وهكذا تشكّلت من صعود تيموجين السريع إلى السلطة، أوسع إمبراطورية امتدت على مساحات متجاورة من الأرض. فقد بدأ شاباً يتيم الأب، يتفانى في الدفاع عن حق أسرته، ثم زعيم قبيلة، محاطاً برهط من الأتباع المخلصين، ومن بعدها زعيماً لعدة قبائل، يمضي لتوحيد الشعوب في الفيافي الآسيوية، تحت راية الثروة الموعودة والجاه، ثم ليصبح أخيراً جنكيز خان، سيد العالم، الذي ترك بأعماله وردود أفعاله وما أبرمه من معاهدات واتفاقيات، آثاراً لا يزال صداها يتردد إلى يومنا هذا. فمعاهدة الصلح بين التيبت والصين التي خط مسودتها في الأصل أحد الحكام المغول، بقيت حتى وقتنا الحاضر أساساً معتمداً بين البلدين. كما أن قصائد جلال الدين الرومي التي يتردد صداها حول العالم، من كاليفورنيا حتى طوكيو، نشأت بداية وتغلغلت في مسامع الناس زمن سيادة الحكم المغولي. في حين أدى بناء المغول عاصمة الصين الحالية «بكين»، واعتمادها لتكون عاصمة للصين الموحدة آنذاك، إلى خلق روابط روحية وثقافية لا تزال تؤلف بين شعوب غرب آسيا وشرقها إلى اليوم.0
آنچه از مغولان و امپراتوری آنان به یاد مانده است خاطرات و روایات های وحشتناکی ایست از مردمانی کریه ، وحشی ، بی رحم و بسیار مقاوم که مانند ملخ هر چه در سر راه بود بلعیدند و ویران کردند ، کشتند و غارت کردند و خرابی هایی سبب شدند که تا قبل از آن و شاید بعد از آن بی سابقه بوده . اما دلیل پیروزی های حیرت آسا آنها چه بوده ؟ چه گونه با سرعتی کم نظیر خود را از شرق آسیا به غرب و اوکراین فعلی و روسیه رساندند ؟ امپراتوری آنان چگونه دو قرن به درازا کشید و سرانجام پرسش اصلی این است که ده ها میلیون نفر از ملیت های مختلف چگونه ده ها سال با مغولان هم نشینی کرده ، از آنان چه آموخته و به آنان چه یاد دادند و کیفیت زندگی آنان در امپراتوری مغول چگونه بوده است ؟ این پرسش اساسی بوده که جرج لین تاریخ نگار آمریکایی در کتاب زندگی روزمره در امپراتوری مغول کوشیده به آن پاسخ دهد . مشکل اصلی در پذیرش تمدن امپراتوری مغول در این ریشه داشته که غالبا تفاوت و فرقی میان مغولهای صحرا نشین زمان چنگیز خان و پسرانش به ویژه تولی خان با مغولانی که در موج سوم هجوم به ایران و بخش های دیگر آسیا و شاید جهان به فرماندهی نوه چنگیز یعنی هلاکو خان شرکت داشتند نمی دیدند ، در حالی که استپ نشینان محصول اقلیم خشن و سخت سرزمین مغولستان بوده اند ، نویسنده با جزییات فراوان زندگی صحرا نشینان را شرح داده ، از لباس و پوشش آنان ، غذاهای آنان ، نقش مرد و زن در جوامع ، دامداری و پرورش گاو و گوسفند و اسب و شتر ، نقش شکار در هماهنگی بی نظیر آنان و باورهای دینی و مذهبی مغولان تنها بخشهایی از زندگی روز مره صحرانشینان بوده که جرج لین به آن پرداخته . نویسنده نتیجه گرفته که تنها راه در امان بودن از نیروی عظیم مغولان تفرقه و اختلاف میان قبایل مختلف بوده که شوربختانه با ظهور چنگیز و قابلیت فرماندهی بی نظیر او ، اختلاف میان قبابل مختلف از بین رفته و کرابیت ها ، نایمان ها و مرکیت ها یا به اختیار خود و یا از روی اجبار به زیر فرماندهی چنگیز جمع شدند . او با ابتکاراتی باورنکردنی مانند رسمیت بخشیدن به زبان مغولی و ایجاد قوانین ثابت و پایدار به نام یاسا ، مغولان را جمع و متحد و سپس