این کتاب پیشرو، نظاممندترین بررسیای است که تا به امروز درخصوص این گزارهٔ غالباً ادعاشده، ولی کمتر مطالعهشدهٔ «تاریخ مهم است» نگاشته شده است. غالب عالمان اجتماعی معاصر بهشکلی ناخودآگاه رویکردی مقطعی به دنیای اجتماعی در پیش میگیرند. لیکن وقتی رخدادها و فرایندهای اجتماعی از بستر زمانیشان جدا میشوند، معنایشان مخدوش میشود. پل پیرسون معتقد است با نشاندن سیاست در بستر زمان ـ ساختن تصاویر متحرک به عوض تصاویر مقطعی ـ میتواند ادراک ما را از پویاییهای اجتماعی پیچیده و نظریهها و روشهایی که برای تبیین آنها به کار میگیریم بهبود ببخشد. سیاست در بستر زمان دریچهٔ جدیدی به ابعاد زمانی دنیای اجتماعی میگشاید. این کتاب طیفی از خصایص مهم و الزامات ناشی از فرایندهای اجتماعی متحول ارائه میکند: تنوع فرایندهایی که در دورههای زمانی معنادار شکوفا میشوند، مناسباتی که تحت تأثیر آنها احتمالاً چنین فرایندهایی بروز میکنند، و بیش از همه، اهمیت این ابعاد زندگی اجتماعی برای شناخت برایندهای سیاسی و اجتماعی مهم. تحلیل پیرسون، که در طیف گستردهای از علوم اجتماعی میگنجد، هزینهٔ گزافی را آشکار میکند که علوم اجتماعی با غیرتاریخیشدن میپردازد و گنجینهای از ایدهها برای جانبخشیدن به ادراک ما از فرایندهای تاریخی فراهم میآورد. کتاب پیرسون، با نشاندن سیاست در بستر زمان، تأثیری دیرپای در آثار استادان و دانشجویان رشتههای علوم سیاسی، تاریخ، و جامعهشناسی تا اقتصاد و تحلیل سیاسی خواهد داشت.
Paul Pierson is Professor of Political Science at the University of California, Berkeley, where he holds the Avice Saint Chair in Public Policy. Before taking this position in 2004, he was professor of government at Harvard University, where he taught from 1988 to 2004.
Pierson's first book, Dismantling the Welfare State? (1994), won the American Political Science Association's Kammerer Prize for the best book published on American national politics and policy in 1994. He has been the recipient of a number of prestigious fellowships, among them a Guggenheim Fellowship, a Jean Monnet Fellowship at the European University Institute in Florence, and a Russell Sage Foundation Fellowship.
Professor Pierson is an Affiliated Scholar at the Center for American Progress, where his work concentrates on comparative public policy, political economy, and the welfare state. His writing has appeared in Politics and Society, Comparative Political Studies, and Governance. Pierson is currently working on two books on long-term changes in the American political system. He lives in Berkeley, California.
این کتاب پیشرو، نظاممندترین بررسیای است که تا به امروز درخصوص این گزارهی غالباً ادعاشده، ولی کمتر مطالعهشدهی «تاریخ مهم است» نگاشته شده است. غالب عالمان اجتماعی معاصر بهشکلی ناخودآگاه رویکردی مقطعی به دنیای اجتماعی در پیش میگیرند. لیکن وقتی رخدادها و فرایندهای اجتماعی از بستر زمانیشان جدا میشوند، معنایشان مخدوش میشود. پل پیرسون معتقد است با نشاندن سیاست در بستر زمان ـ ساختن تصاویر متحرک به عوض تصاویر مقطعی ـ میتواند ادراک ما را از پویاییهای اجتماعی پیچیده و نظریهها و روشهایی که برای تبیین آنها به کار میگیریم بهبود ببخشد. سیاست در بستر زمان دریچهی جدیدی به ابعاد زمانی دنیای اجتماعی میگشاید. این کتاب طیفی از خصایص مهم و الزامات ناشی از فرایندهای اجتماعی متحول ارائه میکند: تنوع فرایندهایی که در دورههای زمانی معنادار شکوفا میشوند، مناسباتی که تحت تأثیر آنها احتمالاً چنین فرایندهایی بروز میکنند، و بیش از همه، اهمیت این ابعاد زندگی اجتماعی برای شناخت برایندهای سیاسی و اجتماعی مهم. تحلیل پیرسون، که در طیف گستردهای از علوم اجتماعی میگنجد، هزینهی گزافی را آشکار میکند که علوم اجتماعی با غیرتاریخیشدن میپردازد و گنجینهای از ایدهها برای جانبخشیدن به ادراک ما از فرایندهای تاریخی فراهم میآورد. کتاب پیرسون، با نشاندن سیاست در بستر زمان، تأثیری دیرپای در آثار استادان و دانشجویان رشتههای علوم سیاسی، تاریخ، و جامعهشناسی تا اقتصاد و تحلیل سیاسی خواهد داشت.
