Jump to ratings and reviews
Rate this book

داستان کوتاه در ایران #3

داستان کوتاه در ایران: داستان‌های پسامدرن

Rate this book

700 pages, Paperback

First published January 1, 2012

10 people are currently reading
144 people want to read

About the author

حسین پاینده

28 books59 followers
حسین پاینده در تهران متولد شد و دوره‌ی دبیرستان را در انگلستان گذراند و یک سال پس از انقلاب به کشور بازگشت. در سال ۱۳۶۸ از دانشگاه علامه طباطبائی لیسانس ادبیات انگلیسی گرفت و در سال ۱۳۷۰ موفق به اخذ فوق‌لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران شد. او از همان سال به عنوان عضو هیأت علمی به استخدام دانشگاه علامه طباطبائی درآمد و متعاقباً در سال ۱۳۷۵ برای ادامه‌ی تحصیل به انگلستان رفت. وی در سال ۱۳۸۰ پس از اخذ دکترای نظریه و نقد ادبی به کشور بازگشت و در حال حاضر با مرتبه‌ی استاد در دانشگاه علامه طباطبائی به تدریس اشتغال دارد.
از دکتر پاینده تاکنون بیش از ۱۲۰ مقاله در نشریات مختلف به چاپ رسیده‌است. همچنین از وی ۲۵ عنوان کتاب منتشر شده که از این تعداد ۱۰ کتاب را تألیف، ۷ کتاب را ترجمه‌ و ۸ کتاب را ویرایش کرده است. «مجموعه‌ی نظریه و نقد ادبی» تحت سرپرستی او تاکنون در هشت مجلد و توسط چهار ناشر منتشر شده است. جدیدترین تألیف پاینده با عنوان گشودن رمان توسط انتشارات مروارید منتشر شده است که جایزه‌ی ادبی جلال آل‌احمد در بخش نقد ادبی را به خود اختصاص داد. از میان سایر کتاب‌های ایشان می‌توان به کتاب داستان کوتاه در ایران (در سه جلد) و نقد ادبی و دموکراسی اشاره کرد. از جمله کتاب‌هایی که پاینده ترجمه کرده‌ است عبارت‌اند از مطالعات فرهنگی درباره‌ی فرهنگ عامّه (برنده‌ی جایزه‌ی کتاب فصل) که توسط نشر آگه انتشار یافته و نظریه‌های رمان است که توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده است. دکتر پاینده تاکنون ۸ جایزه در داخل کشور و ۱ جایزه در خارج از کشور دریافت کرده است.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
39 (52%)
4 stars
20 (27%)
3 stars
11 (14%)
2 stars
4 (5%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for فؤاد.
1,134 reviews2,379 followers
February 19, 2019
خلاصه‌ای از مباحث کتاب

فصل دوم:
پساساختارگرایی


به باور نظریهٔ پساساختارگرایی کلمات دلالت به واقعیت ثابتی ندارند و به واسطهٔ ارجاع به یک واقعیت مرجع معنا نمی یابند، بلکه این نظام کلمات در کنار هم است که به کلمات معنا می بخشد، و واقعیت هم در ارتباط با این نظام کلمات است که شکل می یابد. در نتیجه چیزی خارج از متن وجود ندارد.

در برخی داستان های پسامدرن هم شخصیت ها و وقایع، آینه ای برای اشخاص و وقایع واقعی نیستند، بلکه صرفاً کلماتی روی کاغذ و دال‌هایی بدون مدلولند، و نویسنده بر این کلمه بودن شخصیت ها و وقایع داستانش تأکید می کند.

فصل سوم:
مرگ مؤلف


در دوران قدیم، مؤلف محور اصلی اثر خود بود و معنای اثر با رجوع به تحلیل‌های خود مؤلف در مصاحبه ها و نامه نگاری ها، یا با رجوع به زندگینامهٔ او مشخص می شد.
اما در نظریات پساساختارگرا، مدلول اهمیت محوری خود را از دست داد، و حال هر دال می تواند در شرایط مختلف و فرهنگ های مختلف مدلول های متعددی داشته باشد و این قرار گرفتن دال در کنار شبکهٔ دال‌های دیگر است که معنای آن را مشخص می کند. با این توصیف، نقش نیت مؤلف به عنوان مدلول واحد اثر کمرنگ شده، هر مخاطب اجازه یافته که با توجه به شبکهٔ دال های موجود در متن، قرائت خودش از متن را داشته باشد.

