Jump to ratings and reviews
Rate this book

ارمغان مور: جستاری در شاهنامه

Rate this book
ارمغان مور جستاری است درباره چند مفهوم بنیادی شاهنامه. این کتاب بیش از تاریخ، اثری شاعرانه است و کار شعر گردآوری دانش گذشتگان نیست، برگذشتن از بینش و دانش، اعتلای «خودآگاه و ناخودآگاه»: اهل زمانه و آفرینش دید و دریافتی دیگرتر است. شاهنامه تاریخ پیروزی در شکست، یا به زبان دیگر تاریخ پیروزی شکست است. زیرا در برابر مرگ «گزینشی» در کار است و نیروی اراده بر غریزه بقا فرمان میراند. شاهنامه تاریخی آرمانی است آنگونه که میپنداشتیم و آرزو داشتیم و فردوسی با گزینشی که میکند این آرزو، این آرمان را به سرعت عافیت میرساند

280 pages, Paperback

First published January 1, 2005

26 people are currently reading
250 people want to read

About the author

شاهرخ مسکوب

32 books246 followers
شاهرخ مسکوب، روشنفکر، نویسنده، مترجم و شاهنامه‌شناس، در سال ۱۳۰۴ در بابل به دنیا آمد. دوره‌ی ابتدایی را در مدرسه‌ی علمیه‌ی تهران گذراند و ادامه‌ی تحصیلاتش را در اصفهان پی گرفت. در سال ۱۳۲۴ به تهران بازگشت و در سال ۱۳۲۷ از دانشگاه تهران در رشته‌ی حقوق فارغ‌التحصیل شد. نخستين نوشته‌هايش را در ۱۳۲۶ با عنوان تفسير اخبار خارجی در روزنامه« قيام ايران» به چاپ رساند. از ۱۳۳۶ به مطالعه و تحقيق در حوزه‌ی فرهنگ، ادبيات و ترجمه‌ روی آورد. پیش از انقلاب به خاطر مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی چندبار راهی زندان شد. مدتی پس از انقلاب به پاریس مهاجرت کرد و تا آخرین روز حیات به فعالیت فرهنگی خود ادامه داد و به نگارش، ترجمه و پژوهش پرداخت. مسکوب در روز سه‌شنبه بیست‌وسوم فروردين ۱۳۸۴ در بيمارستان كوشن پاريس درگذشت. شهرت مسکوب تا حد زیادی وامدار پژوهش‌های او در «شاهنامه» فردوسی است. کتاب «ارمغان مور» و «مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار» او از مهم‌ترین منابع شاهنامه‌پژوهی به شمار می‌روند. مسکوب برخی از آثار مهم ادبیات مدرن و کلاسیک غرب را نیز به فارسی ترجمه کرده ‌است. از جمله آثار او می‌توان به ترجمه‌ی کتاب‌های «خوشه‌های خشم» جان اشتاین بک، مجموعه «افسانه تبای» سوفوکلس و تألیف کتاب‌‌ها‌ی «سوگ سیاوش»، «داستان ادبیات و سرگذشت اجتماع»، «مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار»، «در کوی دوست»، «گفت و گو در باغ»، «چند گفتار در فرهنگ ایران»، «خواب و خاموشی»، «روزها در راه»، «ارمغان مور»، «سوگ مادر»، «شکاریم یک سر همه پیش مرگ»، «سوگ سياوش در مرگ و رستاخيز»، «مسافرنامه»، «سفر در خواب»، «نقش ديوان، دين و عرفان در نثر فارسی»، «درباره سياست و فرهنگ» در گفت وگو با علی بنو عزيزی، «تن پهلوان و روان خردمند»، «مليت و زبان (هويت ايرانی و زبان فارسی) اشاره کرد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
39 (49%)
4 stars
29 (36%)
3 stars
8 (10%)
2 stars
3 (3%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 18 of 18 reviews
Profile Image for Dream.M.
1,043 reviews656 followers
February 22, 2020
انسان بودن=دریافت زمان= حضور مرگ در زندگی
بخونیدش، حیفه نخونده و نادانسته بمیرید
Profile Image for Roya.
282 reviews346 followers
March 14, 2019
فقط جستاری بر شاهنامه نبود بلکه جستاری بود بر اوستا و شاهنامه و مهم تر از همه، رابطه ی این دو با یکدیگر. خیلی خوب بود‌
Profile Image for HAMiD.
521 reviews
December 21, 2020
از بیدادِ پادشاه(مانند پیروزیِ دروغ)، راستی ناپدید و کژی و کاستی- ناتمامی و پریشانی در هر چیز و آشفتگی و آشوب در همه چیز- از هر جا و هر جانب می رسد. حاصل بیدادِ شاهِ ستمکاری چون نوذر؛ غریو از هر گوشه ی گیتی، فرسودگی جهان، در نوشتن رسم های پیشین، عشق به گنج و دینار و درم، خوار شدن مردمی، سپاهی شدن کشاورز و پادشاهی خواستنِ پهلوانان، آشفتگی و آشوب است ... ص 169

هم نشینی با قلم و اندیشه ی مسکوب در جهانِ یگانه ی آقای فردوسی چه بسا مرهم هم هست بر زخمِ پریشانِ همیشه ی نادانی. جُستارهای پنج گانه ی شاهرخ مسکوب، رهیافتِ گرانمایه ای ست برای دانستنِ اهمیت و پیش رفتن در دلِ شاهنامه، این شاهِ نامه ها. بی گمان درون مایه و ساختار زبانِ پارسی بی اندازه وامدارِ سرزمین خراسان است و ارجمندی آن دیار وابسته ی وجودِ بزرگ اندیشانی چون فردوسی، عطار، خیام نشابوری و دیگران از گذشته تا کنون. دریغ

