What do you think?
Rate this book


216 pages, Paperback
Published July 20, 2005
نمایشنامه های بکت به جای پیروی از روش سنتی "طرح موضوع، نقطه اوج را ایجاب می کند"، ساختاری مدور دارند که در واقع بهتر است آن ها را مارپیچی رو به افول بنامیم. این آثار، تصاویری از فرسایش ارائه می دهند که در آن، جهان و افرادی که در آن زندگی می کنند به آرامی، اما به ناگزیر رو به افول می روند. در این سقوط مارپیچ، به سمت هدفی نهایی، که هرگز در جهان بکتی یافت نمی شود، شخصیت ها به تکرار پناه می آورند و برای وقت گذرانی، اعمال و حرکات خویش و غالبا کلمات و اعمال دیگران را تکرار می کنند....
شخصیت های بکت با "گناه متولد شدن درگیرند"، گناهی که کفاره اش را هرگز نمی توانند بپذیرند... مرگ به عنوان سرانجامی قطعی، به عنوان سکوتی نهایی، از این نمایشنامه غایب است. شخصیت ها الزاما و دائما انتظار چیزی را می کشند که هرگز نخواهد آمد.
گودو بر زمینه وعده ظهوری استوار است که هرگز تحقق نمی یابد. آخر بازی، وعده عزیمتی است که هرگز رخ نمی دهد.
بکت که به هر نوع اعتبار، به ویژه اعتبار متون اساسی فرهنگ غرب مشکوک است، دو نمایشنامه آخر بازی و در انتظار گودو را از اشارات مکرر به این متون سرشار می سازد تا از آن طریق خوانندگانش را به تفکر و تعمق و مشارکت در تردید اضطراب آور خود وادارد؛ یعنی تردید بین اطمینان به آنچه غلط است، و عدم اطمینان به آنچه احتمالا صحیح است. انکار سرچشمه معتبر معنا در متن، و اینگونه روی آوری به دخالت خلاق خوانندگان، بکت را به یکی از پیشوایان اصلی و یکی از شواهد دوران پسامدرن ما بدل می سازد.