«قیمت کاغذ» و «تبلیغاتِ ویژهی سرمایهدارانه برای یکسری کتابهای خاص» رو کناری بگذاریم؛ فکر میکنم امروز بزرگترین و عجیبترین معضلِ دنیای چاپ و نشر، پدیدهی «کتابسازی»ست.
تعداد قلیلی نقاشی از الهی(که در گوگل میتوان دید و نوع و سایز قلم و اینکه گچ روی کاغذ است یا آبرنگ روی مقوا را هم میتوان پرسید) بعلاوهی تعداد قلیلی عکس(که آنها را هم در گوگل میتوان دید، با کمی زحمت) بعلاوهی مقادیری یادداشت و تحشیه و شعرِ پراکنده، تشکیلِ این به اصطلاح «کتاب» را میدهند.
هدف از نگارشِ این «چیز» چیست؟ تولید کتاب به مثابهی کالای لوکس؟ هدفْ بیشتر شناختنِ الهیِ بیزبان است؟ شناختیم.
شاید بیشتر از هر کسی دیگری در بین چهره های ادبی وطنی قدیس سازی را در مورد الهی شاهد بودیم . آن هم نه در زمان حیاتش بلکه پس از مرگ او تا اکنون که یک دهه میگذرد. الهی شاید فیگور مومیایی بود که باید با مرگش از زیر خاک بیرون کشیده میشد تا خوانده شود و به او و شاعری اش توجه گردد . در این میان برای برخی از جمله داریوش اسدی کیارس و بسیاری هم بد نشد از کنار بیژن نامی برای خود دست و پا کردند ، قدر یافتند و در صدر نشستند . برخی روایت ها هم از جمله برخی سطر های این کتاب به جای اینکه به میراث شعری و کاری الهی توجهه کنند . دنبال این بودند که از او یک عارف قرن پنجمی از نوع مدرن بسازند روایت هایی از این دست : عارف کافه گرد ما / الهی از عکس گریزان بود و...... روایت هایی که گفتن آنها بیشتر از همه خود الهی و چهره او را به جای ساخت و بازساخت تخریب میکرد . اگر کسی شیفته خواندن مطلبی درباره بیژن الهی و زندگی اوست ؛ این شماره با تاخیر ۶و ۷ را بخواند و یا کتاب علی سطوتی قلعه در مورد الهی را
کلاشیست. ده قطعه شعر و ده عکس و ده نقاشی از بیژن الهی را جناب کیارس با مشتی یاوه به عنوان تفسیر گرد هم آوردهاند و میفروشند. که چه بشود؟ اشعار در سایر کتابهای الهی آمدهاند. توضیح نقاشیها محدود به سایز و نوع قلم است. تحشیههای جناب کیارس هم که مثل همیشه یکسر یاوهسراییست. ناامیدکننده است. کلاشیِ جناب کیارس با شاعران «شعر دیگر» نامیدکننده است.
به دقیقی بیژن در کلام که جهتی را برای فهم بر می انگیزاند،احترام باید گذاشت. توصیه دارم به خوانش این کتاب برای شناخت برخی فضاهای کم دیده شده در سیطره وسیع ادبیات.