Jump to ratings and reviews
Rate this book
Rate this book
چگونه ماندن
عرفان، برابری، آزادی
عشق - توحید
آزادی، خجسته آزادی
خود سازی انقلابی
بر در حق کوفتن حلقه وجود
سلام‌های نماز
حرّ
شب قدر
معراج

328 pages, Paperback

First published January 1, 1978

1 person is currently reading
63 people want to read

About the author

Ali Shariati

366 books2,485 followers
Ali Shariati was an Iranian revolutionary and sociologist who focused on the sociology of religion. He is held as one of the most influential Iranian intellectuals of the 20th century and has been called the ideologue of the Iranian Revolution. He was born in 1933 in Kahak (a village in Mazinan), a suburb of Sabzevar, found in northeastern Iran, to a family of clerics.

Shariati developed fully novice approach to Shi'ism and interpreted the religion in a revolutionary manner. His interpretation of Shi'ism encouraged revolution in the world and promised salvation after death. Shariati referred to his brand of Shi'ism as "Red Shi'ism" which he contrasted with clerical-dominated, unrevolutionary "Black Shi'ism" or Safavid Shi'ism. Shariati's works were highly influenced by the Third Worldism that he encountered as a student in Paris — ideas that class war and revolution would bring about a just and classless society. He believed Shia should not merely await the return of the 12th Imam but should actively work to hasten his return by fighting for social justice, "even to the point of embracing martyrdom", saying "everyday is Ashoura, every place is Karbala." Shariati had a dynamic view about Islam: his ideology about Islam is closely related to Allama Iqbal's ideology as according to both intellectuals, change is the greatest law of nature and Islam.

Persian:

دکتر شریعتی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۱۲ در خا‌نواده‌ ای‌ مذهبی‌ چشم‌ به‌ جها‌ن‌ گشود پدر او استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ مردی‌ پا‌ک‌ و پا‌رسا‌ و عا‌لم‌ به‌ علوم‌ .نقلی‌ و عقلی‌ و استا‌د دانشگا‌ه‌ مشهد بود علی‌ پس‌ از گذراندن‌ دوران‌ کودکی‌ وارد دبستا‌ن‌ شد و پس‌ از شش‌ سا‌ل‌ وارد دانشسرای‌ مقدما‌تی‌ در مشهد شد. علا‌وه‌ بر خواندن‌ دروس‌ دانشسرا در کلا‌سها‌ی‌ پدرش‌ به‌ کسب‌ علم‌ می‌ پرداخت‌. معلم‌ شهید پس‌ از پا‌یا‌ن‌ تحصیلا‌ت‌ در دانشسرا به‌ آموزگا‌ری‌ پرداخت‌ و کا‌ری‌ را شروع‌ کرد که‌ در تما‌می‌ دوران‌ زندگی‌ کوتا‌هش‌ سخت‌ به‌ آن‌ شوق‌ داشت‌ و با‌ ایما‌نی‌ خا‌لص‌ با‌ تما‌می‌ وجود آنرا دنبا‌ل‌ کرد.

در سا‌ل‌۱۳۵۲، رژیم‌، حسینیه‌ء ارشا‌د که‌ پا‌یگا‌ه‌ هدایت‌ و ارشا‌د مردم‌ بود را تعطیل‌ نمود، و معلم‌ مبا‌رز را بمدت ‌ ۱۸ما‌ه‌ روانه‌ زندان‌ میکند و درخ‌ خلوت‌ و تنها‌ ئی‌ است‌ که‌ علی‌ نگا‌هی‌ به‌ گذشته‌ خویش‌ می‌افکند و .استراتژی‌ مبا‌رزه‌ را با‌ر دیگر ورق‌ زده‌ و با‌ خدای‌ خویش‌ خلوت‌ میکند از این‌ به‌ بعد تا‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۶ و هجرت‌ ، دکتر زندگی‌ سختی‌ را پشت‌ سرخ‌ گذاشت‌ . سا‌واک‌ نقشه‌ داشت‌ که‌ دکتر را به‌ هر صورت‌ ممکن‌ از پا‌ در آورد، ولی‌ شریعتی‌ که‌ از این‌ برنا‌مه‌ آگا‌ه‌ میشود ، آنرا لوث‌ میکند. در این‌ زما‌ن‌ استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ را دستگیر و تحت‌ فشا‌ر و شکنجه‌ قرار داده‌ بودند تا‌ پسرش‌ را تکذیب‌ و محکوم‌ کند. اما‌ این‌ مسلما‌ن‌ راستین‌خ‌ سر با‌ز زد، دکتر شریعتی‌ در هما‌ن‌ روزها‌ و سا‌عا‌ت‌ خود را در اختیا‌ر آنها‌ میگذارد تا‌ اگر خواستند، وی‌ را از بین‌ ببرند و پدر را رها‌ کنند

سایت هواداران
انجمن دکتر شریعتی ــــــــــ فهرست مقالات ــــــــــ صفحه دکتر شریعتی

http://drshariati.org

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
26 (21%)
4 stars
41 (34%)
3 stars
27 (22%)
2 stars
14 (11%)
1 star
11 (9%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,075 followers
Read
July 25, 2013
مرحوم(علي شريعتي) در طول عمر تقريباً كوتاهش يك كار كرد و آن "نه" گفتن بود. او فقط مي‌گفت "نه". اين "نه". آن "نه". آن كار "نه". اين كار "نه". پس چي؟

حالا شما آمدي همه‌ي آموزه‌هايي را كه نسل به نسل به اين مردم عقب افتاده (كه خدا هم پس سرشان زده) رسيده را نفي كردي. كوبيدي. بردي زير سئوال. چه آموزه‌هاي درست، چه آموزه‌هاي غلط. خب، اين كه هنر نيست

