نمایشنامه های "آخرین نوار کراپ" - علی رغم ابهام های نه چندان کم - ، "خلواره" - علی رغم ابهام - و "چه روزهای خوشی" - فقط پرده ی اول ( پرده ی دوم و کلا پایان بندی برایم گنگ بود ) - برایم تا حدی جالب بودند. کلا نمایشنامه های این جلد ابهام های زیادی داشتند. مثلا کلیت نمایشنامه ی "آره جو" در ابهام بود.
نکته ی دیگر این بود که به نظر رویکرد و تکنیک بکت تا حدی دائم خود را تکرار می کند و اینگونه نیست که هر نمایشنامه یک چیز نویی داشته باشد. البته بعدا که بیشتر به این فکر کردم به خودم گفتم اتفاقا همین درست است. چون کسی که اینگونه درباره ی زندگی می اندیشد، تکنیک هایش هم باید نمایانگر ملال و تکرار باشد...
در کل باید اذعان کنم پس از خواندن جلد اول انتظار چیز بهتری داشتم. چیزی که شاید نمودی از آن را در این جلد می شد در شخصیت وینی - که تا سینه در خاک است و توان جابجایی و برگشتن و ... ندارد - مشاهده کرد.