Jump to ratings and reviews
Rate this book

گورهای بی‌سنگ: نُه جستار درباره نازایی

Rate this book
گورهای بی‌سنگ روایت‌هایی است از مبارزه و تلاش برای بچه‌دار شدن. سفری است که در آن گاهی مسیرمان به اتاق‌های سرد معاینه در مطب‌های زنان و زایمان می‌افتد و گاهی سر از شیرخوارگاهی در می‌آوریم که در آن کودکانی منتظرند تاکسی آن‌ها را به سرپرستی قبول کند. بنفشه رحمانی در این کتاب ما را با عواطف زنانه‌ای آشنا می‌کند که کم‌تر کسی از آن‌ها حرف می‌زند. تجربیات تلخ و شیرینی را با ما در میان می‌گذارد که همیشه پشت پرده‌های حیا و تابوهای مرسوم جامعه پنهان بوده‌اند. شاهد تلاش‌های زنی هستیم که گویی بدون داشتن فرزند خود را کامل نمی‌داند و در تلاش برای پذیرش این موضوع مجبور است با سؤال‌هایی تلخ، عمیق و بنیادی مواجه شود پاسخ شخصی خودش به آن‌ها را جست‌وجو کند: چرا «من» نباید بتوانم بچه‌دار شوم؟ آیا لیاقت مادر شدن را ندارم؟ آیا بدون بچه هم می‌توان خوشبخت بود؟ پس چه کسی رؤیاهای‌مان را ادامه می‌دهد؟ وقتی بمیریم در یاد و خاطره‌ی چه کسانی به زندگی ادامه خواهیم داد؟ آیا زندگی بعد از مرگ در وجود بچه‌های‌مان ادامه پیدا می‌کند؟ آیا معنای جاودانگی این است؟

131 pages, Paperback

First published March 21, 2023

Loading...
Loading...

