امیدواریم که این سنت شود، که شعرهای یک شاعرِ درگذشته را کامل و بینقص منتشر کنند، مقدمهای بنویسند، موخرهای بنویسند، نقدی همراهش کنند، نوشتههای نثریاش را بیاورند و کارنامهای از این آدم به دست بدهند؛ نه اینکه مثل یک قوطی کنسرو سربسته یا مثل کتاب مقدس، یک متن خشک و خالی بدهند دست خلقالله و بعد لابد یا باید تعبد ورزید یا "هرمنوتیک" (به معنای مفتضح این دست اساتید)- باشد که چنین شود
شعرهای رادمنش را من تکه پاره این جا و آنجا پی گرفته بودم و از گزیدهای که برای زنده رود ویژه شعر جنوب ترتیب داد، و از شعرهایی که آتشی از او انتخاب کرده بود، چشمم به او امیدوار؛ اما از یادداشتهای بیربطی که برای الهی روی یک سری تکه کاغذ نوشته بود و تا روزهایی در اینترنت موجود بود، از او ناامید.
از انتشار کتابش کلن ناامید، چنان هم شد که ناامیدی را حق بود
-
حالا میتوان به سنت شعری رادمنش در نمای کاملش نگریست، به تمام آن
به شعرهایی که گاهی میذرخشند، گاهی نه