کارهای بسیاری هست که فکر میکنیم بر آنها مسلط هستیم و به همین علت دنبال روش درست انجام دادنشان نمیرویم. در حالی که میشود آنها را به شیوهای بهتر و موثرتر انجام داد.
نفسکشیدن شاید بهترین مثال باشد. همه ما جایی در مسیر زندگی متوجه شدهایم که میشد بهتر تنفس کرد. با اینکه از بدو تولد، بیلحظهای وقفه، مشغول همینکار بودهایم و به یک معنا عمری آن را تمرین کردهایم.
کتابخوانی از همین کارهاست. حتی کتابخوانهای حرفهای هم گاهی پس از سالها متوجه میشوند که میشد کتابها را بهتر خواند و از این تلاش بیشتر بهره برد. «از کتاب» برپایه همین فرض نوشته شده، البته نه با ادعای نشاندادن بهترین راهها، بلکه صرفا در حد تلاشی برای آشناییزدایی از این کار آشنا
شما چطور کتاب میخوانید؟ پرسیدن این سوال ممکن است بعضیها را بخنداند. احتمالا با خودتان میگویید همان طور که راه میرویم و غذا میخوریم، همانطور هم کتاب میخوانیم. اما این کتاب، قرار است چیزهای دیگری به ما بگوید. کتابخوانی و روبهرو شدن با کتاب، فعالیتی است که هر چه بیشتر با بالا و پایینش آشنا شویم، سفر بهتری را در مطالعه و خواندن تجربه میکنیم. کتاب هم تلاش میکند کمی از همین قواعد برایمان صحبت کند. با وجود اینکه این کتاب، بیشتر به کتابهای غیر داستانی میپردازد، اما بسیاری از بخشها (مانند پرورش عادت کتابخوانی) میتواند جامعیت بیشتری داشته باشد. بنظرم این کتاب مناسب سه دسته از آدمهاست: اول آنهایی که این سوال جدی در ذهنشان وجود دارد که چطور میتوانند از کتاب خواندن، توشهی بیشتری بدست بیاورند. دوم آنهایی که عاشق کتاباند و کتابهایی در مورد کتاب، ذوق زدهشان میکند. سوم کسانی که نویسندهی کتاب، یعنی محمدرضا شعبانعلی را میشناسند و میدانند که خواندن از او، حتی اگر سوال واضحی در ذهن نداشته باشند، میتواند مدل ذهنی کاملتری برایشان بسازد. پینوشت: در متمم، نوشتهای وجود دارد در مورد تقدیم کتابها که در آن چند نمونه تقدیم به دور از کلیشه را نیز آورده است. تقدیم کتاب «از کتاب» هم در نوع خودش جالب توجه و خواندنی است. از دستش ندهید.
همين الان كتاب رو تموم كردم. ولى دربارهٔ اين كتاب اينطورى بنويسم بهتره: تا الان بالاى ٣٥٠ تا كتاب خوندم. و توى هيچ كتابى، به اندازه اين كتاب علامت نزدم، هايلايت نكردم، حاشيهنويسى نكردم و نكته ننوشتم.
«از کتاب»، به نظرم براى كسانيه كه عاشق كتابن، يا حداقل فكر ميكنن كه عاشق كتابن.
خوندن این کتاب من رو از یک کتابخوان آماتور تبدیل به یک کتابخوان میدلول کرد. تکنیکها و ایدههای یونیک و فوق العادهای ذکر میشه که مشخصه حاصل سالها تجربه و ممارست در انجام همین عمله، تجاربی که گرون بودن اما به ارزونی در دسترس ما قرار داره. اولین نان-فیکشن فارسی/ایرانی که در بزرگسالی خوندم و خب از تصمیمم رضایت خاطر زیادی دارم.