About the author

بنفشه رحمانی

2 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
20 (25%)
4 stars
28 (36%)
3 stars
20 (25%)
2 stars
7 (9%)
1 star
2 (2%)
Displaying 1 - 27 of 27 reviews
Profile Image for Roya.
809 reviews183 followers
February 10, 2026
بعد از این سوگ و آزادی، خواهم نوشت. فعلا از کلمات فرار می‌کنم و به کلمات پناه میارم و کلمات رو گم می‌کنم و در کلمات گم می‌شوم و دور کلمات رو خط می‌کشم و کلمات رو توی مشتم حبس می‌کنم.
______________________________________
از اونجایی که جستارها قالب و چارچوب دقیق و مشخصی ندارند، نمیشه خُرده گرفت که "گورهای بی‌سنگ" اصلا جستار هست یا نیست.
این کتاب، بخشی از تجارب و زندگی شخصی نویسنده‌ست. زنی که در تلاش برای بچه‌دار شدن است.
راستش قبل از خوندن این کتاب، اصلا به موضوع نازایی فکر نکرده بودم و برای همین هیچ‌وقت زنانی که در آرزوی به دنیا آوردن یا حداقل به سرپرستی گرفتن کودکی هستند، ذهنم رو مشغول نکرده بودند پس در ابتدا، موضوع جدیدی برای من بود.
عموی من عاشق بچه‌ها بود؛ عاشق همه‌ی ما. محال بود بیاد خونه‌مون و دستش خالی باشه چون همیشه یه موشی بود که زیر صندلی ماشینش خوراکی قایم می‌کرد و عمو اونا رو برای ما میاورد.
یادمه یک شبی که خونه‌ی مادرجون بودیم و بارون می‌بارید، به عمو گفتم کاش چتر داشتم و با هم می‌رفتیم زیر بارون آب بازی می‌کردیم. عموم خودش چتر نداشت ولی زیر بارون رفت و برای من چتر خرید و از درِ رو به حیاطِ آشپزخونه وارد شد و گفت عه رؤيا ببین چی اینجاست! و من دویدم توی آشپزخونه و چتر سبزی رو دیدم که از قفسه‌ی ادویه‌ها آویزون بود. من کل شب رو با اون چتر توی حیاط آب‌بازی کردم.
آخرین روزی که عموم نفس می‌کشید، من با پاک‌کن توت‌فرنگی که برام خریده بود داشتم امتحان عربی ترم اول کلاس هفتم رو می‌دادم. عمو هیچ‌وقت بچه‌ای نداشت ولی همه‌ی ما بچه‌هاش بودیم.
نمی‌دونم احساس عمو یا زنعمو نسبت به این موضوع چی بود. شاید اونقدرها هم براشون مهم نبود و شاید یواشکی غصه می‌خوردن.
برای همین، مواجهه با احساسات نویسنده و تلاش‌های مداومی که مصداقِ به هر دری زدن بود، جدید بود و شاید چنین موضوعاتی مخاطب خودش رو داشته باشه.
جدای از موضوع، نثر و شیوه‌ی نگارش چنگی به دل نمی‌زد و من در طول خوندنش مدام از خودم می‌پرسیدم که چرا چنین کتابی چاپ شده و من چرا دارم می‌خونمش؟
حتی می‌تونم بنویسم و امضا کنم که من و هم‌کلاسی‌هام توی دبستان انشاهای جالب‌تری می‌نوشتیم.
در جایی از کتاب اشاره میشه که آره، استاد نویسندگی‌م، آقای "طلوعی" من رو تشویق به نوشتن این کتاب کرد و اون لحظه بود که فهمیدم جریان از چه قراره =))))
آقای "طلوعی" هنوز توی کتگوری نویسنده‌ها هم قرار نگرفته که استاد نویسندگی هم شده و دیگران رو به نوشتن هم تشویق میکنه و نشر چشمه هم مثل همیشه کمر خم کرده برای چاپ چنین کتاب‌های بیهوده‌ای =))))
از این به بعد به هر ایرانی یک بُن چاپ کتاب تعلق خواهد گرفت.
Profile Image for Diana.
256 reviews31 followers
Read
October 14, 2024
وقتی درمورد یرما مقاله می‌خوندم نوشته بود: یرما قهرمانی است که بین بودن و نبودن، گویی برای نبودن به جهان آمده است.
لورکا نوشته بود: بارون سنگارو نرم می‌کنه، از شنزار علفایی درمی‌آره که به نظر ادمایی مثل تو به درد هیچ کوفتی نمی‌خورن، اما یرما گلبرگای زردشونو می‌بینه که تو باد می‌رقصن.
___
ما خیلی درمورد یرما و بچه‌دار شدن حرف زدیم، همه‌ش رو حالا یادم نیست.
درنهایت، چیزی که همه باهم سرش توافق کردیم این بود که بچه، نماد آزادی یرما بود. چندروز پیش، بین خواب و بیداری با خودم فکرمی‌کردم چرا می‌گفتن زن فقط برای بچه‌دار شدن و بچه‌بزرگ‌کردن آفریده شده و همینه که مقدسش می‌کنه؟ بعد فکرکردم باید برعکس باشه: بچه‌دار شدن رو فقط زن می‌تونه انجام بده. کم حرفی نیست. وقتی بچه‌تر بودم متن‌های فمنیستی‌ای که با عصبانیت می‌نوشتم رو با یه عکس قلب پست می‌کردم.
___
زن پیری رو یادمه که می‌گفت: ولی هرچی پشت اون کوه می‌گذره بالاخره جواب می‌ده، زبونم مورچه بزنه اگه دروغ بگم. آخرین بار، شکم یه زن گدا چنون خوشگل نرم شد که یه جفت پسر کاکل‌زری زایید. همون‌جا پایین رودخونه بچه‌شو به‌دنیا اورد، طفلی تا خونه‌شم نتونست بره. خودم براش شستمشون. دامن و کفش‌هاش غرق خون بود، اما چهره‌ش برق می‌زد.
یرما هم برای کمک گرفتن، دست به دامن جادوگر دهکده شده بود.
___
زن‌های رخت‌شور باهم حرف می‌زدن که یکی‌شون گفت: مردها فرق می‌کنن، اونا تو زندگی‌هاشون رمه‌ها و درختچه‌ها و گپ‌وگفت‌های خودشون رو دارن، اما ما زنا چه دلخوشی‌ای داریم جز بچه‌دار شدن؟
___
من قلم این کتاب رو دوست نداشتم، اما یه‌بار، عزیزی گفت لازم نیست توی متنت به نتیجه‌ی خاصی برسی یا کار فوق‌العاده‌ای بکنی، همین که داستانت رو تعریف کنی کافیه.
Profile Image for Zahra Naderi.
232 reviews44 followers
May 18, 2024
می‌خواستم بخوابم، برای آخرین بار گودریدز و چک کردم، و چشمم به این کتاب خورد. ریت و کامنت‌ها رو خوندم، دیگران دوسش داشتن. به به، یه کتاب از مجموعه کتاب‌های «رنج‌های زیسته». من ازدواج نکردم، اساسا مسئله نازا بودن یا نبودن هیچوقت برام مطرح نبوده. ولی بنفشه جان، عاشق نحوه‌‌ای که رنجتو به آغوش گرفتی بودم. عاشق اونجاها که توو دلم فریاد زدم: عه، منم همینطور! و اون شب تا وقتی کتاب و تموم نکردم، کنارش نذاشتم، یعنی تا خودِ صبح. (البته با توجه به افزایش آگاهی که با خوندن این کتاب حاصل شد، در پایان یکسری ترس‌های اجنبی به سراغم اومد.)
Profile Image for nmread.
707 reviews76 followers
February 25, 2025
واقعا متاسفم بخاطر تجربیاتی که نویسنده مجبور شده تحمل کنه ولی لطفا از این کتاب تا جای ممکن دوری کنید.


