What do you think?


آبنبات
آبنبات لیمویی
دریا داشت به سمتم می آمد. اما بیشتر از دریا قیافه مرتضی با پوزخندی بر لب و چهره آبی که می گفت عجب شد و «حقته!» جلوی چشمم می آمد.
تصمیم گرفتم فوراً بروم سمت تلفن کارتی و هر جور شده مرتضی را گیر بیاورم و بپرسم آیا او بوده که زنگ زده یا نه. در همین فکر بودم که ...
تصمیم گرفتم فوراً بروم سمت تلفن کارتی و هر جور شده مرتضی را گیر بیاورم و بپرسم آیا او بوده که زنگ زده یا نه. در همین فکر بودم که ...
392 pages
Published January 1, 2024
About the author
مهرداد صدقی
16 books99 followersمهرداد صدقی، نویسنده، طنزپرداز و استاد دانشگاه، متولد سال ۱۳۵۶ در بجنورد است. او سال ۷۵ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته صنایع چوب در دانشگاه گرگان آغاز کرد و با دریافت مدرک دکترا از همین دانشگاه، آن را به پایان رساند.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 58 reviews
August 9, 2026
خیلی شیرین بود. تلفیق قلم عاشقانه و طنز و جابجایی بین این دو، بسیار عالی بود و فضای فوقالعادهای رو خلق کرد.
سیر پیشرفت شخصیتی محسن تو این کتاب، به گونهای بود که انگار نویسنده داره تجربه شخصیش رو تعریف میکنه.
از اولین کتاب این مجموعه، کلی با شخصیت ها انس گرفتیم و احساسات مختلفی رو تجربه کردیم و فکر میکنم هممون از آقای صدقی تقاضا داریم هرچه سریعتر جلد بعدی رو منتشر کنن.
سیر پیشرفت شخصیتی محسن تو این کتاب، به گونهای بود که انگار نویسنده داره تجربه شخصیش رو تعریف میکنه.
از اولین کتاب این مجموعه، کلی با شخصیت ها انس گرفتیم و احساسات مختلفی رو تجربه کردیم و فکر میکنم هممون از آقای صدقی تقاضا داریم هرچه سریعتر جلد بعدی رو منتشر کنن.
May 31, 2024
پایان صدسال تنهایی!
گویا آبنبات لیمویی، آخرین آبنباتی است که از دست محسن و کاچگیها و پرچنگیهایش میخوریم. یحتمل او بایستی بعد از ازدواج کاچگی خود را بگذارد کنار و عاقل شود.
آبنبات لیمویی پایان صدسال تنهایی محسن بود که بالاخره مخاطبش اخیش گفت. لیمویی مانند نارگیلی جنبههای واقعی و چه بسا تلخی در داستان داشت که خواننده را به اطمینان میرساند که یک جای کار نویسنده میگوید این داستان کاملا واقعیست! همین شاید کمی ضدحال بود، البته شاید من فقط این حس را داشتم!
محسن در دو آبنبات اخیر نه تنها اتفاقات و سن و سالش بیشتر و بزرگتر شده که بلکه بعضی شوخیهای و ادبیاتش هم متناسب با خود بزرگتر شده. نقطه قوت است از این جهت که نویسنده متناسب با فضای داستان ادبیاتش را صورت میدهد و البته محل توجه هست برای مربیان و والدینی که میخواهند عزیزانشان به یکبارگی تمام آبنباتها را بخوانند!!
پایان صدسال تنهایی و وصال در کنار ختم بخیر شدن داستان، غم فراقی را برای مخاطب میآورد که ان شالله به زودی زود هم با لعبتکان و هم با ادامه آبنباتها، مهراد صدقی کاممان را شیرین کند!
(طراحی تو ذوق زننده جلد را همه گفتهاند و نویسنده عذرخواهی کرده، امیدوارم نشر دیگر از این خوش سلیقگیها تکرار نکند! )
گویا آبنبات لیمویی، آخرین آبنباتی است که از دست محسن و کاچگیها و پرچنگیهایش میخوریم. یحتمل او بایستی بعد از ازدواج کاچگی خود را بگذارد کنار و عاقل شود.
آبنبات لیمویی پایان صدسال تنهایی محسن بود که بالاخره مخاطبش اخیش گفت. لیمویی مانند نارگیلی جنبههای واقعی و چه بسا تلخی در داستان داشت که خواننده را به اطمینان میرساند که یک جای کار نویسنده میگوید این داستان کاملا واقعیست! همین شاید کمی ضدحال بود، البته شاید من فقط این حس را داشتم!
محسن در دو آبنبات اخیر نه تنها اتفاقات و سن و سالش بیشتر و بزرگتر شده که بلکه بعضی شوخیهای و ادبیاتش هم متناسب با خود بزرگتر شده. نقطه قوت است از این جهت که نویسنده متناسب با فضای داستان ادبیاتش را صورت میدهد و البته محل توجه هست برای مربیان و والدینی که میخواهند عزیزانشان به یکبارگی تمام آبنباتها را بخوانند!!
پایان صدسال تنهایی و وصال در کنار ختم بخیر شدن داستان، غم فراقی را برای مخاطب میآورد که ان شالله به زودی زود هم با لعبتکان و هم با ادامه آبنباتها، مهراد صدقی کاممان را شیرین کند!
(طراحی تو ذوق زننده جلد را همه گفتهاند و نویسنده عذرخواهی کرده، امیدوارم نشر دیگر از این خوش سلیقگیها تکرار نکند! )
August 3, 2024
این یک ریویو نیست، شاید یک خداحافظی باشه با مجموعهای که برای من خیلی ارزشمنده.
آخرین آبنبات... خیلی ناراحتم که این کتاب آخر بود. با آبنباتها خندیدم، اشک ریختم، به فکر فرو رفتم، زندگی کردم... آبنباتها همراه من در روزهای سختی بودن؛ این شیرینی آبنباتها بود که لحظات تلخ رو برام قابل تحمل میکرد. برای من خیلی بیشتر از یک داستان بود. فراموش نمیکنم روزهای تاریکی رو که در اونها این آبنباتها بودن که روزنهی امیدی باز میکردن و کاری میکردن که باریکهای از نور در اون همه سیاهی به قلب من بتابه.
آبنباتها برای من مصداق جملهی معروف رومن رولان بودن _«دوستانی اندک اما شایسته»_. احساس الان من همون احساسیه که بعد از دیدن آخرین قسمت "فرندز" بهم دست داد؛ تموم شد اما هنوز دارم باهاش زندگی میکنم... آبنباتها هم احتمالا همینطور. شاید اصلا جملهی کتاب خطاب به ما باشه: «داستان من تمام مشه؛ ولی داستان ما تازه اینجا شروع مشه... پایانی برای یک شروع تازه!».