پي افکندم از نظم کاخي بلند
که از باد و باران نيابد گزند
بناهاي آباد گردد خراب
ز باران و از تابش آفتاب
برین نامه بر سالها بگذرد
همی خواند آن کس که دارد خرد
#
یکم دی ماه 1399 خورشیدی
Profile Image for Negar Khalili.
217 reviews78 followers
December 10, 2019
کتابی بود کتاب!
لذت بردم از خوندنش، صد البته کتابی نبود که بشه خیلی سریع خوندش. بعضی جاها رو من دوباره و چند باره می‌خوندم. یک اینکه خوب شیرفهم بشم، دوم اینکه بعضی بخش‌ها چنان ادبیات زیبایی داشت که حیف بود یه بار خوندش...
درباره‌ی اسم کتاب بد نیست یه توضیحی بدم. این کتاب در نشری منتشر شده که من توش کار می‌کنم. از یکی از همکاران قدیمی پرسیدم که چرا اسم کتاب ارمغان موره؟ اون هم از قول حسن کامشاد گفت که ارمغان مور در واقع به‌نوعی فروتنی مسکوبه در مقابل فردوسی. فردوسی کتابی به اون عظمت سروده، و این پنج جستار هم ارمغان کوچک یک مورچه‌ست در مقابل اون شاهکار...
البته این کتاب و قلم فوق‌العاده‌ش هم در نوع خودش شاهکار بود.
کتاب پنج جستار درباره‌ي شاهنامه داره: زمان، آفرینش، تاریخ، جهان‌داری و سخن
هر کدوم از بخش‌ها در نوع خودشون بسیار دلچسبن. خصوصا بخش آفرینش رو من خیلی دوست داشتم. تقریبا هم‌زمان با خوندن اون بخش پادکست
فردوسی‌خوانی امیر خادم، قسمت دیباچه‌ی شاهنامه، رو هم گوش دادم و این دو به طرز بسیار جالبی با هم موازی بودن و هم‌خوانی داشتن.
برای خوندن این کتاب خوبه که یه پیشینه‌ی مطالعاتی داشته باشین. مثلا اینکه شاهنامه رو خونده باشین و یا داستان‌هاش رو دقیق بدونین.
اینطوری از خوند این کتاب لذت بیشتری می‌برین.
کلام مسکوب بی‌اندازه زیباست و این کتاب حیفه خونده نشه.
و در آخر:
برین نامه‌ بر عمرها بگذرد
همی‌خواندش هرکه دارد خرد
Profile Image for Hosna.
484 reviews18 followers
April 10, 2019
نمی دانم هرگز نوشته ای از مسکوب بوده است که بخوانم و سراسر شگفتی نشوم از قدرت زبان و بیان این نویسنده. ارمغان مور مانند سوگ سیاوش و رستم و اسفندیار درباره ی شاهنامه است. اگر آن دو کتاب دو حادثه از شاهنامه را برگزیده و بزرگ و بررسی می کند، ارمغان مور سخن از فردوسی و خودآگاه و ناخودآگاه او در شاهنامه می گوید. مفاهیم و معناهایی که جهان بینی و تفکر شاعر را نشان می دهند. کتاب صورتی دارد آشکار و معنایی پنهان. ارمغان مور ستایشی است از کار سترگ فردوسی و گوشه ای از اهمیت آن را به ما می نماید، درباره ی مفاهیمی مانند زمان و جهانداری و آفرینش و سخن در ذهن فردوسی آن گونه که شاهنامه را پرداخته است.
Profile Image for Shahram Ghaaf.
1 review7 followers
October 21, 2019
یکی از بهترین آثاری که در مورد شاهنامه و فردوسی منتشر شده است. "ارمغان مور" اثری ارزشمند جهت درک هر‌چه بهتر ساختار و فضای سرایش شاهنامه است. مسکوب در این اثر هنر فردوسی در گذار از اسطوره به حماسه و سپس تاریخ را شرح داده است.
Profile Image for محمدحسین بنـکدارتهرانی.
221 reviews66 followers
January 13, 2018
پنج جستار در باب زمان، آفرینش، تاریخ، جهان‌داری و سخن از روزنه‌ی نگاه مسکوبِ شاه‌نامه دوست که حالا سال‌های جوانی و شور را پشت سر گذاشته و عاقله‌مردی ست دنیادیده و رنج‌کشیده.
Profile Image for Preetam Chatterjee.
7,004 reviews375 followers
November 17, 2022
শিল্প অবিনাশী। এই মৃত্যুঞ্জয়ী বার্তার প্রতিধ্বনি রয়েছে শাহরোখ মেসকুব লিখিত The Ant's Gift: A Study of the Shahnameh বইয়ের ছত্রে ছত্রে।

লেখক বলছেন, "A society’s collective memory is, unconsciously, its history, a history that exists but is unaware of its own existence as history, and studying it is like researching and coming to know a man’s unconscious soul, and as a result changing what was unconscious into something conscious by uncovering what was hidden. Digging into and coming to know a collective memory is also a process of awakening sleeping layers of the past, and bringing their richness into historical consciousness..."

মনে পড়ে আচার্য্য অমলেশ ত্রিপাঠীর উক্তি, "আসলে মানুষ একই সঙ্গে মুক্ত ও বন্দী। ন্দী, কারণ, ইচ্ছাশক্তিকে নিরঙ্কুশভাবে সে প্রয়োগ করতে পারে না। মুক্ত, কারণ তাকে এগোতেই হবে—পথে হোক বা বিপথে হোক।

অতীতের শেকল এক হাতে সে খুলছে, পর মুহূর্তে জড়িয়ে পড়ছে আর এক শেকলে। ইতিহাস যেমন তাকে তৈরী করছে, সেও তেমনি তৈরী করছে ইতিহাস। রং কৌশলের পরিবর্তন, জনসংখ্যার হ্রাসবৃদ্ধি, দ্রব্যমূল্যের বিপ্লব, প্রকৃতির ভারসাম্যের বিনাশ বারবার জট বাড়াবে জীবনের।

কখনও ডাইনে কখনও বামে ছন্দ বাজবে কালের মন্দিরায়। তারই সঙ্গে তাল মেলাবার চেষ্টাই ইতিহাস। তালভঙ্গ হয়নি, তাও নয়। তবু তা শাশ্বত নয়। বারে বারে মানুষকে বিশ্বের অধিকার ফিরে পেতে হয়।"

এই বইয়ের লেখক বলছেন, "If we imagine tradition as a mountain whose crags have risen up from the heart of the land and whose summit reaches to the heavens, Ferdowsi is in the heavens standing astride the mountain, on a rocky ridge. He shows the observer standing next to him the vast and varied view of the cultural regions before them; this resembles the moment when we stand on the top of Mount Damavand, like the sun shining over the world, and see beneath our feet to the south and north the dry plain of the Dasht-e Kavir and the green Caspian Sea. Ferdowsi is the highest mountain and Hafez—who developed to its utmost the art of lyric poetry—is the most beautiful garden in our world..."