در داستان های پسامدرن، مرگ مؤلف به دو شکل نمود می یابد: گاه با شخصیت هایی که مستقل از خواست نویسنده عمل می کنند، و گاه با مشارکت دادن خواننده در روند پیش‌برد داستان.

فصل چهارم:
فرم در داستان های پسامدرن


هر چند فرم در داستان پسامدرن متناسب با محتوای پسامدرن شکلی نامعمول می‌یابد، اما باید توجه کرد که تنها ساختارشکنی در فرم موجب پسامدرن شدن داستان نمی‌شود. بلکه فرم ساختارشکن باید با محتوایی پسامدرن، محتوایی مبتنی بر وجودشناسی و فرهنگ‌کاوی پسامدرن همخوانی داشته باشد.

از جمله ابداعات در فرم، می‌توان به تغییر شکل و اندازهٔ فونت در میان متن، استفاده از تصویر یا نمودار در میان متن و... اشاره کرد، که باعث می شود داستان پسامدرن را نتوان به صورت شنیداری خواند، بلکه حتماً باید آن را به همان شکل که تولید شده دید.

فصل پنجم:
افول فراروایت ها


لیوتار، نظریه پرداز پسامدرن، آثار هنری را به سه دسته تقسیم می کند: آثار رئالیسم، که بازنمایی نوعی نظم عقلانی و شناخته شده هستند، و آثار مدرن و پسامدرن، که به نظم باور ندارند. در این میان، آثار مدرن، همچنان در حسرت نظم، گسیختگی ناخجستهٔ جهان را به نمایش می گذارند. اما آثار پسامدرن این بی نظمی را امری خجسته محسوب می کنند و بر آن تأکید می ورزند.

انعکاس این امر، که بی باوری به کلان روایت ها نام دارد، در داستان های پسامدرن آن است که این داستان ها گاه، روایت واحدی و قابل اعتمادی ندارند، بلکه روایت های متعددی را از دید اشخاص مختلف نقل می کنند که با یکدیگر متناقضند و در نتیجه هیچ یک قابل اعتماد نیستند.

فصل ششم:
وجودشناسی پسامدرن


به باور مک‌هیل تمایز بین داستان‌های مدرن و پسامدرن در این است که عنصر غالب و مسئلهٔ اصلی در داستان های مدرن، امری معرفت شناسانه است، اما در داستان های پسامدرن امری وجودشناسانه. در داستان های مدرن دنیای ذهنی شخصیت کاویده می شود و تلاش ذهنی او برای رسیدن به معنا یا قطعیت در جهان عاری از معنا و قطعیت به نمایش گذاشته می شود. اما در داستان های پسامدرن این دغدغه کنار گذاشته می شود یا به حاشیه می رود، و در عوض با شگردهایی چون بینامتنیت، عدم قطعیت وجودشناختی و فراداستان، با امکان های وجودی مختلف بازی می شود و نتیجهٔ آن خلق جهان هایی تو در تو و تلفیق جهان های داستانی و واقعی، تاریخی و واقعی یا خیالی و واقعی و... است. (فکر کنم داستان های بورخس بهترین مثال برای این نوع داستان‌های وجودشناسانه باشند، و از دنیای سینما، فیلم «ماتریکس».)

ژان بودریار این تداخل یک ساحت وجودی در ساحت وجودی دیگر را با اصطلاحی برگرفته از الکترونیک، «اتصال کوتاه» می نامد. (مثلاً تداخل داستان با واقعیت: داستانی که شخصیت اصلی می نویسد، در زندگی اش به واقعیت تبدیل می شود.)

فصل هفتم:
فراداستان و فراتاریخ


در دوران قدیم، بین روایت تاریخی و روایت داستانی مرز روشن و محکمی وجود داشت: اولی عینی و واقعی، و دومی ساختگی و خیالی بود. اما در نظریات پسامدرن، تاریخ فاقد عینیت است و تنها روایتی است از واقعیت، که مثل هر روایت دیگری حاوی عنصر خیال است. واقعیت انبوه درهمی از وقایع است، و این تاریخ‌نگار است که همچون داستان‌نویس با عناصر روایی (پیرنگ علی و معلولی، شخصیت، فضاسازی و...) به این انبوه درهم معنایی واحد می بخشد، بخشی را مهم می‌داند و بخش دیگری را به حاشیه می‌راند.