۱۳ مرداد ۱۴۰۳
پینوشت: تشکر بسیار ویژهای میکنم از جناب صدقی عزیز. شاید خودشون ندونن اما لطف بسیار زیادی به من کردند با نوشتن آبنباتها :) آقای صدقی امیدوارم اگه این پیام من رو دیدید و گذرتون یه روزی به شهر ما افتاد، حتما تشریف بیارید که در خدمتتون باشیم؛ راستی از بابت آدرس هم نگران نباشید، انشاالله که درسته!
آخرین آبنبات... خیلی ناراحتم که این کتاب آخر بود. با آبنباتها خندیدم، اشک ریختم، به فکر فرو رفتم، زندگی کردم... آبنباتها همراه من در روزهای سختی بودن؛ این شیرینی آبنباتها بود که لحظات تلخ رو برام قابل تحمل میکرد. برای من خیلی بیشتر از یک داستان بود. فراموش نمیکنم روزهای تاریکی رو که در اونها این آبنباتها بودن که روزنهی امیدی باز میکردن و کاری میکردن که باریکهای از نور در اون همه سیاهی به قلب من بتابه.
آبنباتها برای من مصداق جملهی معروف رومن رولان بودن _«دوستانی اندک اما شایسته»_. احساس الان من همون احساسیه که بعد از دیدن آخرین قسمت "فرندز" بهم دست داد؛ تموم شد اما هنوز دارم باهاش زندگی میکنم... آبنباتها هم احتمالا همینطور. شاید اصلا جملهی کتاب خطاب به ما باشه: «داستان من تمام مشه؛ ولی داستان ما تازه اینجا شروع مشه... پایانی برای یک شروع تازه!».
۱۳ مرداد ۱۴۰۳
پینوشت: تشکر بسیار ویژهای میکنم از جناب صدقی عزیز. شاید خودشون ندونن اما لطف بسیار زیادی به من کردند با نوشتن آبنباتها :) آقای صدقی امیدوارم اگه این پیام من رو دیدید و گذرتون یه روزی به شهر ما افتاد، حتما تشریف بیارید که در خدمتتون باشیم؛ راستی از بابت آدرس هم نگران نباشید، انشاالله که درسته!
March 13, 2025
آخی محسنِ عزیزم...
چه قدر بزرگ شده بود بچهم...
حیف شد که این مجموعه تموم شد. دلم برای کاچه بازیها و شیطنتا و هرزهچنگیهای محسن بسی تنگ میشه...
این جلد هم کلی خندیدم با کارای بامزهش. پایان خوبی داشت این مجموعه خوشمزه آبنباتی...
دوستش داشتم...
همین.
چه قدر بزرگ شده بود بچهم...
حیف شد که این مجموعه تموم شد. دلم برای کاچه بازیها و شیطنتا و هرزهچنگیهای محسن بسی تنگ میشه...
این جلد هم کلی خندیدم با کارای بامزهش. پایان خوبی داشت این مجموعه خوشمزه آبنباتی...
دوستش داشتم...
همین.
January 30, 2026
نمیدونم خوندن آخرین جلد از یه مجموعه طنز که جلد اولش رو مدتها قبل شروع کرده بودم، تو این برهه از تاریخ چه موضوعیتی برام داشت؛ شاید فرار بود، یه تلاش مذبوحانه برای پرت کردن حواس.
محسن تو هر جلد که بزرگتر میشه، شوخیهاش هم رنگوبوی سن و سال خودش رو میگیره؛ که با همین روند از جلد قبلی شوخیها به نظرم مناسب نوجوونها نیستند.
مونولوگهای ذهنی محسن با خودش و دیالوگهای خیالیش با کراشهاش هم از یه جایی به بعد حوصلهام رو سر میبرد و به نظرم میشد که کمتر باشن.
طراحی جلد تا جلد آخر خوب بود، آبنباتهای مختلف که دیدنشون به من یه جور حس آرامش میداد. اما این جلد با نوآوری عجیب و غریب ناشر طراحی جلد جدیدی داره که به نظرم خیلی کجسلیقگی توش اعمال شده.
در هر صورت این مجموعه در طی این چند جلد خیلی زیاد افت نمیکنه و تا آخر میتونه مخاطب رو همراه کنه. اتفاقات داستان کاملا از بطن خانواده قشر متوسط ایرانیه و طنز داستان نمک خودش رو نسبتا تا آخر حفظ میکنه.
تو دو جلد آخر دوز مناسبی از درام هم به مجموعه اضافه شد که با توجه به سن و سال محسن و اینکه هر چقدر تو ایران بزرگتر میشی، گرفتاریهات هم بزرگ میشن؛ به نظرم منطقی و هوشمندانه بود.
محسن تو هر جلد که بزرگتر میشه، شوخیهاش هم رنگوبوی سن و سال خودش رو میگیره؛ که با همین روند از جلد قبلی شوخیها به نظرم مناسب نوجوونها نیستند.
مونولوگهای ذهنی محسن با خودش و دیالوگهای خیالیش با کراشهاش هم از یه جایی به بعد حوصلهام رو سر میبرد و به نظرم میشد که کمتر باشن.
طراحی جلد تا جلد آخر خوب بود، آبنباتهای مختلف که دیدنشون به من یه جور حس آرامش میداد. اما این جلد با نوآوری عجیب و غریب ناشر طراحی جلد جدیدی داره که به نظرم خیلی کجسلیقگی توش اعمال شده.
در هر صورت این مجموعه در طی این چند جلد خیلی زیاد افت نمیکنه و تا آخر میتونه مخاطب رو همراه کنه. اتفاقات داستان کاملا از بطن خانواده قشر متوسط ایرانیه و طنز داستان نمک خودش رو نسبتا تا آخر حفظ میکنه.
تو دو جلد آخر دوز مناسبی از درام هم به مجموعه اضافه شد که با توجه به سن و سال محسن و اینکه هر چقدر تو ایران بزرگتر میشی، گرفتاریهات هم بزرگ میشن؛ به نظرم منطقی و هوشمندانه بود.
February 19, 2025
محسن♡ وای قلبم از این پایان😭❤️
عجب مجموعه شیرین و به یادماندنی بود:))
عجب مجموعه شیرین و به یادماندنی بود:))
June 3, 2025
و بالاخره پایان قصه محسن و دریا و دایی اکبر و باقی افراد که باهاشون حداقل من یک نفر چندین سالی زندگی کردم
نمیدونم راجع به خود کتاب چی باید بنویسم چون من خیلی شرایط محسن داستان رو تجربه کردم حداقل تا وسط کتاب قبل از خواستگاری ها
اما تقریبا از اواسط به بعد حس کردم شاید سرگذشت من نیز همین شکلی قراره رقم بخوره و داستان رو سریع تر از قبل خوندم
شاید در طول این سالها با مجموعه شاد شدم و خندیدم اما این جلد اشک من را در آورد نه اینکه غمگین باشه متن نه
اتفاقا خیلی موقعیت های خنده داری داشت اما وقتی داری داستان مشابه سرگذشت خودت رو میخونی دیگه نمیتونی بخندی درسته ؟ :)
البته من نمیدونم آینده ی من چی میشه
نمیدونم راجع به خود کتاب چی باید بنویسم چون من خیلی شرایط محسن داستان رو تجربه کردم حداقل تا وسط کتاب قبل از خواستگاری ها
اما تقریبا از اواسط به بعد حس کردم شاید سرگذشت من نیز همین شکلی قراره رقم بخوره و داستان رو سریع تر از قبل خوندم
شاید در طول این سالها با مجموعه شاد شدم و خندیدم اما این جلد اشک من را در آورد نه اینکه غمگین باشه متن نه
اتفاقا خیلی موقعیت های خنده داری داشت اما وقتی داری داستان مشابه سرگذشت خودت رو میخونی دیگه نمیتونی بخندی درسته ؟ :)
البته من نمیدونم آینده ی من چی میشه
March 18, 2025
این آخرین جلد از داستان آینبات ها و محسن بود.