واقعا از صمیم قلب خوشحالم که تموم شد چون کتابی بود که داشت روح و روانمو بهم میریخت. هر دفعه که میخوندمش احساس میکردم دچار اعتماد بنفس کمتری از دفعه قبلم. به همه تصمیمات و موفقیتهای زندگیم شک کردم حتی. این تازه شرایط منیه که هیچوقت توی زندگیم دلم نمیخواست بچه دار بشم و همسرمم دقیقا همینطور و ما دور از خونواده هامونیم و کسی نیست که فشاری رومون برای این قضیه بذاره. دارم فکر میکنم بقیه کسایی که این کتابو خوندن چه حالی شدن.

بعدشم یه چیزی هست به اسم trigger warning
که اول کتابها میزنن که این کتاب نداره. من اینجا مینویسمش. خانومهایی که بچه سقط کردند، خانومهایی که بچه دار نمیشند، خانومهایی که بارداری ناموفق داشتند و البته همه خانومهای دیگه لطفا از این اثر دوری کنند.

این کتاب هیچ لطفی در حق هیچکسی نیست. درسته خیلی تجربیات بی پرده و برای اولین بار نوشته شده ولی خب با این حجم ابسس بودن برای بچه دار شدن و نویسنده کل ارزش خودش و زندگیش و حتی زنهای دیگه رو با توانایی بچه پس انداختن میسنجه و واقعا آدم ناراحت میشه. هی میخوای بهش بگی واقعا خودت چی شدی که میخوای یه نفر دیگه رو هم بیاری تو این جهان و بدبختش کنی. واقعا چرا؟ چرا اینقدر خودخواهی. خیلی خیلی خیلی متاسفم برات.
این کتاب یه خیانت در حق همه زنهاییه که نمیخوان بچه دار شن یا نمیتونن و اصلا جنس ماده ست. بنظرم بهتره سوزونده شه.

اگه تو هم این کتابو خوندی و حالت بد شد این واسه تو: به قول آگاتا کریستی همه زنها میتونن ازدواج کنن و بچه دار شن ولی زنهای خیلی کمی هستند که میتونن موفق شن. روی خودت تمرکز کن.


به عنوان یه زن از این کتاب متنفرم و به دشمنمم پیشنهادش نمیدم.
Profile Image for Negaratopia.
33 reviews2 followers
May 17, 2024
۱. به نظرم کتاب گور‌های بی‌سنگ درخشان و عجیبه. حالا چرا؟
درخشان از مستند بودن روایت و تجربه منحصربه‌فرد نویسنده.
عجیب از شجاعت و صراحت نویسنده که از یک تجربه خصوصی و لحظه‌های خصوصی نوشته.

