نیهیلیسم مسئلۀ بنیادین روزگار ماست، بهگونهای که هم هایدگر و هم هانری کربن دغدغۀ گذر از آن را در دل داشتند. هایدگر با جستوجوی امر مقدس در سَیلانات خیالین هنر، به گذر از نیهیلیسم میاندیشد و هانری کربن با رمزگشایی از پدیدارهای خیالینِ حکایتهای معنوی! هر دو احیای دوبارۀ خیال را ضرورت گریزناپذیر روزگار ما میدانند. اما خیال چگونه میتواند زنده شود و جایگاه راستین خود را در جلوهگری امر مقدس بیابد، درحالیکه امروزه خیال تا سطح خیمهشببازیهای رسانه تقلیل یافته است و کسی را برای برجسته ساختن آن رغبتی نیست. این پژوهش درصدد بازگویی و اشاره به هستی خیالین انسان است. انسان نه صرفاً ساختاری منسجم از ذهنی همبسته با عقل و ادراک کلیات است، و نه صرفاً ارگانیسمی از سلولهای بههمپیوسته و دریافتکنندۀ دادههای حسی و تشکیلیافته از تودههایی کور در جهان، بلکه او خیال و نوع هستیاش خیالین است.