واقعا از خوندنشون لذت بردم
طنز جذابی داشتن و مجموعه ی نوستالژی بود .
تقریبا هیچ اتفاق هیجان انگیز و خاصی توی این کتاب ها نمی افته اما قلم نویسنده اینقدر شیرینه که آدم دلش نمیاد کتاب رو نخونه و زود تموم نکنه .
آخر داستان قابل حدس بود اما خب فکر کنم تمام خواننده ها همینو می خواستن توی ذهنشون .
به هر حال با اینکه نمیشه گفت مجموعه ای با ارزش ادبی بالاییه اما خودنتش و حس خوبی که میده و خنده ها و گریه ها ش دلنشینه و من پیشنهاد ش می کنم.
الیته لازم به توضیحه من جلدهای قبلی رو خیلی بیشتر دوست داشتم و آبنبات لیمویی به نظرم ضعیف ترین جلد مجموعه بود.
امتیازم ۴
پ.ن: صوتی ش رو گوش کنید حتما
پ.ن۲: نمی دونم چرا آینبات پسته ای رو صوتی نکردن که گمونم جلد ۲ مجموعه باشه
۱۱۷
واقعا از خوندنشون لذت بردم
طنز جذابی داشتن و مجموعه ی نوستالژی بود .
تقریبا هیچ اتفاق هیجان انگیز و خاصی توی این کتاب ها نمی افته اما قلم نویسنده اینقدر شیرینه که آدم دلش نمیاد کتاب رو نخونه و زود تموم نکنه .
آخر داستان قابل حدس بود اما خب فکر کنم تمام خواننده ها همینو می خواستن توی ذهنشون .
به هر حال با اینکه نمیشه گفت مجموعه ای با ارزش ادبی بالاییه اما خودنتش و حس خوبی که میده و خنده ها و گریه ها ش دلنشینه و من پیشنهاد ش می کنم.
الیته لازم به توضیحه من جلدهای قبلی رو خیلی بیشتر دوست داشتم و آبنبات لیمویی به نظرم ضعیف ترین جلد مجموعه بود.
امتیازم ۴
پ.ن: صوتی ش رو گوش کنید حتما
پ.ن۲: نمی دونم چرا آینبات پسته ای رو صوتی نکردن که گمونم جلد ۲ مجموعه باشه
۱۱۷
September 1, 2024
نبوغ مهرداد صدقی توی نوشتن داستان طنز واقعا برام شگفت انگیزه! خیلییی سخته به خنده اوردن خواننده اونم وقتی شخصیت ها با
لهجه ای صحبت میکنن که من خواننده کمترین میزان آشنایی رو باهاش نداشتم ..اما الان عاشق لهجه بجنوردی شدم!
من نیمه اول کتاب روبه زور میخوندم و به نظرم جذابیت کاراکترهاش به اندازه خانواده محسن نبود اما از نیمه دوم داستان خیلی پر کشش جلو رفت و به اندازه جلدهای قبلی کتاب برام جذاب شد!
خوشحالم بابت تمام کردن آخرین جلد سری ابنبات ها و البته ناراحت
دلم برای کاچهگری های محسن، کاراکتر آقای براتی، دایی اکبر، ملیحه و مهساو ..تنگ میشه!
جای خالی بی بی توی این کتاب خیلی حس می شد!
قطعا برمیگردم و دوباره و چندباره این پنج سری رو خواهم خواند
لهجه ای صحبت میکنن که من خواننده کمترین میزان آشنایی رو باهاش نداشتم ..اما الان عاشق لهجه بجنوردی شدم!
من نیمه اول کتاب روبه زور میخوندم و به نظرم جذابیت کاراکترهاش به اندازه خانواده محسن نبود اما از نیمه دوم داستان خیلی پر کشش جلو رفت و به اندازه جلدهای قبلی کتاب برام جذاب شد!
خوشحالم بابت تمام کردن آخرین جلد سری ابنبات ها و البته ناراحت
دلم برای کاچهگری های محسن، کاراکتر آقای براتی، دایی اکبر، ملیحه و مهساو ..تنگ میشه!
جای خالی بی بی توی این کتاب خیلی حس می شد!
قطعا برمیگردم و دوباره و چندباره این پنج سری رو خواهم خواند
February 9, 2025
اول گفتم اه چرا باید این مجموعه داستان تموم بشه ولی بعد که خوندم دیدم محسن خیلی عاقل تر از قبل شده و از اون کاچِگی😂 در اومده پس جاش بود که با کلی خاطره ی خوب خدافظی کنه💜
ولی نباید انقد تندتند پیش میرفت به نظرم یکم نویسنده میخواست سر و ته ماجرا رو هم بیاره وگرنه از قسمت سربازی محسن یه جلد جداگونه در میومد
پ.ن: طراح جلد کاچه شده با این خلاقیت جدیدش🤐😬
ولی نباید انقد تندتند پیش میرفت به نظرم یکم نویسنده میخواست سر و ته ماجرا رو هم بیاره وگرنه از قسمت سربازی محسن یه جلد جداگونه در میومد
پ.ن: طراح جلد کاچه شده با این خلاقیت جدیدش🤐😬
March 29, 2025
خب ، اینکه این مجموعه رو باید باهم خوند تا لذت برد، کتاب اول رو که خوندم گفتم خب که چی؟!
ولی حالا که مجموعه تموم شده میبینم چه حال خوبی داشت، اصلا با خوندن یک جلد درباره ش قضاوت نکنید، قشنگیش به اینه که شخصیت ها میشینن تو ذهنت و موندگار میشن .
ولی حالا که مجموعه تموم شده میبینم چه حال خوبی داشت، اصلا با خوندن یک جلد درباره ش قضاوت نکنید، قشنگیش به اینه که شخصیت ها میشینن تو ذهنت و موندگار میشن .
August 13, 2024
این مجموعه آبنبات ها رو خیلی دوست داشتم لحظات خنده دار و بامزهای داشت .