۲.‌کتاب داره روایت می‌کنه از یه رنج درونی. این کتاب فارغ از اینکه شما زن باشید یا مرد باشید، دنیای حاملگی رو تجربه کرده باشید یا نکرده باشید،نازا باشید یا نباشید، مجرد باشید یا ازدواج کرده باشید، خوندنیه.
چون داره از یه ناکامی، رنج، حسرت، جنگیدن صحبت می‌کنه. همه‌ی ما لحظه‌‌های این چنینی تو زندگی‌‌هامون داشتیم، لحظه‌های ناکامی و حسرت که احساس شرم و خجالت داشتیم از صحبت کردن در موردش یا حتا فکر کردن.

۳. زمانی که داشتم کتاب رو می‌خوندم، احساسات متفاوتی رو باهاش تجربه کردم و خبر دو سقط ناخواسته از آدم‌هایی که می شناختم شنیدم.

۴. انتخاب کلمه‌هات و اصطلاح‌های دنیای نازایی برام نو بود و رفت و برگشت دنیای نویسنده.
یه جاهایی با دیدن یه سری از کلمه‌ها گرفته میشدم بعد سری به خودم می‌گفتم: تو چی میگی؟ این کلمه و حس‌ها رو نویسنده زندگی کرده و تلخه، زیاد هم تلخه.
Profile Image for Sajede.
186 reviews12 followers
June 15, 2025
بی وقفه دارم کتاب های بی ربط و کوتاه می‌خونم تا به چیز دیگری به جز جنگ فکر کنم. امروز: ناباروری.
Profile Image for MAhdis.
63 reviews4 followers
June 9, 2025
یک کتاب عمیق، بی‌پرده و واقع‌نگر درباره نازایی. نویسنده کتاب در این اثر به روایت مسیر طولانی و پر از رنجی پرداخته که برای درمان نازایی و بچه‌دار شدن طی کرده؛ از آی‌وی‌اف و لقاح مصنوعی گرفته تا رحم اجاره‌ای و... نکته جذاب کتاب اینه که نویسنده رک و بی‌پرده از تمام تجربیات و احساساتی که در طول مسیر داشته و داره صحبت کرده و این موضوع باعث میشه خواننده ارتباط عمیقی با کتاب بگیره و درد و رنج مادر شدن رو به خوبی درک کنه. اگرچه ممکنه خوندن این مجموعه جستار برای خانم‌ها خصوصا افرادی که با این مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کنند مناسب‌تر باشه، ولی قلم فوق‌العاده نویسنده و دیدگاه‌های جذاب و متفاوتی که درباره این موضوع داره، باعث میشه که خوندن کتاب رو به تمام افرادی که به جستارخوانی‌‌‌ و لمس تجربیات عمیق انسان‌ها در شرایط مختلف علاقه دارن، پیشنهاد کنم.
Profile Image for Mohaddeseh Allami.
7 reviews
July 4, 2025
شهامت نویسنده را ستایش می کنم . کمتر نویسنده ای در ایران حاضر است اعترافات شخصی اش را اینطور بنویسد. موضوع هم بکر و دسته اول است و هنوز هم حرف های ناگفته ی بسیاری درباره اش باقی مانده.

با خواندن کامنت ها متوجه شدم اینجا خوشبختانه اکثر خواننده ها برایشان موضوع تازگی داشته اما برای من که تجربه ای شبیه با نویسنده را از سر می گذرانم انگار سراسر مرثیه بود. انگار کسی از زبان من حرف هایی نوشته باشد. البته فرق من با نویسنده این است که من به خیال خودم در اوایل مسیرم ولی او به پایان خط رسیده ... شاید با خواندن کتاب ناامیدی ام بیشتر شد ، شاید خودم را جای او گذاشتم و برای لحظاتی انگیزه ام را از دست دادم. اما فهم اینکه در دردهایم تنها نیستم آرامم کرد. تلخ است که با دیدن درد های خودت در دیگری ،ولو به قدر لحظه ای، به آرامش نزدیکتر شوی.

