ساقی قهرمان چهرۀ متفاوتیه در داستان و شعر فارسی. از بین دوگانۀ براهنی و گلشیری، دنباله روی هیچ کدوم نمیشه گفت که هست؛ بیشتر یه فضای تجربی و نو رو میشه شاهد بود در داستانهاش. البته تجربی نه از نوع مثلاً هوشنگ ایرانی و خروس جنگی و ک. تینا و ... هرچند شبیه به اونها. متعهدتر از اونها؛ اما متعهد نه به نوعی آرمان سیاسی. متعهد به خلق آلترناتیوهای گاهی جنسیتی و گاهی زبانی و شناختی. اصلاً شاید کلاً متعهد نه. برای این گفتم متعهد که بگم یکسر از دغدغه های محتوایی خالی نیست. از طرف دیگه محتوا رو در قالب نوعی ماجرای منطقی و سر و ته دار سعی نمیکنه که ارائه بده. از اون ور فُرم رو هم تازه میکنه. چطوری؟ با مدام هُل دادن مرزها به عقب. میشه بهش گفت نوعی نوشتار اروتیک؟ شاید بشه گفت. چرا نشه؟ لااقل من الان میگم. شما میتونید بعداً نگید.
اما ساقی قهرمان مهمه، از یک نظر مهم دیگه و اون اینه کهفکر میکنم تا جای ممکن و تا جایی که نره تو باقالی ها، سانسور نشده س. پیش پیش قیچی نزده به کارهاش. و این باعث شده که بتونه دیگر تر باشه.
چه میدونم.
حیفه که خونده نشه.
در میانه های داستانها هم طرحهایی هست از ساقی قهرمان؛ که شاید بشه گفت امپرسیون های مختلفی از بازنمایی اروتیک گاوه.
مثل همیشه ممنون از بامداد و لیلی که کتابو پیدا کردن.