اما پایان آبنبات لیمویی رو زیاد دوست نداشتم
اما پایان آبنبات لیمویی رو زیاد دوست نداشتم
July 11, 2025
دمت گرم آقای صدقی. قلمتان سبز. 🍀🍀🍀
July 15, 2024
آخرین جلد از مجموعه مورد علاقه من :) هر چی فکر میکنم میبینم محسن برای من هیچوقت تموم نمیشه. من چند ساله دارم با محسن زندگی میکنم. محسن یار روزای سخت من بوده و هست و خواهد بود، اولین جایی که شب تنهایی بهش پناه میبرم. آبنباتها با صدای میرطاهر مظلومی تمام تلاش من برای زنده موندن تو سال سخت کنکور و این هفتههای آخر پر از استرس بود.
محسن کتاب آخر پختهتر شد، مردتر شد. شوخیهای بانمکتر، حرفهای جدیتر. بعد جدیدی از محسن شوخ، بانمک و عاشق. تمام طول کتاب به این فکر میکردم که کاش آقای صدقی ادامهش رو بنویسن و شاید بعدها بتونیم از اتفاقات بانمک مراسمهای عروسی و... که قطعا با وجود محسن کاچه اتفاق میافتن بخونیم.
پررنگتر شدن محمد رو تو کتاب آخر دوست داشتم. اینکه همه هوای محسن رو داشتن و پشتش بودن از همهچیز برا زیباتر بود. شاید آخرش از دریا ناامید شدم یکم ولی خوشحالم که خوب تموم شد. منتظر خداحافظی مفصلتری با گرگان بودم شاید چون آبنبات نارگیلی، کتاب مورد علاقهام از این مجموعه بود (باید یه بار دیگه لیمویی رو بخونم بتونم بینشون تصمیم بگیرم کدوم اوله). یه سری از شخصیتها برام بدون پایان موندن، مثل بچههای گرگان، فرهاد و... دوست داشتم بیشتر ازشون بخونم. برام جالب بود که آبنبات لیمویی جواب ابهام برخی از جملات کتابهای قبل بود.
ولی آقای صدقی راستش و بگو آبنباتهات چی دارن که نمیشه ازشون دل کند؟!
کلام آخر اینکه هیچوقت نمیشه فهمید دست سرنوشت کجا میبرتت شاید مثل محسن جای نرگس و رعنا و... خدا داره به دریای زندگیت میرسونتت.
پ.ن: نمیدونم چرا وقتی دوباره خوندم و علامت زدم ریویویی که از پارسال نوشته بودم پرید مجبور شدم دوباره بذارمش.
محسن کتاب آخر پختهتر شد، مردتر شد. شوخیهای بانمکتر، حرفهای جدیتر. بعد جدیدی از محسن شوخ، بانمک و عاشق. تمام طول کتاب به این فکر میکردم که کاش آقای صدقی ادامهش رو بنویسن و شاید بعدها بتونیم از اتفاقات بانمک مراسمهای عروسی و... که قطعا با وجود محسن کاچه اتفاق میافتن بخونیم.
پررنگتر شدن محمد رو تو کتاب آخر دوست داشتم. اینکه همه هوای محسن رو داشتن و پشتش بودن از همهچیز برا زیباتر بود. شاید آخرش از دریا ناامید شدم یکم ولی خوشحالم که خوب تموم شد. منتظر خداحافظی مفصلتری با گرگان بودم شاید چون آبنبات نارگیلی، کتاب مورد علاقهام از این مجموعه بود (باید یه بار دیگه لیمویی رو بخونم بتونم بینشون تصمیم بگیرم کدوم اوله). یه سری از شخصیتها برام بدون پایان موندن، مثل بچههای گرگان، فرهاد و... دوست داشتم بیشتر ازشون بخونم. برام جالب بود که آبنبات لیمویی جواب ابهام برخی از جملات کتابهای قبل بود.
ولی آقای صدقی راستش و بگو آبنباتهات چی دارن که نمیشه ازشون دل کند؟!
کلام آخر اینکه هیچوقت نمیشه فهمید دست سرنوشت کجا میبرتت شاید مثل محسن جای نرگس و رعنا و... خدا داره به دریای زندگیت میرسونتت.
پ.ن: نمیدونم چرا وقتی دوباره خوندم و علامت زدم ریویویی که از پارسال نوشته بودم پرید مجبور شدم دوباره بذارمش.
This entire review has been hidden because of spoilers.
May 29, 2024
و آخرین آبنبات شیرین
برگرفته از متن کتاب:
"تنها دلخوشی ام پناه بردن به دنیای کتاب ها بود شاید به خاطر شکست ها افسرده شده بودم شاید هم دریچه ی دیگری از زندگی به رویم باز شده بود دنیای من بسیار ساده تر از آن زیاده خواهی های مالی بود عاشق کلمه ها شده بودم عاشق شعر، عاشق ادبیات، از همه مهم تر عاشقِ عاشق شدن، آن هم عشق به کسی که اصلا نمی دانستم کیست اما به شدت عاشقش بودم و این ها با حساب و کتاب و عدد نمی خواند"
برگرفته از متن کتاب:
"تنها دلخوشی ام پناه بردن به دنیای کتاب ها بود شاید به خاطر شکست ها افسرده شده بودم شاید هم دریچه ی دیگری از زندگی به رویم باز شده بود دنیای من بسیار ساده تر از آن زیاده خواهی های مالی بود عاشق کلمه ها شده بودم عاشق شعر، عاشق ادبیات، از همه مهم تر عاشقِ عاشق شدن، آن هم عشق به کسی که اصلا نمی دانستم کیست اما به شدت عاشقش بودم و این ها با حساب و کتاب و عدد نمی خواند"
May 28, 2024
آبنباتی با طعم تلخ و شیرین خاطرات نوستالژیک یک نسل
October 8, 2025
بالاخره بعد پنج جلد وقت خداحافظی با شخصیتهای دوست داشتنی این کتابه.
دو جلد آخر مجموعه آبنبات رو صوتی گوش دادم با صدای میرطاهر مظلومی.
دلم برای محسن و پرحرفیهاش، برای حس نوستالژی که با خوندن هر جلد کتاب داشتم، و تمام شیرینکاری ها و اتفاقات خانواده محسن تنگ میشه و ممنونم برای تمام خندهها و قهقهههایی که باعثش بودید!
تجربه زیستن با این کتاب برای من یکی از قشنگترین خاطرات کتابی یک سال اخیرمه و به کسایی که به این نوع ادبیات داستانی علاقهمندن پیشنهاد میکنم.🥹✨
دو جلد آخر مجموعه آبنبات رو صوتی گوش دادم با صدای میرطاهر مظلومی.
دلم برای محسن و پرحرفیهاش، برای حس نوستالژی که با خوندن هر جلد کتاب داشتم، و تمام شیرینکاری ها و اتفاقات خانواده محسن تنگ میشه و ممنونم برای تمام خندهها و قهقهههایی که باعثش بودید!