بر همین اساس، داستان‌های پسامدرن نیز به تبع نظریات پسامدرن، تاریخ را هر چه بیشتر خیالی نشان می‌دهند، به این صورت که شخصیت های خیالی را وارد تاریخ می کنند، یا شخصیت های تاریخی را وارد جهان خیالی خود می کنند، یا تاریخی بدیل می نویسند، تاریخ وقایعی که رخ نداده، اما می توانست رخ دهد.
در این میان با تکنیک فراداستان (یعنی داستانی که از داستان بودن خود آگاه است و بر آن تأکید می کند) بر خیالی بودن تاریخ هر بیشتر اصرار می کنند.

فصل هشتم:
وانمودگی و فوق واقعیت


در نظر بودریار، در دوران قدیم، تمام تلاش هنر بازنمود دقیق واقعیت بود، اما در دوران پسامدرن گسترش روزافزون رسانه ها، باعث شده که این رابطه برعکس شود، و واقعیت تقلیدی از هنر شود: این را بعینه در آدم هایی که می کوشند زندگی شان شبیه فلان مدل، فلان تبلیغ یا فلان پیج اینستاگرامی شوند می بینیم. در چنین دنیایی، واقعیت اهمیت خود را از دست می دهد و برنامه تلویزیونی ساختن یا عکس اینستاگرامی گرفتن از واقعیت است که اهمیت دارد. این همچنین با نظریات پساساختارگرایان نیز مرتبط است که معتقد بودند مدلولی وجود ندارد و ما در دنیای دال‌ها و نشانه‌ها اسیر شده‌ایم.

در این شرایط برخی داستان های پسامدرن نیز به فرهنگ مصرف گرا و رسانه محور معاصر می پردازد.

فصل نهم:
شخصیت پردازی پسامدرن


شخصیت در داستان های پسامدرن واجد نفس، خودآیینی و عقلانیت فردگرایانه نیست. بلکه تنها محل تلاقی گفتمان هاست.

گفتمان در اصطلاح میشل فوکو، الگویی نانوشته است که رفتارهای زبانی و اجتماعی نهادها و تشکیلات مدنی را از پیش مشخص می کند و معرفت خاصی از واقع را ایجاد می کند. این الگو خود، از طرفی برساختهٔ ساختار قدرت است و از طرفی ساختار قدرت را تحکیم می بخشد. در نظر فوکو اشخاص تنها موضوع هایی هستند که توسط گفتمان ساخته می شوند تا آن را بازتولید کنند و فاقد آگاهی مستقل دکارتی هستند.

