همه زنان رو به شرق نشستهاند. موهایشان را دو تایی بافتهاند و پشتشان انداختهاند و پایین بافتههای موها مثل زنجیر به موی دیگری وصل است. موهای مامان جوگندمی است و یک گیسش به موهای خرمایی یک دختر جوان وصل است و گیس دیگرش به موهای یکدست سفید یک پیرزن. از بین زنها عبور میکنم و به مامان میرسم: «مامان!» میگوید: «اینجا هیچکس مامان نیست.» میگویم: «یعنی تو وقتی اینجایی، مامان نیستی؟» میگوید: «نه مامان، نه همسر، نه فرزند و نه…»
داستان روان و متوسطی داشت.شگفت زدهم نکرد اما قابل قبول بود و در حد کامنتهایی که اینجا ازش خوندم بد نبود به نظرم. برای امتیاز دادن مردد بودم.۴ براش زیاده اما ۳ هم کمی بیانصافیه.شما ۳/۵ حسابش کنین. :)
«آنسوی سپیدارها» داستانی است لطیف، پر از حس، که مثل نسیمی ملایم از دل طبیعت و خاطرات عبور میکنه. غنچه وزیری با نثری شاعرانه و صمیمی، ما رو به دنیایی میبره که در اون خاطرات، رؤیاها، دلتنگیها و امیدها به زیبایی در کنار هم نشستن. این کتاب بیشتر از اینکه فقط یه داستان باشه، تجربهی لمس آرامش و درونیاته؛ سفری به دل زندگی شخصیتهایی که مثل ما درگیر روزمرگیها و حسهای پیچیدهی انسانیان. اگر اهل داستانهایی هستی که فضای احساسی، توصیفهای زیبا و نگاهی عمیق به زندگی دارن، «آنسوی سپیدارها» قطعاً تو رو با خودش همراه میکنه.
در پس سپیدارهایی که سایهروشنشان از جهانی ناشناخته و مرموز سخن میگوید، «آنسوی سپیدارها» روایتیست از تلاقی تاریخ و تکنولوژی، طنز و تراژدی. اثری که از بطن جامعهای آشنا برآمده، دغدغههای ملموس روزمره را با زبانی ساده و طنزآمیز روایت میکند و در عین حال در دل روایتهای عاشقانه و جناییاش، نقدی بر فرهنگ، سیاست و حقوق زنان در تاریخ ایران میزند.
عشقی کلاسیک در بستری پستمدرن چون اینترنت رخ میدهد و انسان درگیر بازیهای مغز و تناقضات درونی خود است. فضایی که گاه ماجرای زندگی به تکرار و از نگاه دو شخصیت بیان میشود؛ نسلی که عشق را در روایتهای کلاسیک و سنتی میجوید و نسلی که در جهان مجازی و وابسته به تکنولوژی عشق میورزد. حتی مرگ و زندگی در این دو جهان، معنای متفاوتی پیدا میکند؛ یکی به عمق گذشتههای دور مینگرد، دیگری به آینده.
در این روایت، تقابل خیر و شر، بافتی کلاسیک به خود گرفته، در حالی که موضوعاتی چون سقط جنین و قتل، در پس پردهای از طنز و تفکر به تصویر کشیده میشوند. «آنسوی سپیدارها» داستانیست از ما، برای ما؛ از نسلی که با اینترنت عاشق شده، با تکنولوژی زندگی کرده و با سنتها دستوپنجه نرم کرده است.
«آن سوی سپیدارها» جدیدترین رمان این نویسنده که روایتی اجتماعی و سیاسی هست. نویسنده مشکلات و چالش های زندگی مدرن امروزه رو به تصویر میکشه. درک کردن و همزادپنداری با شخصیت ها از نقاط قوت این کتاب محسوب میشه. داستان با اسطورههای ایرانی، نمادها، اشعار و استعاره گره خورده. شخصیت های داستان به خوبی با هم ارتباط داشتن. روند داستان روون و شیرین بود و کشش خوبی داشت. در کل کتاب رو دوست داشتم و حس خوبی بهش دارم، ولی ممکنه سلیقه هر کسی نباشه.
استفاده بسیار زیبا از ادبیات کهن فارسی در روایت و تلفیق آن با دنیای امروزی توصیه میکنم افرادی که به ادبیات غنایی فارسی علاقه دارند خواندن این کتاب رو از دست ندن
آن سوی سپیدار ها روایتی آمیخته با خیال، عشق، تاریخ و سیاست است که خواننده را از خانهی پدری سلیمان همراه خود میکند و در دل افسانه های سلمان و ابسال میبرد. داستان در سال ۱۳۹۸ روایت میشود و حال و هوای امروز در آن روشن است، زنان و مردانی که در داستان هستند شبیه به آدم های اطراف خودمانند، نزدیک، دست یافتی و قابل درک. در آن سوی تهران سال ۹۸، در پشت سپیدار ها جهانی دیگر وجود دارد که مردم آن همه در بند هستند و کسی از وجود آنها با خبر نیست. مردمانی شبیه به ما و در تقلا و گریز از سرنوشتی که برایشان مقدر شده است.