تجربه زیستن با این کتاب برای من یکی از قشنگترین خاطرات کتابی یک سال اخیرمه و به کسایی که به این نوع ادبیات داستانی علاقهمندن پیشنهاد میکنم.🥹✨
June 8, 2025
قشنگترین پایانی بود که میشد نوشت. واقعا فصل آخر رو با اشک و لبخند خوندم.
اینکه میدیدم "محسن" طی این مجموعه چقدر بزرگ و فهمیده شده، خیلی حس خوبی میداد. انگار من بزرگش کرده بودم.😂
مطمئنم قراره خیلی دلم تنگ شه، خیلی
اینکه میدیدم "محسن" طی این مجموعه چقدر بزرگ و فهمیده شده، خیلی حس خوبی میداد. انگار من بزرگش کرده بودم.😂
مطمئنم قراره خیلی دلم تنگ شه، خیلی
January 28, 2026
آبنبات لیمویی که تموم شد انگار که یه دوست خیلی عزیز رو از دست دادم. انگار که با محسن، ملیحه، محمد، دایی اکبر، بیبی، امین، دریا و بقیه داشتم زندگی میکردم و حالا باید بار و بندیلم رو ببندم و برم.
July 8, 2024
خداحافظ محسن عزیزم.
امیدوارم بازم بتونم تو رو بخونم یا در حقیقت باهات زندگی کنم
من با آبنبات ها زندگی خوشی تجربه کردم و این برام یه خداحافظی تلخه
آبنبات لیمویی با بقیه آبنبات ها فرق داشت
جدی تر شده بود علی الخصوص اواخر کتاب که شخصیت جدیدی از محسن دیدیم که هیچ وقت فکر نمیکردم محسن بتونه همچین شخصیتی پیدا کنه
ولی در کل آبنبات ها برای من یادآور خوشحالی و دوستی و روزای خوبه و کلی قهقهه زدن
خیلی خوشحالم که با آبنباتا آشنا شدم :)
در خوندن مجموعه آبنباتا نباید تردید داشت که عالین
در نهایت نمیدونم چه جوری حسم به داستان محسن رو توی جمله ها بگنجونم
امیدوارم بازم بتونم تو رو بخونم یا در حقیقت باهات زندگی کنم
من با آبنبات ها زندگی خوشی تجربه کردم و این برام یه خداحافظی تلخه
آبنبات لیمویی با بقیه آبنبات ها فرق داشت
جدی تر شده بود علی الخصوص اواخر کتاب که شخصیت جدیدی از محسن دیدیم که هیچ وقت فکر نمیکردم محسن بتونه همچین شخصیتی پیدا کنه
ولی در کل آبنبات ها برای من یادآور خوشحالی و دوستی و روزای خوبه و کلی قهقهه زدن
خیلی خوشحالم که با آبنباتا آشنا شدم :)
در خوندن مجموعه آبنباتا نباید تردید داشت که عالین
در نهایت نمیدونم چه جوری حسم به داستان محسن رو توی جمله ها بگنجونم
June 11, 2024
گفتن چیزی در وصف سری کتاب های آبنبات واقعا برام سخته ، فقط میتونم بگم باهاشون دارم زندگی میکنم و توی تمام صحبتای روزانه ام از محسن و خانواده اش و حتی تیکه های بامزه ای که به همه مینداخت یاد میکنم، انقدر ماجراهاش واقعی و قشنگ بود که باورم نمیشه فقط یه کتاب بوده….ممنونم از اقای صدقی که با خلق محسن و داستاناش در واقع فرد جدیدی رو به زندگیامون اضافه کرد…. آبنبات لیمویی زیباترین پایانی بود که میتونست برای محسن کاچه رقم بخوره🥹🩵✨
Read
August 13, 2026نمره : 4 از 5
محسن در این جلد همچنان در کنار خانواده و دوستانش با اتفاقات مختلفی روبهرو میشود. او در جریان داستان با مسائل مربوط به دانشگاه، آینده و زندگی شخصی خود درگیر است و حوادثی که برای او و اطرافیانش پیش میآید، مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.
در کنار ماجراهای محسن، زندگی اعضای خانواده نیز ادامه پیدا میکند و اتفاقات مختلفی در خانه و میان نزدیکان او رخ میدهد. محسن در این میان با موقعیتهایی روبهرو میشود که او را وادار به تصمیمگیری درباره آینده و روابطش با دیگران میکند.
در بخش پایانی، ماجراهای محسن و خانوادهاش به سرانجام میرسد. وضعیت زندگی و آینده او مشخص میشود و داستان با پایان یافتن روایت زندگی محسن، مجموعه آبنبات نیز به پایان میرسد.
الان که این ریویو رو مینویسم، هنوز چشمام از اشک خیسه.
سیر روایت در صفحات پایانی کتاب، سرانجام وضعیت زندگی محسن، و از همه مهمتر اینکه این جلد، جلد پایانی مجموعه بود، باعث شد با تموم شدنش حس دلتنگی عمیقی داشته باشم.
وقتی صفحات پایانی رو میخوندم، تمام اتفاقات جلدهای قبلی یکییکی جلو چشمم اومد، از لحظههای تلخ و شیرین زندگی محسن گرفته تا آدمهایی که در طی خوندن این مجموعه باهاشون همراه شدم.
شاید برای همین بود که پایانش اینقدر برام سنگین بود. من فقط پنج جلد کتاب نخوندم، بلکه به نوعی با این مجموعه زندگی کردم و محسن و دنیای اطرافش در طول این مدت به بخشی از زندگی من تبدیل شده بودن. حالا با تموم شدنش، حس میکنم باید از آدمهایی خداحافظی کنم که مدت زیادی همراه من بودن. سختترین بخش ماجرا این هست که میدونی دیگه جلد بعدیای در کار نیست و روایت زندگی محسن همینجا به پایان رسیده.
شروع داستان این جلد دقیقا از جایی شروع میشه که جلد قبلی تموم شد.
در ادامه، همچنان بخشهایی از روایت توی فضای دانشگاه و خوابگاه میگذره. مثل جلد قبلی، تمرکز چندانی روی درسها و اساتید وجود نداره و توی این جلد هم، مثل دو جلد قبل، به وضعیت عاطفی و روابط عشقی محسن و تا حدودی ابی پرداخته میشه.
این جلد، برخلاف جلد قبل که تا حد زیادی از بجنورد، محل زندگی محسن، فاصله گرفته بود، فضای بیشتری رو به بجنورد اختصاص میده.
همچنین داستان وارد مرحله جدیدی از زندگی محسن میشه، مرحلهای که با توجه به ظرفیتهایی که داشت، میتونست بهطور مفصلتری بهش پرداخته بشه و حتی یک جلد جداگانه بهش اختصاص پیدا کنه، اما در نهایت فقط در حد یکی دو فصل بهش پرداخته میشه.
ورود به این مرحله از زندگی محسن هم خیلی سریع اتفاق میافته، بهنوعی وضعیت قبلی زندگی اون رها میشه و ناگهان، بدون هیچ پیشزمینه و مقدمهای، میبینیم که وارد مرحله جدیدی شده.