মহাকবি ফেরদৌসী ও তাঁর শাহনামার গল্প বলেছে এই বই।

মহাকবি ফেরদৌসী আসলে শাহনামায় তাঁর ছদ্মনাম গ্রহণ করেছেন। প্রকৃত নাম মোহম্মদ আবুল কাসিম অথবা মোহাম্মদ আবুল কাসিম হুসেন বিন আলী তুসি। তাঁর এই ছদ্মনাম গ্রহণের বিষয়ে দুটি প্রচলিত কাহিনী আছে। প্রথম কাহিনী হলো কবির জন্মস্থান খোরাসান প্রদেশের তুস নগরের পাশে রজানে একটি বিখ্যাত পুষ্প-উদ্যান ছিল যার নাম ফেরদৌসী। তিনি ওই বাগানের নাম গ্রহণ করেন।

দ্বিতীয় কাহিনী হলো, তিনি এসেছেন গজনিতে, গজনির সুলতান মাহমুদের সঙ্গে তাঁর দেখা। কবি মাহমুদকে স্তুতি করে বললেন

শিশু মাতৃস্তন্য পান করে রসনাপ্রসূন
হয়ে প্রথম যে শব্দটি মুখ দিয়ে উচ্চারণ করে
সেটি হলো- মা-হ-মু-দ।
আমিও সেইরকম সুলতানকে সালাম জানিয়ে বলছি- মাহমুদ।

কবির এই প্রশংসাসূচক বাক্যে সুলতান বিগলিত হলেন বলাই বাহুল্য। তিনি পূর্ব হতেই কবির কাব্যের সঙ্গে যথেষ্ঠ পরিচিত ছিলেন। তিনি দু'হাত ধরে কবিকে বরণ করে
নিয়ে বললেন: আর ফেরদৌসী তু দরবারে না রা ফিদৌস ফারদী।

“ওগো ফেরদৌসী
আজ আমার দরবার সত্যিই স্বর্গ হয়ে উঠলো।”

এই ঘটনার পরই মোহাম্মদ আবুল কাসিম চিরকালের জন্য মহাকবি ফেরদৌসী নামেই প্রসিদ্ধি লাভ করেন। একহাজার বছর ধরে সারা পৃথিবীর কোটি কোটি মানুষ তাঁকে এই নামেই ডেকে এসেছে।

ফেরদৌসীর বাবা ছিলেন তুসনগরের রাজার বাগানের মালী। সম্ভ্রান্ত চাষী পরিবারের ছেলে হিসেবে জন্মে ফেরদৌসীর বাল্যকাল কেটেছে স্বচ্ছল পরিবেশে। বাগানের পাশ দিয়ে বয়ে চলা রূকনাবাদ নদীর ধারে বসে বালক কবি শুনেছেন পাখি��� কলতান।

যে কোনও কারণে তাঁর পরিবারের ওপর শাসনকর্তা হঠাৎ কুপিত হলেন। জীবন ও অর্থ দুটোর ওপরই তীব্র সংকট দেখা দিল। ফেরদৌসীর তখন তরুণ বয়স। গৃহত্যাগী হলেন। নানা শহরে ঘুরে বেড়াতে লাগলেন স্থিতি ও প্রতিষ্ঠার জন্য। শেষপর্যন্ত এসে উপনীত হলেন আফগানিস্তানের ক্ষুদ্ররাজ্য গজনিতে।

এ-সময় গজনির সুলতান হয়ে বসেছেন মাহমুদ। তিনি যুদ্ধবাজ মানুষ ছিলেন। একাধারে কাব্য ও শিল্পকলায় মাহমুদের ছিল তীব্র অনুরাগ। তার দরবারে তখন রাজ কবি ছিলেন আনসারী।

একদিন বাগানে কবি ফেরদৌসীর সঙ্গে রাজকবির দেখা হলো। সে সময় কবির মলিন বেশ, অবস্থাও রীতিমত 'দুস্থ'। কবি আনসারীর অপর দুই কবি বন্ধু ছিলেন সঙ্গেই - তাঁরা হলেন কবি ফারুকী ও কবি অসজাদী।

রাজকবি আনসারী তো পাত্তাই দিলেন না ফেরদৌসীকে। ফেরদৌসী বললেন তিনিও একটু আধটু পদ্য লেখেন। তখন ওঁরা বললেন বেশ তোমাকে আমরা গ্রহণ করব, কিন্তু তার আগে একটা প্রতিযোগিতা হবে। এই প্রতিযোগিতায় যদি তুমি জেতো তা'হলেই যথার্থ কবি হিসেবে তোমায় স্বীকৃতি দেব।

ফেরদৌসী সম্মত হলে আনসারী বললেন- আমরা পর পর তিনজন তিনটি লাইন বলবো মিলিয়ে তোমাকে তার সঙ্গে ভাবগত মিল রেখে চতুর্থ লাইনটি বলতে হবে এবং অবশ্যই মিল থাকতে হবে। ফারসি ভাষায় অন্তে 'শন' দিয়ে শব্দ পাওয়া খুব কঠিন।

তবু, তাঁরা ফেরদৌসীকে নাকাল করতে তিনজন পরপর 'শন' দিয়ে পংক্তি রচনা করলেন।

আনসারী – তু আরে যে মাহ না বাসাদ রওশান
অসজাদী – মানান্দে রাখত ওলনা বুয়াদ দর গুলশান ফারুকী - মেজগানাত হামী গোষার কুনাদ আয জওশান

কবি ফেরদৌসী সঙ্গে-সঙ্গে মিলিয়ে বললেন – মানান্দ সিনানে গেও দরজঙ্গে পুশান।

তোমার মুখের মতো চাঁদও নয় সুন্দর তত সুন্দর নয়
বুঝি বাগানের গোলাপ যত।
চাহনি তোমার শরীর ছিন্ন করে
বুঝি পুশনের যুদ্ধে গে ওই বর্ণা ছোঁড়ে।

কবিতা যুদ্ধে বিজয়ী দীন হীন মলিন বেশের কবি ফেরদৌসীকে তাঁরা মেনে নিলেন বন্ধু হিসেবে।

এরপর সুলতানের সঙ্গে পরিচয় এবং সুলতান মুগ্ধ হয়ে তাঁকে বলেন ইরানের রাজকাহিনী ও বীরত্বগাথা লিখতে। এরজন্য তাঁকে দেওয়া হলো রাজবংশের তথ্য ও চিত্রসমৃদ্ধ একটি আবাসগৃহ। সম্পূর্ণ অপরিচিত এক নিঃস্ব কবির কাছে এ-অতি দুর্লভ সম্মান।

এই বইয়ের সারবস্তু সম্পর্কে লিখতে গিয়ে লেখক বলছেন, "THE ANT’S GIFT is an inquiry into a few of the concepts essential to the Shahnameh, divided into five chapters: Time, Creation, History, Sovereignty, and Speech.

