دختران آفتاب از زبان مریم روایت می شود که دختر یک بازیگر مشهور سینماست و از زندگی خانوادگی اش خسته شده است و تصمیم می گیرد بدون هماهنگی قبلی، صبح روز حرکت اردوی مشهد با هم دانشگاهی هایش راهی اردو شود. یکی از بچه ها جای خودش را به مریم می دهد و خلاصه او هم همراه شان به این اردو می رود. ده روز اردو طول می کشد و از همان ابتدای سفر بحث و گفت و گو بین بچه ها آغاز می شود. دخترانی که در این اردو شرکت کردند سلایق و روحیات متفاوتی دارند. اما به قول فاطمه مهم این است که همه زائر امام رضا(ع) هستند.
با وجود همه نقص هاش، خوشحالم که چنین کتاب جامع و دغدغهمندی در مورد مسائل زنان وجود داره. انشالله خداوند توفیقات نویسنده رو زیاد کنه و بیش از این شاهد اینگونه کتاب ها باشیم
ماجرا وقتى شروع مى شه كه مريم كه دختر يك بازيگر زن مشهور سينماست، به خاطر رفتار مادرش مبنى بر ارجح دونستن كارش به خانواده ش و دعواهاى پدر و مادرش بدون خبر راهى اردوى مشهد دانشگاه مى شه. توى اين سفر مريم و چند دختر ديگه يه اكيپ رو تشكيل مى دن و با هم هم اتاق مى شن. و بحث در مورد زنان و حقوق شون شكل مى گيره كه مريم راوى اونه. از اين كه در مورد اين كتاب از واژه ى «داستان» استفاده كنم، اصلاً مطمئن نيستم. چون بيشتر از نود درصد نوشته هاى كتاب، بحث هاى بين دختراست و ماجراهاى خيلى كمرنگى كه وجود دارن هم صرفاً نقش «بهانه» براى شروع اين بحثا رو بازى مى كنن.
نمى تونم عمق خوشحاليم رو از اين موضوع پنهان كنم كه براى اولين بار تا اين حد جامع با عميق ترين دغدغه هاى زنان و دختران مواجه شدم. صرف شنيده شدن حرف هاى دل دختران رو يه گام بى نهايت مثبت مى دونم، اونم توى جامعه اى از نظر فرهنگى در سطح خوبى نيست. خوشحال م كه به بسيارى از اين دغدغه ها جواب هاى محكمى داده شده، سعى كرده منصفانه و بى طرف حرف بزنه، مسائل غلط فرهنگى آشكار شدن، به برداشت هاى نادرست از دين پاسخ داده شده، حكم دين به صورت صحيحى بررسى شده و از همه بهتر در جايى از كتاب در مورد حكمت برخى از احكام صراحتاً گفته مى شه «شايد بعضى پاسخ ها قانع كننده نباشن، ولى اينا تمام تلاش فيلسوف ها از صدر اسلام تا الان ه و قطعاً ممكنه تغيير كنه پاسخ ها و كامل بشه.»
توى اين كتاب سميه يك شخصيت فوق العاده متعصب مذهبى ه (خشكه مقدس) ست و راحله بسيار به افكار غربى و فمينيستى معتقده و افراطى و متعصبانه از اون ها دفاع مى كنه و فاطمه به عنوان يك دختر متعادل و به روز محور اصلى داستان ه و از نظر من سعى شده به عنوان دختر آرمانى اسلامى به تصوير كشيده بشه. بيشتر و يا بهتره بگم پاسخ همه ى شبهات و مسائل به اون ختم مى شه و مريم به طور اغراق آميزى شيفته ى فاطمه مى شه در نگاه اول و يحتمل نويسنده حس كرده ما هم همون احساس رو با خوندن تفكرات مريم نسبت به فاطمه پيدا مى كنيم. بقيه ى دخترها شخصيت هاى خنثى دچار سردرگمى هستند و مشكلات خاصى دارند كه بيان شون دوباره بهانه ى گفتگوها مى شه. نكته ى مهم هم اين ه كه همه ى اين دخترا به اسلام معتقدن، البته با دوزهاى متفاوت.