این موضوعات، در کنار نبود انسجام کلی در طول کتاب، این تصور رو ایجاد میکرد که نویسنده توی این جلد ایده چندانی نداشته و قصد داشته به هر شکل ممکن داستان رو به پایان برسونه. نقطه پایانی داستان هم برخلاف اون چیزی که در طول کتاب خونده بودیم و انتظار میرفت، اتفاق میافته و این بخش هم تا حدی این حس رو ایجاد میکنه که نویسنده صرفا قصد داشته داستان رو تموم کنه. با اینحال، پایانبندی خوبی داشت و از نظر من، ایراد خاصی نمیشه بهش وارد کرد.
همچنین این جلد فاصله زیادی از فضای طنز جلدهای قبلی گرفته و بیشتر حالوهوایی درام داره. البته نویسنده تمام تلاش خودش رو کرده تا لحظات طنز زیادی خلق کنه و خواننده رو به خنده بندازه، اما برای من، این طنز در اغلب موارد اون تاثیر لازم رو نداشت. بااینحال، همچنان چندین بار از ته دل خندیدم.
نمره واقعی من به این جلد ۳/۵ از ۵ هست، اما با تمام ایرادهایی که ذکر کردم، همچنان از خوندنش لذت بردم و تجربه خیلی خوبی برام بود،مخصوصارپایانش که خیلی خوب از کار دراومده بود اما چون جلدهای قبلی این مجموعه رو هم خیلی دوست داشتم و در کل ارتباط زیادی با این مجموعه گرفتم، تصمیم گرفتم نمره ۴ رو بهش بدم، نمرهای که بیشتر دلیه تا چیزی که صرفا بر اساس ایرادها و نقاط قوت این جلد تعیین شده باشه.
پنج جلد با محسن و خانوادهاش همراه بودیم و بالاخره این قصه هم به آخر رسید. از آبنبات هلدار و فضای بجنورد گرفته تا آبنبات لیمویی و ادامه زندگی محسن، اتفاقات زیادی رخ داد و شخصیتهای مختلفی وارد داستان شدن که هرکدوم بخشی از این روایت رو ساختن. دایی اکبر، آقاجان، بیبی و بقیه شخصیتهای این خانواده، هرکدوم به شکلی در طول این پنج جلد همراه من بودن و حالا که داستان به پایان رسیده، واقعا دلم برای این شخصیتها تنگ میشه، مخصوصا دایی اکبر که یکی از بهیادماندنیترین شخصیتهای این مجموعه برای من بود.
درسته که به پایانش رسیدم، اما قطعا باز هم سراغ این مجموعه خواهم رفت و دوباره و یا حتی بیشتر ، بازخوانیاش میکنم. این مجموعه برای من فقط یک داستان تمومشده نیست،دنیاییه که میتونم دوباره بهش برگردم و روزهای دیگه رو با محسن، دایی اکبر، آقاجان، بیبی و بقیه شخصیتها سپری کنم.
محسن در این جلد همچنان در کنار خانواده و دوستانش با اتفاقات مختلفی روبهرو میشود. او در جریان داستان با مسائل مربوط به دانشگاه، آینده و زندگی شخصی خود درگیر است و حوادثی که برای او و اطرافیانش پیش میآید، مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.
در کنار ماجراهای محسن، زندگی اعضای خانواده نیز ادامه پیدا میکند و اتفاقات مختلفی در خانه و میان نزدیکان او رخ میدهد. محسن در این میان با موقعیتهایی روبهرو میشود که او را وادار به تصمیمگیری درباره آینده و روابطش با دیگران میکند.
در بخش پایانی، ماجراهای محسن و خانوادهاش به سرانجام میرسد. وضعیت زندگی و آینده او مشخص میشود و داستان با پایان یافتن روایت زندگی محسن، مجموعه آبنبات نیز به پایان میرسد.
الان که این ریویو رو مینویسم، هنوز چشمام از اشک خیسه.
سیر روایت در صفحات پایانی کتاب، سرانجام وضعیت زندگی محسن، و از همه مهمتر اینکه این جلد، جلد پایانی مجموعه بود، باعث شد با تموم شدنش حس دلتنگی عمیقی داشته باشم.
وقتی صفحات پایانی رو میخوندم، تمام اتفاقات جلدهای قبلی یکییکی جلو چشمم اومد، از لحظههای تلخ و شیرین زندگی محسن گرفته تا آدمهایی که در طی خوندن این مجموعه باهاشون همراه شدم.
شاید برای همین بود که پایانش اینقدر برام سنگین بود. من فقط پنج جلد کتاب نخوندم، بلکه به نوعی با این مجموعه زندگی کردم و محسن و دنیای اطرافش در طول این مدت به بخشی از زندگی من تبدیل شده بودن. حالا با تموم شدنش، حس میکنم باید از آدمهایی خداحافظی کنم که مدت زیادی همراه من بودن. سختترین بخش ماجرا این هست که میدونی دیگه جلد بعدیای در کار نیست و روایت زندگی محسن همینجا به پایان رسیده.
شروع داستان این جلد دقیقا از جایی شروع میشه که جلد قبلی تموم شد.
در ادامه، همچنان بخشهایی از روایت توی فضای دانشگاه و خوابگاه میگذره. مثل جلد قبلی، تمرکز چندانی روی درسها و اساتید وجود نداره و توی این جلد هم، مثل دو جلد قبل، به وضعیت عاطفی و روابط عشقی محسن و تا حدودی ابی پرداخته میشه.
این جلد، برخلاف جلد قبل که تا حد زیادی از بجنورد، محل زندگی محسن، فاصله گرفته بود، فضای بیشتری رو به بجنورد اختصاص میده.
همچنین داستان وارد مرحله جدیدی از زندگی محسن میشه، مرحلهای که با توجه به ظرفیتهایی که داشت، میتونست بهطور مفصلتری بهش پرداخته بشه و حتی یک جلد جداگانه بهش اختصاص پیدا کنه، اما در نهایت فقط در حد یکی دو فصل بهش پرداخته میشه.
ورود به این مرحله از زندگی محسن هم خیلی سریع اتفاق میافته، بهنوعی وضعیت قبلی زندگی اون رها میشه و ناگهان، بدون هیچ پیشزمینه و مقدمهای، میبینیم که وارد مرحله جدیدی شده.
این موضوعات، در کنار نبود انسجام کلی در طول کتاب، این تصور رو ایجاد میکرد که نویسنده توی این جلد ایده چندانی نداشته و قصد داشته به هر شکل ممکن داستان رو به پایان برسونه. نقطه پایانی داستان هم برخلاف اون چیزی که در طول کتاب خونده بودیم و انتظار میرفت، اتفاق میافته و این بخش هم تا حدی این حس رو ایجاد میکنه که نویسنده صرفا قصد داشته داستان رو تموم کنه. با اینحال، پایانبندی خوبی داشت و از نظر من، ایراد خاصی نمیشه بهش وارد کرد.
