Jump to ratings and reviews
Rate this book

زیر پل های فراموشی

Rate this book
گزیده ی شعر کریستینا لوگن

182 pages

5 people want to read

About the author

Kristina Lugn

25 books18 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
2 (28%)
3 stars
2 (28%)
2 stars
2 (28%)
1 star
1 (14%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Alialiarya.
226 reviews87 followers
August 15, 2022
من مستاجری بی‌ورودی شخصی
به تاریکی‌ها هستم
من روایتی بی‌سوژه‌ام
زنده می‌مانم بی‌حاشیه
و کسی بازم نمی‌کند تا در صفحه‌ی موردعلاقش
علامتی بگذارد

من جلد یک کتابم
ص۱۷۰

لوگن شاعر محبوب سوئدی و عضو آکادمی نوبل ادبی از جالب‌ترین شاعرانی بود که اخیرا شناخته‌ام. درگیری دائم شعر او با مرگ و زنانگی مجذوب کننده است. لوگن می‌گوید: من فقط از یک موضوع می‌نویسم: ترس عظیم از دست دادن انسان‌ها و حتی ترس از دست دادن خودم. این یگانه موتیف‌ متن‌های من است. ترجمه‌ی کتاب از متن اصلی و قابل توجه است اما عجیب است که از شاعر و نمایش‌‌نامه‌نویسی مانند لوگن اثر دیگری ترجمه نشده است. امیدوارم سراغش بروند
Profile Image for Mary Goth.
62 reviews9 followers
May 31, 2024
تصادفی خریدمش، تصادفی خوندمش و لذت بردم.
مترجم دغدغه‌مندی داشت و با اینکه نه سوئدی می‌فهمم و نه قبلاً از این شاعر چیزی خونده بودم، ازش لذت بردم و حس می‌کردم خیلی خوب ترجمه‌ش انجام شده...
شاعر صندلی چهارده نوبل...
برخی از شعرهاش خیلی عمیق و قشنگ بود و چون از عناصر مدرن و کلمات روزمره‌ی مدرن استفاده کرده بود، خیلی برام جذاب بود و یکجور حس نزدیکی عجیب می‌داد.
کلماتی مثل ریزتراش، روانشناس، مددکار اجتماعی، چراغ خواب و کلی اسم قرص‌های آرامبخش و...
یسری از شعرهاشم، واقعیتش رو بخواید، خیلی نفهمیدم.
با توجه به چیزهایی که ازش فهمیدم و تعداد جملاتی که از شدت لرزیدن روح زیرشون خط کشیدم، می‌تونم بگم که به هرکسی که شعرهای مدرن رو دوست داره پیشنهادش می‌دم!
"اگر جرئت کنم که بدانم چی می‌دانم."
181 reviews
August 31, 2016
از شعرهای ترجمه ی نسبتن خوب سال 92 است



مرگ
چکمه های زیبایی دارد بر پاهای ظریف باریکش
و ترس آدم ها
ستارگان موهای مرگ اند
موهای زرد و طلایی بلندش
که از اشعه های نور ماه بافته شده اند
و از وحشت آدمیان....

***

من پیش رفتی تک نفره ام
گاهی در جنگلی کسی پشت سرم
با شیطنت به من می خندد
و تا راه فراری می بینم
بر آستانه های درد سکندری می خورم
به این می گویند کمدی نقص عضو

***

ربدوشامبر و کفش های پاشنه بلند و گلدان ها را آن قدر آب می دهم

تا رگ های تو بترکند
ابتدا عشق بود
بعد گوشت بود
لای دندان ها پس و پیش می شد
ابتدا عشق بازی بود
بعد گوشت شد
تا من شقیقه هایت را می شکنم بخشممت می کنم
برایت آواز می خوانم
تاب می دهم ات و می خورم ات و می بخشم ات
آن توها به هر طرف می روم
سوزن بود
پاشنه های بلند بود
حضور بود
فرش نرم بود
شکم تو بود که من روی زمین پهن کردم
ابتدا عشق بود
ابتدا ما بودیم
بعد تو بودیکه مرا اوج دادی
و این پاشنه های لجوج تیز
و کف باز دست های تو بود که من روشن کردم
و تاب ات دادم و خوردم ات و تو را بخشیدم
همه چیز را با تو قس
و تکه تکه ها را به تو می
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.