پایه و اساس یک امپراتوری جهانی را بنا نهاد . کتاب در مورد تاریخ امپراتوری مغولان و فتوحات آنها و قساوت های باور نکردنی آنان نیست ، بنابراین خواننده نباید دنبال یافتن سیررخدادهای تاریخی مانند سقوط سلسله سونگ در چین و ایجاد دودمان یوان و یا چگونگی سقوط خوارزمشاهیان و جنگهای متعدد محمد خوارزمشاه و سپس پسرش جلال الدین خوارزمشاه با مغولان باشد ، نویسنده بیشتر به دو نفر از نوادگان چنگیز یعنی قوبلای خان و هلاکو خان و ابداعات و ابتکارات آنها در چین و ایران پرداخته است . شاید قوبلای خان برای نویسنده اهمیت بیشتری داشته ، او در بخش قابل توجهی از کتاب به شکوه دربار او و چگونگی ایجاد و رشد پایتخت پر شکوه او یعنی شهر خان بالق یا پکن امروزی پرداخته ، هم دربار و هم شهر خان بالق که مرکز امپراتوری یوان بوده باید شکوهی بی مانند در جهان داشته باشند ، نویسنده از یک سیستم تامین شراب برای انبوه مهمانان سخن گفته که در نوع خود بی نظیر و اختراعی بسیار فراتر از زمان خود بوده است . مارکو پلو ، جهانگرد معروف ونیزی در همین زمان به چین سفر و حتی با قوبلای خان دیدار کرد ، بنابراین برخی از آنچه که در مورد چین در زمان قوبلای خان می دانیم از یادداشت های مارکوپلو به دست آمده است . سیاست مذهبی مغولان هم قابل ستایش بوده ، حداقل در زمان قوبلای خان مراکز عبادت مختلف مربوط به ادیان و اعتقادات متفاوت وجود داشته که اگر این آزادی مذهب را با غرب که در سال های سیاه به سر می برد مقایسه کنیم بیشتر می توان به درستی سیاست آزادی ادیان مغولان پی برد . اما جرج لین به عواقب حملات مغولان به ایران هم پرداخته ، او موج اول و دوم حملات مغول را ویران کننده فرهنگ و تمدن و آبادی ایران می داند اما از زمان هلاکو خان به بعد است که مغولان سیاست حکومت کردن و نه قتل و عام و ویرانی را انتخاب می کنند . در حقیقت اثرات متقابل ایران و مغولان که در سلسله ایلخانان می توان دید به اندازه ای بزرگ بوده که جرج لین دوران آنان را نوزایی و رنسانس فرهنگ و تمدن ایرانی دانسته است . او در کتابی به نام ايران در عهد ايلخانان مغول جداگانه و البته با نگاه متفاوت به جنبه های مختلف آنچه که او رنسانس ایرانی نامیده پرداخته است . اما نکته ای که در تایید نوشته های جرج لین می توان در تاریخ یافت سپردن دستگاه عظیم دیوانسالاری به ایرانیان کاردان و با کیفیت بوده ، خواجه نصرالدين طوسی،شمسالدين جوينی،عطاالملک جوينی و خواجه رشيدالدين همدانی افراد سرشناسی بودند که در دستگاه مغولان منشا خدمات بزرگی شدند . جرج لین نگاه بسیار دقیق و موشکفانه ای به مغولان داشته ، او در12 فصل آنان را بررسی کرده ، عناوین فصل های کتاب او ، نگاهی اجمالی به تاریخ ، چنگیز خان و حکومت مغولان ، زندگی در استپ ، ظاهر مغولان ، مسکن مغولان ، ارتش مغولان ، بهداشت و درمان ، باده نوشی و مغولان ، غذا ، دین و مغولان ، قانون و حکومت مغولان ، زنان و مغولان و افسانه هایی از مغولستان بوده . شاید تنها ایراد کتاب او را بتوان درشرح مختصر فصل تاریخ امپراتوری مغول دانست . در پایان کتاب جرج لین از آن جهت که تلاش کرده چهره ای متفاوت از مغولان ، امپراتوری آنان ، فرهنگ و تمدن آنها نشان دهد را می توان کتابی مهم و با ارزش دانست .