Time is first and last, it is the bringer and bearer away of things and the hidden thread which links these chapters together. In some mythologies time existed even before Creation, and in others it is the first thing to be created.

History is the story of man’s past in time.

Sovereignty is the management of the wheel of time in the world, according to the way of heaven.

And finally Speech is the means by which the poet is able to escape from the destructive trap of time, the way in which he dies without dying. Why is it that Ferdowsi says that after death “I shall not die, since I am alive”?"

ফেরদৌসীর শাহনামায় লুকিয়ে আছে চার হাজার বছরের ইরানের কথা কিংবদন্তী, লোক বিশ্বাস এবং ইতিহাস। এই অমর মহাকাব্যে ঊনচল্লিশজন রাজা, শতাধিক বীর এবং সহস্রাধিক মানব-মানবীর কথা বিবৃত হয়েছে। ফেরদৌসী প্রাগৈতিহাসিক কাল থেকে ইতিহাসের পরিচিত কাল অবধি প্রায় চার হাজার বছরের ইরান, তুরানের বিচিত্র ও বর্ণাঢ্য পরিচয় এখানে লিপিবদ্ধ করে গেছেন।

অরণ্য থেকে আগত ইরানের রাজবংশ কেয়ানি বংশের প্রতিষ্ঠাতা সম্রাট কায়ুমুরসের রাজত্ব কাল থেকে সম্রাট কায়কোবাদের পুত্র সম্রাট কায়কাউসের রাজত্বকাল অবধি সুবিশাল কাহিনীর সামান্য অংশই শাহনামা'র এই গ্রন্থে পরিবেশিত হয়েছে। এতে আছে ইরানের মহাবীর রুস্তমের বীর্যবত্তার সামগ্রিক পরিচয়।

সম্রাট কায়কাউসের পুত্র সিয়াউস তৎপুত্র কারখসরু থেকে পরবর্তী চার/সাড়ে চারশো বছরের কাহিনী এই 'শাহনামা'য় নেই। ইরানি বীরবৃন্দ নুরীমান, সাম, জাল রুস্তম, কারেন, কোবাদ, কুশওয়াদ, গুস্তাহাম, গোদরেজ, তুস, ফরহাদ, বাহরাম, মিলাদ প্রভৃতির কথা যেমন জানতে পারি, তেমনি ইরানের চিরশত্রু তুরানের বীরবৃন্দ আগ্রিস, অফ্রাসিয়ার, পিশঙ্গ, সোহরাব, হুমানদের কথাও জেনে নিই।

এই 'শাহনামা'য় নারী চরিত্র সমুহের ভেতর আফ্রিদ, আরজু, আরনওয়াজ, তহমিনা, ফারানক, মাহআজাদা, মাহআফরিদ, রুদাবা, প্রভৃতির স্নেহ, প্রেম, অনুরাগ, ছলনা, ঈর্ষার কথা সুন্দর ভাবে পরিবেশিত হয়েছে। এই মহৎ কাব্যে সম্রাটবৃন্দ, বীরবৃন্দ ছাড়াও এসেছে বিশিষ্ট মানুষ, প্রাণী ছাড়াও দৈত্য-দানব, বিভিন্ন স্থান ও নদীর পরিচয়। বাস্তবের পাশাপাশি অবাস্তব, স্বর্গের পাশাপাশি নরক, লৌকিকের পাশাপাশি অলৌকিক জগত 'শাহনামা'য় ফুটে উঠেছে।

এই বইয়ের লেখক বলছেন, "The work of a poet like Ferdowsi is the creation of a new manifestation, a new perspective and aesthetic, the discovery of what is undiscovered; not, for example, the repetitive versification of a royal chronicle, forgotten myths, stories mixed up with legends, and bits of history.

In one way his work is the “discovery” of inward, unconscious meanings within the history of mankind and the world, and in another it is the reflection of these meanings in language that is a mirror of untarnished beauty.

And this role of the poet cannot be achieved solely with the help of “conscious” knowledge; if it could be, scholars would be poets. It is rather the poet’s “unconscious” that leads this work to its auspicious end..."

ফেরদৌসী তাঁর পঁয়ত্রিশ বছর বয়সে এই মহাকাব্য লিখতে শুরু করেন এবং ষাটহাজার শ্লোকে এই কাব্য গাথা যখন শেষ করেন তখন তিনি পঁয়ষট্টি বছরের বৃদ্ধ। কেউ- কেউ বলে সত্তর বছর বয়স হয়েছিল।

শাহনামার কাব্যের বিষয়, সৌন্দর্য্য ও রসে মুগ্ধ হয়ে মাহমুদ বলেছিলেন, যেদিন এই অমর কাব্য শেষ হবে তিনি প্রতি চরণের জন্য কবিকে পারিশ্রমিক হিসাবে দেবেন এক-একটি স্বর্ণমুদ্রা। কিন্তু সুলতান যখন স্বর্ণমুদ্রার পরিবর্তে তাঁকে ষাটহাজার রৌপ্যমুদ্রা দিলেন, কবি হতবাক হলেন। অপমানে জর্জরিত হয়ে একটি মুদ্রাও গ্রহণ করলেন না, বিলিয়ে দিলেন সম্পূর্ণ পারিশ্রমিক বা অর্জিত মুদ্রাগুলি সাধারণ মানুষের ভেতর।

এই কথা জানাজানি হয়ে যেতে অনেকেই তাঁর বিপদের কথা আঁচ করতে শুরু করে তাঁকে অবিলম্বে গজনি ত্যাগ করে চলে যেতে বলে অন্য কোথাও, কারণ মাহমুদ মনে করতে পারেন কবি ইচ্ছে করে তাঁকে অসম্মান করেছেন। ফলে তিনি ৩৫ বছর আগে যেমন দীন ভিখারী, নিঃস্ব হয়ে গজনিতে প্রবেশ করেছিলেন, ঠিক সেই ভাবেই একাকী নিঃস্ব ও সামান্য হয়েই ত্যাগ করলেন সুলতানের রাজ্য।

কিন্তু সঙ্গে করে নিয়ে গেলেন মহাকাব্য শাহনামা। সুলতানের দিরহামের চেয়ে অনেক মূল্যবান তাঁর এই শাহনামা। গজনি অতিক্রম করে বৃদ্ধ কবি পৌঁছলেন কুহেস্তান। এখানকার নৃপতি তাঁকে প্রভূত সম্মান জানালেন। তিনি চেয়েছিলেন তাঁর মহাকাব্য আগুনে পুড়িয়ে দেবেন। এ কথা শোনার পর কবিকে বুঝিয়ে সুঝিয়ে নিরস্ত করলেন কুহেস্তানের নৃপতি। বেঁচে গেল মহাকাব্য শাহনামা।

