Jump to ratings and reviews
Rate this book

باید بروم

Rate this book
نويسنده در داستان اين كتاب كه از زبان راوی اول شخص روايت مي‌شود، بر آن بوده تا واگويه‌های درونی و احساس خود را با توصيف نوعي جهان بيرونی سوررئال بيان كند. «اکبریانی» در این رمان، ساختاری خارج از عرف را برای روایت انتخاب می‌کند که در آن نه زمان و مکان مشخص است ونه از شخصیت‌پردازی خبری هست. شخصیت‌های این رمان اسم ندارند و ویژگی‌های روحی‌شان نیز برای خواننده تا انتهای متن نامشخص است.

124 pages, Paperback

First published January 1, 2009

18 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (25%)
4 stars
1 (8%)
3 stars
3 (25%)
2 stars
3 (25%)
1 star
2 (16%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews876 followers
September 15, 2015
مـردم فـریاد میزدنـند : نرو .
فریاد میزدند و سنگ میزدند .
از شهر دور شدم . به بیابان رسیـدم . به گوشه ایی خزیدم و زخم هایم را لیسیدم .
درد میکشیدم و با خد می اندیشیدم :
این همه درد ، این همه رنج ، این همه عـذاب برای چه ؟ برای یک ساز ؟ برای ِ یک آهنگ ؟
زخم ها را می لیسیدم و در گـوشه ایی از بیایان درد میکشیدم .
Profile Image for یک عدد.
13 reviews2 followers
Read
November 2, 2017
تنها که می شوی اول چشم هایت سنگ می شود
Profile Image for Amene.
815 reviews84 followers
April 29, 2014
يك مونولوگ طولاني شبيه اعترافات و توهمات .ملغمه ي پست مدرنيسم،سورئاليسم،رئاليسم جادويي،نمادگرايي بودايي،سمبليسم عرفاني شبيه به داستان هاي مثنوي،ابزورديسم و پوچ گرايي، همه و همه ميشود ١٢٤صفحه كتاب كه به نظرم اگر تكه تكه در يك وبلاگ قرار مي گرفت مي شد بعضي قسمت هايش را به راحتي نخواند.
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.