اول از همه لازمه بگم که من به نسخه انگلیسی کتاب دسترسی نداشتم و بنابراین ترجمه فارسیشو که انتشارات نگاه به تازگی چاپ کرده خوندم.این انتشارات یه مجموعه داره به اسم "زندگی روزمره" که این کتاب میشه چهارمیش. شاید مقایسه "زندگی روزمره در امپراتوری مغول" با سه کتاب دیگه کار درستی نباشه؛ ولی من چون از اون سه تای دیگه خیلی خوشم اومده بود،رفتم سراغ این کتاب و کمی تا قسمتی خورد توی ذوقم. اولین چیزی که برام عجیب بود ضد و نقیض بودن اطلاعات نویسنده درمورد مغولها بود. نویسنده از همون اول تکلیفش رو با ما روشن میکنه و میگه که مغولها وحشی بودن ولی اونجوری که خیلیا میگن نه؛ و چون اکثر منابع تاریخی مربوط به اونها رو بازماندگانِ حملههاشون نوشتن،تصویر بدی ازشون به جا مونده. به قول خودش، نویسنده سعی داره یه تصویر واقعی ازشون ارائه بده؛ ولی باز هم در جای جای کتاب خودش به وحشی بودن مغولها اعتراف میکنه و مثال هم میآره ولی فاصله بین این دو نظر متناقض مثلاً در حد یک پاراگراف یا یک صفحه ست. توی بخشهایی از کتاب، اطلاعات آشنا و یا حتی تکراری به نظر میآن؛ چون که توی فصلهای قبلی همین اطلاعات رو نویسنده (گاهی حتی با جمله بندی یکسان) مطرح کرده. با اینکه اسم کتاب "زندگی روزمره در امپراتوری مغول" هست، بیشتر اطلاعات درباره زندگی خانهای مغول و خانوادههاشونه تا مردم عادی و یا حتی مردم غیرمغولی که در امپراتوری مغولها زندگی میکردن. و نکته آخر اینکه؛ من ترجیح میدادم کتاب از بعضی نقاشیهای مربوط به مغولها هم استفاده میکرد؛ اینجوری به جذابیت کتاب اضافه میشد. مثلاً یه جا درباره "درخت نوشیدنی" توضیح داده که خوندن توضیحات زیاد واضح نیست و خود خواننده باید توی گوگل (مثلاً) در موردش سرچ کنه تا دست کم تصویر تقریبی ازش به دستش بیاد.
به طور کلی اگر میخواین به زبون ساده درباره زندگی مغولها و بعضی آداب و رسومشون بدونین، این کتابو توصیه میکنم ولی همونطور که اول گفتم نسبت به سایر کتابهای مجموعه "زندگی روزمره" جذابیت کمتری داره.
پ.ن: دفاع نویسنده از چنگیزخان و تلاشش برای اینکه نشون بده چنگیز کلاً با سایر مغولها فرق داشته و حملات و کشورگشاییهاش بیشتر نشانه ذکاوتش بوده تا وحشیگریش برام عجیب بود.
كتاب يحاول تفنيد ومناقشة ما حُكي عن المغول عند الشرقيين والغربيين من حكايات تصل للاساطير تحت سطوة وحشيتهم المفزعة عند فتح البلاد، الغريب أن مصادره تخلو من مراجع منغولية، وهذا فى ظنى ليس ذنبه ، هذه الأمة التى يبدو أنها نهضت للحظة من التاريخ ثم عادت لسباتها العميق، حتى هذه اللحظة لم يحتفوا بها ولم يستغلوها وحفظها لهم الأمم الأخرى .. المهم الكتاب مقسم لاثني عشر فصلا يحكي حياة المغول بتفاصيلها من طعام وشراب ومسكن وصحة ومعيشتهم عموما ، وقتالهم وقانونهم،و دينهم وحتى حكاياتهم الشعبية.. ما خرجت به من الكتاب أن المغول ليست بدعا من الأمم، أمة رعاة وثنيين اجلاف معيشتهم بدائية ، لكنها امتلكت سلاحا لم يكن منتشرا آنذاك مع ضعف عام أصاب البلاد التى غزوها ، هذا السلاح كان الحرب النفسية، وحشية مفزعة، لا يحكمهم في القتال قانون، كل شيء مستباح حتى لو استسلمت(بعض البلاد نجت لما استسلمت)، وقد حرصوا على انتقال هذا الرعب وبث هذه الصورة عبر البلاد قبل فتحها حتى تستسلم أو تقاتل بمعنويات ضعيفة من أشهر من ساهم فى نشر هذه الصورة المؤرخ الشهير ابن الأثير