اگرچه نویسنده سعی کرده سبک خاصی به نوشته هایش بدهد که قابل بحث است اما محتوایش آن‌قدر قدرتمند است که فرم را به حاشیه می‌راند. این کتاب نه فقط یک روایت شخصی، بلکه آیینه‌ای است برای بسیاری از ما که در سکوت رنج می‌بریم...
Profile Image for Mehran Sharifi.
15 reviews2 followers
May 3, 2024
بسیار خواندنی، حتی من که هیچ رقم درگیر مسائل مورد نظر کتاب نبودم رو هم حسابی درگیر کرد.نویسنده با صداقت، شجاعت و البته مهارت زیاد، تجربه‌های گاهی خیلی شخصی خودش رو مطرح میکنه در مورد زایش و نازایی. اگه بگم از " سنگی بر گوری" آل احمد چیزی کم نداره، اغراق نیست، تازه بر اساس طب مدرن‌تر و شرایط عصر دیجیتال از نگاه یک مادر مبارز و بیشتر ناکام.
Profile Image for Roya.
111 reviews3 followers
May 22, 2024
نویسنده از تلاش هایش برای درمان نازایی می‌گوید. خواندن بعضی قسمت های کتاب سخت است و پر از غم . ولی در کل کاملا ملموس و واقعی از دنیایی که شاید برای خیلی از ما ناآشنا باشد.
Profile Image for Mahtab.
74 reviews2 followers
Read
September 23, 2024
دیدگاه و موضوع انتخابی نویسنده رو دوست داشتم. پرداختن به نپرداخته‌ها و نوشتن از ننوشته‌ها جالبه به‌هرحال.
Profile Image for Zari.Books.
251 reviews20 followers
June 1, 2026
انگاری آزمایش خدا برای اونایی که بچه دوست دارن همینه: اینکه کلا بچه ای نباشه یا اگر هم باشه با کلی دوا و درمون و زجر وعذاب و نذر و نیاز

و چقدر نویسنده شجاع بود.خیلی شجاع.که تونست روزهای تلخشو حتی به صفحه بیاره.همین خودش خیلیه.این که چاپش هم بکنی دیگه نور علی نور.

چون من این دردارو دیدم و وقتی اپیزودا رو گوش می‌دادم،باهاش اشک می‌ریختم. این دردا رو تو عزیزتر از جونم دیدم. دیدم که وقتی بعد از چندسال بارورنشدن به روش طبیعی،دکتر گفت با ivf کار حل می‌شه چقدر خوشحال شد.دیدم چقدر ذوق داشت. دیدم تو طول اون دوره چقدر درد کشید.دیدم بعد از یه هفته انجام ivf،وقتی آزمایش داد و منفی بود،چطور فروریخت. دیدم که فقط رو تخت دراز کشید و گریه کرد.بلند بلند.دیدم که وقتی دوساعت تو ماشین بودیم تا برسیم خونه روزه ی سکوت گرفته بود و فقط اشک می‌ریخت. دیدم که وقتی اون روز اومدیم خونه نه ناهار خورد نه شام.دیدم تا سه چهار روز از تخت بیرون نیومد.دیدم که افسردگی گرفت.دیدم که افکار خودکشی داشت.دیدم که خودش رو لعن و نفرین می‌کرد.دیدم که یه سری‌ها به جای اینکه التیامش بدن، چقدر به درداش اضافه کردن.

