificially boosted, while what is not seen is another sector suffers tremendously from the deprived resources, a "lawful plunder".
Here are some wonderful extracts from his works on the free enterprise:
"...that two men render each other a mutual service, in all freedom, and under the pressure of competition and reduced prices."
"...it is its immediate interest to buy at the lowest possible price, to economize in all the details of its operations, and to attain the greatest results by the smallest efforts."
"...it is to the interest of commerce to sell it as soon as possible, so as to avoid risks, to realize its funds and begin again at the first opportunity...directed by the comparison of prices."
"...it is impossible to imagine an organization more completely calculated to meet the interest of those who are in want; and the beauty of this organization, unperceived as it is by the Socialists, results from the very fact that it is free."
No hard-to-absorb theoretical thesis, just plain facts, simple explanations. An average citizen would have no difficulty in understanding what Bastiat says, and his wisdom in saying so. I would have no reservation to recommend his works to anyone interested in economics, whereas his readings have always been refreshing, insightful and like a sparkling fire, however alone in the darkness of man's greed.