همچنین این جلد فاصله زیادی از فضای طنز جلدهای قبلی گرفته و بیشتر حالوهوایی درام داره. البته نویسنده تمام تلاش خودش رو کرده تا لحظات طنز زیادی خلق کنه و خواننده رو به خنده بندازه، اما برای من، این طنز در اغلب موارد اون تاثیر لازم رو نداشت. بااینحال، همچنان چندین بار از ته دل خندیدم.
نمره واقعی من به این جلد ۳/۵ از ۵ هست، اما با تمام ایرادهایی که ذکر کردم، همچنان از خوندنش لذت بردم و تجربه خیلی خوبی برام بود،مخصوصارپایانش که خیلی خوب از کار دراومده بود اما چون جلدهای قبلی این مجموعه رو هم خیلی دوست داشتم و در کل ارتباط زیادی با این مجموعه گرفتم، تصمیم گرفتم نمره ۴ رو بهش بدم، نمرهای که بیشتر دلیه تا چیزی که صرفا بر اساس ایرادها و نقاط قوت این جلد تعیین شده باشه.
پنج جلد با محسن و خانوادهاش همراه بودیم و بالاخره این قصه هم به آخر رسید. از آبنبات هلدار و فضای بجنورد گرفته تا آبنبات لیمویی و ادامه زندگی محسن، اتفاقات زیادی رخ داد و شخصیتهای مختلفی وارد داستان شدن که هرکدوم بخشی از این روایت رو ساختن. دایی اکبر، آقاجان، بیبی و بقیه شخصیتهای این خانواده، هرکدوم به شکلی در طول این پنج جلد همراه من بودن و حالا که داستان به پایان رسیده، واقعا دلم برای این شخصیتها تنگ میشه، مخصوصا دایی اکبر که یکی از بهیادماندنیترین شخصیتهای این مجموعه برای من بود.
درسته که به پایانش رسیدم، اما قطعا باز هم سراغ این مجموعه خواهم رفت و دوباره و یا حتی بیشتر ، بازخوانیاش میکنم. این مجموعه برای من فقط یک داستان تمومشده نیست،دنیاییه که میتونم دوباره بهش برگردم و روزهای دیگه رو با محسن، دایی اکبر، آقاجان، بیبی و بقیه شخصیتها سپری کنم.
February 21, 2026
و بالاخره پایان صد سال تنهایی...
خوشحالم که تونستم در عرض یک ماه و نیم هر ۵ جلدش رو بخونم و این هم جلد آخرش... تموم کردن این کتاب خیلی حس خوبی برام داشت، چند صفحه آخر رو خیلی دوست داشتم! الان حسم رو میتونم با این کلمه توصیف کنم: آخیش...!!!
حالا درسته جلد آخرش یه پایان شاد داشت و به خاطر همین موضوع دوسش داشتم اما در کل باید بگم که هیچی به آبنبات دارچینی نمیرسه واقعاً، در رتبه دوم هم آبنبات هلدار قرار میگیره. این دو تا جلد رو بیشتر از همه دوست داشتم! ولی در کل بخاطر پیوستگی موضوع پیشنهاد میدم همه جلدهاشو بخونید، حس خوبی دارن و حال خوب کن هستن...
خوشحالم که تونستم در عرض یک ماه و نیم هر ۵ جلدش رو بخونم و این هم جلد آخرش... تموم کردن این کتاب خیلی حس خوبی برام داشت، چند صفحه آخر رو خیلی دوست داشتم! الان حسم رو میتونم با این کلمه توصیف کنم: آخیش...!!!
حالا درسته جلد آخرش یه پایان شاد داشت و به خاطر همین موضوع دوسش داشتم اما در کل باید بگم که هیچی به آبنبات دارچینی نمیرسه واقعاً، در رتبه دوم هم آبنبات هلدار قرار میگیره. این دو تا جلد رو بیشتر از همه دوست داشتم! ولی در کل بخاطر پیوستگی موضوع پیشنهاد میدم همه جلدهاشو بخونید، حس خوبی دارن و حال خوب کن هستن...
August 21, 2026
و این هم پایان این سفر پر از لحظات تلخ و شیرین
جلد آخر مجموعه واقعاً وایب تمام جلدهای پایانی رو میداد. البته ظاهرا نویسنده قصد داره ادامه رو بنویسه اما فعلا تا چاپ نشده بیاید این جلد رو جلد آخر در نظر بگیریم.
اینکه محسن به دریا نرسید اولش به نظر من خیلی منطقی بود. یعنی مگه فیلم هندیه که بعد این همه سال به خوبی و خوشی به هم برسن اما در عین حال از پایان هم بدم نیومد، یه جورایی کاملا پایان رمانایرانیگونهای بود.
و آخرش واقعا قشنگ بود. 🫠🫠🫠
این جلد هم ترکیبی از غم و شادی بود و واقعا دوست داشتم. مخصوصا که بخش درامش واقعا خوب بود.
یه چیز قشنگ دیگه توی این جلد این بود که نویسنده به طریقی نشون داد حتی آدمهای کاچهای مثل محسن هم میتونن غرق دنیای ادبیات و کتابها بشن.
در پایان میگم اگه یه مجموعه پر از اتفاقات تلخ و شیرین میخواید که هم باهاش قهقهه بزنید، هم گریه کنید، هم ذوقی بشید، هم حرص بخورید و خلاصه پابهپای احساسات مختلف اعضای یه خانواده پیش برید، مجموعه آبنباتها رو از دست ندید
در پایان امیدوارم که یا یه محسن برای خودتون پیدا کنید و یا به دریای زندگیتون برسید 🫠
جلد آخر مجموعه واقعاً وایب تمام جلدهای پایانی رو میداد. البته ظاهرا نویسنده قصد داره ادامه رو بنویسه اما فعلا تا چاپ نشده بیاید این جلد رو جلد آخر در نظر بگیریم.
اینکه محسن به دریا نرسید اولش به نظر من خیلی منطقی بود. یعنی مگه فیلم هندیه که بعد این همه سال به خوبی و خوشی به هم برسن اما در عین حال از پایان هم بدم نیومد، یه جورایی کاملا پایان رمانایرانیگونهای بود.
و آخرش واقعا قشنگ بود. 🫠🫠🫠
این جلد هم ترکیبی از غم و شادی بود و واقعا دوست داشتم. مخصوصا که بخش درامش واقعا خوب بود.
یه چیز قشنگ دیگه توی این جلد این بود که نویسنده به طریقی نشون داد حتی آدمهای کاچهای مثل محسن هم میتونن غرق دنیای ادبیات و کتابها بشن.
در پایان میگم اگه یه مجموعه پر از اتفاقات تلخ و شیرین میخواید که هم باهاش قهقهه بزنید، هم گریه کنید، هم ذوقی بشید، هم حرص بخورید و خلاصه پابهپای احساسات مختلف اعضای یه خانواده پیش برید، مجموعه آبنباتها رو از دست ندید
در پایان امیدوارم که یا یه محسن برای خودتون پیدا کنید و یا به دریای زندگیتون برسید 🫠
This entire review has been hidden because of spoilers.