اما دوباره بلند شد.دوباره سرپا شد.دوباره گفت می‌خوام برم پیش دکتر برای بار دومivfکنم که اگه نشد دیگه بچه نمی‌خوام.که حتما خدا نمی‌خواد.دوباره دوره رو شروع کرد و این دفعه شد.خدا خواست بشه.خدا به اشکاش نگاه کرد. اما تازه سختیا شروع شده بود.بچه به روش طبیعی نبود که.مادر استراحت مطلق باید باشه.۹ماه بارداریش هم خیلی عذاب کشید.هم خودش.هم ما،دور و اطرافیانش
.
اما الان یه پسر دوساله آتیش پاره داره که دلش می‌خواد از دیوار راست هم بره بالا.
پس خدا اگه بخواد می‌ده نخوادم نمی‌ده.حالا چه طبیعی باشه چه مصنوعی.
Profile Image for Az.
31 reviews1 follower
September 29, 2024
وقتی موضوع کتاب رو خوندم حتی فکرش هم نمی‌کردم باعث شه بغض کنم و دلم بخواد گریه کنم. متن دقیقا طوری بود که دوست دارم، رُک و واقعی. تو گویی رنج و ملال لخت و عور روبروت نشسته و راه فراری هم نیست. به شخصه این نوع روایت رو دوست دارم و از خوندن‌ش لذت بردم طوری که توی کم‌‌تر از دو ساعت کتاب رو تموم کردم و از بُهت بعدش لذت بردم.
Profile Image for مهشاد صدرعاملی.
Author 3 books20 followers
May 15, 2024
یکی از معدود جستارهای شخصی بود که از خوندنش خیلی لذت بردم. توی مجله‌ی تجربه شماره‌ی ۳۰ به تفصیل درموردش نوشتم.
Profile Image for Atoosa.
59 reviews21 followers
February 27, 2025
خانم بنفشه رحمانی شجاعت شما ستودنیست. این کتاب را برای درک بهتر رنج‌هایی که یک زن تحمل می‌کند بخوانید.
Profile Image for Maryam M.Gh.
267 reviews117 followers
October 22, 2025
نازایی موضوعِ کمتر پرداخته شده ای هستش و واسه همین از نویسنده ممنونم که تجربه ی دست اولش از این موضوع به صورت نوشته درآورده.
راستش قبل خوندن کتاب، فکر میکردم هر فصل کتاب از زبان یک خانومی نوشته شده که با موضوع نازایی درگیره. ولی کل کتاب راجع به خودِ نویسنده بود و راه های مختلفی که برای بچه دار شدن امتحان کرد و احساساتی که در مقاطع مختلف راجع به این موضوع داشته.
من ترجیح میدادم که کتاب سیر زمانی خطی داشته باشه. یعنی مثلا از زمانی که نویسنده متوجه مشکل تخمک ها و اسپرم همسرش شده شروع بشه و در طی زمان پیش بره. ولی اینطوری نبود و این منو کمی گیج میکرد. مثلا از مطب دکتر صحبت میکرد و زنی که اونجاست و بعد راجع به تجربه اش از دهه ی بیست سالگی صحبت میکرد و باز میرفت به یک زمان دیگه.

یک تیکه های کتاب مشخص بود گربان گیر سانسور ارشاد شده. مثلا یک جا نویسنده نوشته بود: ۵ روز عقب افتاده بود. هادی (همسر نویسنده) گفت چیزی نیست ولی من میدانستم ۲ روز هم زیاد است. و تمام اینجا داره راجع به اینکه پریودش عقب افتاده صحبت میکنه. و یا یک جای دیگه از سقط خودخواسته ی دوستش یا نمیدونم خودش صحبت میکرد و اصا واضح نبود که چی شد.
.
راستش این حجم از بچه خواستن برام عجیبه. اینکه اینهمه استرس بکشی و هورمون بزنی که بتونی تخمک هاتو فریز کنی و بری دنبال کسی بگردی که جنینت رو برات حمل کنه. و اونهمه هزینه کنی. نویسنده میگفت از دهه ی بیست سالگی همیشه به بچه داشتن فکر میکرد و این یک موضوعی بوده که ذهنشو اشغال کرده بوده. برای من اینم عجیب بود.
و از همه غیرقابل درک تر اینکه نویسنده و همسرش قید بچه به فرزندگی گرفتن رو زده بودن و نگفتن چرا. ولی به عنوان داوطلب میرفت به کودکان توی شیرخوارگاه و پرورشگاه وقت میگذروند و ازشون مراقبت میکرد.
Profile Image for Mehrnoosh Arzaghi.
57 reviews1 follower
November 8, 2025
گورهای بی‌سنگ کتاب خوب و شجاعانه‌ای است.
نویسنده خوب از پس بیان تجربهٔ زیسته‌اش برآمده است.
در ادبیات فارسی خودنگاری کم است. خودنگاری زن که کمتر.
به دلایلش می‌توان بسیار فکر کرد. برای همین است که به نظرم رفتن به سراغ خودفاش‌سازی‌ای که این همه موانع اجتماعی به دورش تنیده شده و حرف زدن از زنانگی و ناباروری کاری‌ست که جرات می‌طلبد. چنین نوشتنی بی‌شباهت به عریان کردن خودت پیش چشم دیگران نیست.
Profile Image for Amene.
852 reviews83 followers
July 22, 2024
وقتی نویسنده رو از نزدیک می‌شناسی و شرایطش رو می دونی داستان دردناک تر میشه.
من هم بچه ندارم ولی به نظرم جسارت زیادی می‌خواد اگفتن این حرف ها👌👏
1 review
November 26, 2025
بسم‌الله
من تقریبا سالی یکبار، در موقعیت‌های وخیم و پر تنش زندگی‌ام، خواب می‌بینم که امتحان ریاضی دارم. از آخرین باری که موظف به نوشتن پاسخ یک سوال ریاضی شدم، یعنی صفحه پنجم دفترچه کنکور انسانی، دقیقا هجده سال می‌گذرد.