اين كتاب رو به صورت فوق العاده بدبينانه خوندم. چون با پيش فرض شعارزدگى شروع ش كرده بودم، تمام تلاش م رو به كار بردم تا نقدش كنم. بايد بگم مطالب جالبى در شرح نظريه هاى اسلامى در مورد زن و نقد نظريات فمينيستى و متحجرانه توى كتاب وجود داشت و در اكثر حالات سعى شده بود با دليل منطق در مورد موضوعات صحبت بشه. تا صفحه ى ٢٩٠ كتاب من مشكل خاصى با مطالب كتاب نداشتم به جز اين كه يه سرى چيزها مثل قدرت تدبير بيشتر مرد از زن رو ادعا كرده بود و بدون اين كه نظر علمى اى پشت ش باشه، صرفاً گفته بود «همه مون مى دونيم و نبايد از واقعيت فرار كرد.» كلاً بيشتر مشكل من با دلايل «اشتباه» بود كه براى احكام اسلامى مى ياورد توى سه مورد. از صفحه ى ٢٩٠ به بعد كه وارد موضوع حضور اجتماعى زنان و اشتغال مى شه. بعد از ابراز نظر متفكران برجسته ى دينى كه معتقدند زن حتماً بايد توى جامعه حضور داشته باشه، برداشتن هاى شخصى مسخره اى از واژه ى «حضور» با استناد به شعر مولانا [!] انجام دادند و حضور در راهپيمايى و راى دادن و دنبال كردن اخبار و برگزارى مجالس مذهبى و روزنامه نگارى رو به عنوان حضور زن در نظر گرفتن. من اين موارد رو به معناى عدم حضور نمى دونم و افرادى كه اين كارها رو انجام مى دن دور از اجتماع، چون شايد اين مدلى از حضور باشه كه يك زن علاقه داشته باشه دنبال ش كنه. چيزى كه من رو آزار داد انحصار اين موارد و تعيين تكليف براى زنان بود.
بزرگ ترين نقطه ضعف اين كتاب بعد از اهميت دادن بيش از اندازه به موضوع «خواب ديدن» ، تناقضات گاه و بى گاه، گريه زارى مداوم دخترها در مورد موضوعاتى كه به نظر من بى ارزش نيستند ولى قابل استناد توى همچين كتابى با چنين هدفى نيستن و ذكر بيهوده ى يه سرى وقايع، اينه كه هيچ زنى توى جمع نويسندگان اون حضور نداشته و از نظر من در تعدادى از موارد زن ايده آل نويسندگان كتاب به تصوير كشيده شده، نه زن ايده آل اسلام. و نمى دونم چرا هميشه بايد مردها در مورد زنان و حقوق شون با هم حرف بزنند و مناظره كنند. عالى مى شه اگه با ملاك هاى همين آدما «فاطمه» اى وجود داره، بياد و اون حرف بزنه نه مردها. من منكرش نيستم كه «شهادت» عمل خيلى والايى ه كه اصلاً خودم رو در حدى نمى بينم كه بخوام در موردش حرف بزنم ولى الان ما زنده ايم و قراره به يه جامعه شكل بديم و توش زندگى كنيم، كاش كمى واقع بينانه تر و عملى تر كتاب رو به پايان مى رسوند و از حال حاضر جامعه ى ما كه قراره رشدى همه جانبه داشته باشه فاصله نمى گرفت. منظورم اين ه اسلام دينى ه كه براى ايده آل كردن دنيا و آخرت اومده و اين رو هميشه ادعا كرده، ولى توى اين كتاب صرفاً چسبيده به جنبه ى معنوى و زندگى واقعى و علم و پيشرفت كه الان كشور ما خيلى به ش نياز داره بى نهايت كمرنگ ن.
ضمن اين كه كتاب جلد خيلى زشتى داره كه اصلاً جذاب نيست[نمى گم كتاب بايد از روى جلدش قضاوت بشه، لكن وقتى قراره دعوت كنيم از عده ى زيادى اين كتاب رو بخونن بايد جذابيت ظاهرى داشته باشه.] بيشتر شبيه توضيح المسائل ه تا كتابى داستانى با موضوع گسترده ى زن؛ و تمام صفحات كتاب كاغذ سفيده كه اين هم اسراف ه از نظر من با توجه به ذكر يه سرى مسائل بيهوده و هم قيمت كتاب رو نسبتاً بالا برده.
+ از يك طرف بايد خوشحال باشم كه چنين كتابى نوشته شده و توصيه كنم به خوندن ش و از طرفى هم ناراحتم كه بايد اعتراف كنم اين كتاب با نقاط ضعف زياد بهترين كتاب يك نويسنده ى ايرانى در حوزه ى زنان ه.
