امیدواریم که این سنت شود، که شعرهای یک شاعرِ درگذشته را کامل و بینقص منتشر کنند، مقدمهای بنویسند، موخرهای بنویسند، نقدی همراهش کنند، نوشتههای نثریاش را بیاورند و کارنامهای از این آدم به دست بدهند؛ نه اینکه مثل یک قوطی کنسرو سربسته یا مثل کتاب مقدس، یک متن خشک و خالی بدهند دست خلقالله و بعد لابد یا باید تعبد ورزید یا "هرمنوتیک" (به معنای مفتضح این دست اساتید)- باشد که چنین شود شعرهای رادمنش را من تکه پاره این جا و آنجا پی گرفته بودم و از گزیدهای که برای زنده رود ویژه شعر جنوب ترتیب داد، و از شعرهایی که آتشی از او انتخاب کرده بود، چشمم به او امیدوار؛ اما از یادداشتهای بیربطی که برای الهی روی یک سری تکه کاغذ نوشته بود و تا روزهایی در اینترنت موجود بود، از او ناامید. از انتشار کتابش کلن ناامید، چنان هم شد که ناامیدی را حق بود - حالا میتوان به سنت شعری رادمنش در نمای کاملش نگریست، به تمام آن به شعرهایی که گاهی میذرخشند، گاهی نه
این روزها شعر خوب کیمیاست که این کتاب هست و به نظر من بهترین مجموعه شعر سال 92 است
مجموعه ای از شعرهای مرحوم سیروس رادمنش 1334-1387 که همراه یدالله رویایی، بیژن الهی، بهرام اردبیلی و سایرین جریان های "شعر حجم" و "شعر دیگر" را شکل دادند
T.S.Eliot بر روی دو تم از variation او که بر این ببر خیره می شود خود آیا آشفته نیست ؟ که می پیچد در چشمه های تور و روده از دلِ طبل بیرون می کشد؟
خیره مانده بر توده های پنجره ها سقوط صاعقه در طعم پنجره هاست
آرامش تلخ رودی که بر او بسته اند راه تا سرانجام ظفر بر مهندسان و بر پل ها