তিনি আবার যাত্রা শুরু করলেন, গিয়ে পৌঁছুলেন অবশেষে ইরাকের রাজধানী বাগদাদে। বাগদাদের সুলতান তাঁকে নির্ভয়ে এই রাজ্যে বসবাসের অনুমতি দিলে কিছুদিন বাগদাদে থাকলেন। এই শহরে বসে তিনি আঠারো হাজার চরণ বিশিষ্ট আরেকটি গাথা কাব্য রচনা করেন 'ইউসুফ-জুলেখা'। সে গাথার মূল পান্ডুলিপি হারিয়ে গিয়েছে।

এরপর মৃত্যু আসন্ন মনে করে তিনি ফিরে গেলেন নিজের জন্মভূমি তুস নগরীতে। এবং এই তুস নগরীর প্রান্তসীমায় যে রজান গ্রাম সেই গ্রামে পৌঁছে তিনি মারা গেলেন। তখন তাঁর বয়স প্রায় আশি বছর। ১০২০ খ্রিষ্টাব্দ।

এক রক্ষণশীল মৌলবী ফেরদৌসীকে কিছুতেই কবর দিতে দেবেন না রজানের মাটিতে। কারণ তিনি মোতাজেলা ও রাফেজি পন্থী শিয়া মুসলমান। কিন্তু সেদিন রাতে মৌলবী সাহেব স্বপ্নে দেখলেন মহাকবি ফেরদৌসী পৌঁছে গেছেন স্বর্গে। মৌলবী তাঁকে প্রশ্ন করলেন—এই স্বর্গে রাফেজি (বিধর্মী) হয়ে আপনি কি ভাবে এলেন ?

— কেন শাহনামা লিখে। শাহনামায় যেতাম আমি ইসলাম সর্বশ্রেষ্ঠ বলিনি, তেমন ধর্মে ধর্মে বিরোধও করিনি। স্রষ্টার অদ্বিতীয় সত্তা আমি হৃদয় দিয়ে বিশ্বাস করি। ওপরে নিচে সব জায়গায়ই তিনি। তিনি আমার উপাস্য। তাঁর ভালবাসা লাভ করে আমি এসেছি চিরসুন্দর এই ফেরদৌসে-ফির���ৌসী হয়ে।

মৌলবীর ঘুম ভেঙে গেল। নিজের ভুল বুঝতে পারলেন। তিনি রজানে চিরনিদ্রায় রত কবির কবর খুঁড়তে আর আপত্তি করেন নি।

শুয়ে আছেন প্রায় ১০০০ বছর রজানের গোরস্থানে কবি ফেরদৌসী। সে কবর আজ তীর্থভূমি। হাজার হাজার মানুষ প্রায় প্রতিদিন এই সমাধিক্ষেত্রে গিয়ে তাঁর কবর ছুঁয়ে আসে। কবির আত্মার সদ্‌গতি ও শান্তি কামনা করে।

কবির মরদেহ শায়িত হবার কিছুদিন পর যুদ্ধবাজ উন্মাদ সুলতান মাহমুদ ভারত লুণ্ঠন করে ফিরে এসেছেন। একদিন তাঁর উজির বা মন্ত্রীর মুখে একটি চমৎকার শাহেরী শুনলেন। তিনি জিগ্যেস করলেন—এমন সুন্দর শাহেরী কে লিখেছে���? মন্ত্রী বললেন— ফেরদৌসী। যে কবি বুক ভরা বেদনা নিয়ে আমাদের গজনি ছেড়ে বাগদাদ চলে গেছেন।

সুলতান কয়েক বছর গজনি ছেড়ে হিন্দুস্থানে মৃত্যুলীলা সংঘটিত করতে ব্যস্ত থেকেছেন। এ সব তাঁর জানার কথা নয়। তিনি তাঁর ভুল বুঝতে পেরে তৎক্ষণাৎ দূত পাঠালেন বাগদাদে কবিকে ফিরিয়ে নিয়ে যেতে। দূত ফিরে এলো। মাহমুদ সঙ্গে সঙ্গে ষাট হাজার স্বর্ণমুদ্রা দিয়ে দূত সহ কয়েকজন অনুচরবৃন্দকে তুস নগরীতে পাঠালেন। কথিত আছে ফেরদৌসীর মরদেহ যখন নগরীর একটি দ্বার দিয়ে নিষ্ক্রান্ত হচ্ছে অন্য দ্বার দিয়ে ষাট হাজার স্বর্ণমুদ্রা নিয়ে প্রবেশ করছে সুলতানের অনুচরবৃন্দ।

কবির কন্যাকে মাহমুদের অনুচরেরা সেই উপটৌকন উপহার দিতে চাইলেন কবির কণ্যা সেই দান গ্রহণে অস্বীকার করেছিলেন। শোনা যায়, কবির কণ্যা বলেছিলেন—শাহনামার স্রষ্টা অনেক মহৎ অনেক বড়ো, সুলতানের এই সামান্য অর্থের তাঁর আর প্রয়োজন নেই। যেদিন প্রয়োজন ছিল সেদিন দিতে কুষ্ঠিত হয়েছিলেন কেন? যে অর্থ তাঁর বাবার কোন কাজে লাগেনি, সেই অথ তিনি স্পর্শ করেও দেখতে চান না।

ইতিহাসে নিন্দিত হয়ে রয়ে গিয়েছেন মাহমুদ। চিরনন্দিত হয়ে রয়ে গিয়েছে শাহনামা।

এই বইয়ের লেখক লিখছেন, "The aim of this endeavor is more that we see today—in this time and place in which we find ourselves—what can be gathered from the Shahnameh. The Ant’s Gift is mainly an attempt to use the advantages of what is now known in order to find the “unknowns” of that time, and to look into the poet’s unconscious, in the belief that this viewpoint will allow us to see the existence of the poem and the poet in a fresh light. The discussion is concerned with what we as modern-day readers can understand from the work of a poet from the past. In addition to the scientific researches of scholars of history and literature in order to understand the poem and its poet and his conscious knowledge, how can we salvage the testimony of his heart and his inner vision, “that which cannot be discovered”? How can his unconscious be our consciousness.."

তিনি শেষ করছেন এই বলে, "Until now the Shahnameh has been considered and studied mainly as a literary, historical, and national masterpiece, and also as a treasury of wisdom and prudent advice.

