Jump to ratings and reviews
Rate this book

دریای اسمار: ۶۸ افسانه‌ی شیرین و پندآموز از هندوستان #1

نهر اول: پسر شیرسوار و نه افسانه دیگر از دریای اسمار

Rate this book
دریای اسمار مجموعه داستانی به زبان سنسکریت و قلم نویسنده هندی، سُمَدوه، است که در دوره اکبر شاه گورکانی (قرن ۱۱ هجری قمری) توسط مصطفى خالق‌داد به فارسی ترجمه شد. مژگان شیخی تعدادی از این افسانه‌ها را به زبان ساده برای کودکان بازنویسی کرده است.

48 pages, Paperback

Published April 1, 2021

About the author

Somadeva

76 books16 followers
Somadeva Bhatta

11th century Kashmiri writer

https://en.wikipedia.org/wiki/Somadeva

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
1 (50%)
2 stars
0 (0%)
1 star
1 (50%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Sang Cast.
76 reviews5 followers
August 30, 2024
این کتاب را با خواهرم می‌خواندیم و او هم خیلی دوستش داشت.
سعی کردم بعد از مدتی، از خواهرم بخواهم که داستان‌ها را به زبان خودش بیان کند، و درباره‌شان فکر کنیم. ایده جالب و خوبی بود، و البته خواهرم به خاطر تکرار واژه «راجه» در تقریبا همه داستان‌ها، برخی از آن‌ها را با هم قاطی کرده بود.
امشب یا فردا به سراغ جلد دوم خواهیم رفت.

متن داستان‌ها بازنویسی‌شده و ساده‌شده هستند و به همین خاطر برای خود بچه‌ها هم خواندن‌شان سخت نیست. هرچند اسامی هیچ اعراب‌گذاری‌ای ندارند که بدانیم چه‌طور باید آن‌ها را بخوانیم. حتی پاورقی‌ای هم برای تلفظ صحیح اسامی وجود ندارد.
من و خواهرم هر بار اسم‌ها را به یک شکل خواندیم.

!خطر اسپویل!
این کتاب شامل ده داستان بود، که به ترتیب نام می‌برم و توضیح جزئی‌ای درباره‌شان می‌دهم:

سه خواهر و سه برادر
پند داستان: خانواده‌ای که آرامش داشته باشد و درگیر حسادت و خیانت نشود، می‌تواند فرزندان خوب و عاقلی تربیت کند.

ارث جادویی
پند داستان: نباید به هر کسی اعتماد کرد. / نباید هر پیشنهادی را عجولانه پذیرفت. / در یک کار شراکتی نباید بدون فکر نظر دیگری را پذیرفت.

کی از همه زیباتر است؟
پند داستان: نباید در هر کاری دخالت کرد. / جایگاه بالا داشتن دلیل بر صحیح بودن نظرات شخص در همه زمینه‌ها نیست. / عجله در حکم و قضاوت پسندیده نیست. / در هنگام خشم نظر دادن و حکم کردن می‌تواند به جنایت منتهی شود، فلذا باید صبر کرد تا خشم فروکش کند.

خشم آسمان
پند داستان: عجله در حکم و قضاوت پسندیده نیست. / اعتماد را به سادگی و به خاطر حرف دیگران نباید از بین برد. / عجله در اجرای حکم، به خصوص حکم مرگ و اعدام، پسندیده نیست.
نکته: در این داستان می‌بینیم که چه‌طور وزیر باهوش با استفاده از عقاید خرافی مجری حکم، خود را نجات می‌دهد. شاید در این‌جا خرافات منجر به نجات وزیر بسیار عاقل و خردمند شده باشد، اما در واقع منجر به ازکارافتادگی مجری حکم شده، و او به خاطر ترس از خرافات آنچه را که به آن مأمور بوده ناتمام رها کرده. آیا ممکن است بعد از اعدام وزیر خشکسالی از راه برسد؟ شاید این یک پیش‌گویی بر اساس داده‌های هواشناسی و... باشد و درست از آب در بیاید، و شاید هم هیچ مبنایی نداشته و کاملا بیهوده باشد. مجری حکم، که خود پادشاه منطقه کوچکی است، آیا باید ریسک کند و او را بکشد و مردمش را به خشکسالی و مرگ دچار کند یا نه؟ می‌توان نتیجه گرفت که خرافات جلوی اجرای درست امور را می‌گیرد. مثل این‌که کسی عقیده داشته باشد گرفتن ناخن در شب باعث می‌شود که برکت از زندگی‌اش برود، یا تنبیه فیزیکی همسرش به خاطر عدم پی‌روی از دستوراتش سخنی از سوی خداست، و...