بعد از چهاربار بارداری و سه زایمان، فکر می‌کردم نازایی مثل خط پایانی است که از آن رد شده‌ام، کنکوری است که با قبولی پشت سر گذاشتم، اما این کتاب را خواندم و دیدم اینطور نیست!
می‌توانم همراه با راوی، وقت درد گرفتن عکس رنگی رحم و دور انداختن جنین‌های فریرز شده‌اش و خیره ماندنش به بیلبورد تبلیغ پوشک مای بیبی، در خودم مچاله شوم و حتی بعد از شنیدن طعنه‌ای از سمت کسی، پا به پایش بگریم.

این کتاب روایت محسوس یک رنج است، یک تمنا، یک نیاز. زنانگی صمیمی و صادق و ژرفی دارد که دست خو��ننده را با خود می‌گیرد و به پشت پرده‌های سونوگرافی‌ها و مطب‌ها و تخت‌های معاینه‌ می‌برد... آنجا که زنی دراز کشیده است به سقف سفید و‌ کرم بالای سرش خیره است. سقفی که اینجور مواقع، مثل پرده سینما عمل می‌کند، که رویای در آغوش کشیدن نوزادی را در برابر چشمان اندوهناک و امیدوار زنی به نمایش می‌گذارد.

بهترین فصل کتاب را با فاصله‌ی کمی از فصول کار و درد، فصل امید می‌دانم. یک جستار بی نقص بود. یک روایت نافذ. یک بغض زنده و قابل رویت.
فصل لیاقت بنظرم ناقص بود. منتظر دیدن طوفان طعنه‌ها و حرف‌های دیگران بودم که بیشترین بار روانی برای یک‌ زن را دارند.

فصل طبیعت، وقت توصیف ساکنان خانه پروین، از جستار بیرون می‌زد و کاملا شکل گزارش می‌گرفت که ارتباط خواننده با راوی را قطع می‌کرد.

ایراد دیگرم به کتاب صحنه‌هایی بود که از مرز حیا رد می‌شد؛ حقیقتا متن نیازی نداشت که راوی، یک پاراگراف کامل را خرج توضیح و توصیف گذاشتن شیاف کند!

به احترام تمام مسائل سخت و شیرین امتحان زندگی‌مان بر روی سیاره رنج، این کتاب را بخوانید و لذت ببرید.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Rana Heshmati.
671 reviews886 followers
May 3, 2026
گورهای بی‌سنگ، با یادی از سنگی بر گوری؛ ۹ جستار درمورد نازایی.
وقتی یادداشت بشری رو خوندم تصمیم گرفتم که نسخهٔ صوتی کتاب رو گوش کنم. (و الحق که چه موسیقی ابتدایی خوبی داشت هر فصل، بهار کاتوزی چقدر خوب خوند و چقدر لحن و صداش مناسب بود. دلم می‌خواد کتاب‌های صوتی بیشتری با خوانشش گوش کنم.) اما این تصمیم اونقدر اندوهگینم کرد، اشکم رو درآرد و در بدبختی نداشته‌م غوطه خوروند منو، که نمی‌دونم باید پیشنهادش بدم یا نه. در روزهای خیلی سختی بهش گوش دادم. رنجش به رنجم می‌افزود و فقط دلم رو فشار می‌دادم و گریه می‌کردم.