با وجود بخش داستانی متوسط و کمی ضعیف،باز هم کتاب قابل توجهی در زمینه ی جواب دهی به سوالات ابهام دار و همه گیره.برای من جواب اکثر سوالات قانع کننده و تاحدودی جامع و کامل بود،بطوریکه در اکثر مواقع از جواب های این کتاب برای پاسخ دهی به سوالات مشابه استفاده میکنم و تقریبا قانع کننده هستن.ایکاش در کنار شخصیت سازی قوی بچه ها که بسیار تاثیرگذار بود،روی داستان هم بیشتر کار میشد. البته کتاب های دیگه هم در این زمینه با خط داستانی قوی تر و پخته تری وجود داره اما این کتاب در جواب دهی واضح و ساده بهتر از بقیه عمل کرده.
چند سال بعد نوشت: این کتاب رو اوایل نوجوونیم خوندم. موقعی که دنبال این بودم تا حقیقت رو پیدا کنم اما الان که اوایل دهه ی ۲۰ زندگیم هستم, به این پی بردم مطلقا هیچ حقیقت درست و خالصی توی این دنیا وجود نداره و مردم برای توجیه رفتار هاشون یا منفعت شخصی, با یسری استدلال نخ نما و ابتدایی میخوان دهن هم دیگه رو ببندن. این کتاب رو نه کاملا رد میکنم نه تایید چون بعضی از حرفاش با دید بیطرفانه درست و عقلانی بود اما با یادآوری توجیهات مسخره ای که برای یسری قوانین ظالمانه ی ظاهراً دینی اورده, دیگه دوست ندارم نگاهش کنم.
از نظر آگاهی بخشی و طرح موضوعات فکری مرتبط با بانوان کتاب زسیار خوبی بود. میشه ازش برای برگزاری جلسات فکر و تبادل نظر استفاده کرد. اما از نظر داستان ضعیف بود و نباید بهش به چشم یک رمان نگاه کرد.
اگر جملاتش رو بادقت بيشتري بخونيد متوجه ميشيد كه نقطه ضعف داره تو منطق پاسخ به سوال ها !البته يه جاهايي هم واقعن پاسخ هاي خوبي داده! ولي از لحاظ قصه زياد دلچسب نيست!
«دختران آفتاب» سفر ده روزهاي است كه براي نويسندگان آن سه سال طول كشيد . اين كتاب بر آن است كه زن، جايگاه و شان دختران آفتاب را به خود و همههمراهانش در جامعه بشناساند. حتي به اين نيز بسنده نكند و تاريخ گذشته وآينده را از اين شناخت، سيراب كند. دختران آفتاب ميخواهد خود را همانگونه كه هست، نه آنطور كه بايد باشد به همراهان راه زندگي خود معرفي كند. در اين كتاب وجود زن جدا از مرد و به دور از نمايش مرد بودن تصوير شده است. نويسندگان اين كتاب به اين مسأله ميپردازند كه زن بودن هيچ از مراتبانساني و كمالات و فضايل وجودي آدمي نميكاهد بلكه خصايل معنوي را به جهتتلطيف عواطف در آنها بارورتر ميسازد. ��ر اين كتاب تفكري خودنمايي ميكند كه به آدمي اعتبار ميدهد، خواهزن باشد خواه مرد. تفكري كه حجاب و غبار شبههها، تلالو انوار بيبديلش رابه سويي نهاده است و چون اين غبار، براي همسفران دختران آفتاب فرومينشيند، تلالو آن انوار، آنها را به خانواده و اجتماع ميبرد. در اين كتاب معرفت به ذات مادري در خانواده كه پايه و اساس انسانسازي است تصوير ميشود و دامن مادر به دامان پرمهر و محبتي تشبيه ميشودكه سرچشمه همه خوبيها و نيكيهاست. اين كتاب را امير حسين بانكي،بهزاد دانشگر و محمدرضا رضايتمند نوشتهاند. اين نويسندگان در مقابل اين پرسش كه چرا «دخترا�� آفتاب» را مردان نوشتهاند گفتهاند: وقتي مرد بودنمان مانع از اين نبود كه سوالات و شبهات درباره مسائلمختلف زنان از ما پرسيده شود؛ چرا بايد مانع از جواب دادنمان ميشد؟
باید جمله « این داستان روایت یک اندیشه هست» رو جدی گرفت نویسنده ها به خوبی توانستند با استفاده از مکالمه روان چند دانشجوی دختر به شبهاتی که در باب نگاه اسلام به زن مطرح هست، جواب بدهند.
