بیست سال پیش، زمانی که کتاب ما با نام امپراتوری نخستینبار منتشر شد، فرایندهای اقتصادی و فرهنگی جهانیشدن صحنه را به تسخیر خود درآورده بود: همه میتوانستند ببینند که نوعی نظم نوین جهانی در حال ظهور است. امروزه جهانیشدن یک بار دیگر موضوعی محوری به شمار میرود، اما اینک صاحبنظران در سراسر طیف سیاسی در حال کالبدشکافی جنازۀ آن هستند. تحلیلگران سیاسی دستگاه حاکم، بهویژه در اروپا و آمریکای شمالی، بر زوال نظم بینالمللی لیبرال و مرگ صلح آمریکایی مویه میکنند. به مدد برچیدن معاهدات تجاری و از سرگیری منازعات اقتصادی، نکوهش نهادهای فراملی و نخبگان جهانوطن، و در همین حال دمیدن در کورۀ نژادپرستی و خشونت علیه مهاجران، نیروهای ارتجاعیای که بهتازگی مسلط شدهاند خواستار بازگشت حاکمیت ملیاند. حتی نزد چپ برخی منادی قسمی حاکمیت ملی احیاشدهاند تا بتوان از آن چون سلاحی دفاعی در برابر تعرضات نولیبرالیسم، شرکتهای چندملیتی و نخبگان جهانی استفاده کرد.