و بنظرم حتی مسئله این نیست که ما بچه داریم یا نداریم. قصد بچه‌دار شدن داریم یا نداریم، نازا هستیم یا نیستیم. در هر صورت، شنیدنش آسون نیست و در هر صورت هم جسارت نویسنده رو تحسین می‌کنم و هم از خودم می‌پرسم واقعا چطور تونسته این‌ها رو بنویسه؟ چطور با شرمش کنار اومده؟ حتی از فکرش می‌ترسم و می‌دونم که من اندازه اون شجاع نیستم. شاید به همین دلیله که بیشتر حرف‌هام درمورد کتاب رو نمی‌تونم بزنم و بقیه این یادداشت رو خودم سانسور خواهم کرد.
Profile Image for Amrita.
17 reviews
January 17, 2025
کتاب گورهای بی‌سنگ از نویسنده ایرانی، بنفشه رحمانی، یه کتابیه که قلم نویسنده‌اش خیلی برام جذاب بود. قلمش یه نوع عمق خاصی داره که وقتی می‌خونی، خود به خود یه حس سیرابی بهت میده. این کتاب داستان زنان نازا رو از دیدگاه خودشون روایت می‌کنه. زنانی که با چالش‌های خیلی زیادی توی مسیر بارداری روبه‌رو هستن و دنیای متفاوتی رو تجربه می‌کنن.
از دردهایی که تحمل می‌کنن تا تلاششون برای پیدا کردن خوشی و شادابی توی زندگی و برای خانوادشون. 😭
در این مسیر، مشکلات زیادی رو پشت سر می‌ذارن و هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شن.
قلم بنفشه رحمانی به حدی تأثیرگذار بود که من به عنوان خواننده خیلی فکر کردم که چطور تونسته این احساسات رو به بهترین شکل توی کتاب بیان کنه. برای من خیلی جالب بود که نویسنده چطور این جستارها رو کنار هم گذاشته و دنیای زنان نازا رو این‌قدر به زیبایی و واقعیت توضیح داده.
.
Profile Image for Tahmineh Baradaran.
574 reviews143 followers
December 2, 2024
مجموعه جستاربسیارخوبی است در نه فصل درباب نازایی یک زن . نام کتاب هم اشاره ای است به کتاب مشابه آل احمد به نام سنگی برگوری.
چنین زنانی را بیان کرده است . نویسنده به درستی و دقت جوانب بسیاری از مسایل فیزیولوژیک و روحی
حتما" خواندنش برای زنانی با مسئله مشابه جداب ترخواهد بود.
.سرعت بیان و انشای جستارها خوب است
Profile Image for Motahare.
30 reviews1 follower
July 22, 2024
کتاب بسیار خوش خوان و جذابی بود
علاوه بر اینکه به شدت حس همذات پنداری رو در مورد نازایی بالا میبره ادم رو غرق در روایت و داستان ها می کنی.
نحوه ی مواجهه با این درد رو هم خیلی دوس داشتم و در کل کتابی بسیار روان هست که از دستتون نمیوفته تا تمومش کنید.
Profile Image for Nasim.
37 reviews1 follower
September 18, 2024
من رو با خودش همراه کرد، لابه‌لای راهروها و اتاق‌ها و مکان‌هایی که نویسنده میره و انگار که می‌تونستم یکم توی تجربه‌ش شریک باشم و اون اتفاقات رو با یه زاویه‌ای ببینم که تا قبل از این، درباره‌ش هیچی نمی‌دونستم. حسرت، غم و امید.
Profile Image for tz.bookish.
18 reviews
November 20, 2024
چقدر برام خوندنش لذتبخش بود،درد مشترک واقعا آدمهارو به هم نزدیک میکنه 🥲
Profile Image for زینب سهراب‌پور.
44 reviews
June 7, 2025
عجیب است که جستارهای خوب چطور تجربه‌های زیسته را به تو منتقل می‌کنند، حتی وقتی فکر می‌کنی خیلی با تجربه‌های نویسنده فاصله داری.
Profile Image for Lia.
35 reviews1 follower
June 10, 2024
شبیه یک مستند بود.

《تو تا وقتی به جنگ ادامه می‌دهی نمی‌فهمی جنگیدن چه‌قدر فرسوده‌ات می‌کند. باید یکی آتش‌بس بدهد، سلاحت را زمین بگذاری، نفسی بکشی و به ویرانه‌های اطرافت نگاه کنی تا بفهمی چه‌قدر جنگیده‌ای.》
《آدمیزاد اگر گریه کردن بلد نبود حتما دیوانه می‌شد.》
Displaying 1 - 27 of 27 reviews