Perhaps it is now time that, along with the success of these numerous and very valuable achievements, the Shahnameh should be considered in the way that Ferdowsi himself thought of “history,” or for example in the way that Sohravardi considered the theory of sovereignty, or Hedayat considered Khayyam, and in his “Kafka’s Message” our own times.

Instructive examples of this kind (especially in the way Western scholars have reflected on their own literature) are not rare. But to think in this way requires bravery, not in the sense of fearlessness, of being negligent or ignorant of fear, but in the sense of conquering fear, of experiencing it and then emerging from its grip..."

এই ২০২২ সালে এসেও আমরা মানবিক শক্তির প্রতি অসীম-মমতা, মানব-মানবীর হৃদয়বৃত্তির ওপর বিপুল ভালবাসা, অখন্ড জীবন দর্শন ও নৈতিক বিশ্বাসের ওপর শ্রদ্ধাশীল এক মহাকবির কাব্য পাঠ করে পরিতৃপ্ত হই। গ্রীসের যেমন ইলিয়াড ও ওডেসী, এই সনাতন ভূমির যেমন রামায়ণ ও মহাভারত, ইরান ও মধ্যপ্রাচ্যে তেমনিই 'শাহনামা' এক মহত্তম মহাকাব্য।

সেই শাহনামা ও তার অমর স্রষ্টা কবির প্রতি শ্রদ্ধা ও ভালবাসা জানিয়ে লেখা এই বই।

পড়তে পারেন। ভালো লাগবে।
Profile Image for Sina Tahmasbi.
190 reviews9 followers
October 13, 2022
۲۱/۷/۱۴۰۱
۲۰:۱۹

"ارمغان مور جستاری است درباره چند مفهوم بنیادی شاهنامه، این کتاب بیش از تاریخ ، اثری شاعرانه است و کار شعر گردآوری دانش گذشتگان نیست ، برگذشتن از بینش و دانش ، اعتلای « خودآگاه و ناخودآگاه » اهل زمانه و آفرینش دید و دریافتی دیگر تر است, شاهنامه تاریخ پیروزی در شکست ، یا به زبان دیگر تاریخ پیروزی شکست است .
زیرا در برابر مرگ « گزینشی » در کار است و نیروی اراده بر غریزه بقا فرمان می راند. شاهنامه تاریخی آرمانی است ، آن گونه که می پنداشتیم و آرزو داشتیم . و فردوسی با گزینشی که می کند این آرزو ، این آرمان را به سرمنزل عافیت می رساند، در داستانهای شاهنامه ، با خواندن « تاریخ » ، هر بار حقیقت متعالی و زیبایی را که ویژگی هر اثر والای هنری است - در روح خود می آزماییم و این گونه بازیابی خاطره جمعی ، توأم است با موهبت شادی فرخنده ای که دیدار زیبایی به ما ارزانی می دارد . و لذت این شادی ، اگر چه از گذشته می آید ، دیگر از آن ماست که هستیم و آنها که پس از ما خواهند بود ."
Profile Image for Reza.
29 reviews3 followers
August 18, 2020
تجربه لذتبخشی بود. در واقع بعد از خواندن این کتاب و آگاهی از اساطیر ایران یک لایه معنایی جدید از شاهنامه و بخصوص بخش اساطیری آن برایم روشن شد. به نظرم خوندنش برای شاهنامه‌دوستان واجبه. جالبتر اینکه کتاب به وضوح از یک جستار ادبی فراتر میره و جنبه شخصی داره برای نویسنده و این رو خواننده کاملا حس میکنه. به خصوص که این کتاب آخرین نوشته‌های نویسنده قبل از مرگه. وقتی نویسنده از قصد فردوسی برای استفاده از سخن و بی‌کرانگی و شکست مرگ حرف میزنه گویی آرمان خود نویسنده هم همینه و در واقع داره آرمان سراسر زندگی خودش ر در آینه‌ی فردوسی بازنمایی میکنه.
اما به یک نکته جالب هم اشاره کنم:
‏توی فصل «جهانداری»، مسکوب به نکته جالبی اشاره میکنه. میگه در تاریخ ایران، در دو مقطع دین و دولت بیش از همیشه یکی شدند. در دوران ساسانیان و صفویان. و در هر دو دوره از فرط فساد و ظلم، ایران به بن‌بست فرهنگی و اجتماعی رسید و به طرزی مشابه با تجاوز بیگانگان به خاک ایران سرانجام فاجعه‌باری رقم خورد.
گویا تا سه نشه بازی نشه!
Profile Image for Zara Karami.
87 reviews10 followers
August 20, 2020
✅معرفی کتاب
پنج جستار درباره شاهنامه به قلم شاهرخ مسکوب، اولین کتابیه که از این جستارنویس ایرانی خواندم. در این جستارها با عناوین "زمان، آفرینش، تاریخ، جهانداری و سخن"، مسکوب تاروپودهای ژرف شاهنامه را می کاود و مفاهیم بنیادی آن را شرح می دهد. این کتاب خلاصه ای از داستانهای شاهنامه نیست، هرچند مثال های بسیاری از آن در کتاب است، بلکه هدف نویسنده توضیح این مطلب است که چرا شاهنامه گنج گرانبهای فرهنگ، اندیشه و اخلاق است. او می داند که خاطره جمعی ناخودآگاه، خود تاریخ است و بررسی آن شباهتی دارد به مطالعه و شناخت ناخودآگاه روان آدمی و در نتیجه پیدا کردن خود. کاویدن و شناختن خاطره جمعی باعث بیداری لایه های خفته گذشته و غنای آگاهی تاریخی است.

