اینجا سینما نیست، رفیق، اینجا اردوگاه است، فراموش نکنید. بهعلاوه، فرض کنیم که موفق شوید برگردید فرانسه، چه میشود؟ قول میدهم کمتر از دو هفته دلتان برای بازداشتگاه تنگ شود، جایی که در آن تفریح هست و میتوان با آرامش کامل مطالعه کرد و برای آدم بسته میآورند. ژان دوتور رماننویس و مقالهنویس فرانسوی است. او در زمان جنگ جهانی دوم عضو نهضت مقاومت بود و دو بار توانسته بود از چنگ نازیها بگریزد. پس از جنگ، حرفهٔ نویسندگی را با مقالهنویسی در روزنامهها آغاز کرد و سهسال دستیار مدیر روزنامهٔ لیبراسیون بود. اولین کتابش عقدهٔ سزار در سال ۱۹۴۶ منتشر شد و جایزهٔ استاندال را از آن خود کرد. او حدود شصت اثر در قالب رمان، نقد ادبی، رساله، شعر و نمایشنامه منتشر کرده که شناختهشدهترینشان خانوادهٔ پواسوناراست.
خانواده پواسونار ، کتابی ایست از ژان دوتور ، نویسنده فرانسوی . داستان که در بستر جنگ جهانی دوم و اشغال فرانسه توسط آلمان نازی روایت شده ، حکایت خانوادهای به نام پواسونار است که صاحب یک فروشگاه لبنیات و خواربار در پاریس اشغال شده هستند. پواسونار ، همواره در اوج جنگ ، نکبت و اشغال برای پواسونارها ، نعمت است . آنها به طرز ماهرانهای خود را با هر شرایطی تطبیق میدهند. به سرعت موضع خود را عوض می کنند و با هر قدرتی که در حال ظهور است، همراه میشوند تا منافع خود را حفظ کنند. از حمایت از دولت ویشی گرفته تا همکاری با نیروهای مقاومت، هیچ اصل ثابتی جز منفعت شخصی ندارند. پواسونارها در پنهان کردن انگیزههای واقعی خود و دروغ گفتن مهارت دارند. این گونه دیگران را به راحتی فریب داده و همواره ماهیت واقعی خود را مخفی می کنند . آنها به واسطه شغلشان (صاحب فروشگاه خواربار) و ارتباطاتی که در طول زمان کسب کردهاند، موقعیتی بی نظیر به دست آورده و روزی ملت به دست آنها افتاده . پواسونارها از موقعیت خود برای پیشبرد اهدافشان استفاده میکنند و در زمان کمبود و قحطی ، کالاها را احتکار کرده و با قیمتهای گزاف می فروشند و این گونه قدرت بیشتری کسب می کنند ، گرچه نان در خون ملت می زنند . خانواده پواسونار و کاسبان تحریم : پواسونارها ، به طرزی غریب ، فرصت طلبان و کاسبان تحریم وطنی را به خاطر می آورند . افرادی که به خاطر سود ، هموطنان خود را از دارو و درمان ، تجارت ، کار و فرصت های شغلی ، آموزش ، هوای سالم و در کل زندگی محروم کرده اند . کاسبانی کثیف و منفعت طلب که ملتی را در باتلاق نکبت غرق و جوانان را آواره کرده اند . پواسونارها در مقایسه با این کاسبان ، تنها بقال هایی هستند که کمی آب به شیر می بندند یا پنیر نامرغوب می فروشند . این پشه های کم آزار را نمی توان با خون آشام های وطنی مقایسه کرد . در پایان کتاب، هیچ تغییری در این وضعیت مشاهده نمیشود. نه نظمی نو برقرار میشود و نه تغییری اساسی در ماهیت روابط قدرت و ثروت رخ میدهد. جهان همچنان همان صحنه رقابت و مبارزه برای منافع باقی میماند و خانواده پواسونارنیز، به عنوان یکی از بازیگران این عرصه، به مسیر خود ادامه میدهد. این پایان، نه یک گشایش است و نه یک فرجام باشکوه، بلکه صرفاً ادامهای بر وضعیت موجود است؛ تأکیدی بر این واقعیت که جهان، با تمام پیچیدگیها و تناقضاتش، همچنان بر همان پاشنه خواهد چرخید. دوتور این گونه واقعیت های دنیا را به خواننده نشان می دهد . از نگاه او برای زندگی و پیشرفت در این دنیا هم چنان باید با خون دیگران زندگی را گذارند و برای پیشرفت ، پا بر شانه ملت گذشت .