خراب كردن و فرو ريختن باور انسا‌ن‌ها بدون اين‌كه باور جديدي به آن‌ها بدهي و يا ببيني آيا اين مردم پتانسيل و فهم ِآموزش و يادگيري شيوه‌‌هاي جديد از زندگي و اعتقادها را دارند، هنر نيست؛ يك اشتباه مطلق است

مرحوم (شريعتي) در تمام كتاب‌ها و سخنراني‌هايش اين كار را كرد: فرو ريخت؛ بدون اين‌كه بنايي را از قبل ساخته باشد

بعد بدترين كار اين است كه شما بخواهي به هدفت برسي، اما چيزي مثل دين، خدا و امثالهم را دست‌آويز كار خود قرار بدهي. آن تصوري كه مردم از اسلام در آن سال‌ها داشتند تصويري بود كه (علي شريعتي) ساخته بود؛ اما دريغ و افسوس كه او تصويري را ساخت كه حقيقتاً نمي‌دانست شكل واقعي‌اش چگونه مي‌شود

حالا (پدر مادر ما متهميم). (آري اين چنين بود برادر). (مذهب عليه مذهب). علي تنهاست و خيلي‌هاي ديگر. دو قفسه از كتابخانه‌ي من را كتاب‌هاي او گرفته‌اند. من هم زماني 18 سالم بود به شدت "تب شريعتي" و "معلم شهيد" داشتم . دو سه ساعت خيابان انقلاب را مي‌گشتم براي اين‌كه بتوانم مثلاً كتاب اسلام‌شناسي (درس‌هاي دانشگاه مشهد) را پيدا كنم و با ولع بخوانمش. هنوز چهل كاست از سخنراني‌هاي او را دارم(يادگار آن‌ سال‌ها). وقتي كتاب‌هايش را مي‌خواندم چنان هيجاني به من دست مي‌داد كه: آره به خدا علي تنهاست، بدويم بريم كمكش! يا نوارهايش، به خصوص با علم سخنوري كه داشت چنان مي‌نشستم گوش مي‌كردم كه گويي زيباترين نغمه‌ي جهان را دارم مي‌شنوم. اما همه‌ي آن‌ها يك هيجان، تب، موج و بهترين كلمه كه مي‌توان براش به كار برد "شـــور" بيش نبود. چيزي به نام انديشه يا خرد در آن‌ها نبود. شــوري كه به درد كساني مي‌خورد كه پر از انرژي‌ بودند و مي‌خواستند اين انرژي را به صورتي تخليه كنند؛ كاري هم به اين نداشتند كه آيا در اين شور چيزي به نام خرد يا تعقل وجود دارد؟

من هم قبول دارم ايشان انسان مومني بود. با خدا بود. چيزي كه مي‌گفت را اعتقاد داشت. كتاب (كوير) اوج نثر نويسي او در ادب فارسی است. (علي شريعتي) يكي از افرادي بود كه هزاران جوان خام و دسته گل اين كشور چشم به "مدينه‌ي فاضله‌اي" كه او ترسيم كرده بود داشتند و براي آن "مدينه‌ي فاضله" جان خود را باختند. افسوس كه هنوز مي‌بينم نسل‌ من و پيش و پس از من دل به حرف‌هايش مي‌دهند و برايشان جذاب است؛ و صد افسوس اين جذابيت از حقانيت او نيست و از تنبلي مخاطبان است و اگر مقداري ديگر بخوانند و با انديشه‌هاي ديگر آشنا شوند مي‌بينند پس از "ايستگاه شريعتي"، ايستگاه‌هاي ديگري هم هست . سخن در اين باره زياد است و به قول مولانا: اين زمان بگذار تا وقت دگر
Profile Image for ریحانه صارمی.
Author 1 book18 followers
November 27, 2018
با رشد فضای معنویت‌گرایانه‌ای که در جامعه قابل مشاهده است، عجیب نیست که آدم باز بخواهد به شریعتی بازگردد و از این همه «درد جامعه» داشتن مملو شود . نمونه ای از یک عرفان اجتماعی
Profile Image for Mahsa.
40 reviews24 followers
Read
October 8, 2007
hata yek saat az tamadone gharb aghab nistim az shour aghabim
payambaran baraye ijade bahs amadeand vaela mardom dar khariateshan micheridand
Profile Image for AliReza AghaAhmadi.
124 reviews3 followers
November 20, 2021
بعضی از فصل‌های کتاب به شکل عجیبی گیراست! مثلا فصل حر، یا فصل سلام‌های نماز، یا خود فصل خودسازی انقلابی. کلا تو این کتاب، از اونجایی که دکتر بیشتر درباره خودسازی صحبت می‌کنه و مثل آثار اجتماعیش، با شدت خیلی قوی وارد مسائل اجتماعی نمی‌شه، مطالب بیشتر به دل می‌شینه. ولی خب با این حال، در این کتاب شریعتی هم عنصر اصلی، عنصر کنشگری ه.
Profile Image for Mohamad.
27 reviews
January 10, 2019
شاید برای من که در اندیشه فعالیت اجتماعی هستم خیلی خلا وجود دارد در جامعه ایرانی و این باعث شده است که بعد از چندین سال من دهه‌ی هفتادی باز هم به کتاب های شریعتی رجوع کنم برای خودسازی خودم در زمینه فعالیت های احتماعی
Profile Image for Ali.
118 reviews
March 10, 2015
مدخل خوبی است برای آشنایی کلی با اندیشه ها و بنیانهای بسیار فراخ و گسترده وگاه شاید در نگاهی متعارضِ شریعتی چنانکه توصیه احسان شریعتی برای شروع شریعتی خوانی نیز همین کتاب بود
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.