مؤلف کتاب با بیان جمله کلیدیِ «تاریخ مهم است» بحث خود را پیش میبرد و بر این نکته تأکید میورزد که باید بدانیم چرا، کجا، چگونه و برای چیست که تاریخ اهمیت دارد. چگونگی تأثیر نهادن تاریخ بر اکنون بزرگترین دغدغه پیرسون است و به همین سبب عنصر کلیدی در بحثهای او، مسأله زمان است. بررسی تاریخ در کار پیرسون از آن چهت محوریت دارد که حیات اجتماعی در بستر تاریخ نضج میگیرد و فرایندهای اجتماعی ابعاد زمانی متمایزی دارند. به عقیده پیرسون، پژوهش اجتماعی بدون توجه به زمان و فرایندهای اجتماعی در بستر تاریخ، ابتر است؛ چنانکه داگلاس میگوید «بدون درک عمیق از زمان، عالمان سیاسی بدی خواهیم بود، زیرا زمان همان بُعدی است که ایدهها، نهادها و باورها در بطن آن تحول مییابند». اما با این وجود همچنان توجه به ابعاد زمانی خاص فرایندهای اجتماعی در میان پژوهشهای علوم اجتماعی اندک است. پیرسون میکوشد تا طیفی از فرآیندهای زمانی که در زندگی سیاسی معمولاند را بشناساند و فرایندهای گوناگونی که در بازههای زمانی درخور توجه شکوفا میشوند را متمایز کند. پیرسون با نشان دادن اهمیت ابعاد زمانی زندگی اجتماعی به عنوان اصلی مهم در شناخت رخدادهای سیاسی، زمینه نظری قویتری ایجاد میکند برای تأکید کردن بر چسبندگی آرایشهای اجتماعیِ بهجای مانده از گذشته که تبیینهای کارکردی را به پرسش میکشد. التفات به زمانبندی سبب برجسته شدن ابعادی از زندگی اجتماعی میشود که اساسا از زاویه نگاه غیرتاریخی پنهان میمانند. اساس بحث پیرسون را میتوان در وابستگی به مسیر، زمانبندی و توالی، اهمیت و تمایز فرایندهای بطیء برای توجه به دورههای زمانی بلندمدت و مسائل مربوط به منشأهای نهادی و تحول نهادی خلاصه کرد. در خصوص نظریه وابستگی به مسیر چکیدهوار میتوان گفت که بر زنجیرهای از رخدادها و فرایندها متمرکز میشود که از برخی بزنگاههای مهم اولیه نشئت میگیرند و بر تأثیرات خودتقویتشونده پیامدهای اولیه تأکید میکند. بحث درباره توالی، پیامدهای ناشی از تفاوت در ترتیب زمانی فرایندهای کلان و تعاملات خُرد را آشکار میسازد. با توجه به فرایندهای بلندمدت، تفاوت آشکار شکوفا شدن فرایندها و پیامدهای علّی در دنیای اجتماعی را پُررنگ میکند. و در نهایت بر اهمیتِ نگریستنی فراتر از برهههای انتخاب نهادی و آزمودن فرایندهای تحول نهادی تأکید دارد تا بدین وسیله بتوان دریافت چرا و چگونه آرایشهای نهادی خود را با فشارهای گوناگون برای اصلاح یا جایگزینی که در بازه زمانی گسترده رخ میدهند، تطبیق میدهند یا در تطبیق یافتن شکست میخورند. میتوان گفت که مدعای اصلی پیرسون این مهم است که حوادث تاریخی مثل حلقه زنجیر به یکدیگر مرتبطاند، اما این زنجیروارگی الزاما به معنای رابطه علّی نیست؛ بلکه به این معناست که هر حلقه از زنجیر با حلقههای پیش از خود رابطه واکنشی دارد و حوادث از پس یکدیگر ظاهر میشوند و از هم تأثیر میپذیرند. در این رابطه واکنشی، نقطه آغازین و زمان وقوع رویدادها بسیار اهمیت دارد. رویدادهای پسینی میتوانند واکنش یا ضدواکنشهایی را بروز دهند و منجر به تغییر یا تثبیت شوند.