گنجی که فردوسی برای ایران و ایرانی بر جای نهاده است تنها تاریخ و روایاتِ داستانی و اساطیری ایرانِ قدیم نیست. فرهنگِ ایران است از آغاز تا پایانِ قرنِ چهارم هجری با تمامِ مظاهرش. نتیجهگیریها که به مناسبتِ وقایع در پایانِ غالبِ داستانها کرده است و اندرزها که از نرم و درشتِ روزگار و سرانجامِ نیک و بد مردمان مایه دارد، زادهٔ موجهاست که از اندیشههای متعالی مردانِ قرونِ گذشته و دورانِ اسلامی برخاسته است. اَرجی که شاعر بر «خِرَد» و «سخن» و «دین» مینهد و پیوندی که این سه را با هم میدهد و پاسی که اندیشههای بلند را میدارد، یادآورِ باریکاندیشی و بلندنظری و دوربینیِ پیروانِ فرقهها و طریقهها و مذاهب معروف و مترقی چون مُعتَزِله و شیعه و عرفان است. شاهنامه هم سند لیاقتِ زبانِ فارسی است و هم گنجینهٔ فرهنگ و معارفِ ایران تا عصرِ فردوسی. هر ایرانی باید شاهنامه را بخواند و لفظ و معنی و قالب و محتوای آن را سرمشق و راهنمای کار خود قرار دهد. شاهنامه را بخواند و مکرّر بخواند تا به عمقِ فرهنگِ با اَرجِ ایران تا پایان سدهٔ چهارم هجری بخوبی آگاهی پیدا کند و بداند که بیهوده نیست سخنِ فردوسی را با سخنِ از آسمان به زمین آمده برابر و کارِ او را بالا بردنِ سخن و باز بر کرسی نشاندنِ آن دانستهاند. آری بیهوده سخن بدین درازی نشود.
سید محمّد دبیرسیاقی (زادهٔ ۵ اسفند ۱۲۹۸ خورشیدی در قزوین) پژوهشگر، نویسنده، شاعر و استاد ادبیات فارسی است. وی از ارکان چهارگانهٔ «بنیاد لغتنامهٔ دهخدا» و مصحح بسیاری از متنهای کهن فارسی است. وی پس از گذراندن دورههای ابتدایی و متوسطه در قزوین و تهران و گرفتن دیپلم از دارالفنون در ۱۳۱۸ در ۱۳۲۴ دکتری ادبیات فارسی خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد. در ۱۳۲۵ به عضویت انجمن ایرانشناسی درآمد. آنگاه به استادی در دانشگاه تهران و نیز دانشگاههای چین و مصر پرداخت. دبیرسیاقی تا ۱۳۵۳ که بازنشسته شد در استخدام وزارت دارایی بود. او میان سالهای ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۴ در گردآوری لغتنامه با علیاکبر دهخدا همکاری داشت. از آن پس همکاری او با سازمان لغتنامه تا ۱۳۵۹ -که کار این اثر به پایان رسید- پی گرفته شد. او نزدیک به ۸۰ متن ادبی و تاریخی را تصحیح و منتشر کردهاست، که از میان آنها میتوان از دیوان منوچهری، نزهةالقلوب، فرهنگ سُروری و سلطان جلالالدین خوارزمشاه نام برد. دکتر دبیرسیاقی در ۱۶ مهرماه ۱۳۹۷ در زادگاه خود، قزوین، درگذشت.