✅گزیده کتاب
جهان را چنینست ساز و نهاد
که جز مرگ را کس ز مادر نزاد
داستان های اساطیری و پهلوانی ما را شاعری ویراسته و سروده که، اگرچه خوشبختانه معلم وار درس اخلاق نمی دهد، ولی حکیم اخلاقی بزرگی است و از همین روی وی را "حکیم ابوالقاسم فردوسی" نامیده اند. خرد او، به معنای والای کلام، اخلاقی است؛ نه فلسفی، که می دانیم با آن میانه ای ندارد. گوهر اخلاقی چنین خردی _که سراسر کتاب در ستایش آن است_ در تار و پود داستان ها دویده و نقش خود را بر آنها انداخته است.
شاهنامه مانند ایلیاد یا ادیسه حماسه ای جوان و برهنه نیست تا ستایش بی دریغ اراده خام و نیروی غریزی پهلوانان باشد. داستان های حماسی ایران آمیخته با اسطوره ها و باورهای اوستایی، دوران پارت ها و ساسانیان و چهار سده اسلامی را پشت سر گذاشت و پس از خوشه چینی در این راه دراز _به منزله تاریخی گرانبار از فرهنگ و اندیشه و اخلاق_ به دست سحرآفرین فردوسی رسید. کتاب شاهکار چنین شاعری است با چنان دستمایه ای.
Profile Image for شاهین غمگسار.
90 reviews7 followers
January 11, 2025
ارمغان مور، در نظر من، نه فقط جستاری‌ست در چندوچون شاهنامه و فهمِ ساختمانِ جهانِ آن از راهِ رخنه کردن به سرچشمه‌های اندیشۀ اساطیری و تاریخی‌‌اش، بلکه از منظری دیگر، پیشنهاد زبانی‌ست بس نغز، دقیق، فهم‌پذیر و به‌دور از ابهام، برای اندیشیدن و بیان همۀ مفاهیمی که از مجرای اندیشۀ فارسی گذر می‌کند و بروز می‌یابد؛ حتی غامض‌ترین و پیچیده‌ترین اندیشه‌ها، یعنی اندیشه‌های فلسفی، و خاصه منظور من همین اندیشه‌های فلسفی‌ست.

این یعنی ظرفیتِ شگفتِ زبانی‌ که آشکارا ازسوی اندیشمندان و متفکران زبان فارسی نادیده‌ گرفته شده، یا دست‌کم من به چنان زبانی در کتابی فلسفی و اندیشه‌ای برنخورده‌ام. همان زبانی که امروزه کتاب‌های بسیاری در حوزۀ اندیشه ملبس به زبانِ فارسیِ ترجمه می‌خوانیم و گنگی و دیرفهم‌ بودن و پیچیده‌نمایی و بی‌معنایی‌اش آزارمان می‌دهد. به خیال من، مسکوب در ارمغان مور، در کنار مکتوب کردن اندیشیدۀ خود، ناگزیر و به‌وضوح و از رهگذر به کار گیری این زبان، هم توان زبانِ ثقیل و روان فارسی را نشان داده است، هم فقدان آن عِرق به فارسیِ سنجیده و پسندیده را نزدِ مولفان و مترجمان و مصنفان نمایانده. هنگام خواندن ارمغان مور، عبارات و واژه‌های مسکوب را آهسته‌آهسته تلفظ خواهید کرد و بسیار بازخواهید گشت و جمله‌ها را نه به دستاویز سختی که به علت «سخته» بودن از نو مطالعه‌ می‌کنید.

از این منظر که درگذریم، ارمغان مور درباب پنج مفهوم است که شاهرخ مسکوب درنتیجۀ گذر دادن شاهنامه و داستان‌هایش طی سالیان سال از صافیِ اندیشۀ خود و پرداختن به زیروبالای جهانِ ساختۀ «حکیم» طوس به آن‌ها دست یافته است. زمان، آفرینش، تاریخ، جهان‌داری و سخن آن پنج‌اند و کتاب مفصلاً در باب توضیح و تشریح این مفاهیم و پیگیری اثرات و دامنه و وجودش در سطربه‌سطر شاهنامه است. در شخصیت‌ها، در داستان‌ها، در مفاهیم و حتی در تناقض‌هایی که به چشم ما ��مروزیان می‌آید و در ساختمان اساطیری شاهنامه تناقض نیست.

مسکوب نویسندۀ پژوهش‌گرِ سنجیده‌فکری‌ست. سنجیده‌فکر به آن خاطر که می‌داند چه می‌نویسد و چگونه بیانش می‌کند و شباهت آنچه می‌نویسد به کدام اندیشه‌های دیگر در این سرزمین می‌کشد (مثلاً مفاهیم موجود در اسلام) و چرا نباید به‌کلی از آن اندیشه‌های دیگر گسست و چگونه باید آن اندیشه‌ها را به امروز ربط داد تا «سخن» رنگ‌و‌بوی کهن نگیرد و صرفاً جنبۀ پژوهشی و انتزاعی نداشته باشد. در کتاب دیگر مسکوب، زبان فارسی و هویت ایرانی، نیز این به‌روز کردن اندیشه‌های کهن را می‌توان دید. او در ارمغان مور هم کهن‌ترین باقی‌مانده‌های میراث اساطیر و اندیشۀ ایران باستان را به تفکرات امروزی پیوند می‌دهد. گرچه حکیم طوس پیشتر این‌ها را به قلم خویش گفته باشد: «جهان را همه چون تن خویش خواه» (ج۸، ص۱۲۳، خالقی)، یا «هر آنکس که اندیشۀ بد کند، به فرجام بد با تن خود کند» (ج۸، ص۵۳، خالقی). قیاس کنید با تن‌آگاهیِ تک‌بعدی و اهمیت جسم در نظر ما امروزیانِ سطحی‌نگر و جلوسِ مفهوم سلامت به غایتِ زیستن که فیلسوفی مانند نیچه پیشتر «مرض بودن» آن را پیش‌بینی کرده بوده است. حال اینجا، در ارمغان مور، مسکوب روشن می‌کند که چگونه این اندیشه با جانِ جهانِ اساطیری –همچنین شاهنامه- پیوند دارد و صرفاً با جسمِ زمینی و رسیدگی به آن تمام نمی‌شود، بلکه همۀ هستی تنی‎ست که تنِ ما ازجملۀ آن است. با چنین دیدگاهی، هرچه کنی به خود کنی. فی‌المثل کردار ما (آدمیزاد) با دارودرخت و دشت و کوه را آشکارا می‌توان در وضعیت موجودِ زمین (همین ایران) تماشا کرد.

از منظری دیگر، در ارمغان مور مسکوب به تفصیل می‌گوید که «داد» در شاهنامه به چه معناست و کارکرد آن چیست و دادخواهی چگونه نیکی‌ست به خود و جهان. چرا هرآنچه در آفرینش هست همچون پیکری واحد است و چگونه پیکر جهان متناظر و موازی با پیکر آدمی‌ست و «بی‌داد» جفا بر تنِ خویش است. یا چگونه خرد و سخن بزرگ‌ترین سلاح‌های انسان است برای رویارویی با «چرخ مست و بازیگری‌»اش. چگونه سخن فرزندِ خرد است و اساساً خرد از کیست و خالق خرد کیست.