رفته رفته فضای داستان به سمتی میره که خواننده همراه شخصیت ها، مشتاقانه مباحث رو دنبال میکنه و سعی میکنه تعالی زن و نقش زن در اجتماع رو لابه لای مباحث اسلامی پیدا کنه.
نکته ای که فاطمه اوایل داستان میگه قابل توجه: نقش زن در هر مکتبی رو باید با توجه به جهانبینی اون مکتب بررسی کرد. باید دید در جهانبینی توحیدی حقوق زن چه و نقش او چگونه است.
يهدف هذا الكتاب ـ *بذريعة رواية رحلة جماعية لمجموعة من بنات المجتمع الإيراني* ـ إلى تقديم تقرير ورواية عن الأسئلة والهواجس التي تحملها البنات الإيرانيات, والسعي إلى الإجابة عن بعض هذه الأسئلة.
تبدأ القصة عندما تقرر "مريم" (ابنة ممثلة سينمائية مشهورة) السفر إلى مخيم جامعي في مشهد دون إخبار والديها، بسبب خلافاتهم المتكررة وسلوك أمها التي تفضل عملها على عائلتها. خلال الرحلة، تتعرف الزميلات على بعضهن، ثم تبدأ مناقشات حول المرأة وحقوقها، حيث تكون مريم هي الراوية.
بنات الشمس تدريب على الحوار الجماعي، وهو محاولة لجمع فئة من البنات الشبابات القادمات من مختلف الخلفيات والطبقات المتنوّعة والمشارب الفكرية المتباينة للجلوس مع بعضهن والاشتراك في بيان هواجسهن بكل حرية، ليتخذن بذلك خطوة تقرّبهن من نقطة الحقيقة.
*•الرَّأيُ الشَّخْصِي:*
"بنات الشمس" ليس مجرد رواية؛ إنها بحث ودراسة شاملة حول حقوق المرأة وواجباتها ومشاكلها.
يتناول الكتاب تجربة بحثية قام بها المؤلفون لمدة 3 سنوات، بالاعتماد على مجموعة من الشابات من مختلف الاتجاهات الفكرية في إيران، ويستوحيها على شكل حوارات أدبية تمثل هواجس الفتيات الإيرانيات.
الحوارات الفلسفية والفكرية والمقالات كانت من الكثرة بحيث تبان وكأنها هي محور الرواية، وباقي أحداث الرواية اقحمت اقحامًا وسط هذه الحوارات، مما جعل الرواية مملة في بعض أجزاءها.
كذلك بطلة الرواية كثيرًا ما كانت تذكر في حواراتها استشهادات طويلة من كلام استاذها وكأنها تحفظها، وهذا شيء غير واقعي.
تناقش الرواية مواضيع متنوعة أهمها النسوية والمساوة بين الرجال والنساء، وعلل اختلاف بعض حقوق النساء عن الرجال، فلسفة الزواج، والحجاب و...
*في نظري الكتاب رائع في احتوائه على معلومات تثير تساؤل معظم النساء، وخصوصًا الشابات في مقتبل العمر، ولكن تصنيفه كرواية غير دقيق، حيث أن أغلب محتواه عبارة عن حوارات بين الفتيات، بينما الأحداث ضعيفة جدًا وتكاد تكون مجرد ذرائع لبدء تلك النقاشات.
تحمست لقراءة الرواية رغم صدورها قبل أكثر من ٢٠ سنة عند قراءة تقريظ السيد القائد للرواية والذي كتب في الغلاف الخلفي للرواية.
*•اقْتِبَاسَاتٌ:*
🔸مجرد أن نعتبر أنفسنا أفضل من الآخرين وأن لا نلتفت إلى نقاط ضعفنا وأخطائنا، وأن لا نعترف بحسنات الآخريـن ونقاط قوة الذين يحيطون بنا. إن هذه الأمور كلها إنما تنشأ من العجب والغرور.
🔸الغاية من الخلق تكمن في وصول كل من المرأة والرجل إلى الكمال الإنساني، وهذا لا يحصل إلا في ظل الهدوء والاستقرار والسكينة، وهذه هي الغاية من الزواج.
🔸أفضل طريقة لتربية الأطفال تكمن في أن يجدوا أنفسهم في أحضان أمهاتهم، وأن يترعرعوا في كنف عطفهن وحنانهن. وإن النساء اللاتي يحرمن أولادهن من هذه النعمة الإلهية يخطئن بحق أولادهن وأنفسهن ومجتمعهن.