May 20, 2025
بالاخره پایان آبنباتها و پایان خندیدن از کاچهبازیها و بامزهگیهای محسن و خانوادهاش بهخصوص دایی اکبر!
آبنباتها طعمدار مهرداد صدقی بدون شک یکی از مجموعههای موفق طنز به حساب میآد و یهجورایی انگار زندگی خود نویسنده هستش.
من خیلی دوستش داشتم و دلم برای شنیدن و خندیدن و همراه شدن با لحظههای خوب و بدش تنگ میشه...
ولی این فصل اتفاقها روی دور تند بود. مثلا خیلی به سربازی محسن پرداخته نشد و به نظرم میشد بیشتر روش کار کرد ولی خب نویسنده تصمیم گرفت مجموعه را جمع کنه.
پینوشت:
بعضیها نوشته بودن به این دلیل آبنباتها تموم شد چون محسن دیگه دست از کاچهبازی و هرزهچنگی برداشت و عاقل شده. من البته مخالفم 😄 و به نظرم محسن همون شوخ و شیرین همیشگیاش هست و فقط فرد موردنظر! بهش گفت داستانت رو تا اینجا بنویس و اونم به حرفش گوش داد 😂😍
آبنباتها طعمدار مهرداد صدقی بدون شک یکی از مجموعههای موفق طنز به حساب میآد و یهجورایی انگار زندگی خود نویسنده هستش.
من خیلی دوستش داشتم و دلم برای شنیدن و خندیدن و همراه شدن با لحظههای خوب و بدش تنگ میشه...
ولی این فصل اتفاقها روی دور تند بود. مثلا خیلی به سربازی محسن پرداخته نشد و به نظرم میشد بیشتر روش کار کرد ولی خب نویسنده تصمیم گرفت مجموعه را جمع کنه.
پینوشت:
بعضیها نوشته بودن به این دلیل آبنباتها تموم شد چون محسن دیگه دست از کاچهبازی و هرزهچنگی برداشت و عاقل شده. من البته مخالفم 😄 و به نظرم محسن همون شوخ و شیرین همیشگیاش هست و فقط فرد موردنظر! بهش گفت داستانت رو تا اینجا بنویس و اونم به حرفش گوش داد 😂😍
September 18, 2026
پنجمین و آخرین کتاب از مجموعه آبنبات مهرداد صدقی به ادامه داستان محسن تا ازدواجش می پردازد. مثل چهار کتاب قبلی، اساس این کتاب هم بر روایت مبتنی بر طنز و نوستالژی استوار است که طبیعتا ممکن است خواننده هایی از یک نسل اصلا با فضای کتاب ارتباط برقرار نکند. از سمت دیگر با توجه به اینکه نویسنده قصد داشته است داستان را به یک سرانجام منطقی برساند شخصیت محسن را به یک نوع بلوغ رسانده است که همین هم طنز کار را نسبت به مابقی کتاب ها کم کرده است ولی بهر صورت کتاب جذابی است
March 14, 2025
بالاخره این مجموعه تموم شد.
خیلی دلم برای محسن و کاچگیهاش تنگ میشه هرچند که به نظرم پایانش مثل فیلم فارسیها بود ولی دوسش داشتم.
به نظرم طنز سه جلد اول خیلی بیشتر و بهتر بود اما این دو جلد آخر هم خوبیهای خودش رو داشت.
خیلی دلم برای محسن و کاچگیهاش تنگ میشه هرچند که به نظرم پایانش مثل فیلم فارسیها بود ولی دوسش داشتم.
به نظرم طنز سه جلد اول خیلی بیشتر و بهتر بود اما این دو جلد آخر هم خوبیهای خودش رو داشت.
July 14, 2024
همینطور که قبلا گفتم سری کتابهای ابنبات ها برای من مثل تراپی عمل میکنه ، این کتاب هم مانند سری قبل داستان جذاب و گیرایی داشت ولی طنزش کمی کم شده بود اما همچنان خوندنش بهم خیلی چسبید ، مخصوصا چند فصل آخر که به این اشاره میکرد که یار تنهایی محسن کتاب و فیلم شده خیلی من رو یادم خودم انداخت ، از آقای مهرداد صدقی بابت این کتابهای دلنشین متشکرم ، احساس میکنم با خواندن کتابهای ایشون نوری که درونم خاموش شده دوباره روشن میشه❤
۲۴ تیر ۱۴۰۳
۲۴ تیر ۱۴۰۳
February 13, 2026
گرگ و میش ۲۴ ام بهمن ماه ۰۴ تموم شد.
داشتم لیست کتاب های اخیرم رو می دیدم و غصه میخوردم که اخیرا کتابی که واقعا بهم بچسبه نخوندم؛ تا اینکه آبنبات لیمویی به دستم رسید.
انقدر شیرین بود این آبنبات که دوست داشتم آهسته آهسته مزه مزه ش کنم و بخونمش اما انقدر جذاب بود و کشش داشت که دوست داشتم زودتر بدونم آخرش سرنوشت محسن چی میشه.
کتاب های قبلی صدقی رو هم خیلی دوست داشتم؛ خصوصا که آبنبات هل دارش، اولین کتابی بود که دوران دانشجویی به همسرم امانت دادم که بخونه
داشتم لیست کتاب های اخیرم رو می دیدم و غصه میخوردم که اخیرا کتابی که واقعا بهم بچسبه نخوندم؛ تا اینکه آبنبات لیمویی به دستم رسید.
انقدر شیرین بود این آبنبات که دوست داشتم آهسته آهسته مزه مزه ش کنم و بخونمش اما انقدر جذاب بود و کشش داشت که دوست داشتم زودتر بدونم آخرش سرنوشت محسن چی میشه.
کتاب های قبلی صدقی رو هم خیلی دوست داشتم؛ خصوصا که آبنبات هل دارش، اولین کتابی بود که دوران دانشجویی به همسرم امانت دادم که بخونه
June 3, 2025
میتونم بگم که از پایانش خیلی خوشحال شدم. منی که با شخصیت محسن خو گرفته بودم، خیلی خوشحال شدم که به چیزی که میخواست رسید. فقط چقدر حیف که بیبیاش نبود که کنارش باشه.
رسیدنش به دریا بعد این همه ماجرا چقدر شیرین بود. و آخر کتاب هم سورپرایز شدم.
طوری شد که انگار محسن داشته کل این داستانها رو، با همین جزئیات و صداقت، برای دریا تعریف میکرده.
رسیدنش به دریا بعد این همه ماجرا چقدر شیرین بود. و آخر کتاب هم سورپرایز شدم.
طوری شد که انگار محسن داشته کل این داستانها رو، با همین جزئیات و صداقت، برای دریا تعریف میکرده.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Displaying 1 - 30 of 58 reviews






























