1. کتاب ژانر گریزیه. البته بنای اصلی روی گفتگو و شرح حاله، اما از عناصر خیال انگیز فیکشن و زبان پروردۀ شعر هم خالی نیست. این آنارشی ژانری رو به نظرم میشه مشخصۀ کار سردوزامی دونست. 2. زبان کار پالوده و بزک نشده. دقیقاً همونجوری که طرف گفتگو حرف زده، دقیق همونجور ثبت شده گفته ها و نوشته شده. 3. چیزهایی رو میگه اینجا سردوزامی که کسی دیگه نمیگه؛ کسی دیگه اینطوری نمیگه؛ وارد جزئیاتی میشه که دیگران ولش میکنن؛ از کنارش میگذرن؛ میگن اینا مهم نیست؛ میرن میرسن به گفتن از این کله گُندۀ سیاسی و اون دم کلفت اقتصادی و اینا. اما شیطان در جزئیات است. 4. شرح درده؛ اما بیشتر از اون شرح تنوع و تکثر بی نهایت زندگیه. شرح زندگی هاییه که فقط شبیه خودشونن. منحصرن به یه حالت و ترکیب و سِیر خاص. 5. شرح مینا و البته شرح امید برای من بسیار خواندنی و البته رنج-ساز بودن. شرح مینا مخصوصاً خیلی خوب میگه که وقتی حزب ها و حکومت ها و گروهک ها دارن میزنن تو سر و کلۀ هم، به سر زندگی چی میاد این وسط؛ به سر کودکان چی میاد. 6. من اگه باشم نوشته های اکبر سردوزامی رو ذیل ادبیات و فیکشن جا میدم؛ منتها نوعی از فیکشن مستند؛ نان-فیکشن شاید بشه گفت؛ یا اینجوری که تازگیا دوست دارن بگن «ناداستان» (ولی من دوست ندارم بگم «ناداستان» چون این لفظ ترکیبی مشابه «نامرد» و «نادان» داره و گویی داره نوعی بار معنایی منفی سوار میکنه روی اسم بعد از خودش که چنین نیست- حالا بگذریم). منتها نه یه ناداستان اخته که حواسش هست آسه بره آسه بیاد که گربه شاخش نزنه؛ بلکه نوعی از گفتن که میزنه به قلب همۀ نگفتن ها و نگفته ها و رُک و پوست کَنده میگه که به قول خود سردوزامی «اینگونه بوده ایم» و این گونه ای که بوده ایم اصلاً گونۀ خوبی نبوده و تاریخ مکتومیه اغلب و این کتمانش یکی از دلایلیه که امروز این شد؛ یعنی اون بخشی از تاریخ رو که باید بخونیم و بدونیم نخوندیم و ندونستیم و بهمون هم نگفتن. اینجاست که سردوزامی و کارهاش به درد میخورن: چیزایی رو میگن که کسی نمیخواد گفته بشن. به شکلی میگن که کسی حاضر نیست بگه. 7.
این کتاب دربارهی شخصیتی به نام زری هستش که علی رغم به دنیا اومدن تو یه خانوادهی فرادست عضو سازمان پیکاره. این کتاب نه فقط راجع به فعالیتهای سیاسی این افراد که بیشتر تصویرگر احساسات زری هستش. دلسوزیهاش، نگاهش به گذشته و اشتباهات افراد سازمان و خودش. اینجایی این روایت قابل تحسینه که زری گرفتار نگاه نوستالژیک و غیرواقعگرایانه به گذشته نمیشه. اون هم خودش رو و هم افراد و فعالیتهای سازمان رو نقد میکنه و بیپروا اعتراف میکنه به اشتباهاتی که کردن. این کتاب فرم عجیب و غریبی نداره اما همینکه تو زبان سادهی زری بدون صنعتهای عجیب و غریب ادبی رو بشنوی کافیه تا کتاب رو حس کنی، خونههای تیمی، روابط درون سازمان، روابط افراد سازمانهای مختلف و اینکه چقدر انسانها باهمدیگه غیرانسانی رفتار کردن. بری سالهای اوایل انقلاب و با زری مبارزه کنی، فرار کنی، تبعید بشی و غصه بخوری. این کتاب هم رمانه، هم یه تیکه از تاریخ و یه جورایی قابل استناد و هم دفترچه خاطرات زری. یه جاهایی از کتاب واقعا غصه خوردم. البته کلش که روایت رنج و درده اما داستانی که مربوط به مینا و امید علمدار میلانی بود بیشتر من رو در غم فرو برد. امید، بچهی بااستعدادی که در ساختار دانشگاه جا نمیگرفت، کسیکه بعدها وقتی همهی دوستاش رفتن و پخش شدن سرتاسر جهان موند ایران و نهایتا هم خودکشی کرد. و حالا اینجا روایت دوستهاش و توصیفاتشون رو از شخصیت اون میخونیم. این فصل کتاب کاملا گسسته ست از روایت اصلی اما اونقدر این روایت تماما بیربط برای من جالب بود که کلی سرچ کردم تا برسم به عمق بیشتری از شخصیت امید و حلقههای شکل گرفته در کافه شوکا که البته چیز خاصی عایدم نشد.
مینا هم بچهای که بچهی همه بود و بچهی هیچکس نبود. بچهای که ابتدا به خاطر اینکه فکر میکردن پدر و مادرش اعدام شدن، دست زری بود. بعد اما زری مجبور میشه به فرار کردن و بعد از اینکه یکمی بچه دست این و اون می چرخه یه خانوادهای سرپرستیش رو به عهده میگیرن اما نهایتا بعد اینکه مامان واقعیش رو پیدا میکنه، به آلمان میره و اونجاست که زندگیش غمانگیزتر هم میشه.
این کتاب برگشتی بود به لذت بردن وافر از ادبیات، اونطوری که مدتها ذوقزده نشده بودم. این نویسنده برای من جالبه. کاراکترش، حرفهاش، نوشتنش. سردوزامی توی مصاحبهای با آرش دبستان میگه: "من نه زندگیم مثل دیگرانه، نه حرف زدنم مثل دیگرانه، نه نوشتنم مثل دیگرانه. حاضر نیستم تصویری از من زاده بشه که عین دیگران میشه یا یه تیکهش حذف میشه." واقعا هم راست میگه. بعد از گشتن توی کانال یوتیوبش و شنیدن حرفهای خالصانهش فهمیدم که واقعا هم مثل دیگران نیست. نویسندهای که پناهنده به دانمارک بوده، هیچ گونه تزویری در حرفهاش دیده نمیشه. سردوزامی عصا قورت داده نیست؛ فحش میده و قهقهه میزنه و شوخی میکنه. انگار تو یک جمع خانوادگی نشستی و کسی داره روایت میکنه. راحت حرف میزنه و به قول خودش کلمات براش باهم برابرند. به این کتاب کاملا حسی ۴ میدم.