شخصیت های داستان های پسامدرن نیز از بودن در دایره نفوذ گفتمان بی خبرند. آن ها به عبث گمان می کنند اراده یا سلیقه یا باورهایی از آن خود دارند، غافل از آن که رفتارها و امیالشان بازتولید هنجارها و قواعد گفتمانی است. و برخی داستان های پسامدرن این امر را برجسته می کنند و به نمایش می گذارند.
Profile Image for HAMiD.
521 reviews
June 19, 2019
به گمانم اندوختن دانشِ آکادمیک و استفاده از آن در همه ی زمینه ها، سبب رشدِ چگونه دیدن و چگونه رو در رو شدن و در پی آنها خلق کردن یا رد کردنِ پدیده هاست با نگاهِ دستِ کم دقیق تر و به جا. حالا چرا این پیشگفتار را آورده ام؟ برای پررنگ کردنِ خواندن و آموختنِ نقدِ ادبی و کارکردِ آن در گسترشِ فضای ذهن و البته درک و دریافت های دقیق تر از آن چه که به گونه ی ادبیات با آن رو در رو می شویم.
آقای دکتر پاینده(جانش سلامت و عمرش به سربلندی برقرار) در سه جلدِ کتابِ داستانِ کوتاه در ایران، با بهره بردن از دانش آدکامیک مرتبط خود و در پی تلاش برای انتقال آن به خواننده ی پارسی زبان، دیدگاههایی(اگرچه نه همه ی دیدگاههای صاحب نظران) را درباره ی داستان خوانی(به گمان من) آموزش می دهد که بی اندازه خواننده را در رودرویی با ادبیات توانمند می کند. این سه جلد کتاب برای من چونان دوره ای کوتاه در فضای آکادمیک بود. درست و به جا، انگار که در کلاسِ درس نشسته باشم و نکته بنویسم از سخن گفتن های استاد(سپاس ایشان را). اگرچه دانشِ ناچیز من در نقد ادبی سایه می اندازد روی اینکه بشود و بتوانم موشکافانه درباره ی این سه جلد بنویسم. چه بسا که دوستانِ ادبیاتی با بسیاری از آنچه در این سه جلد آمده است از پیش آشنایی داشته باشند و این موشکافی از آنان برآید تا بیشتر بیاموزیم. اما برای خواننده ی کمتر آگاه به نقد بی گمان این دوره بسیار ارزشمند است. و نشان می دهد که تا چه اندازه دانشِ آکادمیک و دستِ کم شناختنِ پایه های نقد می تواند جهانِ خواننده را گسترش بدهد، برای درک و دریافت بهتر. پس می خواهم این را هم بگویم که عملِ خواندن هم می تواند پربارتر باشد اگر در کنارِ دلپسندی های شخصی، همراه با آموخته های درسی هم باشد. پس خواندنِ این مجموعه را به همه ی دوستانی که تلاش برای مواجهه ی دقیق تری با ادبیات دارند پیشنهاد می کنم.
پس نوشت: نوشته های دکتر پاینده در سراسر کتاب بسیار روان و خوشخوان است، تنها اینکه ای کاش برخی کلمه ها که جایگزینِ فارسی و کاربردی ای دارند در متن به کار می رفت و از دراز نویسی فعل ها پرهیز می شد. اگرچه سخن گفتنِ من در پیشگاهِ بزرگان بی ادبی است اما این موضوع گاهی کلنجار ذهنی می آورد برای من.

1398/03/29
Profile Image for Sorellina.
223 reviews13 followers
December 14, 2022
چقدر این سه تا کتاب داستان کوتاه در ایران رو دوست دارم
چقدر ساده و خواندنی
چقدر دل‌نشین و شیرین
چقدر انتخاب داستان ها عالیه

۰۱/۰۹/۲۳
Profile Image for Mohsen Rahbar.
1 review2 followers
September 5, 2018
ضمن تأیید نظر دوستان در بیان شیوا و روان آقای دکتر پاینده در بررسی ابعاد مختلف پسامدرن ادبی، توصیه می‌کنم آخرین داستان فصل ۱۰ «غریبه و اقاقیا» نوشته علی‌اصغر شیرزادی و نقد مربوط را بخوانید که حسن ختام خوبی برای کتاب است. در واقع این داستان علاوه بر اشاره ضمنی به سیر ادبیات معاصر ایران، عناصر پسامدرن چون : مرگ مؤلف، فراداستان، بیامتنیت، وجودشناسی و ... را دربردارد. البته عناصر برسازنده پسامدرن آنگونه که در کتاب حاضر طرح شده، بیش از این موارد است.
Profile Image for Omid Kamyarnejad.
73 reviews34 followers
October 16, 2017
تمام سبک و نظریه های مرتبت با پست مدرن و فرم های داستانی را به خوبی استاد پاینده عنوان کرده و تجزیه ئ تحلیل کردند. خیلی چیزا یاد گرفتم...
Profile Image for Bahareh Sharifi.
46 reviews4 followers
March 30, 2017
کتاب بسیار مفیدی در زمینه نظریه های پسامدرن و کاربرد آن در ادبیات داستانی بود. نظریه هایی که در این کتاب مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است از مهم ترین و معروف ترین نظریه ها در زمینه پسامدرن هستند. یکی از نقاط قوت این کتاب نمونه داستان هایی بود که بعد از ارائه هر نظریه آورده شده و با توجه به همان نظریه مورد بررسی قرار گرفته بود. به دوستانی که به داستان های پسامدرن علاقه مند هستند شدیدا خواندن این کتاب را توصیه می کنم.
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.