L'art d'écrire sur des épisodes dramatiques avec légèreté, plein d'humour dans la narration de ces débrouillards (plus ou moins) de cette stupide guerre...
If you're looking for a well-written (by a member of the Academie Francaise) account of daily french life under the Occupation and the complexities of 'collaboration' then this is it!
Au bon beurre est me semble t'il entré dans la mémoire des plus jeunes lecteurs de Babelio, les plus de 60 ans bien sur, grâce au téléfilm éponyme réalisé par Edouard Molinaro avec Roger Hanin et Andrea Ferréol dans les rôles principaux. Publié en 1952, ce roman de Jean Dutourd décrit un couple de commerçants à l'image de ceux que nombre de citadins ont connu et/ou subi pendant l'occupation. Sous la plume de Jean Dutourd nous faisons la connaissance du couple Poissonnard, de ses enfants, un couple qui a su évoluer et suivre le sens de l'histoire avec un opportunisme de bon aloi sans oublier d'entasser quelques millions . Face à eux difficile de faire le poids et Leon Lecuyer, résistant trop timide et idéaliste en paiera le prix fort. Ce roman doux amer au parfum parfois nauséabond riche en enseignement ose aborder ce sujet tabou, la plupart préférant baisser les yeux et garder le silence....
ادبیات جنگ همواره برای من جایگاه مهمی داشته است. «کرۀ خوب» یا خانوادۀ پواسونار روایتی درونجامعهای از خانوادهای لبنیاتفروش است که از عنفوان جنگ جهانی دوم، با هوش و صدالبته شیادیشان، مسیر کسب ثروت را پیش گرفتهاند. تودور در این رمان با شخصیتپردازیهایی دقیق، توصیفاتی به جا و روزمرگیهای زمان جنگ اثری بهیادماندنی را خلق کردهاست که خواندنش لذتبخش است.
On a essayé longtemps de cacher toute la culpabilité des péchés de la deuxième guerre. Au Royaume-Uni, il faut croire, même aujourd’hui, que Churchill ait sauvé le monde, et que tous les Britanniques soient anti-fascistes. La banalité du mal existe, voilà tout, exécrable, inévitable
Una de esas buenas sátiras que hacían los escritores decimonónicos y que tan raro se nos hace encontrar —ay— en el siglo XX. Dutourd tiene una pluma venenosa para caricaturizar tipos sociales, aquí sobre todo el tipo acomodaticio y chaquetero del acaparador que hace su fortuna durante la guerra. Es un teatrito de marionetas descabezadas muy divertido y que permite hacerse una idea aproximada de cómo fue cambiando la dirección del viento en la Francia ocupada.
Écrit en 1952, soit juste après la guerre ! Un récit drôle, qui ne se ment pas, il parle de la guerre et du profiteur qui devient résistant. Le résistant du Lendemain, comme disait mon grand-père. Même les articles élogieux de la presse sonnent comme les hérauts d'un autre temps.
This book was off-putting at first because it wasn't what I was expecting. I thought I was getting something serious and it is like a Wes Anderson film. Seriously, Wes Anderson should make this into a film.
Very different than what I expected but definitely liked parts of it. There were a lot of political and historical references some of which I looked up some I did not.
Je me rappelle étant enfant avoir vu le film adapté de ce livre, ça m'avait marquée. Le livre quant à lui est un monument de cynisme et d'humour noir, l'auteur ne se dépare jamais de ce style d'écriture et j'avoue qu'aux 3/4 du livre cela devient lassant. De plus j'aurai bien aimé qu'il soit aussi mordant quand la famille Poissonard retourne sa veste à la fin de la guerre, le ton est moins acéré je trouve, à moins que, m'étant tellement habituée à la dérision du style, je sois passée à côté... Certains passages sont ennuyeux, notamment pendant l'emprisonnement de Léon.
Néanmoins je recommande pour le côté historique car c'est très bien documenté et cela reflète fidèlement la mentalité de l'époque.