حقیقتاً مسکوب حواسش به تمامی این‌ها هست و به همین خاطر است که هنگام خواندن ارمغان مور، احساس نصیب بردن از محضر حکیمی جامع‌الطراف به شما دست خواهد داد. از اسطورۀ دور و دراز زروان (خدای زمان) و رصد کردن اثرات آیین زروانی در اندیشه‌های مزدیسنایی و زردشتی و در نهایت شاهنامه گرفته (مسکوب میان این دو -آیین مزدایی و زردشتی- تفاوت قائل می‌شود، اما به یاد دارم که ریچارد فرای در عصر زرین فرهنگ ایران این دو را یکی می‌گرفت و علت تفاوتِ اسمی را تفاوت در جغرافیای انتشار آن‌ها می‌دانست و بس) تا چرایی زیرو‌بم داستان‌ها و شخصیت‌های شاهنامه بر پایه و اساس همان نگرشی که فردوسی حکیمانه از ایران باستان و مکتوبات موجود در زمان خویش گرد آورده و پرورانده و بعضاً برگزیده.

ارمغان مور را بایستی چکیدۀ تفحص مسکوب در شاهنامه دانست. او در این کتاب بارها به مکتوبات دیگرش، رستم و اسفندیار، سوگ سیاوش، چند گفتار در فرهنگ ایران و باقی آثارش اشاره می‌کند و از این حیث می‌توان رصد کرد که مسکوب در شاهنامه طی سال‌ها در پی چه بوده است و در اثر سترگ حماسی و پرشکوه و جلالِ فردوسی چه‌ها دیده‌ است. حتی ذکر برخی یافته‌ها از دیگر پژوهش‌گران اساطیر ایران، مانند مهرداد بهار و دیگران، بر وزن کتاب بیش‌ازپیش افزوده است.

بااین‌همه، جذابیت پنهان ارمغان مور حتی به قلم مسکوب و بررسی هوشمندانه‌اش از ساختار اندیشه‌ای‌اسطور‌ه‌ای شاهنامه هم نیست، بلکه به جذبۀ اندیشه و اساطیر ایران باستان، خاصه دوران ساسانی، بازمی‌گردد؛ به پیچیدگی و هم‌پوشانی ساختار و معنادهیِ جزءجزء آن در کنش و واکنش با هم. بگذارید این‌گونه توصیفش کنم که مسکوب در ارمغان مور درواقع نقشۀ ورود به قصری عظیم را داده است که معماریِ باشکوهش، جزییات دیواره‌ها و نگاره‌ها و ستون‌هایش، بلندپروازی خالقش (!) و ساختمان هنوز استفاده‌شدنی‌اش بازدیدکننده را سخت به حیرت وامی‌دارد. من بر این قسم آخر، یعنی استفاده‌شدنی بودن، تاکید می‌کنم. بخشی از آن جذابیت و جذبه‌ای که گفتم به همین بُعد مربوط می‌شود که آن ساختمان حیرت‌آور اساطیری و باستانی را به‌شدت امروزی یافته‌ام.

در انتها، ارمغان مور کتابی نیست که با یک بار خواندن بتوان به همۀ حجره‌ها و پستوها و بیرونی‌ها و اطراف و اکنافش واقف شد. این کتابی‌ست که باید آن را گاه‌گاه ورق زد و حتی پس‌از چندی دوباره و سه‌باره خواند. این کتابی‌ست که خواندنش برای ورود به جهان شاهنامه الزامی‌ست. این کتاب کلیددار قصر پرجلال شاهنامه است و شاید نقشۀ گنجی را هم، جایی بیرون از قصر، نشانتان دهد؛ شاید گنجِ گنج‌ها. این کتاب به قدری افشرۀ اندیشه‌ای ایران باستان است و آن افشره به‌قدری قیمت دارد که من را متقاعد کرد، در این اوضاع اقتصادی اسفناک، به هر ضرب و زور و فشار، شاهنامه بخرم. آری، ارمغان مور را بخوانید، سپس شاهنامه را ورق بزنید، که گویا کتاب‌ کتاب‌هاست.
Profile Image for Mohsen.
65 reviews13 followers
July 26, 2024
بسیار دوستش داشتم! چقدر که قلم این نویسنده زیباست و دلنشین! چقدر که مسکوب فهم عمیقی از انسان دارد. ‌ گاهی حس میکردم وینیکات و بیون‌ دارم می خوانم! اما خوانش مسکوب بود از شاهنامه! سر مطالعات زنان، و به خصوص اینکه در این کشور دقیقا در اسطوره ها و ادبیات چه نوشته اند و چه گذشته بر ما که حال‌مان اینطور است، تصمیم گرفتم از شاهنامه شروع کنم. ‌ اگرچه که سوادم قطعا قد نمی‌دهد. پس این کتاب گزینه ی خوبی بود. ‌نثر مسکوب چه داستان باشد و چه جستار، سادگی و ادبیت خاصی دارد که نظیرش در نثر ابوتراب است برای من. ‌ هر دو بدون تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب، ادبی و زیبا می نویسند به زعم من.
Profile Image for radioparesh.
140 reviews27 followers
November 17, 2024

سوال برام پیش اومد: وقتی زبان شاهنامه انقدر ساده و روان هست چرا کتابی که درباره مفاهیم شاهنامه هست باید انقدر با ادبیات و جمله بندی پیچیده نوشته بشه که باعث شه خوانش کتاب برای مخاطب عام سخت بشه و عملا از فهمیدن اینهمه زیبایی که از شاهنامه در این کتاب بیان شده محروم بشه؟
69 reviews
Read
February 1, 2023
کتاب بسیار برام جالب بود. جای اینکه فقط به شاهنامه پرداخته بشه، مسکوب برداشتش از نویسنده و عوامل تاثیرگذار بهش رو هم ترجمه می‌کنه.
Profile Image for Mina Shahbazi Moghaddam .
62 reviews29 followers
August 13, 2023
لذت و بهره وقتی از کتاب برده میشه که شاهنامه کامل خونده شده باشه و داستان‌ها و سرنوشت و منظور فردوسی از گفته‌هاش از قبل درک شده باشه.
اگر شاهنامه رو نخوندین جدا این کتاب رو نخونید🙂
Profile Image for Mehrasa Rezaei.
108 reviews13 followers
May 29, 2024
خیلی قشنگ بود.
فکر کنم الان اگر دوباره شاهنامه رو بخونم درک بهتری ازش پیدا میکنم.
Profile Image for Mat.
132 reviews40 followers
February 1, 2025
هر پنج جستار کتاب (زمان، آفرینش، تاریخ، جهان‌داری و سخن) خواندنی بود . یکی از بهترین کتابها برای بررسی و فهم بهتر شاهنامه.
دی هزار و چهارصد و سه
Displaying 1 - 18 of 18 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.