Jump to ratings and reviews

کتاب فریدون رهنما

«این کتاب، یادنامه نیست. گزارشی است تحلیلی از فکر و کارِ یکی از پیشگامانِ نوزایی سینمای ایران که شعر سرود و فیلم مستند و داستانی ساخت و مقاله نوشت و ترجمه کرد و درس داد و سخنرانی کرد و کتاب سینمایی درآورد و با نسلِ پیش و پس از خود همراهی کرد و با تعدادی از همنسلانش رفیق شد و با عدّه‌ای جنگید و توانست بخش کوچکی از افکارش را پیاده کند و کمی پس از نمایشِ دومین فیلم بلند سینمایی‌اش که هیچ اکران عمومی نداشت، درگذشت.»

188 pages, Paperback

Published January 1, 1402

Loading...
Loading...

About the author

سعید عقیقی

16 books16 followers
سعید عقیقی (متولد ۹ آبان ۱۳۴۹ - کرمانشاه) فیلم‌نامه‌نویس، مدرس، منتقد و کارگردان سینما که به خاطر مقاله‌های صریح و تندش شهرت دارد. عقیقی نویسنده سه فیلمنامه هفت پرده و شب‌های روشن و صداها است.

Ratings & Reviews

What do you think?

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
1 (50%)
1 star
1 (50%)
Displaying 1 - 1 of 1 review
Profile Image for Mana Ravanbod.
385 reviews280 followers
June 8, 2024
بدون هیچ تعارفی عرض کنم از آقای عقیقی توقعی خیلی خیلی بیشتر از این داشتم. کاری با جملات مبهم و کلی‌گویانه‌ی بی‌حاصل و گاه بیخود کتاب ندارم، کاری با ساختار نداشتن کتاب و دلی بودن آن ندارم، اساساً ساختن چهره‌ی شهید غریب و مرجع‌فکریِ ناشناخته یا قدرنادیده این دوره دیگر کمی اسف‌انگیز است. نه فریدون رهنما که هیچ چهره‌ی فرهنگی معاصر نمی‌شناسم (از نیما بگیر تا امروز) که هیچ خللی در او نباشد، که هیچ نقصان یا بدفهمی نداشته باشد، که سراسرش اینقدر متعالی و پرستیدنی باشد، که دو جا نتوان حق به مخالفانش داد، که نتوان خرده‌ای بر کارش (روش، دستاورد یا مبانی یا ...) گرفت و تازه آن را تمثال «جوان افتادن» دانست که بایستی بقیه برای نفهمیدن‌شان تقاص پس بدهند. خیلی در عجبم. چنین شهیدسازی فقط به درد متولیِ تولیت آستان شدن می‌خورد نه حرف و بحث انتقادی به هوای شناخت و فکر کردن و به گردش انداختن فکرها.

صرفاً برای سراغ دادن جملات بی‌معنی ابتدای ص ۲۷ ارجاع می‌دهم.

برای سراغ دادن جملاتی انشاگونه که اصولاً اهل علمش در نوشتن چنین احکامی دست و دلشان چند دهه می‌لرزد ارجاع می‌دهم به ص ۴۰ :
«فردوسی با خودآگاهی تاریخی می‌خواهد از نظم کاخی بلند پی‌افکند و به واسطه‌ی سوگ‌نامه‌ی جوانانه‌اش در رثای ایرج و سهراب و سیاوش از زیبان-بیانی آبا و اجدادی حرف می‌زند که باید حفظ شود.»


از این جملات انشاییِ بی‌حاصل که می‌شود راجع به هرچیزی باشد و همانقدر صادق باشد زیاد است. و گاهی خطرناک و مثال‌زدنی:
رهنما دقیقا [در اصل تنوین ندارد] در زمانی شروع به فیلم‌سازی می‌کند که ایران با‌ شتاب فراوان به‌سوی مدرنیستم وارداتی [که باید پرسید غیروارداتیش چگونه است که لابد از طریق فریدون رهنمایی که بیرون ایران زندگی کرده و درس خوانده و نوشته و اساساً زبان اصلیش فارسی نیست محقق می‌شود] و توسعه‌ی روبنایی گام برمی‌دارد اما آنچه حاصل می‌شود لزوما زیربنای فرهنگی ندارد. به همن دلیل [اعنی نداشتن زیربنای فرهنگی برای توسعه‌ی «روبنایی»] نخستین نبردِ ایرانیان در دوران نوزایی، نخست باید با امپراتوریِ ذهنی خود می‌بود [«امپراتوریِ ذهنی» از آن چیزهای مفرح است]. این نبرد هرگز روی نداد و اغلب روشنفکران و داعیان روشنگری به شکلی در این دام افتادند [کدام دام؟]، با ایده‌ی «بازگشت به خویشتن» همراه شدند و در نقش قهرمان حماسی-رمانتیک تراژدی‌های خود، تنهاییِ ازلی و سرنوشتی غالبا توأم با انزوا و مرگ را تجربه کردند.
با بیل اصطلاح توی جمله نباید ریخت، آن هم به هوای تحلیل. بعضی از این جمله معترضه‌ها و حکم‌ها کار یک عمر پژوهش است یا حداقل یک ارجاعی چیزی لازم دارد. پرده‌ي کار را اینقدر بالا گرفته آقای عقیقی که تا آسیب‌شناسی کل روشنفکری ایرانی هم رفته است و حداقل دو استثنا (لابد جز رهنما) قائل نشده است. این که نشد کار چه برسد ادعای مولف که «گزارشی است تحلیلی از فکر و کارِ یکی از پیشگامانِ نوزایی سینمای ایران». والله از آقای عقیقی خیلی خیلی خیلی بیشتر از این توقع داشتم با تحلیل فیلم‌های درجه‌یک و نقدهای درست و بیرحمانه و گاه گمان‌شکن. هنوز باور نمی‌کنم چه شده این کتاب حاصل آمده.

شاید اگر روزی باز به کتاب برگردم ملایم‌تر ببینم و بنویسم ولی از ساعاتی که صرف کتاب کردم پشیمانم.

(رعایت نکردن اصول اولیه‌ی رسم‌الخط و نسخه‌پردازی متن و تنظیم کتاب و گاه برعکس انجام دادن آن امیدوارم ناآگاهانه باشد نه از سر بدعت‌گذاری. حداقل تنوین واجب است و «اصلا» و «اصلاً» دو چیزند.)
Displaying 1 - 1 of 1 review