جز لذت بخش ترین کتاب هایی هست که تو این چند ماه اخیر خوندم اگر در حال شروع جدی کتاب خوندن هستید، این کتاب رسم کتاب خوندن رو یادتون میده یا اگر خودتون رو کتابخون جدی میدونید، این کتاب مثل دیالوگ با یه دوست کتابخونه
با قاطعیت، یکی از بهترین کتابهایی که خوندم😍😌 متن خیلی روان و سادهای داره ولی در عین حال کتاب عمیقی هستش مدتی بود که از فضای کتاب خوندن دور شده بودم و این کتاب باعث شد آشتی کنم😁 اگه شما هم دلتون میخواد بیشتر اهل کتاب خوندن بشید، خیلیی زیاااد این کتاب رو توصیه میکنم💯
با معرفی دوست و همکار خوش قلب و فرهیختهام با جناب محمدرضا شعبانعلی آشنا شدم و فرصت یافتم جزئی از خانواده متممی (سایت متمم) باشم و از این طریق بسیار آموختم. و در این مسیر با یکی از آثار بسیار ارزشمند جناب شعبانعلی یعنی کناب " از کتاب" همراه شدم. کتابی که برای من به عنوان راهنما و چراغی در دل بزرگراه کتابخوانی قرار گرفت و پاسخ به سوالات بسیاری از جنس چیستی؟ چرا؟ چگونه؟ و... در مورد کتابخوانی بود که به نظرم هر کسی در ابتدای این مسیر باید این چراغ پرنور را به دست آورد تا نه تنها شوق و لذت این مسیر برایش دوچندان شود که از طعمهها و دامهای آن که به عنوان یک صنعت پول ساز است آگاه شود. هر صفحه از این کتاب همراه با نکات کلیدی و مهمی بود که به دانستن آن خرسندم. نکات با ارزشی مانند : مدل یادگیری بلوم، به همراه داشتن دفترچه یادداشت در کنار خواندن کتاب، دوباره و چندباره خوانی کتاب، رونویسی به سبکهای مختلف، آشنایی با جنبش آهستگی، علت و چرایی خواندن کتب علمی آکادمیک و دانشگاهی در حوزه مرتبط با مطالعه، آشنایی با نویسندگان و ناشران و... که هم اکنون فرا گرفتم و حداقل برای من بسیار نیاز بود.
میزان عشق و علاقهای که جناب شعبانعلی در نوشتن این کتاب، در مورد کتاب، داشتن از همه سطرها میزنه بیرون و فوقالعاده است. در حالت عادی همچین کتابی رو احتمالا خودم هیچوقت انتخاب نمیکردم ولی هدیه یه دوست عزیز باعث شد که زمانهای قطع شدن برق رو با این کتاب پر کنم و واقعا از این اتفاق خوشحالم. با وجود این که خیلی کم کتاب خوندم، ولی فکر میکردم بلدم کتاب خوندن یعنی چی، کتاب رو چطوری باید انتخاب کرد و چه روشی برای کتاب خوندن بهتره. ولی این کتاب من رو با چیزهای جدیدی آشنا کرد که خیلی بعیده جای دیگهای با این حد از ساختارمندی پیدا میکردم. و از همه چیز جذابتر واسم این نکته بود که بالاخره باعث شد شرم و احساس گناه همیشگیم از حاشیهنویسی و نوشتن روی کتاب رو کنار بذارم. اگه فقط واسه همین مسئله هم باشه خیلی از جناب شعبانعلی ممنونم.
این کتاب میشه گفت از مهمترین کتابهایی بود که خوندم، لذت بردم یاد گرفتم و یک کتاب بیش از این چه چیزی قرار بود بهم بده؟ اگه بخوام تو یه کلمه بگم میشه؛ خفن.
کتاب رو پیشنهاد میکنم ؟ صددرصد اگه کتابخون هستید که حتما بخونید چون عاشق خیلی از قسمت هاش میشید؛و حتی اگر کتاب نمیتونید هم پیشنهاد میکنم چرا که برای شما هم حرفی برای گفتن داره مثل فصل “چرا کتاب نمیخونیم؟” و “چرا باید کتاب بخونیم؟”. پس در هر صورت میتونید ازش استفاده کنید.
کتاب رو دوباره خواهم خوند؟ صددرصد بله؛ این کتابیه که باید با جونت یکی شه پس باید چندباره خوانده بشه و اگر این کتاب رو خوندید پیشنهاد میدم حتما دوباره بخونید.