صاحب الكامل فى التاريخ الذى عاصر بدايات الغزو المغولى للعالم الإسلامى، وحتى أنهم كانوا يستخدمون خطة الحرب لمرات كثيرة وقد علم الخصوم بها ومع هذا - تحت سطوة الرعب- يهزمون أمامهم. ولكن مغول الفتوح غير مغول الحكم والسياسة فقد تطوروا كثيرا مع مرور الزمن وخفت وحشيتهم واستبدلوها سياسة وتسامحا أحيانا كثيرة، ودخلوا في ديانات سماوية و وضعية بحسب البلاد ، وهذه طبيعة السياسة تقلم كثيرا من أظافر المتوحشين أو بمعنى أدق تكسر حدة أهل العنف والسلاح. من طريف ما ينقل عنهم أنهم كانوا يذكرون لأهل البلاد التى يفتحوها - تهوينا لهم وبثا لروح الاستسلام بينهم مستغلين عواطفهم الدينية- أنهم "عقاب الله لعباده العاصين" وهذا تذكره مراجع إسلامية ومسيحية على السواء!.
كتاب جيد ومختصر وشامل لكل ما هو مهم في المغول ودولهم وعاداتهم وتقاليدهم سوء قبل ان يغزو اسيا و ما بعد غزوها . لكن يعاب عليه محاولة التلطيف والتشكيك في اغلب ان لم يكن كل ما قيل عن شرور ومجازر وفضائع ارتكبها المغول ومحاولة نشر فكرة انه تهويل من اعدائهم . المغول لم يقدمو حضارة بل التصقو بالحضارات التي غزوها واخدو منها الكتير ان لم يكن اغلب ما لدي الحضارات من عادات وقوانين وصناعات . وطبعا هم كانو لعنة علي كل الامم التي غزوها تم حاولو حكم هذه الامم ولا تستمر دولهم كتيرا بأستتناء الهند ويكفي ما فعلوه ببغداد لكي يكون دليل قاطع لمدي وحشيتهم....
كتاب عصر المغول يتحدث عن المغول من ناحيه الحربيه وشجاعتهم وتفوقهم في المعارك _يتحدث أيضا عن عاداتهم الاجتماعيه/طعامهم/ شرابهم القانون والعدل في عصرهم مكانه المرأة عندهم وبعد توسع دولتهم تأثير الثقافه الصينيه/التركيه والإيرانية عليهم كتاب شامل وكتب بأسلوب ممتع وغير ممل عجبني آخر باب قصص شعبيه مغوليه(بعضها قرانها في كتب ومجلات الأطفال بتصرف بسيط ) وعجبتني أيضا الصور الملحقة في الكتاب نصيحه قارئ قرأت روايه ثلاثيه آخر الفرسان د. منذر قباني الجزء التاريخي كان عن المغول ومملكة الخوارزم انصح من قرأ الروايه بقرائه هالكتاب
المغول، ذلك الشعب الهمجي الذي يسكن السهوب الآوراسية وحكم في فترة وجيزة العالم بالرعب والدم، كيف كانت حياته اليومية ولماذا كان مدفوعًا بنهم الحرب والتوسع؟ ينقض الكاتب هذه السردية محاولًا إظهار كيف كانت الإمبراطورية المغولية حاضنة للتنوع الحضاري والديني، ويعرض الجذور الثقافية والتنظيمية للتوسع المغولي في أوراسيا الذي كان مدفوعًا بجهود جنكيز خان للمحافظة على تحالف القبائل التركو-مغولية من خلال الحرب والغنائم وتعزيز سلطته.
I'm working on a Mongol-related novel, and I picked up a used copy of this for cheap for research sake. It certainly fit the bill. George Lane has written an excellent reference source, complete with a chronology, a glossary of Mongolian terms and a list of historical personages. Moreover, it's great for the minutia of the empire period – where most books focus on Genghis [Chinggis], his childhood, conquests, and the mystery of his death/burial, or on Kublai [Qubilai] and his conquest of China, this gets into the minor details that I needed for my research: the clothing, the roles of women, the relationship to alcohol, and some important details on the Mongol religion.