پسر راجه، میمون و شیر
پند داستان: در دوستی خیانت نباید کرد. / در موقعیت‌های سخت ساده‌تر اعتماد به وجود می‌آید.

تجارت با موش مرده
پند داستان: باید موقعیت‌ها را دریافت و از آن‌ها بهترین استفاده را کرد. / غر زدن نتیجه مثبتی حاصل نمی‌کند و فرصت را از بین می‌برد.

پسر شیرسوار
پند داستان: گاهی وقت‌ها اتفاقاتی که در ظاهر بد هستند، می‌توانند نتایج خوبی داشته باشند.
نکته: این داستان چندان در نظرم پندآموز نیامد، هرچند که پندی از آن بیرون کشیدم و نوشتم! در واقع به این فکر کردم که راجه‌ای در گذشته‌های دور به اشتباه در هنگام شکار مردی را کشته است، و پسر یتیم او را با خود به قصر آورده، و با گفتن این داستان من‌درآوردی و عجیب، پیشینه و توجیهی برای کارش جور کرده. از این طریق مردم هم به او ایراد نگرفته‌اند که چرا دقت نکرده و همین‌طوری تیر در کرده است. شاید هم راجه نمی‌توانسته بچه‌دار شود، و وقتی مرد و پسرش را توی جنگل دیده، این نقشه را سر هم کرده و از این طریق صاحب فرزندی شده، و همراهان راجه هم که به این امر راضی‌تر بودند تا آشفتگی مملکتی بدون وارث، قضیه را پذیرفته‌اند و سکوت کرده‌اند.

پسر پنجم
پند داستان: عابد و عالم بودن والدین دال بر عاقل بودن فرزندان نیست، و ممکن است که ایشان در تربیت ناتوان بوده باشند. / تمسخر دیگران اگر باعث ایجاد ناراحتی و کینه شود، کار پسندیده‌ای نیست. / گاهی لازم است که آدم خودش را برای کار غلطی که انجام داده تنبیه کند، تا راه درست را پیدا کند.

راجه، باز و کبوتر
پند داستان: اگر می‌توانی از کسی ضعیف‌تر از خودت حمایت کنی، این کار را بکن. / برای انجام کار درست نگران نباش. / وقتی کسی به دیگری پناه می‌آورد، بهتر است در صورت امکان از او دفاع کرد.
نکته: البته در این داستان عقیده دیرینه «موجود گیاه‌خوار (کبوتر) خوب است، و موجود گوشت‌خوار (باز) شیطانی‌ست» را شاهد هستیم. این عقیده بر اساس دانش ناقص بشر از طبیعت شکل گرفته بوده است، و موجودات شکارچی را خبیث و پدیدآمده از خواست شیطان و پلیدی می‌دانسته. اگر چوپان جلوی شکار گرگ از گله گوسفندان را بگیرد، می‌توان آن را نوعی سودجویی دانست؛ اما در این‌جا این ماجرا بیشتر شبیه جلوگیری از فرآیند معمول طبیعت است. شاید هم من صرفا زیاد سخت گرفته‌ام و نباید به داستان‌های قدیمی این‌قدر ایراد گرفت!!!

ماجرای کتاب عجایب و غرایب
پند داستان: وقتی حاکم قدر هنر و هنرمند را نداند، عملا او را از جامعه رانده و زندگی‌اش را از بین برده است. / مملکتی که هنر در آن خوار شود، کم‌کم در بخش‌های گوناگون دچار ایراد و اشکال می‌شود.
خواندن این داستان این ابیات از شاهنامه را به یادم آورد:
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار

سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد بر این روزگار دراز

نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان

هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند

شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.