این کتاب در زمان خود کتابی تقریبا خط شکن و پرسر و صدا درباره ی حافظ بوده است، کتابی که در ان بهاالدین خرمشاهی برای اولین بار کاملا به طور علمی و ادبی بیان می کند که شراب در دیوان حافظ هم انگوری دارد و هم عرفانی، حافظ هم زلف معشوق زمینی را می خواسته و هم آسمانی را، و به نظرم بهترین فصل کتاب نیز (حافظ و میل به گناه) می باشد که به خوبی می توان درکی مناسب از واژه (رند) که حافظ تعریف می کند را بدست آورد.
تقریبا تمام کتاب بر مبنای همین جمله ی معروف خرمشاهی است که: (حافظ انسانی کامل نیست بلکه کاملا انسان است) .