🔸فحيث أن المرأة في خلق طینتها تكون أبعد مسافة من الأرض، وأقرب إلى الملكوت؛ تکون نسبة الرجل إلى الحياة الدنيوية أكبر من نسبة المرأة إلى هذه الحياة. وبعكس ذلك فإن نسبة المرأة إلى المعنويات والروحانیات أكبر من نسبة الرجل إلى هذه المعنويات.
#کتاب_خواندم #دختران_آفتاب سلامعلیکم دوستان من همین چند روز پیش کتاب دختران آفتاب رو خواندم. به نظرم مباحث سطح سه شهید مطهری رو که دکتر غلامی تدریس میکنند و کاملا در موضوع زنان است رو تثبیت و تکمیل میکنه.بسیار عالی ست. و نکات جدید رو مطرح میکنه و چون فضا کتاب حالت مناظره داره بسیار فضای ذهن انسان رو باز میکنه. از نان شب از دختران دانشجو و مادرانی که دختر نوجوان دارند واجبتر است. نکته مهم که در کتاب مورد توجه قرار میگیرد در حوزه تربیت که مورد تاکید ایت الله مجتبی تهرانی است این بود که سرسلسله فضیلت های اخلاقی مخصوصا برای زنان حیاست. یک نکته دیگر برای خودم داشت که مواظب جایگاه عاطفه در درونم باشم چون اصلی ترین ابزار من است. 💣💣💣💣به نظرم نکته آخری که اشاره کردم پاسخ سوال چند روز پیش دوستان بود در مورد حجاب دختران جوان ولی بدپوششی خاص مذهبی.
کتاب تقریبا پر محتوایی بود اما صادقانه بگم اگر کسی از من پرسید که این کتاب چطور است هرگز پیشنهاد نمیکنم ! شاید بخاطر این است که از سلیقه ی من خارج است ولی از نظر داستانی و رمانی زیر صفر بود و پایان گنگ داشت ! صرفا فقط به یک سری از سوال های علمی در چارچوب یک داستان بی مفهوم و گنگ پاسخ داده شده بود که بماند بعضی جاها واقعا منطقی نبود و بنظر من یک مرد به تنهایی نمیتواند زن را درک کند! نگاه تک بعدی به موضوعات بسیار مشاهده میشد
در نوع خود بی نظیر بود. یعنی در مفهوم سازی حجاب با داستان. بسیاری از شبهات را هم پاسخ می داد. با توجه به اینکه کار نویی در این زمینه بود بسیار قابل تقدیر است. اما یک نکته این است که گرچه سعی شده بود داستان جذابیت و کشش هم داشته باشد ولی در این زمینه جای کار بیشتری داشت. باید منتظر کارهای جذابتری در این زمینه بود.
بی نهایت کتاب جذابیه ! کتابی که در قالب یک داستان دلنشین به شبهات موجود درباره جایگاه و حقوق زن در اسلام پاسخ میده ... به نظرم هر خانوم مسلمانی باید حداقل یک بار این کتاب رو بخوانه 💕💐 در کنارش کتابی هم هست که چون توی اینجا اسمشون ثبت نشده توی همین پیام معرفیش میکنم ؛ مجموعه « نقش و رسالت زن » در ۵ جلد که توصیه می کنم اگه تونستید حتما بخونید 💡✨
انقدر موضوع کتاب هنوز به روزه که وقتی کاراکتر میره مخابرات زنگ بزنه و گوشی نداره تو تازه یادت میاد این داستان چندین سال پیش میگذره. باتوجه به موضوعش خسته کننده نیست. و چالشیه.
سال اول دانشگاه کتابی بود که استاد معارف معرفی کرد و مطالعه اش رو 8 نمره از درس قرار داد، کتاب خوب و تجربه جالبی بود. داستان یه جاهایی مثل منبر و درس میشد اما کشش هم داشت و قشنگ هم تموم شد.
قابل تقدیر است به خوبی به مشکلات و سوالات دختران جامعه و راه حل آنها اشاره شده بود. شیوه پرداختن به موضوع، نشان دادن تنوع دیدگاهها، و قالب داستانی کتاب، جذاب است. در کتاب با سوالاتی مواجه شدم که قبلا به آنها فکر نکرده بودم! در عین حال جوابها هم در عین کوتاهی، کامل و جامع بودند. یکبار خواندن آن کافی نیست...