«سفر به ایساتیس» کتابی با سبک جدید درباره ی خاطرات و پشت صحنه ی سفر رهبری به شهر یزد است. ویژگی «سفر به ایساتیس» که آن را از کتابهای مشابهش متمایز می کند، روایتهای کوتاه و عامیانه ای است که بیش تر از زبان مردم نقل شده است و خواننده را با آن ها و خاطراتشان همراه می کند. این کتاب را صرفاً نمی توان به عنوان سفرنامه ی رهبری و خاطرات سفر ایشان به یزد بدانیم زیرا روایتهای این کتاب بیش تر به حوادث و اتفاقاتی که در طول سفر و در بین مردم گذشته است و معمولاً کم تر گفته یا شنیده می شود، می پردازد و احساسات و حرفهای مردم را از زبانشان بازگو می کند. ویژگی دیگر این کتاب، فیلیپ بوک بودن آن است. در قسمت پائین سمت چپ هر صفحه، نقاشی وجود دارد که با ورق زدن صفحات به حرکت در می آیند و دخترکی را به نمایش می گذارد که با وضو گرفتن کنار جوی آبی و رفتن به بالای کوه، با کوزه اش شهر یزد را گلباران می کند. لوح فشرده ی چند رسانه ای که همراه کتاب عرضه می شود نیز یکی دیگر از امتیازات این کتاب محسوب می شود.
خرده روایت هایی از سفر سال 86 رهبر انقلاب به یزد واقعاً نمیشود روی اینطور کارها نام کتاب را گذاشت بیشتر شبیه یک کانال تلگرام است تا کتاب؛ البته یک کانال تلگرام با پستهای جذاب کاش نویسنده به خود زحمت میداد و موضوعات مطروحه را ورز بیشتری میداد؛ گاهی واقعاً بعضی از روایتها مبهمند
واقعا عالى بود هم گرافيک هم انتخاب اسم هم سى دى بعضى جاها از بيان طنزش خنده ات مىگيره بعد يه جا يهو يه چيزيو توصىف مىکنه که اشکت درمياد وخلاصه وقايع و مهربونى هايى که شيرينه...
شکسته شده بود؛مثل بقیه دل توی دلش نبود؛ مثل بقیه کارت دیدار میخواست؛ مثل بقیه لباس هایش پوشیده و بلند بود؛ مثل بقیه از نوع روسری گلدارش پیدا بود که زرتشتی است پسرش برای حفظ وطن شهید شده بود؛ مثل بقیه *** متنش واقعا دوست داشتنی بود مطمئنم از خوندنش لذت می برید
سبک خیلی جالبی داشت خود کتاب و گرافیکش هم خیلی به نظرم جالب بود در کل به نظرم اکثر قسمت هاش فکر شده بود مخصوصا که چاپش هم برا 87 بود و اون زمان کمتر کتابی اینقد خلاقیت به خرج می داد برا صفحه آرایی و سی دی و نثر نوشتن در کل پیشنهاد می کنم حتما بخونین انشالله به چاپ های بعدی هم برسه زود زود
خيلى جالب بود هم سبك نگراشش و هم تصاويرش و ضد البته محتواش كه چيزى جز بيان حقيقت نميتونست باشه.. چقدر دعاى آخر نويسنده به دلم نشست هيچ وقت اينجورى نگاه نكرده بودم...دردمند... دردمند و سربلند.