بخونید و کیف کنید ؛ امیدوارم بتونید سفری که من با کتاب تجربه کردم رو شما هم تجربه کنید و حتی بیشتر!
جز بهترین کتابهایی که خوندم بوده، بخش بخش کتاب آموزنده و کاربردی و لذت بخش بود خوندن کتاب و مطالعه کردن برام، به قبل و بعد از این کتاب تقسیم میشه اینکه چه نوشتاری رو میشه کتاب به حساب آورد یا صرفا سیاهه ای رو کاغذ، چه شکل از مطالعه میتونه اثربخش باشه، چه بخشی از کتاب برای چه هدفی نوشته شده، برای چه نوشتاری باید وقت گذاشت و .... قبل از این کتاب نویسنده، مترجم، گرداورنده، ناشر اصلی، ناشر ترجمه، عنوان، منابع کتاب تا این حد اهمیت نداشت هر چه از این کتاب بگوییم کم است، محمدرضا برای من همیشه در مقام معلم بوده و هست
تصور میکنم خوندن کتاب، قبل از خواندن این کتاب اشتباهه، در واقع کسی که میخواد کتاب بخونه قبلش باید حتما این کتاب رو بخونه. بهم یاد داد که چطور کتاب بخونم و چه کتابهایی رو بخونم، در واقع توصیه نکرد که چه کتابهایی رو بخونم، ولی بهم معیارها و روش هایی رو داد که بتونم باهاش راحت تشخیص بدم چه کتاب هایی برای خوندن خوبه.
برای من چه کتابی خوبه؟ من با چه مترجمی ارتباط برقرار میکنم؟ چرا گاهی از خوندن یک اثر معروف خسته میشم و لذت مطالعه از بین میره؟ چطور همیشه تشنه مطالعه و کتاب بمونم؟ چطور کتاب بخونم که برام مفید باشه و یادگیری اتفاق بیوفته؟ اساسا شیوه درست مطالعه کتاب چیه؟ چگونگی و راه و روشهای انتخاب کتاب؟ خلاصه نویسی؟ های لایت؟ نوشتن داخل کتاب؟ اشنایی با روش مطالعه شخصی محمدرضا و کلی پرسشها که نمیشه همه رو اینجا آورد …
به قدری این کتاب خوب و جذاب بود که برای من، بهترین کتابی هست که تا به امروز در زندگیم خوندم.(میدونم ممکنه این جایگاه«بهترین» توسط اثر دیگه تصاحب بشه ولی این اثر برای همیشه جایگاه ویژه خودشو خواهد داشت)
این کتاب با قلمی ساده، قابل فهم و به زبان امروز نوشته شده.
تمام حرفها یا نظر شخصی محمدرضا هستند(ذکر شده) یا اگر از منبع دیگهای هستند، به منبع اشاره مستقیم شده.
این باعث میشه من بتونم به این کتاب اعتماد کامل بکنم. چیزی که این روزها کمتر رعایت میشه.
این کتاب منِ متنفر از کتاب و مطالعه رو عاشق خوندن کرد. و از وقتی خوندن این کتاب رو تموم کردم، کتابهای مورد علاقم رو به سادگی پیدا کرده و میخونم
این کتاب فقط درباره کتاب و چگونگی کتاب خوندن نیست. به صورت موازی کلی آموزش های دیگه به شما میده.
در این کتاب همچنین با مجموعهی ارزشمندی از کتابها اشنا میشید که میتونه مطالعه اونها زندگی شما رو تغییر بده.
من خودم از همین کتاب های معرفی شده داخل این کتاب مطالعه لذتبخش خودم رو ادامه دادم.
خواندن کتاب بسیار لذت بخش بود اما نکته اینجاست که عملی کردن نکات بیان شده نیاز به تلاش و ممارست داره. واقعا با بهبود فرهنگ کتابخوانی به صورت فردی و اجتماعی میشه تفاوتهای بزرگی ایجاد کرد