Which is not to say there's no history in this book. It's in there, though it's often elaborated on only in regards to the topic at hand. There are little tidbits regarding, for example, Kaidu [Qaidu], Sorghaghtani, and little bits on Berke and Öljeitü.
There are twelve chapters in this book, each dealing with a different topic: 1)Historical Overview: Genghis Khan and the Mongol Horde 2)Steppe Life 3)Appearance 4)Dwellings 5)The Army 6)Health and Medicine 7)Drinking and the Mongols 8)Food 9)Religion and the Mongols 10)Law and Mongol Rule 11)Women and the Mongols 12)Folktales from Mongolia
George Lane knows his stuff. This is an excellent reference guide.
الكتاب رائع موجز وشامل لتاريخ #المغول غطى جوانب كثيرة. تتطرق إلى عاداتهم وتقاليدهم قبل جنكيز وبعد توسع رقعة أراضيهم واحتلالهم نصف العالم. وصف دقيق لحياتهم الاجتماعية مظهرهم، لباسهم، طعامهم وأدويتهم أيضاً دخولهم في العوائل الحاكمة وإنصهارهم معها. يتضمن كثير من الاقتباسات عن الرحالة للاراضي المغولية في فترات زمانية مختلفة.
قرأته بعد أن انهيت خماسية جنكيز خان، كثير من الأقوال والأحداث متوافقة بين الاثنين، لذلك اقدر اعتبره بديل عن الخماسية الروائية👍🏻
صحيح الكتاب مصور، لكنها للاسف غير واضحة التفاصيل لانها بالابيض والأسود
كتاب متوازن و شامل و مش ممل نهائيا بيحكى رحلة تحول المغول من قبائل همجية متحاربة لقوة عسكرية ضخمة على ايد جنكيز خان . الناس دى على قد ما كان فيهم قسوة و عنف على قد ما كان عندهم صلابة و احتمال و ذكاء فطرى خلاهم يتفوقوا على اعداءهم .. و للعجب اللى هزم المغول هم المغول , حربيا المماليك اللى من اصل تركى و قوقازى مغولى ادوهم اول هزيمة ساحقة فى عين جالوت و اجتماعيا المغول نفسهم لما تراخوا و فضلوا حياة الترف و البذخ و المؤامرات لحد ما انهازت اسرهم المالكة
الكتاب من ترجمة مشروع ((كلمة)) التي تتبناه هيئة أبوظبي للثقافة؛وهو كتاب جيد يحكي سيرة المغول والتتار الذين حكموا العالم في وقت سبق وطريقة حياتهم وكيف دوخوا الأمم وكانوا نقمة قل مثيلها في التاريخ ويحوي على كثير من الصور ..جيد للقارئ العادي
لطالما تعجبت وتسألت من هم المغول ومن هم التتار وحتى الان لم اجد كتاب وافٍ عنهم ... وهل يعقل ان يكون المغول مسلمين وقد احرقوا مكتبة بغداد؟وقتلوا الصغار والشباب والكبار وما إلأى ذلك.. كتاب يجيب عن تساؤلات قليلة فقط وقد اتضح لي شيئاً فشيئاً من خلال الوصف الدقيق في الكتاب عن حياتهم وطريقة عيشهم ولبسهم وما إلى ذلك ومع ذلك لا يمكنني ان اعتمد على كتاب اعتمد في طريقة كتابته على رواه ممن عاشوا وعاصروا المغول فالاول مسلم يستمد سلطته منهم مما يجعل كلامه مثار للشك والاخر متشدد ضدهم واخر مسيحي كان يريدهم ان يدينوا بدينه وآخر سمع عنهم ولم يحتك بهم وهكذا.. بل وقد اظهر الكتاب ان كانوا متسامحين دينياً.. وكانوا يحاولون نيل رضاء كل الاديان للتمكن من السيطرة وقد ساعدهم ذلك.. الكتاب يظهر ايضاً الحياة البدوية التي كانوا عليها والتي تتسم بعضها فقط للبداوة فالبداوة اصالة وليست خيانة.. ولدي يقين ايضاً ان كتب التاريخ ليست بالضرورة صحيحة فالكتاب يكون انعكاس صاحبه والولاء الذي يدين به فقد يظهر الشر خير والعكس.. ومع ذلك فهو كتاب ممتع بحق..